گناه، عامل نزول انواع بلاها
مردم را بايد تشويق كرد كه دست از گناه بردارند. خدا گرهها را باز مىكند. امام صادق عليهالسلام مىفرمايد:
« وَ قَصَّرَ أَعْمارَها وَ لَمْ تَرْبَحْ تُجّارُها »
گناه، عمرها را كوتاه مىكند. مرگ مفاجات و ناگهانى مىآورد. كاسبىها را در سطح مملكت ويران مىكند، تمام مغازهها خلوت مىشود و چرخ كاسبى از كار مىافتد و همه دچار حيرانى مىشوند.
« وَ لَمْ تَغْزُر أَنهارُها وَ لَمْ تَزْكُ ثِمارُها »
رودخانهها را خشك مىكند. رودخانهاى كه روزگارى پر از آب بود، ناگهان آب كمى از وسط رودخانه مىرود كه براى كشاورزى و هيچ چيز ديگرى فايدهاى ندارد. تمام درختها شكوفه مىكنند، اما ناگهان سرما مىزند و همه را سياه مىكند كه درختها ميوه ندهند، هيچ كس نيز هيچ كارى نمىتواند بكند.
« وَ سَلَّطَ عَلَيها شِرارُها »
مردم شرور را بر آنها مسلّط مىكند كه اين اداره به آن اداره بدوند و كسى براى آنها دل نسوزاند كه كارشان را حل كند. بدان را بر آنها مسلّط مىكند كه به آنها رحم نكنند.
« وَ حَبَسَ عَلَيها أَمْطارَها »
به ابرها مىگويد: بالاى شهرها برويد، ولى باران را در كويرها خالى كنيد و به سر مردم خالى نكنيد. اينها مستحق بركت باران نيستند. ديگر كسى نمىتواند جلوى اينها را بگيرد.
و خلاصه همان مىشود كه خدا در قرآن مىفرمايد:
« ظَهَرَ الْفَسَادُ فِى الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِى النَّاسِ »[10]
داستان گناه، چه داستانى است؟