: در حال آماده ساز هر وقت متن كامل شد وارد خواهم كرد
۱-مجازات سبك شمردن امر خداي متعال : امام صادق فرمودند: از غفلت
بپرهيزيد كه بضرر خودتان است امر خداوند عزوجل را سبك نشماريد.زيرا
همانا كسي كه امر خداوند عز وجل را سبك بشمارد خداوند در روز قيامت
اورا خوار ميكند
۲- مجازات نيرنگ و فريب : امام حسن از اميرالمومنين ميفرمايند: نيرنگ و
فريب در جهنم است.
۳-مجازات متكبران :امام صادق از امام باقر فرمودند: عزت عباي خدا و بزرگي
پوشش اوست كسي كه در پي عزت و بزرگي باشد خداوند اورا در جهنم
واژگون مي نمايد. امام صادق مي فرمايند تكبر مركب(ماشين)رفتن به جهنم
است.رسول خدا فرمودند: بيشتر اهل جهنم متكبران هستند.
امام صادق فرمودند : همانا متكبرين در روز قيامت با اندازه مورچه ها ريز
شده و مردم آنان را لگد مال ميكنند تا از حساب خداوند فارغ شوند.
۵-امام صادق فرمودند : نوجواني كه در ميان قوم خود به سن جواني برسد
واورا به خاطر گناهانش ادب نكنند اولين مجازات خداوند عز وجل اين است
كه روزي آنها را كم مي كند.
۶-امام صادق فرمودند : سه نفر در روز قيامت عذاب خواهند شد كسي كه
عكس حيواني را بكشد تا وقتي كه روح در آن بدمد وهيچ گاه نخواهند
توانست روح در آن بدمد -كسي كه خواب دروغي بگويد تا زماني كه دو دانه
جو را بتواند به هم گره بزند عذاب خواهند شد -كسي كه به سخن عده اي
گوش دهد و آنها را دوست نداشته باشند كه در اين صورت در گوشهايش
سرب خواهند ريخت والله الحاكم المقدور
۷- مجازات خنديدن در حال گناه: امام صادق از پدرش رسول الله فرمودند:
كسي كه در حال انجام دادن گناه خندان باشد در حالي كه به جهنم ميرود
گريان است.
۸- امام صادق از پدرش نقل ميكند اميرالمومنين نقل ميكنند: كسي كه از
زنش اطاعت كند خداوند اورا به درون جهنم پرتاب خواهند كرد
۹-امام صادق فرمودند : كسي كه قسم بخورد وبداند كه دروغ مي گويد
خداوند محققا با خداوند عزوجل جنگيده است.
۱۰-امام صادق فرمودند : كسي كه در غسل هاي واجب (جنابت) عمدا يك
تار موي را نشويد جايگاهش در جهنم خواهد بود
۱۱-امام صادق فرمودند:شفاعت ما به كسي كه نماز را سبك مي شمارد
نميرسد.
۱۲-امام صادق فرمودند : كسي كه در زندگي خود زكات ندهد پس از مرگ
درخواست مي كند كه به دنيا بازگردد وكسي كه يك قيراط راندهد يا بايد
مسيحي بميرد يا يهودي
۱۳-ادامه مطالب در آينده
ثواب الاعمال
۱- در آينده
چرا غذا را نبايد فوت كرد
فوت کردن غذا مکروه است.!؟؟
دلیل این امر می دانید چیست؟؟
انسان برای بقای زندگی خود نیاز به اکسیژن دارد .بدن انسان پس از دریافت اکسیژن
آنرا در هنگام عمل بازدم به دی اکسید کربن تبدیل می نماید.
وقتی انسان این باد (فوت ) را به غذای گرم یا مایع گرم می دمد باعث ترکیب شدن آن
وبوجود آوردن ماده ای مضر برای بدن می گردد در نتیجه ترکیب این ماده با خون سبب
بوجود آمدن پوکی استخوان نیز می گردد.
پس با این نتیجه می توان گفت: برای سرد کردن غذا یا مایع گرم می توان از حرکت
دست یا کمی صبر استفاده کرد.
طی فرمول زیر:
H2O + CO2 = H 2 CO 3
...که اسید کربنیک باعث پوکی استخوان می شود و خود عامل سرطان است.
ريش تراشي و مضرات آن
از جمله مسائل و احکام الهی که متأسفانه امروزه در اثر ناآگاهی مسلمین اهتمام
کمتری بدان می شود «حفظ محاسن و جلوگیری از ریش تراشی» در مردان است.
بسیار دیده می شود که مسلمانان بدون توجه به این حکم شرعی که «تراشیدن
ریش حرام می باشد.» اقدام به این عمل می نمایند و به صورت علنی این مظهر
شرعی را زیر سؤال می برند. تا آنجا که این موضوع حتی در میان کارگزاران صدا و
سیمای جمهوری اسلامی نیز گاهی به وضوح دیده می شود!! در این نوشتار به
بررسی احکام شرعی درباره این موضوع می پردازیم.
ریش شما محاسن شماست!
به ریش، محاسن هم گفته می شود و آن به معنای نیکویی ها و جمع حُسن
است. علت این مسأله و وجه تسمیه محاسن نامیدن ریش به خاطر آن است که
ریش عضوی زیبا از اعضای بدن انسان است که بر جمال و زیبایی او می افزاید
همان طوری که لباس برای انسان و مو و پشم در حیوانات و پر در پرندگان باعث
زیبایی آنهاست. خداوند متعال در آیه 26 از سوره مبارکه اعراف می فرمایند: یا بنی
ادمَ قَد انزلنا علیکُم لباساً یُّواری سَواتِکُم و ریشاً؛ ای فرزندان آدم ما لباسی که
ستر عورت شما کند و جامه های زیبا و نرم که با آن تن را بیارائید برای شما
فرستادیم.» همچنین در آیه 5 از سوره مبارکه نحل می فرمایند: و الأنعامَ خلقَها
لکم فیها دفءٌ و منافع؛ و چهارپایان را برای انتفاع شما نوع بشر خلق کرد تا به موی
و پشم آنها دفع سردی کنید و...
علاوه بر این بر اساس روایات اسلامی فواید بسیار دیگری برای موی سر و ریش در
مردان شمرده است که برخی از آنها را ذکر می نماییم.
نعمت و لباس خداوند
رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «الشَّعرُ الحَسَنُ مِن کِسوةِ الله
فأذکرُوه؛ مو و ریش زیبا لباسی است که خداوند داده است. بنابراین آن را گرامی
بدارید.» بر این اساس کسی که ریش خود را می تراشد و اثری از آن باقی نمی
گذارد و با دست خودش، خود را از لباس خدا محروم کرده است و ترجیح داده است
عریان و بدون لباس، آن هم لباسی که منسوب به خداوند است، باشد!!
با این همه فواید مادی و معنوی که ریش داشتن و شانه زدن آن دارد واقعاً حیف
است که مردان مسلمان، خود را از آن محروم کنند. بعلاوه در برخی از روایات از
رسول اکرم (ص) توصیه های جدی در داشتن ریش شده است تا جایی که کسی
که این عمل را ترک کند از خود ندانسته اند!
سبب برآورده شدن حاجت
امام صادق(علیه السلام) در تفسیر آیه 31 سوره اعراف که می فرماید: زینت
خودتان را در هنگام مسجد رفتن همراه داشته باشید؛ یا بنی ادم خُذوا زینتکم عند
کلّ مسجدٍ، فرمودند: المَشطُ فإنَّ المَشطَ یُحَسِّنَ الشَّعرَ یُنجِزَ الحاجَة؛ شانه کردن،
مو و ریش را زیبا می نماید و باعث برآورده شدن حاجت می گردد.
بنابراین باید مو و ریش را تاحدی نگه داشت که بتوان آنها را شانه زد و تراشیدن
ریش به گونه ای که چیزی از آن باقی نماند محروم کردن خود از برآورده شدن
حاجت است!!
مانع وبا و دورکننده غم
همچنین امام صادق(علیه السلام) در ادامه همان روایت فرمودند: فإنّه یذهَبُ بالهَمِّ
و الوَبا؛ شانه کردن موی سر و ریش غم و غصه و وبا را از بین می برد. بیماری
مهلکی چون وبا و نیز غم و اندوه و افسردگی که از جمله بیماری های روحی است
با شانه زدن موی سر و ریش می تواند دور شود. باورتان می شود شانه زدن ریش
این همه فایده داشته باشد؟! دورکننده بیماری های جسمی و روحی!
جلوگیری از درد دندان
امام صادق(علیه السلام) در روایتی دیگر فرمودند: مُشطُ اللَّحیةِ یَشُدُّ الأخراسِ؛
شانه کردن ریش، دندان ها را محکم می سازد. قابل توجه کلیه آقایان محترمی که
تمایل دارند تا سنین بالا دندان هایشان سِفت سفت بچسبد به لثه هایشان و فارغ
از هزینه های دندانپزشکی! دندان های خودشان را داشته باشند! ریش هایتان را
شانه بزنید! البته اگر نتراشیده ایدشان!!
دورکننده فقر و درد
امام صادق(علیه السلام) همچنین فرموده اند: المَشطُ یَنفی الفقرَ و یَذهَبُ بالدّاء؛
شانه کردن موی سر و ریش سبب از بین رفتن فقر و درد می گردد. شاید براساس
این روایت شریف بتوان گفت در روزگار ما سبب زیاد شدن فقر و درد یکی هم همین
باشد که مردان این عصر ریش ندارند که بخواهند آن را شانه بزنند و از فقر و درد دور
بمانند!! والله اعلم!
علت این مسأله و وجه تسمیه محاسن نامیدن ریش به خاطر آن است که ریش
عضوی زیبا از اعضای بدن انسان است که بر جمال و زیبایی او می افزاید همان
طوری که لباس برای انسان و مو و پشم در حیوانات و پر در پرندگان باعث زیبایی
آنهاست
منشأ برکت
رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) از دیگر فواید ریش داشتن و شانه زدن آن
را افزایش رزق و روزی و برکت در زندگی دانسته اند و فرمودند: ... و انَّه یَزیدُ فی
الرّزق؛ شانه زدن ریش ها و رزق و روزی را زیاد می گرداند.
با این همه فواید مادی و معنوی که ریش داشتن و شانه زدن آن دارد واقعاً حیف
است که مردان مسلمان خود را از آن محروم کنند. به علاوه در برخی از روایات از
رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) توصیه های جدی در داشتن ریش شده است تا
جایی که کسی که این عمل را ترک کند از خود ندانسته اند!
بی ریش ها از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیستند!
از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) نقل است که فرمودند: حَفّوا الشَوارِبَ و اعفُوا
اللُحی و لاتَشَبَّهوا بالیهود؛ سبیل هایتان را کوتاه نمایید و محاسن و ریش های خود
را بلند کنید و خود را شبیه یهودیان نکنید!
همچنین آن حضرت فرمودند: إنّ المَجوسَ جَزّوا لُحاهُم و وَفّرُوا شَوارِبَهُم و إنّا نحنُ
بَخِرُّ الشَّوارِبَ و نَعفی اللُحی و هی الفطرةُ؛ مجوسیان ریش های خود را می
تراشند و سبیل ها را بلند نگه می دارند ولی ما مسلمین عکس آنها سبیل های
خود را کوتاه و محاسن را بلند نگه می داریم و ریش داشتن و کوتاه کردن سبیل
مطابق فطرت انسانی است.
و نیز از آن حضرت نقل است که فرمودند: لیس مِنّا مَن تَشَبَّه بِغَیرِنا؛ کسی که خود
را شبیه غیرمسلمانان درآورد از ما نیست. همچنین در جای دیگری فرمودند: لیس
مِنّا مَن عَمِلَ بِسُنَّةِ غیرِنا؛ مسلمان واقعی نیست کسی که به دستور و آداب و
رسوم بیگانه عمل نماید.
از کنار هم قراردادن این روایات معلوم می شود که تراشیدن ریش از جمله کارهایی
است که یهودیان و مجوسیان انجام می داده اند و این کار با سنت رسول
اکرم(صلی الله علیه و آله) منافات دارد و پیامبر(صلی الله علیه و آله) کسانی را که
خود را مثل بیگانگان از یهود و مجوس در می آورند از خود نمی داند و نمی توان گفت
آنها مسلمان واقعی هستند!!
بی ریش ها دشمن خدایند!
امام صادق(علیه السلام) فرمودند: اِنّه اَوحی الله إلی نبیٍّ مِن أنبیائه قل للمؤمنین:
لاتلبِسوا لباسَ اَعدائی و لاتطعِموا مَطاعِمَ أعدایی و لاتَسلُکوا مَسالِکَ اَعدائی
فتکونوا أعدائی کما هم أعدائی؛ خداوند به یکی از پیامبران وحی کرد که به مؤمنان
بگو در لباس، خوراک و آداب و رسوم دشمنان خدا را سرمشق قرار ندهید که اگر
چنین کنید شما هم مثل آنان دشمنان خدا محسوب می گردید! تراشیدن ریش از
جمله مصادیقی است که سبب تشبّه انسان به غیرمسلمانان و دشمنان خدا می
شود!
موسيقي
امام جعفر صادق (ع) فرموده اند : کسی که چهل روز در خانه اش صوت موسیقی و
آواز خوانی پخش شود و مردم بر او وارد شوند ، شیطان تمام اعضای خود را به بدن او
مسح می نماید پس غیرت به کلی از آن مرد برطرف گردد تا جایی که اگر با زنش ، در
مقابل خودش ، فعل قبیحی انجام دهند او بدش نمی آید و صفت غیرت و حیا به کلی
از آن مرد برطرف شود. وسائل الشیعه کتاب تجارت باب 128 ، فروع کافی جلد 6
صفحه 432 همچنین در حدیثی از پیامبر اکرم نقل شده است : غنا ، نردبان زنا است.
بحارالانوار جلد76 باب99 (باب الغناء) و امام صادق فرمودند : خانه ای که در آن غنا
باشد ، از فساد و فحشا مصون نخواهد بود. و نیز : غنا باعث پیدایش روح نفاق است
. وسائل الشیعه جلد 12 باب 99 (ابواب ما یکتسب به) غنا چیست ؟ غنا عبارت از
آوازي است كه مشتمل بر ترجيع و صوت و طربانگيز و مناسب با مجالس طرب باشد
و موسيقي گاه بر غنا و گاه بر آلات مختلف موسيقي مانند تار سنتور دف و غيره
اطلاق ميشود. موسيقي را اگر به همان معناي غنا و آوازها و سازها و به كارگرفتن
آنها بدانيم فراگرفتن موسيقي كه از قديمالايام بين اهل لهو و بزم متداول بود و در
كشورها و مناطق مختلف انواعي از آن بكار برده ميشده و ميشود همه حرام
است. سوال: ملاك حرام و حلال بودن موسيقي چيست ؟فرق غنا با موسيقي
چيست ؟ پاسخ: در هر صورت معيار در حرمت موسيقي مناسب بودن آن با مجالس
لهو و داشتن مضامين فساد انگيز و اغوا كننده است. موسيقي در اصطلاح احكام
عبارت از صداي است كه به وسيله آلات مخصوص موسيقي ايجاد مي شود كه
چنانچه طربانگيز و شايسته مجالس لهو و باطل باشد حرام است و فرق نميكند كه
از صدا و سيما باشد يا غير آن. تأثير برفرد داشته باشد ويا نداشته باشد. اصيل باشد
و يا غير اصيل. ايراني باشد و يا غيرايراني. موسيقي كه داراي طرب و ترجيع باشد
حرام است و فرقي بين رفع خستگي و غير آن و براي خود يا ديگران در اين حكم
نيست و استعمال آلات لهو و لعب مطلقا حرام است. همينطور موسيقي كه
مناسب مجالس لهو و لعب باشد حرام است و اگر صداي زن باشد حرمت مؤكد
ميشود و ملاك در تحريك شدن نوع مردم است نه شخص انسان. براي آگاهي بيشتر
در اين زمينه ر.ك: 1- تفسير نمونه، ج 17، ص 19، ص 13، 24، 25 و 26 2- مضرات
موسيقي، سيد احمد خاتمي، نشر قرآن قم . سوال: - با توجه به اين كه صدا و
سيما زير نظر مقام معظم رهبري اداره مي شود آيا موسيقي كه پخش مي شود
حلال است؟ پاسخ: هر موسيقي كه از صدا و سيما پخش گردد و مطابق با معيار
موسيقي حرام باشد پخش و استماع آن جايز نيست. و پيرامون وظيفه رهبري در اين
راستا بايستي گفت: آهنگهايي كه از راديو و تلويزيون پخش ميگردد فراوان است و
در اين ميان ممكن است موسيقي حرامي نيز پخش گردد كه درصد آن نسبت به
آهنگهاي حلال اندك است ناگفته نماند مقام معظم رهبري فرصت كافي براي
مشاهده تمام برنامهها و آهنگهايي كه از رسانه مزبور پخش ميشود ندارند تا اينكه
نظر دهند. بله اگر چنانچه موسيقيهاي حرام در رسانه مزبور به حدي باشد كه
درصد آن مساوي يا بيش از موسقيهاي حلال باشد و يا به طور نسبي درصد آن زياده
باشد (كه اين چنين نيست) در اين صورت ايشان بايستي تذكر علني دهند و مردم را
بيدار كنند و مسؤول سازمان صدا و سيما را عزل نمايند. البته مقام معظم رهبري به
صورت هاي مختلف به مسؤول اين سازمان تذكر ميدهند ولي در اثر عدم آگاهي
برخي دست اندركاران نسبت به تشخيص موسيقي حلال از حرام در مواردي
موسيقي حرامي پخش ميگردد بنابراين تفاوت است ميان پخش موسيقي حرام از
روي عمد و پخش آن به خاطر ناآگاهي به حكم و موضوع موسيقي، در هر حال همه
در برابر پخش آهنگهاي حرام مسؤل هستيم و لازم است با تذكر پياپي پخش آ
هنگهاي حرام را كاهش دهيم. در اين باره خاطره اي (از زبان محافظ مقام معظم
رهبري ) براي شما بازگو مي كنيم. من بارها ديده ام كه وقتي تلويزيون يا راديو
موسيقي تند و شبهه ناكي پخش مي كند، آقا بلافاصله مي گويند خاموش كنيد. ما
هم كه پس از مدتي ديگر دستمان آمده بود كه آقا در مقابل اين سنخ موسيقي ها
حساسيت نشان مي دهند، ديگر قبل از تذكر ايشان در ماشين يا هر جاي ديگر وقتي
راديو چنين موسيقي هايي را پخش مي كرد خاموش مي كرديم. از ديدگاه ايشان اين
كه صدا و سيما پسوند اسلامي دارد دليل بر حليت تمامي آنچه كه پخش مي كند،
نيست. البته ايشان معتقدند كه در اينگونه موارد همه افراد بايد حساسيت نشان
دهند. من يادم هست يك بار كه آيت الله خزعلي از موسيقي هاي صدا و سيما به
ايشان شكايت كرد فرمودند: من به سهم خودم تذكر مي دهم، اما شما خودتان هم
بايد تذكر بدهيد، امر به معروف و نهي از منكر بر همه واجب است. سوال: روايات دال
بر حرمت موسيقي را بيان كنيد. پاسخ: درباره گرايش به آهنگ هاي دلنشين مي
توان گفت: چنين گرايشي طبيعي است و نياز پاسخگويي را مي طلبد. اما بايد
دانست چگونگي پاسخگويي به غرايز ابتدايي و نيازهاي دروني تا ميزاني مشترك
ميان تمامي اقوام و فرهنگ ها و پيروان اديان است . مانند آن كه استفاده از ((آب ))
براي رفع تشنگي نزد همگان مشترك است . تفاوت از آنجا آغاز مي شود كه براي رفع
اين نياز دروني و مشترك، نوشيدني هاي متنوع پيشنهاد مي شود. اينجاست كه
نظريه هاي انسان شناختي و فاكتورهاي اقتصادي , سياسي , فرهنگي رخ مي
نمايد و كنش ها و واكنش ها بروز مي كند. پيچيدگي ها و ابهام ها آنگاه فزوني مي
يابد كه در عصر ارتباطات و دهكده جهاني، تنوع پاسخگويي به نيازها بسيار فراوان
مي شود و پاسخگويي به نياز اصيل و طبيعي بدون عوارض جانبي و ضررشان، كاري
بس دشوار مي باشد و تلاش همگاني را براي انتخاب صحيح و يا پيدا كردن جايگزين
مي طلبد. جهت شفاف سازي درباره خصوص موسيقي متذكر مي شويم : موسيقي
به طور كلي داراي دو نوع است: 1- موسيقي غنائي: هرگونه آهنگي است كه به
لحاظ شكل يا محتوا موجب تحريك شهوت و متناسب با مجالس گناه است . اين گونه
موسيقي , گاهي آرامش تخديرگونه براي اعصاب دارد و گاهي هيجانات ناهنجار براي
روان در پي دارد. 2- موسيقي غيرغنايي : شامل صداهاي موزون طبيعت، مارش
نظامي , صوت قرآني , آواز حدي (براي تحريك حيوانات و دام ) مي شود. اين نوع
موسيقي ميتواند پاسخگوي گرايش طبيعي انسان به زيبايي هاي سمفوني و موزون
باشد و با اجراهاي متنوع مي تواند جايگزين موسيقي غنايي باشد. با توجه به آنچه
گفته شد بررسي متون ديني و آراء عالمان دين نشان ميدهد كه موسيقي از نظر
اسلام در چند صورت حرام ميباشد: 1 ) موسيقي مطرب يعني آهنگهايي كه موجب
(تحريكات غيرارادي در شنونده شود) و انسان را از ياد خدا غافل ميسازد. منظور از
محرك بودن نيز نوعي و شأني است؛ يعني، به طور معمول چنين اثري را دارا باشد نه
فقط نسبت به شخص خاص. 2 ) موسيقي همراه با مضامين لهوي كه به گونهاي
موجب فساد اخلاق و انحراف اذهان است مانند ترانههاي عاشقانه و اشعاري كه در
وصف زن، شراب و غيره است و از همين قسم است اشعاري كه به هر نحو موجب
ترويج باطل و مخالفت با حق باشد مانند توهين به مقدسات و يا در جهت تاييد كفر و
شرك و نظامهاي فاسد و سردمداران آن باشد. 3 ) موسيقي در مجلس گناه و
لهوولعب مانند آهنگهايي كه در حال رقص يا نوشيدن شراب و غيره نواخته ميشوند.
در هر صورت معيار در حرمت موسيقي مناسب بودن آن با مجالس لهو و داشتن
مضامين فساد انگيز و اغوا كننده و طرب انگيز است و فرق نميكند كه از صدا و
سيما باشد يا غير آن. ايراني باشد و يا غيرايراني. همين طور فرقي بين رفع خستگي
و غير آن و براي خود يا ديگران در اين حكم نيست و ملاك در تحريك شدن نوع مردم
است نه شخص انسان. لازم به ذكر است تشخيص حرام بودن موسيقي از شبهات
مفهوميه است لذا تا اطمينان به حرمت آن پيدا نشده اصل برائت و عدم حرمت جاري
است به ويژه درباره موسيقي هاي پخش شده از صدا و سيما حكم به حرمت مشكل
است، لذا گوش كردن به موسيقي هاي صدا و سيما تا اطمينان به حرمت پيدا نشده
باشد اشكال ندارد. نكته دوم؛ آنچه كه حرام است استماع , يعني گوش دادن اختياري
به موسيقي و پيگيري است، ولي شنيدن غيراختياري و رهگذري اشكال ندارد. براي آگاهي بيشتر در اين زمينه ر.ك: 1- تفسير نمونه، ج 17، ص 19، ص 13، 24، 25 و 26
2- مضرات موسيقي، سيد احمد خاتمي، نشر قرآن قم در باره ديدگاه فقها و
تريبونهاي مذهبي نسبت به تأثيرات منفي و زيان بار موسيقي توجه شما را به
مطالب زير جلب مي كنيم: تأثيرات موسيقي بر عقل 1. كاستي تعادل و جديت؛ شأن
و ويژگي عقل آن است كه «معتدل» و «متين» باشد. يعني با حفظِ استواري و
پختگياش بتواند از چاشنيهاي لذت و سرور، نشاط و تلاش بهرهمند باشد؛ اما در
اين ميان، موسيقي آن چنان يكهتاز ميدان لذّت و نشاط، خيال و تحريك و احساس
مي شود كه آدمي دچار حالتِ «طَرب» ميشود. «طَرب» تأثيري است فوقالعاده! با
محوريت موسيقي. اين «تأثير فوقالعاده» باعثِ كاهش يا سلبِ جدّيّت عقل ميشود.
و اين پيشامد، باعث ميشود كه عقل از محاسبات جدّي، دقيق و واقعبينانه به دور
بيفتد. جواني كه موسيقيگرا و «طَربخواه» است: براي زدودنِ افسردگياش، دُكمه
ضبط صوت را حركت ميدهد تا يكي ديگر برايش بخواند و بنوازد تا او «خوش» باشد!
اما جوانِ معقول، آن گاه كه در خود افسردگي مشاهده كند سعي در شناختِ عوامل
پژمردگي ميكند تا با يافتِ آن علتها، عوامل خوشيِ ماندگار يا معقول را در خود
فراهم سازد. جوانِ موسيقيگرا، براي تحريك و برانگيختن احساس، به درمانهاي
مجازي و آني روي ميآورد. اين چنين كسي كه خواستهاش را در «موسيقي»
ميبيند هيچ وقت به خودش، به عقلش و به ارادهاش اين زحمت را نميدهد تا ببيند و
بفهمد كه كجاي زندگي را اشتباه محاسبه كرده و چه سنگي مقابل راهش است. آيا
دوستِ ناباب او را به افسردگي كشانده؟ يا سستي در انجامِ وظايفِ ديني و الهي او
را به افسردگي كشانيده؟ پس: «موسيقي، عقل را به خواب ميبرد!» يك شعار و
شعر نيست. يك قانون است. يك حقيقت است و براي فهم حقائق بايد چشم گشود
نه اينكه چشمها را بست. موسيقي عقل را به خواب ميبرد: يعني باعثِ اشتغالِ
آدمي به اموري ميشود كه كمكم باعثِ غفلت از خود، نيازها، علل و درمانها
ميشود. شما دردي داريد كه درمانش تنها با اراده و تغيير شرايط ممكن است. ولي
وقتي ميبيني نوار موسيقي آن را حلّ كرده، ديگر آن را درمانِ دردت ميبيني و ديگر
هيچ! اينجاست كه آن درد همچنان عمق و شدّت پيدا ميكند و شما بيشتر به نوار رو
ميآوريد... و اين روند تا آنجا ادامه مييابد كه از آهنگهاي معمولي به تند و غربي و
شرقياش رو ميكني. افلاطون ميگويد: «وقتي ريتمِ موسيقي تغيير ميكند،
اساس قوانين جامعه نيز با آن متحوّل ميشود». چرا؟ چون اين ديگر عقل نيست كه
حاكميت دارد.؛ بلكه موسيقي و طَرَب برخاسته از آن، عقل را به حاشيه ميراند و
عقل نيز اساسِ جامعه است. و اين عقل است كه دين را ميشناسد و ما را نسبت
به آن ترغيب ميكند. به راستي چگونه ما ميخواهيم با موسيقي، دين را بشناسيم
و بفهميم؟ و با آن زندگي كنيم؟ جان كلام اينكه: «موسيقي، عقل را به خواب
ميبرد». يعني: او را از محاسبات، واقعيّات و اقداماتِ متناسب، باز ميدارد و
«مشغوليت» به موسيقي عاملِ غفلت است؛ و قرآن كريم از «مشغولشدنهاي اين
چنيني» به «لَهْو» تعبير ميكند. لهو چيست؟ اين واژه، از واژگانِ فرهنگِ قرآن و از
زبانِ عرب ميباشد و فرهنگنويسان دربارهاش اين چنين توضيح دادهاند: لهو، آن است
كه چيزي آن چنان انسان را به خودش جذب و مشغول نمايد كه باعثِ غفلت و
بازماندن از كارهاي مهمتر شود. قرآن كه ميفرمايد: «لاتلهِكُم اَموالُكم و لاولادكم» ا
موال و اولادتان شما را از ياد خدا مشغول و غافل نكند. اينك ببينيد كه چگونه قرآن
كريم، ضمن آنكه ما را از موسيقي باز ميدارد، چگونه علّتِ مذمّت را هم بيان
ميفرمايد: «و من الناسِ من يشْتَري لَهو الحديث لِيُضِلّ عنْ سبيلالله(1)» عدهاي از
مردم از آن چه لهو است استقبال كرده و نسبت به آن گرايش دارند اينان ندانسته خود
و ديگران را به بيراهه، گمراهي و اشتباه مياندازند؛ اين نوعي بازي گرفتنِ دين
است. و بدانيد كه سرنوشتي عذابآور و خواركننده در انتظارشان است. آن گاه
حضرت امام صادقعليه السلام فرمودند: «غنا مصداقي است از آن چه موجب
مشغوليت و بازماندن از ياد خدا ميشود.(2) موسيقي با تأثيراتي كه در اَبعادِ
شاديآفريني، خيالآفريني و تحريكآفريني دارد، آن چنان به تقويت احساس ميپردازد
كه عقل را - هر چند به طور موقت - ضعيف ميكند. كار عقل اين است كه تناسبات را
كشف كرده و هر چيز بيتناسب را كنار بزند؛ اما در اين وضعيّت كه آدمي دل سپردهي
احساسات و اثراتِ ناشي از موسيقي گردد، جنبههاي احساسي بودن چندان قوي
ميگردد كه به سختي ميتواند در دريايِ احساسات وارد شد، امّا خيس از آب نگردد.
اينجاست كه آدمي وقتي ميخواهد چيزي را ارزيابي كند، چون آلوده به شناختهاي
احساسي موسيقيايي شده، در اين ارزيابي موفق نخواهد بود. شايد بتوان با مثالي
اين حالت را ملموستر نمود. بسيار مشاهده كردهايم كه رانندهاي جوان سوار بر
ماشين مدل بالا شده و با سرعتِ زياد مشغولِ راندن ماشين است. چندان كه با اين
سرعت مافوق صوتش ميخواهد بيرون از فضاي عالم مادي دنيا پرواز كند. وقتي دقّت
بيشتري ميكنيم درمييابيم او به مفهوم دقيق كلمه مشغولِ «دل سپردن» به نوار
موسيقي است. آن هم آهنگي با ريتم هيجانآفرين و تحريكزا. هر آن گاه كه نوار ترانه
و موسيقياش، تندتر ميگردد او بر تندي سرعتش ميافزايد، امّا در اين موقيعت او در
رانندگي اش مطابقِ استانداردهاي رانندگي و ضوابط عقلي نميراند. او را ميبيني
كه تابعِ همان احساسِ موقعِ شنيدن آهنگ است. و اين احساس، باعث شده تا از
تشخيص انسان در حالِ تعادل فاصله بگيرد. او ديگر فقط يك چيز را خوب تشخيص
ميدهد: «همگام با تند شدنِ آهنگ به تند شدنِ سرعت» بپردازد. و اينك شما در
اطراف همين مثال تفكّر و توجّه بيشتري بنمائيد تا ابعادي ديگر برايتان روشن شود.
«وقتي عقل ملاكِ تشخيص (تصوّر و عمل) باشد، كردار نيز بسيار متين و حساب شده
خواهد بود. مگر نه اينكه سبُكي و سستي در عقل، موجب سبكي و سستي در
عمل نيز ميگردد؟ پس وقتي ميبينيد كه شخصي با شنيدن آهنگ به رفتارهاي
سبك دست ميزند، معلوم ميشود كه عقلش دچارِ خفّت و سبكي گرديده و اين
احساس است كه بر وي حكم ميراند.(3) بر اساسِ نظريه كارشناسي «فارابي»؛
كاملترين نوع موسيقي، آن است كه نشاط آور، خيالآفرين و هيجانساز باشد(4). در
هنگام تحليل و استدلال، آن چه بيشتر محور گفت و گوها قرار مي گيرد نشاط آوري
موسيقي است اما درباره خيالپردازي و هيجان سازي موسيقي سخني به ميان
آورده نمي شود در حالي كه اين دو پيامد نابهنجار موجب تضعيف عقل انسان است و
آثار زيانبار دارد. در قرآن كريم، توصيه شده كه «واجْتَنِبُوا قُولَ الزّور(5)»؛ «اي مردم از
گفتارِ باطل ظاهرپسند بپرهيزيد» حضرت امام صادقعليه السلام پس از آنكه اين آيه را
تلاوت فرمودند، بيان داشتند: يكي از مصاديقِ «گفتارِ بيواقعيت ولي حقنما»، همين
«غنا»ست.(6) در اين روايت و آيه خوب دقت كنيد. چه اينكه نه «خيال» را ماندگاري
است؛ نه «احساساتِ برانگيخته از موسيقي»؛ و نه «لذّتهاي زودفرجامش» فرصتِ
پائيدن و ماندن دارد. چكيده و نتيجه گفتار اوّل (تأثيرات موسيقي بر عقل): از مجموع
گفتگوهاي پيشين به اين نتايج رسيديم: 1. قانون زيربنايي و غير قابل انكار آن است
كه؛ «عقل هر آن چيزي را تقويت كند كه عقل را تقويت ميكند». 2. كار عقل آن است
كه «عِقال» باشد. يعني: «قلعه» براي حفظِ جسم و روحِ آدمي و «پايبند» براي بستن
پاي هوي و هوس و تمايلات و شهوات. 3. از اين رو چنان چه چيزي (مثلِ موسيقي)
نه در استحكامِ آن قلعه نقش داشته و نه در تقويتِ آن بند پاي هوي و شيطان و
شيطنتها تأثيري به سزا؛ ديگر نميتوان آن را «عقلايي» دانست. موسيقي در
حاكميتش يكهتاز است كه در تشخيصِ خوب يا بد چيزي «طبقِ ملاكهاي خود رفتار
ميكند. يعني هر قدر، احساس لذّت و خيال و انفعالات جسماني بيشتر باشد، پس
بهتر است. امّا كار عقل اين است كه تناسبات را كشف كرده و اعتدال در هر چيز
مخصوصاً ابعاد فوق را شناخته و اِعمال گرداند. تأثيرات موسيقي بر احساس: شايد
بارها شنيدهايد كه ميگويند: «موسيقي يعني سكوتِ آهنگين! آن گاه كه [سه تار]
در دستانِ نوازنده قرار ميگيرد و ارتعاشاتِ صوتي منظم و موزيكاليش در هوا موج
ميافكند، روحِ آدمي لحظههاي سكوتِ طبيعت برايش تداعي ميشود. در اين اوقات
است كه آرامش، در سلول سلول جسم و جان نفوذ ميكند و نياز روحي انسان در
كوتاهترين مدّت و با كمترين هزينه پاسخ داده ميشود». با تدبر در گفته بالا ميبينيد
كه انس با موسيقي را با حس زيباييخواهِ انسان گره ميزنند. يعني همچنان كه ما
نميتوانيم هر لحظه كه بخواهيم در باغ قدم بزنيم، اما با ايجاد فضاي سبز مصنوعي
(باغچه، گلدان و پانسيون) آن خواسته را بر آورده ميسازيم، به همين ترتيب نيز
سكوتِ طبيعت را با آهنگ خاطرهآفرين موسيقي در محيط كوچكمان بازسازي
ميكنيم. شايد بيانات گفته شده، مغز و ماهيت حرفِ موسيقيخواهان طبيعتگرا
باشد. اما اين گفتهها را نيز جدي نگيريد. نقدِ سخنان ياد شده را با دقّت مطالعه كنيد:
وقتي شما بينِ «فضاي سبز وسيع مثلِ باغستان» و «فضايِ سبز كوچك مثل باغچه
و پانسيون» مقايسه ميكنيد، چند چيز را مييابيد كه ميتوانند «وجه شباهت و
تناسب جهت برقراري مقايسه» بين اين دو مكان باشند. اما همين موارد يا مواردي از
اين قبيل نه تنها در دو عنوانِ «طبيعت و محيط زيست سالم» با «موسيقي» وجود
ندارد، بلكه گاه عكس اين حالات مشاهده ميشود. از اين روست كه ميگوييم
مقايسه بين موسيقي و فضاي طبيعت بِكر، مقايسهاي است بيربط و همراه با
فرسنگها فرق و فاصله: - عناصر به كار رفته در فضاي سبز وسيع همان عناصر به
كار گرفته شده در فضاي گل خانه است. امّا عناصر به كار رفته در محيط طبيعت با
عناصرِ استفاده شده در موسيقي و فضاي مصنوعي آن تفاوت دارد. ازاينرو، آهنگ
طبيعت، شما را به تفكّر پيرامونِ ذاتِ آن آهنگ كه پيامِ فطرت است سوق ميدهد،
ولي امواجِ موسيقي شما را - ناخودآگاه - به تفكّر در مورد آن چيزي كه مقصودِ
خواننده يا نوازنده است واميدارد. يكي از خوانندگانِ موسيقي پاپ ميگويد:
«موسيقي، زبانِ زبان هاست» و هيچ ابزاري براي انتقالِ خواستهها و افكارِ پيدا و
ناپيدا بهتر از موسيقي نيست. چون در آن واحد سه كار انجام ميدهد: لذّتآفريني،
هيجانافكني، خيالسازي. و اين سه پلي است براي آن چه در فكر و روح و خيالِ
نوازنده يا خواننده ميگذرد. يك پژوهشگر موسيقي ميگويد: «به وسيله موسيقي،
معيارهاي شنوندگان تغيير داده ميشود و آنها را با تربيت والدينشان بيگانه ميكند.(7
) نمونه كاملاً مستندِ اين گفتار همان چيزي است كه در موسيقي «راك»، «پاپ» و
«هويمتال» القاء ميشود. اين موسيقيها كه عمدتاً توسط گروههايي
شيطانپرست تهيه و توزيع ميگردد!! اين مفاهيم تكرار ميشود: «به جهنّم خوش
آمديد، سرودي از جهنّم، شهروند جهنّم، به مِن شيطان گوش بده، شيطان خداوندِ
ماست، ما با تمامِ ارواح شرير تسخير شدهايم.(8) تفاوتِ ديگري كه بين لذّت بردن از
فضاي سبز وسيع و كوچكِ خانهاي با طبيعتِ واقعي و فضاي طبيعتِنماي موسيقي
وجود دارد آن است كه: براي لذت بردن از محيط طبيعت و چهچه پرندگان و موسيقي
ذاتيِ طبيعت، نيازي به تلقين به احساس بردن و تلاش براي ايجاد حسّ لذّتبَري
نيست! ولي آن گاه كه ميخواهيم از كنسرت موسيقي و صداي خواننده لذت برده و
در نهايت به اوجِ اُنس با موسيقي رسيده (كه اثرش در هيجان انگيزي و خيالسازي
برمَلا ميگردد) بايد خود دست به كار شده و درون و بُرون را براي لذّت بردن آماده
كنيم. يعني نوعي تلقينِ لذّتبري. (از خواننده محترم درخواست ميشود به اين
قسمت توجّه بيشتري نمايد!) اينجاست كه ما ميگوييم براي لذت بردن از موسيقي،
بايد در حسّ زيباييخواهي دست بُرد. دقيقاً مثل كساني كه براي خنديدن به بعضي
جملات بايد خود را به حالتِ خنده شبيه كند. تفاوت احساسات براي روشن شدنِ
بيشتر اين قسمت كه در واقع، مهمترين بخش بيانِ تفاوت ميانِ احساسِ برخاسته از
موسيقي با احساسِ برخاسته از طبيعت است، با هم سخنانِ «موراي شافِر»،
نويسنده، شاعر و آهنگساز كانادائي را ميخوانيم: «تقريباً هيچ صدايي در جهانِ
مدرن نيست كه به طور مصنوعي ايجاد نشده باشد و در تملّك كسي نباشد، مثلِ
موسيقي، بوق اتومبيل و سر و صداي كارگاههاي ساختماني... و اين صداهاي
مصنوعي به تعبيري برآيندِ خواست و ارادهي گروههايي خاصاند كه ميخواهند
ارادهشان را اقشار ديگر جامعه تحمّل كنند... و در اين هجوم بيامانِ صدا و فرياد و
بوق، مجالي براي انديشيدن و آرامش ذهن و فراغتِ تن و روان باقي نميماند». اينك
خود قضاوت كنيد كه با اين وجود ديگر چه شباهتي ميان طبيعت و صداي مصنوعيِ
موسيقي وجود خواهد داشت تا در نتيجه موسيقي، پلي باشد ميانِ انسان و
طبيعت؟! در ادامه گفتههاي وي آمده: «... از آن زمان كه انسان دشتهاي وسيع و
پهناور را به سوي كلانشهرهاي پرجمعيت ترك گفت؛ و از آن هنگام كه صداي زنگ
ساعت جاي آواز خروس و صداي باد و باران را گرفت و صداي كارخانه جايِ صداي آواز
پرندگان را اشغال كرده و ما به جاي تسليم شدن به چرتزدنهاي طبيعي با ضرب
آهنگِ شتابناكِ زندگي شهري خو كرديم، تمدّني بنا نهاده شد كه در آن فاصله بسيار
كم انسانها با يكديگر خطر بروز اختلافها را افزايش داده است». اين آهنگساز و
شاعر و نويسنده، در ادامه سخنانش به پوچي و دور از واقعيتِ پاك بودنِ صداها و عدمِ
ارتباطشان با طبيعت، ميپردازد و ميگويد: «آن چه براي ما ضروري است، مراسمي
است آرام و بيهياهو كه در آن جماعت گردآمده لحظاتي زيبا را با هم سپري كنند،
بيآنكه براي بيان احساساتِ خود به شيوههاي منحط يا ويرانگر متوسل شوند». دقت
كنيد و ببينيد كه: چرا آنها كه ميگويند «موسيقي روح را پالايش ميكند» و
«موسيقي يك ضرورت است» و «موسيقي رازگويي و نيايش انسانِ خاكي با
خداست» آن قدر كه با «تار» و «سه تار» انس دارند، آيا با قرآن و مناجات و طبيعت
مأنوس هستند؟ چرا از خدا سؤال نميكنند كه براي نزديكي و رسيدن به تو
(=عرفان) از چه راهي بياييم؟ و آيا اساساً خدا اين حق را ندارد كه بگويد از چه راهي
ميتوانيد به من نزديك شويد؟ (چرا به خدا، عملاً اين حق را نميدهند كه به حال و
هواي مصنوعي برخاسته از موسيقي را عرفاني و آرامشآور نداند؟ بلي، ما منكر ن
يستيم كه موسيقي آن چنان دل و روح را ميلرزاند كه اشك جاري ميشود. ولي
بحث اينجاست كه اين حالت، چقدر مورد تأئيد خداست؟ چرا ميخواهيم «حالت
مجازي و مصنوعي» را به جاي «حالت حقيقي و معنادار» حساب كنيد؟ در ادامه
گفتههاي آهنگساز و شاعرِ كانادايي به اين موضوع پرداخته شده: «... توجه به آن چه
هنگامِ اجراي كنسرتهاي موسيقي كلاسيك در غرب ميگذرد، خالي از فايده
نيست. آن چه در اين كنسرتها بسيار تعجببرانگيز است، جماعت شنوندهاياند كه
حاضرند نفس را در سينه حبس كرده و به اصواتي كه هوا را به ارتعاش درآورده، گوش
بسپارند. شايد اين نهايتِ موفقيت در اجراي يك قطعه موسيقي باشد. اما بايد يادآور
شد كه چنين سكوتي بيشتر از عادت ناشي ميشود تا از قدرتِ زيبايي». جهتِ
شناخت و فهم فزونتر اين كلام، به ادامه گفتههاي «موراي شافر» (آهنگساز و شاعر
كانادايي) توجه فرمائيد، شافِر پس از آنكه تأثير عادت و تلقين در توجّه به موسيقي را
علّتِ نهفته در رازِ گوشسپاري شنوندگانِ كنسرتها ميداند، اضافه ميكند كه: «من
بارها از خود پرسيدهام آيا ممكن نيست كه شبيه چنين مراسمي را در موقعيتهاي
ديگري مثلاً گوش سپاري مشترك به آواز پرندگان و يا جشنهاي تابستاني برپا كرد.(9
) آري! اين است تنها گوشهاي از معناي اين سخن ما كه: «موسيقيگرايي نوعي
تحريف و تغييرسازي است در حسّ زيباييخواهي و ايجاد دگرگوني در ذائقه روحي و
رواني بشر». به راستي چرا همان لذّتي را كه ميخواهيم با شنيدن صداي مصنوعي
موسيقي به دست آوريم با دل سپردن به طبيعت و نواي فطرت تحصيل نميكنيم؟ در
روزگار ما نه تنها رابطه انسان با انسان بسيار تيره است، بلكه رابطه انسان و طبيعت
نيز نگرانآور است. اُنس با طبيعت يكي از خصايص انساني است و زماني كه خصايص
انساني نابود گردد، حيات انساني هم به دنبال آن از بين ميرود. اگر حسّ
زيباييخواهي و آسودهطلبي جوان را به موسيقي و طربناكي سوق ميدهد، پس
چرا همين حسّ او را به محيط، طبيعت، زمزمه چشمههاي كوهسار متمايل نميكند؟
و يا چرا او را به اين شدّت سمت و سو نميدهد؟ كدام مفهوم موزيكالي پرمعناتر از
حقيقتي است كه در طبيعت و ساير زيبائيهاي فطري نهفته؟ تأثير موسيقي بر
سيستم اعصاب عُلماي علم «فيزيولوژي»، دستگاه عصبي انسان را به دو قسمت
تقسيم كردهاند: 1. سلسله اعصاب ارتباطي: شاملِ ستون مركزي عصبي و نخاع،
نيمكرههاي مغز، اَعصاب محيطي. 2. سلسله اعصاب نباتي: شامل سيستم
سمپاتيك و پاراسمپاتيك. وقتي كه از خارج تحريكاتي بر روي اَعصاب شروع ميشود
اعصاب سمپاتيك و يا پاراسمپاتيك به ميزان تحريكات خارجي وارده تعادل از دست
ميدهند. بديهي است هر اندازه بين اين دو سيستم عصبي، فاصلهها بيشتر شود به
همان اندازه نيز نگرانيهاي رواني و اغتشاشات فزونتر ميگردد. و از جمله علل و
عوامل تحريكاتِ خارجي، ارتعاشاتِ موسيقي است. موسيقي وقتي كه با آهنگهاي
نشاط انگيز يا نوارهاي حزنآور همراه گردد (مخصوصاً اگر با ارتعاشاتِ عجيب و غريب
سمفونيك اجراء گردد) به طور مسلّم تعادل لازمي را كه بايستي بين دو دسته عصب
نامبرده وجود داشته باشد را بر هم ميزند و در نتيجه اصولِ حساس زندگي (اعم از
هضم، جذب، دفع، ترشحات، ضربات قلب و وضعِ فشار مايعات بدن مثل خون و...). را
مختل ساخته و رفته رفته شخص را به گرفتاريها و امراضي نزديك ميسازد كه طب
جديد با تمامِ پيشرفتهايش نميتواند آسيبهاي پيش آمده را درمان كند. مثل
اغتشاشاتِ فكري، اَمراض رواني (افسردگيها و حتي بيخياليها)، سكتههاي
قلبي و مغزي.(10) پروفسور «ولف آدلر» استاد دانشگاه كلمبيا ثابت كرده كه: بهترين
و دلكشترين نوارهاي موسيقي شومترين آثار را روي دستگاه اعصاب انسان باقي
ميگذارد، مخصوصا اگر هوا گرم باشد اين تأثير مخرب، شديدتر ميشود. «توجه دقيق
به بيوگرافي مشاهير موسيقي جهان نشان ميدهد كه در دوران عمر به تدريج دچار
ناراحتيهاي روحي گرديدهاند و عدهاي نيز مبتلا به بيماري شدهاند. چنان كه هنگام
واختن موسيقي درجه فشار خونشان بالا رفته و دچار سكته ناگهاني شدهاند.(11) از
آن چه گفته شد، چنين به دست ميآيد كه هر نوع موسيقي، به ويژه آهنگهاي
احساسي برانگيزش، تحريكاتي در اعصاب «سمپاتيك» و «پاراسمپاتيك» به وجود
ميآورد كه در نتيجه، تعادلِ اين اعصاب به هم خورده و انسان دچار ضعف اعصاب
ميگردد. آن چه مهم است اينكه ضعف اعصاب نيز، خود امراضِ ديگري از قبيل: اختلالِ
حواس، پريشاني، جنون، ثقل سامعه (سنگيني گوش)، نابينايي، سل و... به وجود
ميآورد. البته تصور نكنيد كه مشكل در همين چند مورد اختلال ياد شده خلاصه
ميگردد. دكتر «الكسيس كارل»، زيست شناس و فيزيولوژيست فرانسوي
مينويسد: «كاهش عموميِ هوش و نيروي عقل، از تأثير الكل و سرانجام از
بينظمي در عادت ناشي ميشود؛ و بدون ترديد سينما و راديو در اين بحران فكري
سهيماند». موسيقي نه تنها در شنوندگان اثرات منفي بر جاي گذاشته، بلكه در
نوازندگان نيز تأثيرات خطرناكي داشته است. اخبار و گزارشات زير تنها گوشهاي از
واقعيت است: * در ايالتِ «لتيل راك» آمريكا، جواني كه پيانو ياد ميگرفت، نغمات
موسيقي چنان در روح آن جوان هيجان ايجاد كرد كه بدون دليل از جاي برخاست و با 19
ضربه چاقو، معلم خود را از پاي درآورد(12) «باخ»، موسيقيدانِ اطريشي، به اختلال
حواس و كوري گرفتار شد. «فردريك هندل»، موسيقيدان آلماني و «ماريا آلنا»
خواننده ايتاليايي و «موريس راول» نوازنده فرانسوي، هر سه به نابينايي مبتلا شدند.
«موزارت» و «شوين» (دو موسيقيدان مشهور) به ضعف قوا و سل دچار گرديدند.
«مشوبرت»، «واكتر»، «دوكونيسي» و «مندلسن» به اختلالاتِ عصبي، پريشان فكري
و كشمكشهاي روحي مبتلا گرديدند. «شومان» و «دووراك» گرفتار ضعف اعصاب
شديد و سرانجام ديوانگي شدند. «بتهون» در سي سالگي كاملاً ناشنوا شد و پس
از ضعف اعصاب، ديوانه گرديد. موسيقي، گذشته از ركود فكري، رفته رفته انسان را در
كارها سُست و تنبل، بياراده و لااُبالي ميسازد، تا جائي كه گاهي كارهاي ضروري
از انسان فوت ميشود و سرمايه جواني، عمر و نيروي فعاليت خود را به رايگان از
دست ميدهد. «الكسيس كارل» دانشمند معروف در كتاب «راه و رسم زندگي»
چنين مينويسد: «راديو و سينما و ورزشهاي نامناسب، روحيه فرزندان را فلج
ميكند». تجربه نيز ثابت كرده كه اشخاصي كه زياد سرگرم به موسيقي هستند،
اغلب افرادي بياراده و مسامحهكار و در مقام تعقّل و تفكّر راكد و ضعيفاند. تأثير
موسيقي بر اخلاق و عرفان انسان، در مسير «انسانشدنش» و رسيدن به فراز
ابرهاي «عرفان» به «شتاب» نياز دارد. چه اگر تا جواني باقي است و او كاري،
«كارستان» نكند ديگر در كهنسالي دروگر خرمنِ «افسوس» خواهد بود. او ميبيند كه
پله پله صعودش از زندگي ساده به مدرنيته، جز تحيرآفريني تأثير ديگري نداشته و
اينجاست كه سعي دارد از پيشرفت صنعتي به نفعُ خود بهره گيرد؛ دست
انداختنهاي متعددش به دامنِ ابزارهاي قديم و جديد نشاني است از شور و شوقش
به آن پيشرفت؛ پيشرفتي به سبكِ نوين و روزآمد! در اين گير و دار، گوشش به آن
چيزي بدهكار است كه چشماش را خيره و عقلش را شيفته كرده... «ديدهي
چشم»، شاهدِ تأثيرات عميق و فورياي است كه از آهنگ برميخيزد. بر دل
مينشيند و در قلب شور و هيجان برپا ميكند تا آنجا كه اين ارتعاشات، ابرهاي
احساسي را به تكاپو انداخته و انتظار دارد كه پس از اين، آسمان چشمش،
رنگينكمانِ «عرفان» و گرميِ خورشيد «لقاء» و درخشش محفل «انس و حضور» را
نمايشگري كند. او در طلب است كه از ارتعاشاتِ آهنگ و موسيقي و نواي
خوانندگي، تحولي بسازد و بسوزد. ولي ديواري بين «او» و «آنچه در طلباش است»
خودنمايي و مانعسازي ميكند. مانعِ ترديدافكني دربارهي «فقدان صلاحيت موسيقي
براي سير عرفاني» برايش علامت سؤال است. «فارابي» كه خود يكي از فيلسوفان و
موسيقيشناسانِ نامي است ميگويد: «... روشن شد كه موسيقي بر سه نوع
تقسيم ميشود: يكم. موسيقي نشاطانگيز: در ما احساسِ خوشآيندي پديدار
ميسازد. هنگام استراحت و براي رفع خستگي به كار گرفته ميشود. دوم.
موسيقي احساسانگيز: عواطف ما را بيدار ميسازد، و هنگامي به كار برده ميشود
كه بخواهند شخصي را وادار به افعالي سازند كه تحت تأثير ميل خاصّي انجام
ميدهد؛ و يا حالت روحيِ خاصي را تحت ميل خاصي در او ايجاد كنند. سوم.
موسيقي خيالانگيز: قوهي تصور ما را تحريك ميكند، به ويژه اگر همراه با گفتارهاي
خطابي و منظوم باشد. موسيقي طبيعي نزد انسان، آن است كه عموماً يكي از اين
سه تأثير را ايجاد كند، چه براي تمام مردم و هميشه اوقات و چه براي برخي مردم در
برخي اوقات(13). آنچه از آيات و روايات به دست ميآيد، نسبت به هيچ يك از انواع
موسيقي تشويق نشده و نميتوان شكلهاي گوناگونِ موسيقيهاي موسوم را
«مستحب» دانست. يعني: داراي ثواب و تشويق نيستند. بنابر اين: تعبير «موسيقي
قابل قبول از ديدگاه فقه» به معناي اين است كه «فقه، كدام نوع از انواعِ موسيقي را
حرام نميداند»؛ نه اينكه «فقه، كدام موسيقي را پذيرفته و ما را نسبت به گرايش به
آن تشويق ميكند!». فقها و كارشناسان فقه، موسيقي غيرقابل قبول را «موسيقي
غنائي» دانسته و موسيقي «بدون غنا» را حرام ندانستهاند. غنا چيست؟ آيا هر صوت
خوش و زيبائي غنا است؟ مسلماً چنين نيست؛ زيرا آنچه در روايات اسلامي آمده و
سيرهي مسلمين نيز آن را حكايت ميكند اين است كه قرآن و اذان و مانندِ آن را با
صداي خوش و زيبا بخوانيد. «غنا» آهنگهايي است كه متناسب مجالس فسق و
فجور و اهلِ گناه و فساد باشد. به تعبير ديگر «غنا» به صدايي گفته ميشود كه قُواي
شَهواني را در انسان تحريك مينمايد. نكته ديگر اينكه «غنا»، مصاديق مشكوكي نيز د
ارد كه انسان به راستي نميداند فلان صدا مناسب با مجالسِ گفته شده است يا
نه؟ در اين صورت به چند شرط، شنيدن آن صدا حرام نيست: 1. داشتن آگاهي و
شناختِ كافي از مفهوم عُرفي و فقهي غنا. 2. آن صدا نه تنها براي همان شنونده
تحريك نداشته باشد؛ بلكه براي ساير كساني كه ميتوانند شنوندهاش باشند،
تحريكزا نباشد. 3. نداشتن تحريك براي يك نفر شنونده يا تحريك ساير شنوندگان به
اين خاطر نباشد كه آنها آن چنان با موسيقيهاي متنوع انس داشتهاند كه ديگر اين
آهنگ برايشان عادي شده باشد.(14) ............................. پي نوشت ها: 1)
لقمان (31)، آيه 5. 2) ر.ك: وسائلالشيعه، ج 12، ص 226 و 228. 3) صديقين
اصفهاني، محمدتقي، غنا، موضوعاً و حكماً، ص 18. 4) حقيقت موسيقي غنايي، به
نقل از انديشههاي علمي فارابي درباره موسيقي، مهديبركشلي، ص205. 5) حج (22
)، آيه 30. 6) وسائل الشيعه، ج 12، ص 227. 7) ر.ك: صفيزاده، فاروق، موسيقي
شيطاني در غرب. 8) همان. 9) روزنامه اطلاعات، چهارشنبه، 2 آبان 1380، صفحه 5. 10) ر.ك: تأثير موسيقي بر روان و اعصاب، صص 3، 6، 26 و 92 به بعد. 11) ر.ك:
همان) روزنامه اطلاعات، شماره 9622. 13) هشت گفتار پيرامون حقيقت موسيقي
غنايي (تلخيص و گزينش از كتاب انديشههاي علمي فارابي دربارهي موسيقي، تأليف
دكتر مهدي بركشلي)، ص 204. 14) تفسير نمونه، ج 22، ص 117.برگرفته شده از
وبلاگ غوغاي عاشقي
---------------------------------------------------------------------
سؤال: ملاك ومعيار غزلهاى حرام و حلال چيست ؟ در مورد غزلهايى كه اسامى خدا وپيامبر در آن ذكر مى شود نظرتان را بيان بفرمائيد. پاسخ: غنا حرام است وآن سخن باطلى است كه به لحن اهل لهو و لعب خوانده شود و جايز نيست با اين لحن قرآن يا ذكر خوانده شود واحتياط واجب آن است كه غير آنها از سخنى كه حق است هم با اين لحن خوانده نشود و استماع هم نشود واما موزيك اگر مناسب مجلس لهوو لعب باشد حرام است وموزيك غم و موزيك حماسه و موزيك آرام و مانند آن حرام نيست و در هر دو مورد (غنا و موزيك) موارد مشكوك حرام نيست آنچه يقين داريد ملاك مذكور صدق مى كند اجتناب كنيد و در غير آن اجتناب لازم نيست .
2 سؤال: نظر حضرتعالى در مورد گوش دادن به موسيقى هاى اصيل سنتى چيست؟ پاسخ: اگر مناسب مجالس لهو و لعب (مجالس عياشى و خوشگذرانى ) نباشد جايز است. 3 سؤال: آيا گوش دادن به صداى خوانندگى زن در حالى كه محتواى آن اصلا فاسد نيست مثلا اشعار مولوى و يا حافظ ويا ...كه كاملا از نظر فساد در امان هستند و فقط خواننده آن زن است چه اشكالى دارد؟ پاسخ: اگر با تلذذ شهوى باشد حرام است و اگر بدون آن و آهنگ همراه آن مناسب مجالس عياشى و خوشگذرانى باشد باز هم حرام است. 4 سؤال: حكم دهل زدن و تنبور براى مردان درجمع زنان چيست؟ پاسخ: اگر نواختن به كيفيت لهوى باشد جايز نيست. 5 سؤال: آيا در زمينه حرام بودن موسيقى و رقص در قرآن اشاره مستقيم يا غير مستقيم شده است ؟ ايه اى كه بتوان افرادى را كه از مراجع تقليد ، تقليد نمى كنند قانع نمود؟ پاسخ: در قرآن مجيد ايه اى كه نص در حرمت موسيقى باشد نداريم كما اينكه اكثر احكام شرعى در قرآن نيامده است و توسط معصومين (ع) بيان شده است و حرمت رقص مبنی بر احتياط وجوبی است مگر رقص زن برای همسرش وبالعکس دور از ديد ديگران. 6 سؤال: گوش دادن به موسيقى چه مرد خواننده آن باشد و چه زن و همچنين داخلى باشد و يا توسط خواننده هاى خارج از كشور باشد چه ايرانى باشد و چه به زبان غير از ايرانى چه حكمى دارد ؟ پاسخ: جايز نيست، اگر به کيفيتی باشد که مناسب لهو و لعب باشد. 7 سؤال: زدن آلات موسيقى سنتى مانند سنتور و تار كه مناسب مجالس عياشى نباشد جايز است ؟ پاسخ: اگر به كيفيتى نباشد كه مناسب مجالس خوشگذرانى نباشد حلال است . 8 سؤال: موسيقى پينك فلويد چه حكمى دارد؟ پاسخ: موسيقى لهوى حرام است. 9 سؤال: در مورد موسيقى و حرمت آن در احاديث ائمه معصومين (عليهم السلام) و اينكه آيا وجود دارد نوعى موسيقى كه حرام نباشد؟ پاسخ: موسيقى كه مناسب مجالس لهو و لعب و عياشى باشد حرام است و غير آن حرام نيست. 10 سؤال: آيا ياد گرفتن موسيقى اشكال دارد؟ پاسخ: ياد گرفتن موسيقى حرام اگر مستلزم به كار بردن عملاً باشد حرام است. سؤال: حكم آموزش موسيقى سنتى چيست؟ حكم آموزش موسيقى به طور كلى چيست؟ پاسخ: آموزش موسيقى لهوى جايز نيست. 12 سؤال: اينجانب مدتى است كه مشغول فراگيرى موسيقى مىباشم آيا اوقاتى را كه صرف مىكنم براى ياد گرفتن جزء ايام بطالت است يا خير؟ البته قصد من اين است كه به عنوان يك هنر بياموزم و نمىخواهم در مجالس لهو و لعب از آن استفاده كنم. پاسخ: اگر نواختن آلات مخصوص موزيك به نحوى باشد كه مناسب مجالس لهو و لعب باشد حرم است و غير آن حرم نيست. 13 سؤال: ديدن ترانه هاى تصويرى (شو) زن يا مرد چه حكمى دارد؟ و اگر حرام است ما اين سؤال را از معلم دينى پرسيديم و گفتند اگر بر روى انسان تأثيرى نداشته باشد مسأله ندارد. آيا اين حرف درست مىباشد يا نه؟ پاسخ: ملاك حرام بودن اين است كه نواختن آلات مخصوص موزيك به نحوى باشد كه مناسب مجالس لهو و لعب و عياشى ها باشد. چه تأثير بگذارد و چه نگذارد. 14 سؤال: آيا خريدن سنتور اشكال دارد؟ پاسخ: اگر از آلات مختصه آهنگ حرام باشد حرام است. 15 سؤال: آيا شركت و نشستن در مجالس عروسى كه در آنها موسيقى (از هر نوع) پخش مىشود ولى در شخص تحريكى ايجاد نمىكند، جايز است؟ پاسخ: استماع آن حرام است و نهى از منكر هم لازم است ولى شركت در آن مجالس بخودى خود مانعى ندارد. 16 سؤال: آيا ساز زدن و دست زدن در جشن عبادت كودكان جايز است ؟ پاسخ: بدون كيفيت لهوی مانعی ندارد . 17 سؤال: آيا در مورد حرمت موسيقی آيه ای در قرآن وجود دارد ؟ پاسخ: بلی در تفسير آيه لهو الحديث و غيره. 18 سؤال: استفاده از تلويزيون در كشورهاى اسلامى كه آهنگهاى مختلف و فيلمهاى خارجى در آن وجود دارد حكم آن چيست ؟ پاسخ: استفاده از آن مانعى ندارد و گوش داده به موسيقى مناسب مجالس لهو و لعب و گوش دادن به غنا يعنى آوازى كه مناسب مجالس لهو و لعب باشد چنانچه مضمون آن باطل باشد و يا قرآن و ذكر و دعا باشد حرام است و در غير آنها بنابر احتياط واجب جايز نيست و نگاه كردن به فيلمهاى خارجى بدون شهوت جايز است . 19 سؤال: نواختن موسيقى براى آرامش البته در صورتى كه لهو و لعب نداشته باشد آيا مانع شرعى دارد؟ پاسخ: اشكال ندارد . 20 سؤال: استفاده از آلات موسيقى در صورتى كه همراه با لهو و لعب نباشد و صرفاً جنبه هنرى داشته باشد چيست ؟ پاسخ: حرام نيست . 21 سؤال: خريد آلات موسيقى جهت استفاده مشروع ولهو و لعب نباشد چيست ؟ پاسخ: خريد و فروش آلات موسيقى اگر عرفاً از آلات مختص لهو باشد جايز نيست . 22 سؤال: آيا شنيدن موسيقى مشكوك جايز است ؟ آيا در نوع آلاتى كه در آن به كار مى رود فرقى دارد؟ پاسخ: شنيدن موسيقى مشكوك حرام نيست و فرقى بين آلات آن نيست و هرگز معصومين (ع) از موسيقى استفاده نكرده اند و خريدن آلات موسيقى كه نواختن به صورت غير لهوى نيز با آن متعارف است اشكال ندارد. همچنين آموختن ، تشويق و استفاده از موسيقى غير لهوى در مراسم عزادارى حرام نيست. 23 سؤال: حكم دقيق موسيقى به هر صورت يا انواع اصوات اعم از سرودهاى بدون موسيقى يا نوحه ها يا مداحى ها به سبك جديد را خواستارم ؟ پاسخ: آوازهايى كه مخصوص اهل لهو و لعب نيست اشكال ندارد و اما آنچه از الحان اهل لهو و لعب است اگر با كلام باطل باشد حرام است و اگر با نوحه و مداحى و امثال آن باشد به احتياط واجب جايز نيست و موزيك اگر مناسب مجالس لهو و لعب باشد حرام است وگرنه حرام نيست. 24 سؤال: آيا زدن ساز حرام است ؟ پاسخ: اگر به كيفيتى نواخته شود كه آهنگ مناسب مجالس لهو لعب و خوشگذرانى باشد حرام است . 25 سؤال: آيا خريد پيانو جهت استفاده شخصى و بدون لهو و لعب جايز است ؟ پاسخ: جايز نيست . 26 سؤال: آيا نواختن دف اشكال شرعى دارد ؟ پاسخ: اگر به كيفيتى مناسب مجالس لهو و لعب و خوشگذرانى باشد جايز نيست . 27 سؤال: منظور از لهو و لعب در موسيقى را بفرمائيد ؟ پاسخ: منظور از لهو و لعب مجالس عيش و نوش است اگر كيفيت نواختن با اين مجالس تناسب داشته باشد حرام است و اما موزيك غم و موزيك جنگى و موزيكهاى آرام و مانند آن حرام نيست . 28 سؤال: موسيقى متناسب با مجالس لهو ولعب كدام است؟ پاسخ: آنچه كه مردمان لاابالى در مجالس بزم و عياشى مى نوازند و يا مى خوانند . 29 سؤال: موسيقى چيست و حكم آنرا بيان كنيد ، و آنچه كه در نظر مردم لهو ولعب به حساب مى آيد چه حكمى دارد ؟ پاسخ: موسيقى كه مناسب مجالس لهو ولعب است حرام است از قبيل آنچه با عود يا طنبور يا قانون و يا گيتار مى نوازند . بهر حال تشخيص با مكلف است ، و اگر مورد شك باشد جائز است . 30 سؤال: هر چه كه اسم موسيقى بدان اطلاق مى شود حرام است ؟ پاسخ: خير بلكه هر موسيقى كه مناسب مجالس لهو وعياشى است حرام است ، اما موسيقى هاى آرام و مارشهاى جنگى و موسيقيهائى كه معمولا در فيلمها پخش مى شود و امثال آن اشكال ندارد . 31 سؤال: آهنگهائى با آلات موسيقى حرام شده ، در آلت ديگرى كه خود آن حرام نيست مثل آلتهاى الكترونيكى نواخته بشود حرام است ؟ پاسخ: فرقى نمى كند و حرام است . 32 سؤال: حكم خريد و فروش و ساخت و استماع به نى چيست ؟ پاسخ: اگر از آلات موسيقى حرام باشد ساخت و استفاده و آموزش و معامله با آن حرام است و اگر مشترك باشد ساخت و معامله با آن اشكال ندارد و استفاده و آموزش روش غير محرم آن جائز نيست . 33 سؤال: كف زدن اگر توأم با موسيقى محرم نباشد چه حكمى دارد ؟ پاسخ: اشكال ندارد و حرام نيست . 34 سؤال: موزيك و آهنگهاى غير شادى آفرين مثل آهنگ اول اخبار يا فيلم امام على (ع) اشكال دارد ؟ پاسخ: اشكال ندارد . 35 سؤال: آيا در اصطلاح فقهى موسيقى مترادف با غناست ؟ پاسخ: غنا آواز طرب انگيز است كه مخصوص مجالس لهو و عياشى است و موسيقى صداى آلات مخصوص است . 36 سؤال: مرجع در تشخيص غنا و موسيقى محرم كيست ؟ پاسخ: ملاك تشخيص مكلّف است . 37 سؤال: تهيه نوارهاى مبتذل و يا وسائل ديگر موسيقى براى نواختن موسيقى مطرب حرام است ؟ پاسخ: اگر منظور ضبط موسيقى محرم بر نوار باشد جائز نيست . 38 سؤال: شركت در مراسم عروسى كه استعمال تار مى كنند چه حكمى دارد ؟ پاسخ: اگر عنوان محرمى بر شركت در چنين مجالسى بار شود جائز نيست مثل تاييد فعل حرام . 39 سؤال: رفتن به مجالس عروسى كه غالبا در آنها از آلات لهو و لعب استعمال مى شود جائز است و آيا فرقى بين دعوت به آنها و عدم آن هست و آيا فرقى بين عروسى خويشاوندان و غريبه ها است ؟ پاسخ: اگر مستلزم گناه است جائز نيست و فرقى بين موارد مذكور نيست . 40 سؤال: دايره با زنگوله يا بدون آن كه در عروسى ها بكار مى رود و همچنين سنتور كه در سرودها استفاده مى شود حرام است ؟ پاسخ: اين آلات از آلات مشتركه است و استعمال آنها به كيفيت لهوى حرام است . 41 سؤال: معيارى كه براى حرمت غنا و موسيقى بيان شده آنست كه متناسب با مجالس لهو وفسق باشد لطفا مقصود از مناسب را بيان فرمائيد ؟ پاسخ: مقصود ما از مناسب بودن با مجالس لهو و فسق آنست كه شنونده بالخصوص اگر آشنايى به اين امور داشته باشد، بتواند اين سبك و يا كيفيت را از موارد مجالس معصيت و فسق يا مشابه آنها تشخيص دهد، اما نسبت به موسيقى و سبك غنائى كه موجب آرامش و تغيير حالتهاى روحى مى گردد مانند موسيقى آرام، مارش عزا و نظامى مانعى نمى باشد . 42 سؤال: آيا دين مبين اسلام، موسيقى را يك هنر مى داند ؟ پاسخ: موسيقى يكى از فنون بشرى است. ولى بدين معنى نيست كه تمام شئونات آن از نظر اسلام مباح باشد. 43 سؤال: آيا دانشجو مى تواند در رشته موسيقى ادامه تحصيل نمايد ، و در صورتيكه تحصيلات دانشگاهى براى وى ضرورى باشد چه حكمى دارد ؟ پاسخ: اگر تحصيلات وى به صورت تئورى باشد مانعى نيست . ولى اگر بصورت عملى بود در مقدار مباح فقط جائز است . 44 سؤال: اگر آلات محرمه موسيقى را در آوازهايى مورد استفاده قرار گيرند كه مناسب مجالس لهو نباشد اشكال دارد ؟ پاسخ: اشكال ندارد . 45 سؤال: آيا فرقى بين موسيقى هاى محلى و سنتى يا خارجى و كلاسيك هست يا خير ؟ پاسخ: فرقى نمى كند . 46 سؤال: نواختن موسيقى هاى شاد به هنگام بيان حديث يا كلمات بزرگان دين چه حكمى دارد ؟ پاسخ: اگر موسيقى حرام نباشد فى حد ذاته اشكال ندارد ولى ممكن است عنوان ثانوى از قبيل هتك بر آن صادق باشد . 47 سؤال: آيا معيار در موسيقى نوع صدا است يا خصوص آلات زمان صدور روايات است كه اكنون با وسائل الكترونيكى كه زده مى شود مشكل حل است ؟ پاسخ: معيارنوع صدا است . 48 سؤال: آيا در حرمت و حليت موسيقى فرقى بين استماع بطور مستقيم يا ضبط و پخش وجود دارد ؟ پاسخ: فرقى نمى كند . 49 سؤال: موارد استثناء از حرمت موسيقى را بيان بفرمائيد ؟ پاسخ: استثناء ندارد . 50 سؤال: آلات موسيقى كه استفاده از آنها حرمت مطلق دارند كدامند ؟ پاسخ: موسيقى كه مناسب مجالس لهو و لعب است مانند آنچه با آلات طرب همچون ناى و طنبور و گيتار و امثال آن نواخته مى شود حرام است . 51 سؤال: تكليف داماد در مقابل آنچه را كه از موسيقى در مراسم پخش مى كنند چيست ؟ پاسخ: بايد از آن منع كنند ، و اگر نتوانست جلوى آن را بگيرد گناهى بر او نيست ، ولى بنابر احتياط واجب بنحوى ابراز انزجار بنمايد . 52 سؤال: گوش كردن به موسيقى هاى تكنو و رقص تا چه حد مجاز است؟ پاسخ: موسيقى مناسب با مجالس لهو و لعب و عياشى حرام است و بنابر احتياط واجب رقص جايز نيست. 53 سؤال: آيا نواختن و يا يادگيرى ادوات موسيقى اشكال دارد؟ پاسخ: اگر نواختن بصورت لهوى نباشد مانعى ندارد. 54 سؤال: ياد گرفتن و نواختن سازهاى موسيقى مانند سنتور و تنبك و ... چه حكمى دارد؟ پاسخ: اگر كيفيت نواختن آن لهوى و مناسب مجالس عيّاشى و خوشگذرانى باشد جايز نيست. 55 سؤال: نظر به اينكه مجالس عروسى امروزه اغلب مختلط و همراه با رقص و موسيقى است و عدم شركت باعث كدورت آشنايان مى شود، آيا شركت در اين مجالس با رعايت حجاب كامل اسلامى و عدم همراهى در اعمال آنها جايز است؟ پاسخ: مانعى ندارد و وظيفه نهى از منكر هم بايد رعايت شود. 56 سؤال: آيا آموختن سه تار و نواختن آن جايز است؟ پاسخ: نواختن و گوش دادن به آن اگر به كيفيت لهوى و مناسب مجالس عياشى و خوشگذرانى باشد جايز نيست. 57 سؤال: از زحمات شما سؤال من این است که من در یک رستورانی در کشور آمریکا کار یم کنم و نوار موسیقی حرام اکثر مواقع روشن است می خواهم بدانم که حکم کار کردن من در آنجا چیست سؤال دیگر من آن است که اگر آلات لهو لعب موسیقی استفاده خوب و غیر شهوانی کنیم آیا حرام است . پاسخ: 1 ـ شما به آن گوش ندهید و تنها به گوش رسیدن اشکال ندارد . 2 ـ اگر با آن موسیقی غیر لهوی نواخته شود اشکال ندارد و مراد از موسیقی لهوی موسیقی ای است که مناسب مجالس لهو و عیاشی است . 58 سؤال: زدن تار یا سنتور اشکال دارد ؟ پاسخ: به کیفیت لهوی حرام است و مقصود از « لهوی » این است که نحوه زدن آن مناسب با مجالس لهو و عیّاشی باشد . 59 سؤال: خرید و نواختن آلت موسیقی گیتار که به استفاده در مجالس عیاشی نباشد چگونه است ؟ پاسخ: خرید آلات مختص به موسیقی لهوی جایز نیست و همچنین نواختن آن هم به کیفیت لهوی جایز نیست . 60 سؤال: می خواستم بدانم اینکه می گویند موسیقی که در مجلس لهو و لعب استفاده شود حرام است منظور شما همان غنا است یا چیز دیگری . (چون بارها دیده شده که افرادی با فطرتهای ناپاک حتی آهنگهای غیر غنا را هم در مجالس لهو و لعب استفاده می کنند) . در صورتی که چیز دیگری جز غنا است لطفا آن را توضیح دهید ؟ پاسخ: موسیقی صدائی است که از دستگاه و آلات شنیده می شود و غنا صدائی است که از حنجره بیرون می آید و فرق بین آن دو واضح است. 61 سؤال: می خواستم معنای مجلس لهو و لعب را توضیح دهید ؟ پاسخ: یعنی مجالس عیاشی ، خوشگذرانی و بزن و بکوب . 62 سؤال: نظر حضرتعالی درباره موسیقی چیست ؟ موسیقی مطرب چیست ؟ پاسخ: موسیقی مناسب با مجالس لهو و لعب و عیاشی حرام است و غیر آن حرام نیست . 63 سؤال: 1 ـ آیا حکم سه تار و تار با هم فرق دارد یا هر دو حرام هستند ؟ 2 ـ اگر ساز را برای طرب استفاده نکنی باز هم حرام است ؟ 3 ـ اگر حرام است پس گوش دادن به هر گونه موسیقی نیز حرام است ؟ پاسخ: 1 ـ نواختن به کیفیت لهوی ـ یعنی مناسب با مجالس لهو و عیّاشی باشد ـ جایز نیست . 2 ـ اگر به کیفیت لهوی نواخته شود جایز نیست . 3 ـ گوش دادن به موسیقی لهوی حرام است . 64 سؤال: آیا گیتار حرام است؟ پاسخ: نواختن آن به کیفیتی که در مجالس لهو و عیاشی زده می شود جایز نیست. 65 سؤال: فروش ارگ (وسیله موسیقی) چه حکمی دارد؟ پاسخ: اگر ازوسائل و آلات مختص به موسیقی لهوی باشد جایز نیست. 66 سؤال: آیا استفاده از (دف )و(دایره ) در مجالس عروسی وفقط برای زنان اشکال دارد؟ پاسخ: زدن به کیفیت لهوی حرام است. 67 سؤال: آیا نواختن آهنگ غیر مجاز با ساز مجاز مثل گیتار حرام است (البته آهنگی که رخص آور نباشد)؟ پاسخ: اگر کیفیت نواختن آن لهوی و مناسب مجالس لهوو عیاشی باشد جایز نیست. 68 سؤال: یاد گیری و نواختن ساز گیتار به منظور پرکردن اوقاتی که معمولا به بطالت میگذرد و نیز دوری از افکار مخرب چه حکمی دارد ؟ پاسخ: اگر نواختن به کیفیتی باشدکه مناسب مجالس لهو و عیاشی باشد و یا اینکه عرف این کار مستهجل باشد جایز نیست. 69 سؤال: موسیقی ای که انسان را از غم و اندوه در آورده و موجب میشود انسان بتواند کارهای روزمره خود را انجام دهد حرام است یا حلال ؟ پاسخ: اگر کیفیت آن مناسب با مجالس لهو ولعب و عیاشی باشد حرام است . 70 سؤال: اگر درباره آهنگ ندانم که آیا ان برای مراسم لهو و لعب است یا نه حکم چیست؟ پاسخ: گوش دادن به موارد مشکوک اشکال ندارد . 71 سؤال: نواختن سنتورگناه دارد؟ پاسخ: اگر نواختن به کیفیت لهوی باشد جایز نیست. 72 سؤال: نواختن دف یا دایره چه حکمی د ارد ؟ پاسخ: این آلات مشترکه است و استعمال آنها به کیفیت لهوی حرام است . 73 سؤال: آیا دنبک یا دف زدن در مولودیها ایرادی دارد یا خیر؟ پاسخ: چنانچه به کیفیت لهوی و مناسب با مجالس لهو و عیاشی باشد جایز نیست. 74 سؤال: گوش دادن به موسيقی در صورتی که برای شخص تاثيری نداشته باشد يعنی از آن لذت نبرد فقد يک عادت برای شخص شده باشد چه حکمی دارد؟ پاسخ: اگر لهوی باشد جايز نيست حتی اگر از آن هيچ لذتی نبرد. 75 سؤال: آيا فرا گرفتن علوم موسيقی که هدف از آن برای لهوولعب نباشد حرام است؟ پاسخ: اگر مستلزم نواختن يا گوش دادن به موسيقی لهوی باشد جايز نيست. 76 سؤال: من در يک رستورانی در کشور آمريکا کار می کنم ونوار موسيقی حرام اکثر مواقع روشن است می خواهم بدانم که حکم کار کردن من در آنجا چيست ؟ پاسخ: شما به آن گوش ندهيد وتنها به گوش رسيدن اشکال ندارد . 77 سؤال: اگر آلات لهولعب موسيقی استفاده خوب وغير شهوانی کنيم آيا حرام است ؟ پاسخ: اگر با آن موسيقی غير لهوی نواخته شود اشکال ندارد ومراد از موسيقی لهوی موسيقی ای است که مناسب مجالس لهووعياشی است . 78 سؤال: زدن تار يا سنتور اشکال دارد ؟ پاسخ: به کيفيت لهوی حرام است ومقصود از « لهوی » اين است که نحوه زدن آن مناسب با مجالس لهووعياشی باشد . 79 سؤال: خريد ونواختن آلت موسيقی گيتار که به استفاده در مجالس عياشی نباشد چگونه است ؟ پاسخ: خريد آلات مختص به موسيقی لهوی جايز نيست وهمچنين نواختن آن هم به کيفيت لهوی جايز نيست. 80 سؤال: می خواستم بدانم اينکه می گويند موسيقی که در مجلس لهوولعب استفاده شود حرام است منظور شما همان غنا است يا چيز ديگری ؟ (چون بارها ديده شده که افرادی با فطرتهای ناپاک حتی آهنگهای غير غنا را هم در مجالس لهوولعب استفاده می کنند) . در صورتی که چيز ديگری جز غنا است لطفا آن را توضيح دهيد . پاسخ: موسيقی صدائی است که از دستگاه وآلات شنيده می شود وغنا صدائی است که از حنجره بيرون می آيد وفرق بين آن دوواضح است . 81 سؤال: می خواستم معنای مجلس لهوولعب را توضيح دهيد ؟ پاسخ: يعنی مجالس عياشی ، خوشگذرانی وبزن وبکوب . 82 سؤال: نظر حضرتعالی درباره موسيقی چيست ؟ موسيقی مطرب چيست ؟ پاسخ: موسيقی مناسب با مجالس لهوولعب وعياشی حرام است وغير آن حرام نيست . 83 سؤال: آيا والدين می توانند فرزندان خود را از گوش دادن به موسيقی روز ويا تراشيدن ريش منع کنند؟ پاسخ: حق دارند. 84 سؤال: آيا گيتار حرام است. پاسخ: نواختن آن به کيفيتی که در مجالس لهووعياشی زده می شود جايز نيست. 85 سؤال: اگر برا ی جمعی (مهماني) تار زده شود اشکالی دارد؟ پاسخ: اگر به کيفيت لهوی باشد جايز نيست يعنی کيفيتی که مناسب با مجالس لهووعياشی وخوشگذرانی باشد. 86 سؤال: آيا استفاده از آلات موسيقی برای نواختن سرودهای مجاز اشکال دارد؟ پاسخ: اگر به کيفيت مناسب مجالس لهوولعب باشد جايزنيست. 87 سؤال: آيا استفاده از (دف )و(دايره ) در مجالس عروسی وفقط برای زنان اشکال دارد؟ پاسخ: زدن به کيفيت لهوی حرام است. 88 سؤال: غنا چيست ؟ موسيقی مناسب مجالس لهو و لعب يعنی چه ؟ پاسخ: غنا آوازی است که کيفيت خواندن آن مناسب با مجالس عياشی و بزن و بکوب باشد و همچنين موسيقی لهوی يعنی موسيقی ای که نواختن آن مناسب با مجالس ياد شده است . 89 سؤال: اگر مجبور شويم در حاليکه موسيقی شنيده می شود نماز بخواينم نماز ما چه حکمی دارد ؟ پاسخ: نماز صحيح است . 90 سؤال: آلات لهوحرام را توضيح دهيد . پاسخ: ابزار ساخته بشری است که برای لهوحرام وضع شده اند. 91 سؤال: موسيقی متناسب با مجالس لهوولعب را توضيح دهيد . پاسخ: آنچه که مردمان لاابالی در مجالس بزم وعياشی می نوازند ويا می خوانند. 92 سؤال: آيا با يك شخص غير مسلمان اگر او همسايه، شريك و امثال آن بود مى توان طرح دوستى ريخت؟ پاسخ: اگر او با اسلام و مسلمين دشمنى نمى ورزد و با كلام و يا در عمل ،خصومت، آشكار نمى كند مانعى نيست كه با او به مهر و محبت برخورد شود و در حقش احسان و نكويى به عمل آيد خداى متعال فرمود: (( لا ينهيكم الله عن الذين لم يقاتلوكم فى الدين و لم يخرجوكم من دياركم ان تبروهم و تقسطوا اليهم ان الله يحب المقسطين)) : خدا شما را از احسان و نكويى به كسانى كه با شما نجنگيده و شما را از ميهن و خانه وكاشانه تان بيرون نكرده اند، نهى نمى كند زيرا خدا اهل قسط و عدالت را دوست مى دارد. 93 سؤال: آيا به آوازخوانی های دينی و مدح و ثنای امامان كه همراه موسيقی اجراء می شود می توان گوش داد؟ پاسخ: حكم اين سؤال از حكم مسئله قبل، معلوم می شود. 94 سؤال: آيا بانوان در شب زفاف و عروسی می توانند با هر نوع آهنگی آواز خوانی كنند حتی با آهنگ های متناسب مجالس لهو و لعب؟ و آيا آنان می توانند از آلات و ابزار موسيقی استفاده كنند؟ و آيا آن وضع را می توان در مجلس عقد خوانی، شب حنابندان و يا مناسبت های ديگر، تكرار كرد يا مخصوص شب عروسی است؟ پاسخ: بنابر احتياط واجب، چنان آواز خوانی ها حتی در شب زفاف و عروسی هم ترك شود تا چه رسد به شبها و مناسبت های ديگر و حكم موسيقی و آواز خوانی حلال و حرام در مسائل قبل توضيح داده شد. 95 سؤال: آيا ساختن و خريد و فروش آلات موسيقی كه برای بازی بچه ها و آرام كردن آنها فراهم گشته است جايز است؟ و آيا بزرگسالان می توانند از آنها استفاده كنند؟ پاسخ: اگر موسيقی حاصل از آنها، همان موسيقی متناسب با مجالس لهو و لعب باشد داد و ستد آنها جايز نيست و افراد بالغ و مكلّف نمی توانند از آنها استفاده كنند. 96 سؤال: آيا زدن نی اشکال دارد؟ پاسخ: اگر به کيفيت لهوی زده شود جايز نيست.برگرفته از فتواي مرجع عاليقدر جهان تشيع حاج شيخ سيد علي سيستاني مدظله الوارف
خير؟بلي زن در مقابل نامحرم بايد روي پا ها هم بپوشاند
۲- سلام بر نامحرم چه حكمي دارد؟ در محيط هاي جمعي سلام بر جمع
مانعي ندارد از سلام هاي خصوصي كه نوعي زمينه شهوت و فتنه سازي
است اجتناب شود از امير المومنان علي عليه السلام فرمودند :من به زن
جوان سلام نمي كنم زيرا مي ترسم در قلبم چيزي خاجان كند كه مطلوب
پروردگار نيست.
۳-آيا صحبن با نامحرم در محيط خلوت و به مدت طولاني جايز است؟ اگر
محيطي خلوت باشد كه ديگري نتواند به آن وارد شود بودن دو نامحرم
حرام است ودر غير آنجا هم صحبت هاي شهواني باشد يا مفسده ديگري
بر آن مرتبت شود حرام است.
۴- آيا دايي و يا عموي جوان مي تواند فرزند خواهر يا برادر خودرا كه جوان
است ببوسد؟اگرقصد لذت و شهواني وريبه در كار نباشد اشكال ندارد
۵- آيا چيدن ابرو و رنگ كردن مو براي خانم ها چه حكمي دارد ؟ اصلاح و
رنگ كردن ابرو براي خانم ها اشكال ندارد ولي بايد از نامحرم پوشانده شود
۶-نگاه كردن به استاد مرد يازن براي بهتر فهميدن درس چگونه است؟ نگاه
به صورت و گردن و دست هاي استاد نامحرم كه معمولا نمي پوشاند بدون
قصد لذت وريبه و شهواني اشكال ندارد.
۷-پوشيدن جراب نازك براي خانم ها چه حكمي دارد؟ چون پوشاندن روي پا
در مقابل نامحرم واجب است بنابر اين استفاده از جوراب رنازك كه پوست پا
از زير آن پيدا شود در مقابل نامحرم جايز نيست.
۸-لبخند زدن و شوخي كردن وصحبت كردن با نامحرم چه حكمي دارد ؟
لبخند زدن وهركاري كه در معرض تهييج نامحرم است جايز نيست ودر
حديث آمده است كه هزار سال حبس در آخرت مجازات يك كلمه شوخي با
نامحرم است.
۹- معاينات پزشكي كه مستلزم به لمس ونظر به نامحرم است چه صورت
دارد؟ درصورت نبودن پزشك هم جنس يا مماثل ،به مقدار ضرورت اشكال
ندارد
۱۰- اگر كسي با نگاه كردن يا لمس دختران نا بالغ )محجورين(چه حكمي
دارد؟ حرام ميباشد
۱۱-آپا پوشيدن لباس آستين كوتاه براي آقايان جايز است؟ چنان چه مرد
داند زنان با قصد لذت به دستانش نگاه مي كنند احتياط واجب است آنرا
بپوشاند.
۱۲-شزط بندي حلال است يا حرام؟ شرط بندي درمواردي مثل اسب دواني
و تيراندازي با شرائط مقرر جايز و در ساير موارد جايز نيست و حرام ميباشد
۱۳-چه نوع موسيقه حرام است؟ هرنوع موسيقي كه از ياد خدا جداكرده
با آن بتوان رقصيد يا به ياد لذت هاي دنيا بيفتد مطلقا حرام مي باشد.
۱۴- تراشيدن ريش با تيغ يا ماشين چه حكمي دارد ؟ تراشيدن ريش با تيغ
يا كوتاه كردن آن اگر مثل تراشيدن باشد حرام ميباشد ابته لازم نيست
مقدار ريش بلند گذاشته شود بلكه كه به مقداري كه بگويد ريش دارد
۱۵- دروغ مصلحتي چه حكمي دارد؟ دروغ مصلحتي به معنايي كه نزد
مردم رايج است و در واقع دروغ منفعتي است حرام ميباشد در چند صورت
جايز مي باشد مثل حفظ جان مومن يا رفع نزاع بين دو نفر مسلمان
۱۶-تقلب در امتحان چه حكمي دارد؟ تقلب نوعي خيانت است و جايز
نيست و خيانت در مسايل علمي از ساير موارد زشت تر ودر شان يك فرد
مسلمان نيست
پيام خودرا بگويند كه من چون رساله همه مراجع را دارم كه به سوال شما
پاسخ دهم يا اگر مسئله اي در رساله وجود نداشت از دفتر مراجع ميپرسم
(كساني كه مي خواهند سوءاستفاده كنند از سوالات بد من جواب نمي
دهم لطفا احكام را بپرسيد و احكام سوالات بد و بانوان و آقايان.....را من
اصلا جواب نمي دهم و در وبلاگم آن پيام را مفقود خواهم كردولعنه الله العدو
الشيعه العلي)(لطفا از قسمت هاي پيش استفاده كنيد ونظرات خودرا ثبت كنيد)
مراجع جهان تشيع

حضرت آيت الله العظمي حاج شيخ لطف الله صافي گلپايگاني

حضرت آيت الله العظمي حاج شيخ حسين وحيد خراساني

حضرت آيت الله العظمي حاج شيخ سيدعلي سيستاني

حضرت آيت الله العظمي حاج شيخ سيد علي خامنه اي

حضرت آيت الله العظمي حاج شيخ سيد صادق شيرازي
.jpg)
حضرت آيت الله العظمي حاج شيخ سيد محمد صادق روحاني

حضرت آيت الله العظمي حاج شيخ حسين نوري همداني

حضرت آيت الله العظمي حاج شيخ جعفر سبحاني

حضرت آيت الله العظمي حاج شيخ سيد عبد الكريم موسوي اردبيلي



احكام دين طبق فتواي مرجع عليقدر تشيع آيت الله العظمي شيخ لطف الله صافي گلپايگاني
صاحبان آن كوچه حتي 1نفر هم راضي نباشد.2-در ملك كسي كه اجازه
تخلي نداده است.3-در جاهايي كه براي عده مخصوصي وقف شده است
مثال مدرسه -بيمارستان درمانگاه 4-روي قبر مومنين درصورتي كه بي
احترامي به آنها باشد
فايده استبرا از بول اين است كه آب مشكوكي بعد از وضو غسل خارج
شود مبطل آنها نيست .
مستحبات و مكروهات تخلي: 1-اول با پاي راست وارد مستراح شود وبا
پاي چپ خارج شود 2-مستحب است سنگيني بدن را بر پاي چپ بندازد
3-نشستن روبه روي خورشيد و ماه مكروه است ولي اگر سر خودر ا به
وسيله اي بپوشاند مكروه نيست4-تطهير كردن با دست راست مكروه
است5-زير درختان ميوه جاهايي كه محل عبور رفت و آمد است و روبه
روي باد مكروه مي باشد و همچنين روبه روي خانه كسي باشد6-استاده
بول كردن و بول كردن در زمين سخت و لانه جانوران و خصوصا در آب
مكروه است 7-خودداري از بول وغائط مكروه و اگر به بدن ضرر برساند
حرام 8-مستحب است انسان پيش از خواب وبعد مايع شهوت بول كند
نجاسات 11 چيز است :بول-غائط-مني-مردار-خون-خوك-سگ-فقاع-شراب
-حيوان نجاجستخوار-كافر مسيحي يهودي و اديان ديگر-شراب(توجه برادران
اهل سنت خدايي نكرده نجس نيستند زيرا آنها مسلمان هستند ولي
وهابيت كه به پيامبر توهين مي كنند و به امامان نجس هستند كسيكه به
امامان و پيامبران خدا وملائكه بزرگ خدا توهين يا دشنام بدهد گرچه
مسلمان هم باشد نجس مي باشد )
مايه حيواني كه خون جهنده دارد نجس است و احتياط واجب آن است كه
ازمايه حيوان حلال گوشت هم اجتناب كند
چيزهايي كه از مردار مانند مو كرك پشم استخوان و دندان كه روح ندارد
پاك است .
پوستي كه با درد از انسان ميكند چه از لب يا پوست هاي بدن بكنند
نجس و بايد از آنها اجتناب شود
تخم مرغ به يك شرط كه از شمك مرغ بيرون ما آيد پاك است پوسته آن
سفت باشد
خوني كه از لاي لثه به بيرون مي آيد به يك شر پاك ميشود آنكه مختصر و
جزيي باشد و آب دهان حلال (محلول)آن باشد
سگ و خوك معمولي پوست رطوبت وناخن و موي آن نجس است و سگ
وخوك دريايي فقط پاك است.
فقاع آبي است كه از جو گرفته مي شود و نجس وخوردن آن حرام ميباشد
ولي آبي كه به دستور طبيب از جو ميگيرند كه به آن ماء الشعير مي گويند
پاك وخوردنش حلال است.
2-مطهرات يازده چيز است: زمين -آب-آفتاب -اسلام-انتقال-تبعيت -استبرااز
حيوان نجاست خوار-استحاله -برطرف شدن عين نجاست-ثلثان شدن آب
انگور-غايب شدن مسلمان
3-زمين با سه شرط مطهرات است:آنكه مباح باشد-نجس نباشد-خشك
باشد
4-آفتاب با پنج شرط زمين را پاك ميكند: 1-آنكه كه چيز نجس ترباشد
2-آنكه نجاست را برطرف كنند3-آفتاب بدون مانع و به طور مستقيم به آن
بتابد4-آنكه آفتاب به تنهايي چيز نجس را خشك كند نه بواسطه باد وگرما
ولي اگرباد خيلي كم باشد كه نگويند به خشك شدن چيز نجس كمك
كرده اشكال ندارد5-آنكه آفتاب يك مرتبه چيز نجس را خشك كند
5-استحاله:اگر جنس چيز نجس بطوري عوض شود كه به صورت پاكي در
آيد پاك ميشود مثال چوب نجس بسوزد و خاكستر آن بماند -يا سگ در
نمكزار فرو رود نمك شود ولي اگر گندم را آرد كنند استحاله نمي شود و
اگر شك كنيم چيزي استحاله شده است يا نه نجس است
6-تبعيت آن است كه چيز نجسي بواسطه پاك شدن چيز نجس ديگر پاك
شود.
احكام ظرف ها: خوردن و آشاميدن از ظرف طلا و نقره حرام مي باشد و
استعمال آنها بنابر احتياط واجب و حرمت نگاه داشتن آنها به قصد ذخير
مالي نه به عنوان معلوم نيست اگر چه احوط است
استعمال ظرفي كه روي آن آب طلا يا آب نقره داده اند اشكالي ندارد.
احتياط آن است كه عطر دان وسرمه دان از طلا و نقر نباشد