چراامام حسین میدانست کشته می شود چرارفت

احکام فقهی و شرعی درست همانند نسخه یک طبیب و پزشک متخصص میماند که ممکن است مریضی تک تک حکمت و علت داروها را متوجه نشود ولی چون پزشک را حکیم و متخصص و دلسوز می داند یقین دارد هیچ نسخه ای بر علیه مریض نمی نویسد. احکام الهی هم حکمتش عبارت است از مصلحت اندیشی خداوند برای بشر و بدون شک اگر حکمتی در کار نبود خداوند حکمی صادر نمی کرد هر چند بشر نتواند حکمت همه احکام را بفهمد و امام حسین علیه السلام امام معصوم است و به خوبی میداند حفظ جان لازم است اگر برای آن حضرت راه معقولی برای رفع تشنگی بود آن کار را می کرد و از طرفی امام حسین علیه السلام باید نهایت خباثت و پلیدی دشمنانش را که مدعی مسلمانی بودند به بشریت بفهماند کسانی که امام حسین علیه السلام را به شهادت رساندند مدعی بودند مسلمان هستند و آیا یک مسلمان چگونه راضی می شود عده ای زن و فرزند بیگناه را با لب تشنه به شهادت و یا به اسارت ببرد این نکته مهمی بود که امام حسین علیه السلام وظیفه داشت آن را بگوش همه بشریت برساند.

چرا طلا برای مردان حرام است

چرا استعمال طلا(برای زینت) برای مردان حرام است؟

عللی دارد از جمله:


از نظر پزشکی :طلا روی گلبول های قرمر خون مردان اثر سویی دارد و انان را احتمالا بهمرض سرطان خون مبتلا می سازد.


باید دانست که استعمال طلا برای مردان علاوه بر زیان های روانی و اجتماعی حرام می باشد و سبب بطلان نماز می شود.


 


خداوند هر چیزی را که برای ما نهی کرده است ضررهای ان به خود انسان بر می گردد

تراشیدن ریش

پاسخ: تراشيدن ريش از نظر فقهاى اسلامى اعم از شيعه و سنّى جايز نيست و نظر همه مذاهب در اين‏باره يكى است. [1] روايات متعددى در مذمت تراشيدن ريش در مصادر شيعه و اهل‏سنّت وجود دارد. اما فقها به اين روايات، يكسان استدلال نكرده‏اند، از اين‏رو برخى صريحاً فتوا داده‏اند ريش‏تراشى حرام است. و عده‏اى گفته‏اند، احتياط (واجب) در ترك آن است و برخى نيز در موارد خاص (مانند جايى كه شخص را مسخره كنند) آن را جايز شمرده‏اند.

با توجّه به مطالب ياد شده به بررسى ادلّه كسانى مى‏پردازيم كه ريش‏تراشى را حرام مى‏دانند.

1. قرآن كريم؛

الف: « وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَ لَأُمَرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَانَ الانْعَامِ وَ لَأُمَرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ»؛[2]  (شيطان گفت:) و آنان را سخت گمراه و دچار آرزوهاى دور و دراز خواهم كرد، و وادارشان مى‏كنم تا گوش‏هاى دام‏ها را بشكافند، و وادارشان مى‏كنم تا آفريده خدا را دگرگون سازند. و هر كس به جاى خدا، شيطان را دوست گيرد قطعاً دست‏خوش زيان آشكارى شده است.

استدلال به اين آيه در اثبات حرام بودن ريش تراشى، به دو مقدمه بستگى دارد:

يكى، ثابت كنيم تراشيدن ريش، تغيير دادن خلقت خدا است. ديگر، اين‏كه هر تغييرى در خلقت را عمل شيطانى بدانيم جز در جايى كه به اذن خداوند باشد.

بى‏شك تراشيدن ريش تغيير خلقت است. خداوند مردها را به گونه‏اى آفريده است كه در صورتشان مو روييده شود. از رسول اكرم‏ صلى الله عليه وآله وسلم نقل است: «حضرت آدم ‏عليه السلام از خداوند خواست بر جمال و زينتش بيفزايد؛ صبح كه شد ديد ريش سياه دارد دستى به آن زد و به خود گفت: اين است جمال و زينتى كه تو و فرزندان تو روز قيامت به آن آراسته شده‏اند. [3] بنابراين ريش داشتن، جمال و كرامتى از جانب خداوند براى آدم و مردان از نسل او تا روز قيامت به شمار مى‏آيد.

اما درباره دومين مقدّمه مى‏توان گفت: جمله «فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ» عام است يعنى هر گونه تغيير را شامل است مگر آنهايى كه خداوند مجازشان فرموده است؛ مانند: ختنه كردن، ناخن گرفتن، تراشيدن موى سر و... امّا درباره تراشيدن ريش نه فقط دليلى بر جواز آن نداريم بلكه بر اساس برخى ادلّه اين كار ممنوع است.

ب: « وَ اتَّبَعَ مِلَّةَ اِبْرَاهيمَ حَنيفاً»[4]  در تفسير على بن ابراهيم قمى به نقل از امام صادق ‏عليه السلام ده چيز مظهر پاكى است، كه پنج قسم آن در سر و باقى آن در بدن است؛ آن پنج چيز كه در سر قرار دارد؛ عبارت است از: كوتاه كردن شارب، (سبيل)، گذاردن ريش، ازاله موى بدن، تميز كردن لاى دندان‏ها، و آن پنج چيز كه در بدن است، عبارتند از: ختنه، گرفتن ناخن، غسل جنابت، زدودن موهاى بدن و تطهير با آب. اين دستورهايى كه جزء آئين حنيف ابراهيمى به شمار مى‏آيد نسخ نشده است و تا روز قيامت وجود دارد. اين است معناى كلام خداوند كه مى‏فرمايد: «وَ اتَّبَعَ مِلَّةَ اِبْرَاهيمَ حَنيفاً»[5]

رسول اكرم ‏صلى الله عليه وآله وسلم مأمور است از آئين حنيف ابراهيم‏ عليه السلام پيروى كند و امت خود را به اين آئين دعوت فرمايد. از جمله اين دستورات، گرفتن شارب و گذاردن ريش (يعنى نتراشيدن آن) است؛ هر چند برخى از اين امور؛ مانند: ناخن گرفتن و مسواك زدن مستحب است. امّا دليلى نداريم كه امر به رها كردن ريش (نتراشيدن آن) را بر استحباب حمل كنيم، بلكه اين امر همچنان ظاهر در وجوب است.

2. روايات و مسئله ريش‏تراشى؛

روايات متعددى نيز از پيشوايان معصوم‏ عليهم السلام در ممنوعيّت ريش‏تراشى وجود دارد كه برخى آنها ذكر مى‏شود:

الف) محمد بن محمد أشعث كوفى از ابوالحسن موسى بن اسماعيل بن موسى ‏عليه السلام به نقل از جد بزرگوارش امام سجاد عليه السلام و آن حضرت از على ‏عليه السلام نقل مى‏كند پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: حلق اللحية من المثلة و من مثل فعليه لعنة اللَّه[6] ؛ «تراشيدن ريش از اقسام مثله (قطع كردن بينى يا لب يا گوش كسى) است. از رحمت خدا دور باشد كسى كه ديگرى را مثله كند».

بر اساس اين روايت، ريش‏تراشى از مصاديق «مثله» به شمار مى‏آيد و فاعل آن مشمول لعنت و غضب خداست.

ب) «... رأيت أميرالمؤمنين في شرطة الخميس و معه درة و لها سبابتان يضرب بها يباعى الجرى و المار ماهى و الزمار و يقول لهم: يا بياعى مسوخ بني اسرائيل و جند بنى مروان، فقام اليه فرات بن أحنف فقال: يا أميرالمؤمنين و ما جند بنى مروان؟ قالت فقال له: أقوام حلقوا اللحى و فتلوا الشوارب فمسخوا»[7] ؛ راوى مى‏گويد: امير مؤمنان على‏ عليه السلام را در شرطة الخميس و محل پيشين قراولان جنگ ( ديدم كه در دستش شلاقى دو سر بود و با آن فروشندگان حرى (ماهى بى فلس) و مار ماهى و زمار (نوعى از همان مار ماهى) را مى‏زد و به آنان مى‏فرمود: «اى فروشندگان يهوديهاى مسخ شده و جند بنى مروان»! فرات بن احنف خدمت آن حضرت ايستاد و گفت: اى امير مؤمنان! جند بنى مروان چيست؟ على ‏عليه السلام فرمود: جند بني مروان، مردمى بودند كه ريش‏ها را مى‏تراشيدند و سبيل‏ها را تاب مى‏دادند پس مسخ شدند».

كيفر مسخ براى كسانى كه به تراشيدن ريش و تاباندن سبيل مرتكب مى‏شوند، دليل كامل بر حرمت آن است. اگر ريش تراشى جايز باشد، عذاب مسخ از جانب خداوند براى آنان روا نبود.

ج) على بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين ‏عليه السلام از برادرش حضرت موسى بن جعفرعليه السلام نقل مى‏كند: به آن بزرگوار گفتم: آيا كوتاه كردن سبيل بلند جايز است يا نه؟ فرمود: جايز است. سپس پرسيدم آيا ريش‏تراشى جايز است؟ فرمود: أما من عارضيه فلا بأس و أما من مقدمه فلا؛[8]  «زدن قسمت‏هاى بالاى ريش (گونه‏ها) اشكال ندارد ولى گرفتن قسمت جلوى ريش جايز نيست». اين روايت صراحتاً تراشيدن قسمت جلوى ريش را منع مى‏كند.

3. وحدت نظر بزرگان شيعه درباره حرمت ريش‏تراشى؛

شيخ‏بهايى عالم ‏معروف، و سيد داماد، برحرمت تراشيدن ‏ريش ادعاى اجماع  كرده‏اند.

شهيد، و فخرالدين، فتوا داده‏اند كه براى خنثى حرام است ريش خود را بتراشد؛ زيرا احتمال دارد كه مرد باشد و حرمت تراشيدن ريش از امور مسلّم است.

علامه مجلسى اول در شرح الفقيه مى‏گويد: «حرمت تراشيدن ريش، ظاهر فتواى بيشتر علماست». علامه مجلسى دوم در كتاب مرآة العقول، حلية المتقين و بحارالانوار مى‏گويد: «حرمت تراشيدن ريش قطعى است».

مرحوم كاشف الغطاء در باب آداب حمام مى‏گويد: «تراشيدن ريش حرام و پرگذاشتن ريش مستحب است و مخالفى در اين مسأله ديده نشده است».

محدث بحرانى در حدائق با نقل احاديثى، مى‏گويد: «از اين اخبار چند چيز استفاده مى‏شود: از جمله اين‏كه، ظاهراً همان‏گونه كه جماعتى از اصحاب استظهار كرده‏اند، تراشيدن ريش حرام است».

شيخ مرتضى انصارى در «مجمع المسائل فى المسائل المتفرقة» مى‏گويد: «تراشيدن ريش و نيز مقراض كردن آن (چيدن با قيچى)، حرام است مگر در مواردى كه شرع آن را مجاز بداند»![9]

4. سيره قطعيه مسلمانان؛

از زمان پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم تا به حال، متدينان به داشتن ريش مقيّدند و كسى را كه ريش بتراشد مذمت مى‏كنند. بلكه او را فاسق مى‏دانند و در آنچه به عدالت مشروط است به او اعتنا نمى‏كنند. [10]

بنابراين ادله مذكور در مجموع بر حرمت تراشيدن ريش دلالت دارند و يا حداقل معنايشان اين است كه به احتياط واجب از اين كار اجتناب شود.

پاورقي

[1] الفقه على المذاهب الاربعة و مذهب أهل البيت، ج 2، ص 79.

[2] سوره نساء، (4) آيه 118.

[3] بحارالانوار، ج 11، ص 172.

[4] سوره نساء، (4) آيه 125.

[5] طبرى، مجمع البيان، ج 1، ص 200.

[6] مستدرك، ج 1، ص 59، از كتاب جعفريات.

[7]  ثقة الاسلام كلينى، اصول كافى، ج 1، ص 346 و وسائل الشيعة، ج 1، باب 56، ص 80.

[8]  عبداللَّه الحميري البغدادي، قرب الاسناد، ص 122.

[9] محمد رضا طبسى، تراش ريش از نظر اسلام.

[10] آيت اللَّه خويى، مصباح الفقاهة، ج 1، ص 264.

چرا  اسلام تراشیدن ریش را مذمت کرده؟

ضررهای جسمی ریش تراشی:


 

1) طبق گفته ی پزشکان اسلامی و غیر اسلامی فلسفه گذاشتن ریش این است که

 هر گاه صورت تراشیده شودمیکروبهای مختلفدر منافذ پوست جای گرفته و

 بوسیله همان منافذ و سوراخ های ریزی که در پوست قرار دارد راهی برای پیشرفت خود باز می کند.

2) تراشیدن ریش به علت تحریک دائمی و مکرر پوست صورت موجب پیری زود رس می شود.

۳) تراش ریش ایجاد جوش نموده و موهای صورت را سفید می کند

4) تکرار تراش ریش باعث از بین بردن زیبایی و روشنایی چهره می شود.

                                         

علمای اسلام تراشیدن ریش را جایز نمی دانند و بعضی بطور احتیاط دستور به ترک ریش تراشی داده اند.

روایت است از رسول اکرم (ص) اگر مسلمانان خود را شبیه دشمنان من کنند

 جزو دشمنان من محسوب می شوند همچنان که انها دشمنان من هستند.

 

سئوال : تراشیدن ریش چه حکمی دارد ؟

جواب :

آیت الله خامنه ای : بنابر احتیاط حرام است .

آیت الله سید سعید حکیم : تراشیدن چانه حرام است.

آیت الله سید حسن ابطحی : حرام است .

آیت الله سید حسن قمی : تراشیدن ریش و ماشین کردن آن اگر مثل تراشیدن باشد به احتیاط واجب حرام است .

آیت الله وحید خراسانی : یحرم حلق اللحیه علی الاحوط

آیت الله فاضل لنکرانی : تراشیدن ریش با هر وسیله ای که باشد بنابراحتیاط واجب حرام است .

آیت الله سیستانی : به احتیاط واجب جایز نیست .

آیت الله علوی گرگانی : به نظر ما حرام است .

آیت الله سید صادق روحانی : حرام است .

آیت الله شیخ جواد تبریزی : بنابر احتیاط واجب چانه و اطراف آن را نتراشد و از ته نزند به طوری که صدق کند ریش دارد و در از بین بردن ریش که جایز نیست بین تراشیدن با تیغ و زدن آن با ماشینی که از ته می زند فرقی نیست والله العالم .

آیت الله صافی گلپایگانی : حرام است . والله العالم.

آیت الله سید محمد شاهرودی : حرام است علی الظاهر  .

آیت الله ناصر مکارم شیرازی : احتیاط در ترک تراشیدن ریش به هر شکل و به هر صورت است .

آیت الله موسوی اردبیلی : بنابر احتیاط واجب تراشیدن ریش چانه جایز نیست و تراشیدن موی بقیه ی صورت اشکال ندارد .

آیت الله سید صادق شیرازی : حرام است .

آیت الله نوری همدانی : بنابر احتیاط واجب جایز نیست.

آیت الله سید عزالدین زنجانی : اگر حلق یعنی از ته زده شود حرام است .

آیت الله سید محمد باقر شیرازی : تراشیدن ریش حرام است هم به عنوان موازین اولیه و هم از جهت تشبه به کفار که در محل خود مبین است .

نظر مراجع درخصوص كروات زدن:

آیت‌الله خامنه ای: علی الاحوط از پوشیدن کراوات اجتناب شود.

آیت‌الله سیستانی: استفاده از کراوات اگر مستلزم مفسده باشد، حرام است.

آیت‌الله وحید خراسانی: آنچه که تشبه به کفار باشد، جایز نیست.

آیت‌الله مکارم شیرازی: بهتر است از کراوات استفاده نشود و اگر جنبه اشاعه فرهنگ کفار را داشته باشد، اشکال دارد.

آیت‌الله فاضل لنکرانی (ره):بهتر آن است که مسلمانان از مثل کراوات اجتناب کنند.

آیت‌الله صافی گلپایگانی: سزاوار نیست مسلمین از کراوات استفاده کنند، بلکه احتیاط ترک استفاده از آن است.

آیت‌الله بهجت: جایز نیست.

برگرفته از: (مسائل جدید از دیدگاه علماء و مراجع تقلید ج1) 

 

هلالي-سيب سرخي-امين مقدم

شبه

.هر نوع موسیقی لهوی که مناسب مجالس خوشگذرانی و موجب غفلت انسان از یاد خدا شود جایز نیست. 2.مداحی اگر به سبک لهوی باشد و غنا داشته باشد جایز نیست. 3.استفاده از آلات موسیقی در مداحی جایز نیست. 4.اقامه عزای امام حسین علیه السلام و اهل بیت علیهم السلام تعظیم شعائر الهی است و لازم است چون بقای اسلام به برکت خون امام حسین علیه السلام است. 5.تراشیدن ریش به هر وسیله ای باشد جایز نیست. 6.استفاده از طبل و سنجهای متعارف در دستجات عزاداری اشکال ندارد.


 

1.ریش باید به قدری باشد که عرفا بگویند ریش دارد. 2.غنا عبارت از این است که صدای انسان در صورتی که با ترجیح و طرب همراه بوده و مناسب مجالس لهو و گناه باشد که خواندن به این صورت و گوش دادن به آن حرام است. 3.مو بلند گذاشتن به مردان اشکال ندارد اما رعایت متعارف جامعه را نباید نادیده بگیرید به گونه ای نباشد که انگشت نما شوید. 4.هیچکدام از عکسها و تمثالهای که منسوب به اهل بیت علیهم السلام است و اقعی نیست. اما حفظ حرمت آنها لازم است. 5.گروهي از مراجع قائل به منع آن در زمان حاضر هستند و گروهي منعي قرار نداده اند. آنچه مسلم است اين است كه اين عمل در جهت برپايي عزاي حضرت سيدالشهداء اگر باعث وهن دين در انظار عمومي نباشد بلااشكال مي باشد . ولي بهتر اين است كه از مرجع تقليد خود سوال نموده و پيرو دستور مرجع تقليدتان عمل نماييد. 6.تقلید باید از مجتهد اعلم زنده باشد و اعلم را از سه راه می توان شناخت: 1.خود شخص علم به اعلمیت مجتهد پیدا کند. 2.دو نفر عادل آگاه، شهادت به اعلمیت مجتهد بدهد. مشروط به اینکه دو نفر عادل دیگر با آنها مخالفت نکند. 3.اعلمیت مجتهد در بین غالب مردم معروف و مشهور شده باشد. و چون تحقیق و تشخیص این امر به عهده خود مکلف می باشد این سایت و شخص حضرت استاد از تعیین اعلم معذورند.

شبه

قال رسول‌الله(ص): «عَلِيٌّ (ع) خَيرُ مَن يُصَلّي اِلَي القِبلَهِ بَعدي؛
پس از من، علي (ع) بهترين كسي است كه به سوي قبله نماز مي گزارد»
احقاق الحق 15/212

1.هر نوع موسیقی لهوی که مناسب مجالس خوشگذرانی و موجب غفلت انسان از یاد خدا شود جایز نیست. 2.مداحی اگر به سبک لهوی باشد و غنا داشته باشد جایز نیست. 3.استفاده از آلات موسیقی در مداحی جایز نیست. 4.اقامه عزای امام حسین علیه السلام و اهل بیت علیهم السلام تعظیم شعائر الهی است و لازم است چون بقای اسلام به برکت خون امام حسین علیه السلام است. 5.تراشیدن ریش به هر وسیله ای باشد جایز نیست. 6.استفاده از طبل و سنجهای متعارف در دستجات عزاداری اشکال ندارد.

اهل تسنن پاسخگو باشند

اهل تسنن پاسخگو باشند؟!!!


آیا شما علمای خود را نیز قبول ندارید؟؟؟

     در دهها کتاب از کتب معتبر نزد اهل جماعت از جمله کتاب مناقب ابن مغازلی ص 42 و لسان المیزان ابن حجر ، ج 1، ص 51 ، میزان الاعتدال ذهبی، ج 1، ص28، الصواعق المحرقه، ص 75، الریاض النضره محب طبری ، ج 3، ص 167 آمده است:

      هنگامی که خدای متعال اوّلین و آخرین را جمع کند و صراط بر جهنم نصب گردد، هیچکس از آن عبور نخواهد کرد مگر آن کس که براتی حاکی از ولایت علی بن ابی طالب همراه دارد.

     حال سوالی مطرح می شود ای کسانی که فاروق اعظم امیرالمومنین علی علیه السلام را به امامت و ولایت و وصایت قبول ندارید!!!

     ما نظر چه کسی را بپذیریم؟؟

     نظر بزرگان شما را؟؟؟!

     یا بزرگان و رجال نامی شیعه را؟؟؟

     اگر واقعا سخنان بزرگان شیعه را قبول ندارید...

     پس بیایید و ببینید بزرگان و علمای شما چه در کتاب هایشان نوشته اند و به حقانیت و ولایت چه کسی اعتراف نمودند. 

 

آیا شما علمای خود را نیز قبول ندارید؟؟؟!!!

ترس وهابيت از حضرت علي اضغر

ترس وهابیت از طفل شیرخوار اباعبدالله علیه السلام؟!

veladate-ali-asghar

 

 

     بزرگان وهابیت  به تمامی مجامع علمی و فرهنگی خود اعلان داشتند که: بترسید از اینکه علی‌اصغر جهانی شود.

     محفل شیرخوارگان حسینی همزمان با اول محرم سال جاری در حرم مطهر رضوی در دو هزار شهر ایران و ۱۰۰ کشور دنیا از سوی مجامع متعدد شیعی برگزار می‌شود.

      این در حالی است که مراسم بزرگداشت حضرت علی اصغر علیه السلام سال گذشته در بیش از ۸۰۰ شهر در ایران و ۱۰۰ شهر در کشورهای دنیا به صورت هماهنگ و همزمان با استقبال فراوان شیفتگان اهل‌بیت علیهم السلام و مکتب حسینی برگزار شد.

      مجریان این طرح، هدف از برگزاری محفل شیرخوارگان حسینی را پرورش عواطف عاشورایی و به نمایش گذاشتن ابعاد منشوری قیام حسینی با محوریت شهید شیرخوار کربلا، حضرت علی اصغر علیه السلام عنوان نموده  و خاطرنشان کرده اند: در سال گذشته در یکی از این جلسات، بیش‌ از ۱۰۰ هزار نفر از مادران به همراه کودکان شیرخوار خود در محفل شیرخوارگان حسینی حضور داشتند.

 

بازتاب جهانی همایش شیرخوارگان حسینی:

 * در ده‌ها سایت اسرائیلی به زبان‌های عبری، انگلیسی، عربی و روزنامه‌های گاردین و هاآرتص واکنش‌های منفی برای برگزاری محفل شیرخوارگان حسینی صورت گرفته است.

 * در موضع گیری سه دادگاه بین‌المللی بیانیه‌هایی صادر شد و مراسم شیرخوارگان را موجب رنجش عواطف جامعه اروپایی عنوان کردند.

 * در عربستان سعودی در کنفرانس تحریف تاریخ عاشورا از سوی دانشگاه محمد بن سعود بیانیه‌ای از طرف بزرگان وهابیون  تحت عنوان" بترسید از اینکه علی اصغر جهانی شود" صادر شد

دستورات اخلاقي علامه طباطبايي

علامه طباطبائی در پاسخ فردی که از او دستور اخلاقی خواسته بود فرمودند:                            
 
برای موفق شدن ، لازم است همتی برآورده و توبه ای نموده و به مراقبه و محاسبه بپردازید ، بدین صورت که هر روز که از خواب بیدار می شوید، قصد جدی کنید که در هر عملی که پیش آید، رضای خدا را مراعات خواهم کرد، آنوقت در هر کاری که می خواهید انجام دهید نفع آخرت را منظور خواهید داشت ، بطوری که اگر نفع اخروی نداشته باشد انجام نخواهید داد، هر چه باشد. و همین حال را تا شب وقت خواب ادامه خواهید داد . وقت خواب ،پنج دقیقه ای در کارهائی که در روز انجام داده اید ، فکر کرده و یکی یکی در نظر خواهید گذرانید و هرکدام مطابق رضای خدا انجام یافته شکری بکنید و هر کدام تخلف شده استغفاری بکنید و این رویه را هر روز ادامه دهید. این روش اگر چه ابتدا سخت ودر ذائقه نفس ، تلخ می باشد ولی کلید نجات و رستگاری است و هر شب پیش از خواب اگر توانستید سور مسبحات (یعنی حدید ،حشر ،صف ،جمعه و تغابن) را بخوانید و اگر نتواسنیتد تنها سوره حشر را بخوانید. انشا الله موفق خواهید بود                                

آقاي خامنه اي بگوييد ديگر روضه حضرت قاسم نخوانند

 
در یکی از روزهای سال 1362 ، زمانی آیت الله خامنه ای ، رییس جمهور وقت ، برای شرکت در مراسمی از ساختمان ریاست جمهوری ، واقع در خیابان پاستور خارج می شد ، در مسیر حرکتش تا خودرو ، متوجه سر و صدایی شد که از همان نزدیکی شنیده می شد.
 صدا از طرف محافظ ها بود که چند تای شان دور کسی حلقه زده بودند و چیز هایی می گفتند. صدای جیغ مانندی هم دائم فریاد می زد : «آقای رییس جمهور! آقای خامنه ای! من باید شما را ببینم» . رییس جمهور از پاسداری که نزدیکش بود پرسید: «چی شده ؟ کیه این بنده خدا؟» پاسدار گفت: «نمی دانم حاج آقا! موندم چطور تا این جا تونسته بیاد جلو.ٰ» پاسدار که ظاهرا مسئول تیم محافظان بود ، وقتی دید رییس جمهور خودش به سمت سر و صدا به راه افتاد ، سریع جلوی ایشان رفت و گفت: « حاج آقا شما وایسید ، من می رم ببینم چه خبره» بعد هم با اشاره به دو همراهش ، آن ها را نزدیک رییس جمهور مستقر کرد و خودش رفت طرف شلوغی. کمتر از یک دقیقه طول کشید تا برگشت و گفت: «حاج آقا ! یه بچه اس. می گه از اردبیل کوبیده اومده این جا و با شما کار واجب داره . بچه ها می گن با عز و التماس خودشو رسونده تا این جا. گفته فقط می خوام قیافه آقای خامنه ای رو ببینم ، حالا می گه می خوام باهاش حرف هم بزنم».
 رییس جمهور گفت: « بذار بیاد حرفش رو بزنه. وقت هست».
 لحظاتی پسرکی 12-13 ساله از میان حلقه محافظان بیرون آمد و همراه با سرتیم محافظان ، خودش را به رییس جمهور رساند. صورت سرخ و سرما زده اش ، خیس اشک بود . هنوز در میانه راه بود که رییس جمهور دست چپش را دراز کرد و با صدای بلند گفت: «سلام بابا جان! خوش آمدی» پسر با صدایی که از بغض و هیجان می لرزید ، به لهجه ی غلیظ آذری گفت: « سلام آقا جان! حالتان خوب است؟» رییس جمهور  دست سرد و خشکه زده ی پسرک را در دست گرفت و گفت :« سلام پسرم! حالت چطوره؟» پسر به جای جواب تنها سر تکان داد. رییس جمهور از مکث طولانی پسرک فهمید زبانش قفل شده. سرتیم محافظان گفت :« اینم آقای خامنه ای! بگو دیگر حرفت را » ناگهان رییس جمهور با زبان آذری سلیسی گفت: « شما اسمت چیه پسرم؟» پسر که با شنیدن گویش مادری اش انگار جان گرفته بود ، با هیجان و به ترکی گفت:« آقاجان! من مرحمت هستم. از اردبیل  تنها اومدم تهران که شما را ببینم.»
 آقای خامنه ای دست مرحمت را رها کرد و دست رو ی شانه او گذاشت و گفت:‌« افتخار دادی پسرم. صفا آوردی . چرا این قدر زحمت کشیدی؟ بچه ی کجای اردبیل هستی؟» مرحمت که حالا کمی لبانش رنگ تبسم گرفته بود گفت: « انگوت کندی آقا جان! » رییس جمهور پرسید: « از چای گرمی؟» مرحمت انگار هم ولایتی پیدا کرده باشد تندی گفت: « بله آقاجان! من پسر حضرتقلی هستم» .آقای خامنه ای گفت: « خدا پدر و مادرت رو برات حفظ کنه.»
مرحمت گفت: « آقا جان! من از ادربیل آمدم تا این جا که یک خواهشی از شما بکنم.» رییس جمهور عبایش را که از شانه راستش سر خوره بود درست کرد و گفت: « بگو پسرم. چه خواهشی؟»
-آقا! خواهش می‌کنم به آقایان روحانی و مداحان دستور بدهید که دیگر روضه حضرت قاسم(ع) نخوانند!
-چرا پسرم؟
مرحمت به یک باره بغضش ترکید و سرش را پایی انداخت و کلماتی بریده بریده گفت: « آقا جان ! حضرت قاسم(ع)  13 ساله بود که امام حسین(ع) به او اجازه داد برود در میدان و بجنگد، من هم 13 سلم است ولی فرمانده سپاه اردبیل اجازه نمی‌دهد به جبهه بروم . هر چه التماسش می‌گوید 13 ساله‌ها را نمی‌فرستیم. اگر رفتن 13 ساله ها به جنگ بد است، پس این همه روضه حضرت قاسم(ع) را چرا می خوانند؟ » حالا دیگر شانه های مرحمت آشکارا می لرزید.  رییس جمهور دلش لرزید.  دستش را دوباره روی شانه مرحمت گذاشت و گفت:« پسرم! شما مگر درس و مدرسه نداری؟ درس خواندن هم خودش یک جور جهاد است» مرحمت هیچی نگفت. فقط گریه کرد و این بار هق هق ضعیفی هم از گلویش به گوش می رسید.
رییس جمهور مرحمت را جلو کشید و در آغوش گرفت و رو به سرتیم محافظانش کرد و گفت :« آقای...! یک زحمتی بکش با آقای ... تماس بگیر بگو فلانی گفت این آقا مرحمت رفیق ما است. هر کاری دارد راه بیاندازید. هر کجا هم خودش خواست ببریدش.بعد هم یک ترتیبی هم بدهید برایش ماشین بگیرند تا برگردد اردبیل. نتیجه را هم به من بگویید»
آقای خامنه ای خم شد ، صورت خیس از اشک مرحمت را بوسید و گفت : « ما را دعا کن پسرم. درس و مدرسه را هم فراموش نکن. سلام مرا به پدر و مادر و دوستانت در جبهه برسان» و...
کمتر از سه روز بعد ، فرمانده سپاه اردبیل ، مرحمت را خوشحال و خندان دید که با حکمی پیشش آمد. حکم لازم الاجرا بود. می توانست باز هم مرحمت را سر بدواند و لی مطمئن بود که می رود و این بار از خود امام خمینی حکم می آورد. گفت اسمش را نوشتند و مرحمت بالا زاده رفت در لیست بسیجیان لشکر 31 عاشورا.
 *****
 
مرحمت به تاریخ هفدهم خرداد 1349 در یک کیلومتری تازه کند «انگوت» در روستای «چای گرمی»، متولد شد. امام که به ایران برگشت ، مرحمت کلاس دوم دبستان بود. 13 ساله که شد ، دیگر طاقت نیاورد و رفت ثبت نام کرد برای اعزام به جبهه. با هزار اصرار و پادرمیانی کردن این آشنا و آن هم ولایتی ، توانست تا خود اردبیل برود ، اما آن جا فرمانده سپاه جلوی اعزامش را گرفت. مرحمت هر چه گریه و زاری کرد فایده ای نداشت. به فرمانده سپاه از طرف آشناهای مرحمت هم سفارش شده بود که یک جوری برش گردانید سر درس و مشقش. فرمانده سپاه آخرش گفت : «ببین بچه جان! برای من مسئولیت دارد. من اجازه ندارم 13 ساله ها را بفرستم جبهه. دست من نیست.» مرحمت گفت : «پس دست کی است؟» فرمانده گفت: «اگر از بالا اجازه بدهند من حرفی ندارم» همه این ها ترفندی بود که مرحمت دنبال ماجرا را نگیرد. یک بچه 13 ساله روستایی که فارسی هم درست نمی توانست صحبت کند ، دستش به کجا می رسید؟ مجبور بود بی خیال شود. اما فقط سه روز بعد مرحمت با دستوری از بالا برگشت .
مرحمت بالازاده تنها یک سال بعد ، در عملیات بدر ، به تاریخ 21 اسفند 1363 با فاصله بسیار کمی از شهادت مرادش ، مهدی باکری ، بال در بال ملائک گشود و میهمان سفره ی حضرت قاسم (علیه السلام) گردید.
از مرحمت بالازاده ، وصیت نامه ای بر جای مانده است که متن کامل آن را در زیر می خوانید. وصیت نامه ای که نشان می دهد روحش نمی توانست در کالبد 13 ساله اش آرام بگیرد:
وصیت نامه مرحمت بالازاده جمعی لشکر عاشورا ،گردان علی اکبر
 به نام خداوند بخشنده مهربان
از اینجا وصیت نامه ام را شروع می‌کنم. با سلام بیکران به پیشگاه منجی عالم بشریت حضرت مهدی(عج) و با سلام بیکران به رهبر مستضعفان، ابراهیم زمان، خمینی بت شکن و با سلام بیکران به مردم ایثارگر و شهید پرور ایران، که همچون امام حسین(ع) و لیلا پسرشان را به دین اسلام قربانی می‌دهند.
آری ای ملت غیور شهید پرور ایران درود بر شما، درود برشما که همیشه در مقابل کفر ایستاده اید و می‌ایستید تا آخرین قطره خونتان.
درود برشما ای ملت ایران، ای مشعل داران امام حسین تا آخرین قطره خونتان از این انقلاب و از رهبر این انقلاب خوب محافظت کنید تا که این انقلاب اسلامی را به نحو احسن به منجی عالم بشریت تحویل بدهید.
و ای پدر و مادر عزیزم اگر این پسرتان در راه اسلام به شهادت برسد، افتخار کنید که شما هم از خانواده شهدا برشمرده می‌شوید. ای پدر و مادر عزیزم از شما تقاضایی دارم اگر من شهید بشوم گریه نکنید. اگر گریه بکنید به شهدای کربلا و شهدای کربلای ایران گریه بکنید تا چشم منافقان کور بشود و بفهمند که ما برای چه می‌جنگیم. حالا معلوم است که راه تنها یک راه است که آن راه هم راه اسلام و قرآن است. و آخر وصیت می‌کنم راه شهیدان را ادامه بدهید و اسلحه شان را نگذارید در زمین بماند.
و مادرم و پدرم چنانچه من می‌دانم لیاقت شهادت را ندارم ولی اگر خداوند بخواهد که شهید بشوم مرا حلال کنید و من هم شهادت را جز سعادت نمی دانم. یعنی هر کس که شهید می‌شود خوش به حالش که با شهدا همنشین می‌شود. و از تمام همسایه‌ها و از هم روستایی هایمان می‌خواهم که اگر از من سخن بدی شنیده اید و کارهای بدی دیده اید حلال بکنید. و برادرانم اسحله ام را نگذارند در جا بماند و خواهرانم با حجاب با دشمنان جنگ کنند. خدایا تو را قسم می‌دهم که اگر گناهانم را نبخشی از این دنیا به آن دنیا نبر.
خدایا خدایا تو را قسم می‌دهم به من توفیق سربازی امام زمان(عنوشته های یک احمد

دوشنبه ششم اردیبهشت 1389

شیخد. حسین انصاریان وشراب فروش
یک بار زمان شاه وارد یک مشروب فروشی شدم، با همین عبا و عمامه! دیدم سر تمام میزها مشروب است، یک عده‌ای مشغول نوشیدن و یک عده‌ای مست هستند و یک عد‌ّه تازه نشسته‌ان

من که وارد شدم صاحب کافه گفت: آقا اشتباه آمده‌اید! گفتم: نه برادر، اشتباه نیامده‌ام، آدرس گرفتم و درست آمدم، مگر اینجا فلان کافه نیست؟ گفت : چرا ! گفتم: پس من درست آمدم. گفت: فرمایشی دارید؟ گفتم: یک کلام!
آن زمان هم من سی سه سالم بود، جوان بودم! گفتم: من فقط یک کلمه می‌خواهم به تو بگویم، اما باید اول از تو بپرسم: یهودی هستی: گفت : نه! مسیحی هستی؟ گفت: نه! مسلمانم! گفتم: سنی هستی؟ گفت: نه شیعه هستم! گفتم : پس می‌توانم آن یک کلمه را به تو بگویم! گفت: بگو! گفتم: پروردگار فرموده: مؤمنان پیر، نورِ من هستند و من حیا می‌کنم که نورم را با آتشم بسوزانم، من خدا دیگر از او حیا می‌کنم
گفتم: تو که از شصت سال گذشتی و سر و صورتت پر از سفیدی است، چه می کنی؟ گفت: چکار بکنم؟ تکان عجیبی خورد!. گفتم: دیروز چقدر آوردی؟ آن زمان، گفت: هفت هزار تومان! هفت هزار تومان شمردم و گفتم: این پول مشروب ها، به اینها هم بگو دیگر نخورند و بلند شوند بروند. همه را بیرون کرد. با هم رفتیم تمام مشروب ها را داخل چاه ریختیم. رفتم رفقایم را آوردم یک پولی روی هم گذاشتند، بیست و چهار ساعت نشد که به تعداد دویست نفر دیگ و بشقاب و قاشق و چاقو همه چیز آوردیم!؛ یعنی من صبح این کار را کردم، بعد از ظهر آنجا تابلوی چلوکبابی خورده بود، چلوکباب هم داشت! روز اول هم یک روحانی گفت: دویست پرس چلوکبابش را من می‌خرم! بعد هم دیگر چلوکبابی شد!.
نوشته شده توسط احمد خسروی در 13:10 |  لینکج) و نائب برحق او خمینی بت شکن را قرار دهی. تا در راه آنها اگر هزاران جان داشته باشم قربانی بدهم.
 
کربلا کربلا یا فتح یا شهادت
جنگ جنگ تا پیروزی

پاسخ به سوالات شرعي وشبهات

 

صحيفه سجاديه ترجمه حاج حسين انصاريان

نام دعا

دعاي (1)-در ستايش خداي عزوجل

دعاي (2)- دعا بر محمد و آل محمد

دعاي (3)- دعاي آنحضرت بر حاملان عرش

دعاي (4)- دعاي آنحضرت برآنان که به پيامبران ايمان آورده اند

دعاي (5)- دعاي آنحضرت براي خود و نزديکانش

دعاي (6)- دعاي آنحضرت به وقت صبح و شام

دعاي (7)- دعاي آنحضرت به وقت مهمات و رنج

دعاي (8)- دعاي آنحضرت در پناه بردن به خداوند

دعاي (9)- دعاي آن حضرت در شوق به آمرزش

دعاي (10)- دعاي آنحضرت در پناه بردن به خدا

دعاي (11)- دعاي آنحضرت در عاقبت به خيري

دعاي (12)- دعاي آنحضرت در اقرار به گناه

دعاي (13)- دعاي آنحضرت در طلب حاجت ها

دعاي (14)- دعاي آنحضرت در دادخواهي از ستمگران

دعاي (15)- دعاي آنحضرت به وقت بيماري

دعاي (16)- دعاي آنحضرت در طلب بخشش و آمرزش گناهان

دعاي (17)- دعاي آنحضرت چون نام شيطان برده مي شد

دعاي (18)- دعاي آنحضرت در دفع بلاها و سختي ها

دعاي (19)- دعاي آنحضرت به وقت درخواست باران

دعاي (20)- دعاي آنحضرت در مکارم اخلاق

دعاي (21)- دعاي آن حضرت به وقت رويدادهاي اندوه بار

دعاي (22)- دعاي آنحضرت در سختي و گرفتاري

دعاي (23)- دعاي آنحضرت براي تندرستي

دعاي (24)- دعاي آنحضرت براي پدر و مادر

دعاي (25)- دعاي آنحضرت براي فرزندانش

دعاي (26)- دعاي آنحضرت براي همسايگان و دوستانش

دعاي (27)- دعاي آنحضرت براي مرزداران

دعاي (28)- دعاي آنحضرت در ترس از خدا

دعاي (29)- دعاي آنحضرت به وقت تنگي رزق

دعاي (30)- دعاي آنحضرت براي اداي وام

دعاي (31)- دعاي آنحضرت در توبه و بازگشت

دعاي (32)- دعاي آنحضرت در نماز شب

دعاي (33)- دعاي آنحضرت در درخواست خير و نيکي

دعاي (34)- دعاي آنحضرت به هنگام گرفتاري

دعاي (35)- دعاي آنحضرت در رضا به قضاي حق

دعاي (36)- دعاي آنحضرت به وقت شنيدن رعد

دعاي (37)- دعاي آنحضرت در شکر

دعاي (38)- دعاي آنحضرت در عذر خواهي از حق

دعاي (39)- دعاي آنحضرت در طلب عفو

دعاي (40)- دعاي آنحضرت به وقت ياد مرگ

دعاي (41)- دعاي آنحضرت در درخواست پرده پوشي

دعاي (42)- دعاي آنحضرت به وقت ختم قران

دعاي (43)- دعاي آنحضرت به وقت ديدن ماه نو

دعاي (44)- دعاي آنحضرت به وقت فرارسيدن ماه رمضان

دعاي (45)- دعاي آنحضرت به هنگام وداع ماه رمضان

دعاي (46)- دعاي آنحضرت در روز عيد فطر و جمعه

دعاي (47)- دعاي آنحضرت در روز عرفه

دعاي (48)- دعاي آنحضرت در روز عيد قربان و جمعه

دعاي (49)- دعاي آنحضرت در دفع مکر دشمنان

دعاي (50)- دعاي آنحضرت در ترس از حق

دعاي (51)- دعاي آنحضرت در تضرع و زاري به درگاه حق

دعاي (52)- دعاي آنحضرت در اصرار در طلب

دعاي (53)- دعاي آنحضرت در اظهار فروتني

دعاي (54)- دعاي آنحضرت در رفع اندوه ها

 

 

 

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

[پخش صوت دعا]

تشکیل شورای عالی فضای مجازی (1390/12/17)
حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظّم انقلاب اسلامي ضمن دستور براي تشكيل شوراي عالي فضاي مجازي به رياست رئيس جمهور، اعضاي حقوقي و حقيقي اين شورا را تعيين كردند. رهبر
انقلاب اسلامي آثار چشمگير شبكه جهاني اينترنت در ابعاد زندگي فردي و اجتماعي، لزوم برنامه ريزي و هماهنگي به منظور صيانت از آسيب هاي ناشي از آن، و بهره گيري حداكثري از فرصت‌ها در جهت ارائه خدمات گسترده و مفيد به مردم را از دلايل اصلي ضرورت تشكيل شوراي عالي فضاي مجازي برشمردند و تأكيد كردند: اين شورا وظيفه دارد مركزي بنام مركز ملّي فضاي مجازي كشور ايجاد كند.
م تن حكم حضرت آيت الله خامنه اي به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
گسترش فزاينده‌ فناوري هاي اطلاعاتي و ارتباطاتي بويژه شبكه‌ي جهاني اينترنت و آثار چشمگير آن در ابعاد زندگي فردي و اجتماعي، و لزوم سرمايه گذاري وسيع و هدفمند در جهت بهره گيري حداكثري از فرصت هاي ناشي از آن در جهت پيشرفت همه جانبه كشور و ارائه خدمات گسترده و مفيد به اقشار گوناگون مردم و همچنين ضرورت برنامه ريزي و هماهنگي مستمر به منظور صيانت از آسيب هاي ناشي از آن اقتضا مي كند كه نقطه‌ي كانوني متمركزي براي سياستگذاري، تصميم گيري و هماهنگي در فضاي مجازي كشور بوجود آيد. به اين مناسبت شوراي عالي فضاي مجازي كشور با اختيارات كافي به رياستِ رئيس جمهور تشكيل مي گردد و لازم است به كليه‌ي مصوبات آن ترتيب آثار قانوني داده شود.
اعضاي حقوقي اين شورا عبارتند از: رئيس جمهور(رئيس شوراي عالي)، رئيس مجلس شوراي اسلامي، رئيس قوه قضائيه، رئيس سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، دبير شوراي عالي و رئيس مركز، وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، وزير علوم، تحقيقات و فناوري، وزير اطلاعات، رئيس كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي، رئيس سازمان تبليغات اسلامي، فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، فرمانده ني� �وي انتظامي جمهوري اسلامي ايران و همچنين اعضاي حقيقي: حجج اسلام و آقايان: دكتر حميد شهرياري، دكتر سيّدجواد مظلومي، مهندس مسعود ابوطالبي، دكتر كاميار ثقفي، دكتر رسول جليلي، دكتر محمد سرافراز و مهندس عليرضا شاه ميرزايي مي باشند كه براي مدت سه سال تعيين مي‌شوند.
اين شورا وظيفه دارد مركزي به نام مركز ملّي فضاي مجازي كشور ايجاد نمايد تا اشراف كامل و به روز نسبت به فضاي مجازي در سطح داخلي و جهاني و تصميم گيري نسبت به نحوه مواجهه فعال و خردمندانه كشور با اين موضوع از حيث سخت افزاري، نرم افزاري و محتوايي در چارچوب مصوّبات شوراي عالي و نظارت بر اجراي دق� �ق تصميمات در همه سطوح تحقق يابد. نكات اساسي در مورد وظايف شوراي عالي و مركز ملّي فضاي  مجازي با تأكيد بر توجه جدّي به آن، در پيوست اين حكم ابلاغ مي گردد.
در پايان انتظار دارم، ضمن تسريع در تشكيل مركز ملّي فضاي مجازي، رئيس و اعضاي محترم شورا تلاش بايسته را در جهت دستيابي اين مركز به اهداف تعيين شده به كار برند. كليه دستگاههاي كشور موظف به همكاري همه جانبه با اين مركز مي باشند.
سيّدعلي خامنه اي
17/اسفند ماه/

زندگي نامه مداحان

چهارشنبه، ۱۶ دی ۱۳۸۸


 

برزخ

ما اگر بخواهیم بر برزخمان اطلاع پیدا کنیم نباید سیر عرضی کنیم ـ به عرض زمان ـ بلکه باید سیر طولی کنیم و به طرف بالا یعنی به سمت مقام تجرد و عوالم معنی حرکت کنیم حرکت معنوی، تا برسیم به برزخ و از آنجا نیز سیر طولی کنیم، برویم به بالا تا برسیم به قیامت؛ خواه این کار را بعد از مردن انجام دهیم و خواه قبل از مردن و در زمان حیاتمان انجام دهیم.
اگر کسی در دنیا به مقام تجرد برسد و مرگ اختیاری پیدا کند بطوریکه از عالم صورت هم بگذرد، به قیامت میرسد. اگر کسی در دنیا بواسطه تهذیب نفس و متابعت از شریعت و دستورات رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و مراعات جنبه های معنوی اعمال شرعیه و امور عبادیه و حصول ملکه تقوی، کاری کند که از عالم شهوت و هوس و آمال بیرون آید و از محبت دنیا عبور کند، این سیر إلی الله میکند؛ و لازمه این سیر در اولین منزل، رسیدن به برزخ است؛ و هیچ جای شبهه و تردید نیست؛ پس برزخِ خود را ادراک میکند.)
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
برزخ یعنی چه؟ یعنی همان عالم صورت، یعنی تجرد از ماده؛ خود را مجرد از ماده می بیند و موجودات برزخی را که دارای صورت هستند ولی دارای ثقل و ماده نیستند، ادراک می نماید. اگر از آنجا باز هم با تهذیب نفس و به دستور رسول الله حرکت کرد و جلو آمد، نه در عرض زمان، بلکه سیر طولی نمود بسوی بالا، بسوی پروردگار، به قیامت میرسد، و قیامتش را با تمام آثار و خصوصیات ادراک میکند. لذا در حدیث وارد است که: «لَنْ یَلِجَ مَلَکُوتَ السَمَوَاتِ مَنْ لَمْیُولَدْ مَرَتَیْنِ؛ داخل در ملکوت آسمان ها نمی گردد کسی که دوبار متولد نشده باشد».)
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
اگر انسان در زمان حیات اختیاراً موفق به ادراک این عوالم شد، شد؛ اگر نشد، بعد از مرگ اضطراراً میرسد و ادراک میکند. یعنی وقتی نفس انسان علاقه خود را با بدن قطع کرد و مرگ انسان رسید، انسان داخل برزخ می شود به سیر طولی خود؛ و نیز پس از گذراندن برزخ وارد در قیامت می شود به سیر طولی خود. این حقیقت سیر إلی الله است؛ چون ما به سبب مردن نزد خدا می رویم؛ مگر نمیگوئیم: «إِنَا لِلَهِ وَ إِنَآ إِلَیْهِ رَ ' جِعُونَ؟؛ ما از خداییم و به سوی او باز می گردیم» ( بقره/ 156)، مگر آیاتی که در قرآن نمی فرماید: إِلَی اللَهِ تُحْشَرُونَ، إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ، إِلَیْهِ تُقْلَبُونَ؛ بسوی خداوند محشور می شوید! بسوی خداوند قلب و واژگون می شوید!».)
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
خداوند همیشه و همه جا همه هست
خداوند کجاست؟ او مکان ندارد، او زمان ندارد، همه جا هست، و همیشه هست. پس بسوی او محشور می شویم یعنی در سیر طولی و تقرب، بالا می آئیم تا جائی که او را محیط بر همه مینگریم. ما زنده شدیم، متولد شدیم، پدرجان برای ما اسم گذاری کرد، در روز هفتم عقیقه نمود و ارحام و دوستان را دعوت کرد و ولیمه داد، ما کم کم بزرگ شدیم، دوسال و چهار سالمان شد، و بعد به مدرسه رفتیم و به سن بلوغ و جوانی و پیری رسیدیم و مُردیم و مرتباً بسوی خدا میرویم و بعد به عالم برزخ میرویم و بعد به قیامت، اینها همه در عرض عالم است تا برسیم به خدا؛ پس خداوند در گوشه عالم واقع شده است؟! عجب خدای مظلومی! و ما عجب آدمهای ظالمی هستیم! چون خدائی که بر هر چیز محیط است و با همه چیز هست و با همه چیز معیت دارد و هیچ لحظه ای در عالم نیست که خدا نباشد ـ مگر در همین آیه نخواندیم: «وَاعْلَمُوا أَنَ اللَهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ؛ و بدانید که خدا میان انسان و دل او حایل و مانع (از نفوذ باطل) می شود» (انفال/ 24).)
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
تمام افراد بشر که در عالم هستند هر نیتی که بخواهند برای عملی بکنند، قبل از آن نیتشان خداست ـ ما همه این کارها را از دست خدا میگیریم و آن وقت خدا را چنان عقب میزنیم و در آن زاویه آخر عالم قرار میدهیم و محصل آنکه خدا را یک موجود بی خاصیت و بی اراده و ضعیف که هیچ کاری از دستش بر نمی آید و تمام کارها از او گرفته شده و به امور تکوین سپرده شده است، و در آن گوشه عالم و در این گوشه، یعنی در دو گوشه اول و آخر قرار میدهیم، و معنای ازل و ابد را هم دو زمان اول و آخر می گیریم؛ به به از این قرار و از این حساب !! نه؛ این حرف ها جملگی غلط است. خداوند هست، همیشه هست، همه جا هست، با همه هست؛ قیامت هست؛ برزخ هست؛ عوالم مافوق قیامت ـ که اسماء و صفات کلیة الهیه است ـ هستند؛ ذات مقدس خداوند هست.)

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

جنازه شیخ صدوق محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی، که از اعاظم علمای اسلام و کم نظیر، و شاید در فنون خود بی نظیر باشد، و بسیاری از علماء او را بر شیخ کلینی از نقطه نظر احاطه و دقت مقدم میدارند؛ از فحول علماء و صاحب کتاب «مَن لایَحضُرُه الفَقیه » یکی از کتب اربعه شیعه و قریب به سیصد جلد کتاب دیگر است. در سنه 381 هجریه قمریه رحلت می کند و در ری مدفون میگردد.
این مرد مقداری از عمر خود را در زمان غیبت صغری گذرانیده است و به دعای امام زمان به دنیا آمده است؛ چون پدرش فرزند نداشت تقاضای فرزند کرد و حضرت امام زمان به او وعده دو پسر دادند یکی محمد که بزرگتر بود و دیگری حسین؛ و هر دوی آنها از علماء و اخیار و ابرار بودند بالاخص محمد که امتیاز داشت.)
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
این عالِم جلیل همین ابن بابویه ای است که در جنوب طهران در راه حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام مدفون است، و پس از حضرت عبدالعظیم و امامزاده حمزه، طهرانی ها در پناه او به سر میبرند. سابقاً یک بقعه مختصر و متروکی داشته است، و در زمان فتحعلی شاه قاجار که باران شدت پیدا میکند در قبر ایشان شکافی پدیدار میشود و افرادی که برای تعمیر میروند می بینند یک سردابی است و یک آدم خوابیده است و بدن سالم بتمام معنی.
خبر را به طهران می آورند و به گوش فتحعلی شاه میرسد، و او با جماعتی از علماء و اعیان حرکت میکند به سمت ابن بابویه؛ و شاه میخواهد خودش برود داخل سرداب و جنازه صدوق را ببیند بزرگان مانع میشوند و میگویند: شما نروید دیگران بروند و برای شما خبر بیاورند. فتحعلی شاه خودش وارد نمی شود، یکی پس از دیگری علماء و اعیان داخل میشوند و خبر می آورند و أخبار همه متفقاً این بود که یک آقائی خوابیده است، کفن شده بوده است ولی کفنش ریخته و بدنش عریان عریان، فقط در روی عورت او به شکل ساتری عنکبوت تار تنیده است. و روی کفنِ ریخته شده و پودر شده، یک چیزی است مثل طناب پیچیده دور بدنش و گویا از همان ریسمان هائی است که دور کفن روی بدن می پیچیده اند. این بدن بلند قامت و بسیار خوش هیکل و زیباست، محاسنش حنائی است و دست هایش حنائی است و کف پاهایش حنائی است و به ناخنش زردی رنگ حنا موجود است.
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
این واقعه در سنه 1238 هجریه قمریه اتفاق افتاده است یعنی 158 سال قبل، چون اکنون در ماه رمضان سنه 1396 هجریه میباشیم. فتحعلی شاه دستور میدهد آن سوراخ را بگیرند، و این قبه و بارگاه فعلی را بر مزار او بنا میکند.
آقا سیدمحمدباقر خوانساری در «روضات » می نویسد: بعضی از افرادی که خودشان در معیت فتحعلی شاه رفته بودند، به اصفهان آمده و برای بعضی از اساتید ما قضیه را شرح دادند. و شیخ عبدالله مامقانی در «تنقیح » می نویسد: مرحوم آقا سیدإبراهیم لواسانی که ساکن طهران بود و خودش داستان را عیاناً مشاهده نموده بود، در چهل سال پیش برای من نقل کرد که من خودم دیده ام و مامقانی میگوید: این قضیه در نزد من جای تردید نیست.
از زمان شیخ صدوق تا حال 1015 سال است و تا زمان کشف این واقعه 857 سال میگذرد. برای این قضیه جز ارتباط عالم برزخ با بدن مقبور در زمین، چه محمل دیگری می توان یافت؟

آقای دکتر در کتابش می نویسد: اینکه میگویند بدن صدوق تر و تازه است، برای آن است که ریاضت می کشید؛ افرادی هم که چربی نخورند و گوشت نخورند بدن های آنها خشک میشود، و اگر در محفظه ای قرار دهند که با هوا و رطوبت تماس نداشته باشد ممکن است که چند صباحی بدن بماند. آقا جان بیا ایمان بیاور به خدا و عالم غیب! صدوق اهل گوشت و چربی خوردن هم بود، ریاضت هم نمی کشید و چاق هم بود، قریب هزارسال است که مرده، بدن تر و تازه است، زیر زمین مرطوب هم هست. «الَذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ؛ آنان که به غیب ایمان می آورند» (آیه 3 سوره بقره). عجیب مرض مهلکی است غرب زدگی بلکه غرب پرستی، این آقایان غرب زده تمام اصول عالم غیب را میخواهند با فرمول توجیه کنند و در چهارچوبه علوم تجربی زندانی نمایند؛ زهی جهالت.

در کتاب «کافی »، مرحوم کلینی روایت کرده است جابر که گفت حضرت علی بن الحسین امام سجاد علیه السلام گفتند ما نمی دانیم با مردم چگونه رفتار کنیم ؛ اگر آنچه از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم به ما رسیده است برای آنها بگوئیم می خندند؛ و اگر ساکت بمانیم طاقت نمی آوریم، ضمرة بن معبد گفت : برای ما بگو آنچه را که به تو رسیده است .

حضرت فرمود: آیا میدانید در وقتیکه دشمن خدا را روی سریر به سمت قبرستان ، برای دفن میبرند چه میگوید؟ جابر میگوید: ما گفتیم : نه نمیدانیم . حضرت فرمود: دشمن خدا به حمل کنندگان جنازه اش میگوید: آیا نمی شنوید شکایتی را که من اکنون به شما میکنم از شیطان ؟ دشمن خدا مرا گول زد و در مهالک و مخاطر وارد کرد و دیگر دست مرا نگرفت و بیرون نیاورد؛ و شکایتی به شما دارم از برادرانیکه من با آنها بر اساس قواعد اخوت و برادری رفتار کردم ولیکن آنها مرا مخذول و بی یاور گذاردند؛ و شکایتی به شما دارم از فرزندانی که من از آنها حمایت کرده و پشتیبان و مدافع ایشان بودم ولیکن آنها مرا بی یاور و مخذول گذاردند. و دیگر شکایتی که من به شما دارم از خانه ای که تمام اموال خود را دادم و آن را تهیه کردم و اینک مسکن غیر من شده است ؛ پس قدری شما با من مدارا کنید و اینطور با عجله مرا نبرید!

ضمره گفت : ای أبوالحسن ! اگر مرده ای را که حمل می کنند (چنان جان دارد که بتواند) این سخن را بگوید، ممکن است بپرد بر گردن حاملین خود و به آنان حمله ور شود.

حضرت سجاد علیه السلام به مقام مقدس الهی عرضه داشتند: بار پروردگارا! اگر ضمره این سخن را از روی استهزاء و تمسخر به حدیث رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم گفت ، او را به دست غضب اسف بار خود بگیر.

جابر گوید: چهل روز در دنیا درنگ کرد و سپس مرد. یکی از غلامان او که در تجهیزش حضور داشت پس از انجام دفن خدمت حضرت سجاد علیه السلام رسید و در حضور آن حضرت نشست . حضرت فرمود: ای فلان از کجا آمده ای ؟ گفت : از جنازه ضمره ؛ همینکه قبر را انباشتند و تسویه نمودند، من صورت خود را روی قبر گذاشتم و سوگند به خدا صدایش را شنیدم ؛ به همان لهجه و لحنی که در دنیا داشت ، و من در حال حیاتش او را بدان صدا می شناختم ، و چنین می گفت : ای وای بر تو ای ضمرة بن معبد! امروز تمام دوستان ، تو را رها کردند و تنها گذاردند و عاقبت مسیر تو بسوی جهنم شد؛ آنجا مسکن و خوابگاه شب و استراحتگاه روز تو خواهد بود.

جابر گوید: حضرت علی بن الحسین علیه السلام فرمود ما از خداوند طلب عافیت میکنیم ؛ این است پاداش کسی که حدیث رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم را مسخره کند (فروع کافی طبع سنگی ج1 ص64).

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند که من در شب معراج در حال معراج به جماعتی برخورد کردم که در جلوی آنها سفره هائی از گوشت های پاکیزه و طیب و سفره هائی از گوشت های خبیث بود و آنها گوشت های طیب را رها کرده و از گوشت های خبیث میخوردند. از جبرئیل سؤال کردم : اینها چه کسانی هستند؟ جبرائیل گفت : جماعتی از امت تو هستند که غذای حلال را رها نموده و از غذای حرام میخورند.

رسول خدا فرمود: از آنجا عبور کردم به جماعتی برخورد کردم که لب های کلفتی مانند لب های شتر داشتند و گوشت های بدن های آنها را قیچی کرده و در دهانهایشان قرار میدادند. من گفتم : اینان چه دسته ای هستند، ای جبرئیل ؟ جبرائیل گفت : افرادی که پیوسته در صدد عیب جوئی از مردم برآمده و با زبان و اشاره به عیب ظاهر و باطن مردم می پردازند.

رسول خدا فرمود: و از آنجا مرور کردم به گروهی برخورد کردم که صورتهای آنان و سرهای آنان با سنگ کوبیده می شد. گفتم : ای جبرئیل ! این گروه چه کسانند؟ گفت : افرادی که نماز عشاء را ترک می کنند.

سپس گذشتیم از آنجا تا رسیدیم به جماعتی که آتش در دهانهای آنها فرو میرفت و از دُبُرهای آنان خارج می شد؛ پس گفتم : ای جبرئیل : اینان کیانند؟ گفت : اینان افرادی هستند که اموال یتیمان را از روی ظلم و ستم میخورند، اینان در حقیقت در شکمهای خود آتش میخورند و بزودی به آتش سَعیر، آتش گرفته و در آن سوخته خواهند شد.

از آنجا عبور کرده رسیدیم به اقوامی که از بزرگی شکم هرچه میخواستند از زمین برخیزند نمی توانستند. گفتم : ای جبرئیل ! اینان چه دسته ای هستند؟ جبرئیل گفت : اینها کسانی هستند که ربا میخورند و نمی توانند از جای خود برخیزند مگر مانند برخاستن کسی که شیطان زده شده و عقل خود را بکلی از دست داده است ؛ و اینها در راه و روش آل فرعونند و هر صبحگاه و شبانگاه بر آتش عرضه می شوند، و پیوسته درخواست می کنند که ای پروردگار ما! ساعت قیامت چه موقع میرسد و دیگر نمیدانند که آن ساعت تلخ تر و دهشتناک تر است .

و از آن محل عبور کردیم به زنانی که به پستان های خود آویخته شده بودند رسیدیم. پرسیدم : ای جبرئیل ! اینان چه گروهی از زنانند؟ جبرئیل گفت : اینان زنانی هستند که اموالی را که از شوهرهایشان باقی مانده و متعلق به فرزندان آن شوهران است به فرزندان غیر آن شوهرها میدهند، و در حقیقت ارثیه یتیم های آنها را صرف غیر آنها می نمایند (تفسیر علی بن ابراهیم طبع سنگی سنه 1313 ص 371و370).)

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

در روایات عدیده وارد است که ارواح مؤمنین در وادی السلام جمع میشوند؛ وادی السلام که وادی امن و امنیت و سلامت است. «سَلَـ'مٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَـ'لِدِینَ (آیه 73 سوره زمر)؛ ندای فرشتگان است به مؤمنان که «سلام خدا بر شما باد، پاک و پاکیزه شدید و اینک در بهشت های جاودان وارد شوید». و ظهور آن وادی در این دنیا، سرزمینی است در نجف اشرف که وادی ولایت است در ظَهر کوفه؛ یعنی در پشت کوفه، چون در سابق الایام قبل از دفن جسد مطهر حضرت أمیرالمؤمنین علیه السلام در نجف اشرف، نجف شهری نبوده است، بلکه بیابانی بوده یک فرسنگ از کوفه دورتر؛ و لذا نجف را ظَهر کوفه گویند.

در «کافی» با سند خود روایت میکند از احمدبن عمر میگوید: خدمت آن حضرت عرض کردم برادر من در بغداد است، و نگرانم که در همانجا بمیرد. فرمود: باک نداشته باش، هر جا که خواهد بمیرد؛ چون هیچ مؤمن در شرق زمین و یا در غرب زمین باقی نمی ماند مگر آنکه خداوند روح او را در وادی السلام با ارواح مؤمنین دیگر قرار میدهد. عرض کردم: وادی السلام کجاست؟ فرمود: در پشت کوفه، و آگاه باش مثل اینکه من منظره اجتماع ارواح را می بینم که حلقه حلقه نشسته اند و با یکدیگر گفتگو دارند.
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
حکایت تکلم امیرالمؤمنین با ارواح مؤمنین در وادی السلام
و نیز در «کافی» با سند خود از عبادة (عِبایَة) أسدی از حَبَة عُرَنی روایت میکند که میگوید: من با امیرالمؤمنین علیه السلام به سوی ظَهْر کوفه، از کوفه خارج شدیم. حضرت در وادی السلام توقف کرد و گویا مثل اینکه با اقوامی تخاطب و گفتگو داشت، من به متابعت از قیام او ایستادم تا خسته شدم، و سپس نشستم به قدری که ملول شدم، و پس از آن ایستادم به قدری که همانند مرتبه اول خسته شدم، و سپس باز نشستم به قدری که ملول شدم و سپس ایستادم و رِدای خود را جمع کردم و عرض کردم: ای أمیرمؤمنان! من از طول این قیام بر شما شفقت آوردم؛ آخر یک ساعتی استراحت نمائید، و سپس ردا را به روی زمین گستردم تا آن حضرت به روی آن بنشیند.

حضرت فرمود: ای حبه! این قیام و وقوف نبود مگر تکلم با مؤمنی و یا مؤانست با او. عرض کردم: ای أمیر مؤمنان! آیا مردگان هم تکلم و مؤانست دارند؟ فرمود: بلی، اگر پرده از جلوی دیدگان تو برداشته شود، آنها را می بینی که حلقه حلقه نشسته و با عمامه خود یا چیز دگری پشت و ساقه های پای خود را به هم بسته و بدین طریق نشسته و گفتگو دارند. عرض کردم: آیا آنها اجسامی هستند یا ارواحی؟ حضرت فرمود: بلکه ارواح هستند، و هیچ مؤمن در زمینی از زمین های دنیا نمی میرد مگر آنکه به روح او گفته میشود که به وادی السلام ملحق شود؛ و وادی السلام بقعه ای از بهشت عدن است.
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
ولایت امیرالمؤمنین (ع) علت تجمع ارواح مؤمنین در قبرستان وادی السلام نجف
در کتاب «المحتضر» شیخ حسن بن سلیمان که از معاریف شاگردان شهید اول است از ابن نباته در حدیث طولانی روایت کرده است که: أمیرالمؤمنین علیه السلام از کوفه خارج شد و همینطور میرفت تا به غَریَین رسید؛ و از آنجا نیز گذشت، و ما به دنبال او رفتیم تا به او رسیدیم و دیدیم که به پشت بروی زمین دراز کشیده و جسد مبارکش به زمین بود و هیچ زیراندازی نداشت.

قنبر عرض کرد: ای أمیرالمؤمنین! اجازه میدهی من لباسم را برای شما در روی زمین پهن کنم؟ فرمود: نه، آیا اینجا مگر غیر از خاک و تربت مؤمن، یا مزاحمت با مؤمن در نشیمنگاه اوست؟ أصبغ میگوید: ای أمیرالمؤمنین! خاک مؤمن را میدانیم و می شناسیم که در اینجا بوده و یا آنکه بعداً خواهد بود، لیکن معنای مزاحمت با مؤمن در نشیمنگاهش را نفهمیدیم.

حضرت فرمود: ای فرزند نُباتَه! اگر پرده از برابر چشم های شما کنار برود، می بینید ارواح مؤمنین را در این ظَهر (در ظهر کوفه که وادی السلام است) که حلقه وار به گِرد خود نشسته و با یکدگر به سخن و گفت و شنید مشغولند؛ در این ظهر روح هر مؤمن، و در «وادی بَرَهوت» روح هر کافری است. مؤمنین که در وادی السلام هستند در التذاذ و مسرت به سر میبرند و از جام و کأس محبت و ولایت سرمست، و سرشار در عشق و بهجت و سرورند، و لذا مرور زمان برزخی را تا قیام قیامت حس نمی کنند. ولی کفار که دستشان از علم و معرفت کوتاه و جانشان از جام سرشار آب زلال ولایت سیراب نگشته است در خشکزار بَرَهوت یَمَن اجتماع دارند.
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
ذره ذره کاندرین ارض و سماست *** جنس خود را همچو کاه و کهرباست
ناریان مر ناریان را جاذبند *** نوریان مر نوریان را طالبند


طی زمان اگر امر نسبی باشد این مسأله را خوب میرساند که چقدر گذشت زمان برای اهل برهوت سخت و پر ماجرا و دراز و کوبنده است که تو گوئی هر لحظه از آن سال هاست؛ و برای اهل وادی السلام که وادی ایمن است، چقدر راحت و زودگذر و لطیف، تو گوئی که سالی از آن در یک لحظه طی میشود. آری، در مجالس انس و خلوت با محبوب، گذشت زمان محسوس نیست، و در آن مقام وحدت، که ارواح از زنگار کثرات و تعلقات پاک شده و در مقام صفا و مودت و مؤانست درهم و با هم آمیخته شده و چون شیر و شکر و شهد و انگبین درهم فرو رفته اند، گذشت زمان ـ که از آثار ماده است ـ و ادراک طی تدریج آن در آنجا راه ندارد؛ و شاید معنای طی زمان برای اولیای خدا نیز همین باشد. و به عکس در زندان های فراق و جدائی از محبوب و تعلقات، هر لحظه سالی میگذرد و توغل به کثرات و توهم این تعلقات، زمان را در قوای متخیله طولانی نموده و هر ساعت آن را چون شب یلدا دراز، و پیوسته شخص منتظر را چشم به راهِ طلوع سپیده صبح امید و وصل و خلوت و انس میدارد.
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
من پیر سال و ماه نیم یار بی وفاست *** بر من چو عمر می گذرد پیر از آن شدم

البته افرادی که به مقام قُرب حضرت احدیت عزوجل رسیده و چشم بصیرت آنان باز شده باشد، همانطور که أموات به صورت هائی مجسم میشوند و زندگان را می بینند، آنها هم میتوانند مردگان را ببینند و با آنها تکلم کنند. انسان باید کاری کند که در برزخ گرفتار نباشد؛ و خدای ناکرده بواسطه جحود و انکار اگر ایمان از او سلب گردد به وادی بَرهوت گرفتار میگردد؛ بلکه مؤمن باید بواسطه اعمال صالحه، پیوسته طریق قرب را بپوید تا روحش پس از مرگ در وادی السلام آرام و ایمن باشد، و در روز قیامت با شفاعت محمد و اهل بیتش علیهم السلام به بهشت برین رفته و در آنجا مخلد بماند. چون شفاعت در برزخ نیست؛ و اگر مؤمن نیز کردارش ناپسند باشد در برزخ گوشمالی خواهد شد

توسل انبيا به 5تن

أخبار بسیاری داریم که انبیاء بطور مطلق ، و اصفیاء آنان چون آدم علیه السلام و داود علیه السلام و شعیب علیه السلام و ایوب علیه السلام و لوط علیه السلام و ادریس علیه السلام و پیغمبران اُولواالعزم چون نوح علیه السلام و ابراهیم علیه السلام و موسی علیه السلام و عیسی علیه السلام به حضرت خاتم النبیین پیامبر اکرم و امام علی علیه السلام و حضرت زهرا علیهاسلام و امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام متوسل می شدند و برای رفع مشکلات و مغفرت خطایا و ارتقاء مقامات از ارواح تابناک آنها استمداد می جستند.

البته این به جهت عُلُو مقام و نورانیت معنوی و ملکوتی آنهاست که برای التماس و التجاء به درگاه حضرت احدیت خود را ناچار از استمساک از این آیات الهیه میدیدند؛ والا این مقام ، مقامِ اعتباری و امر تشریفی نیست ، زیرا این نوع اعتباریات در حقائق راهی ندارد؛ آن أصالت و واقعیت و آن طهارت مطلقه ذوات طیبه خمسه بود که همه سابقین و لاحقین را به خضوع و خشوع در می آورد، و برای وصول به درگه قرب حضرت باری تعالی شأنُه العزیز ناچار از عبور از حجاب اقرب و تجلی اعظم و ناچار از ظهور نور احدی در مرآت دلهای خودشان ، از این مرایا و آئینه های تابناک بودند.

همین شفاعت خمسه طیبه بوده است که خداوند به برکت آن آتش را بر ابراهیم بَردًا و سلامًا فرمود، و کشتی نوح را به سلامت به جودی رسانید، و عصا را در دست موسی اژدها نمود و سپس آنرا بازگردانید، و طلوع نور پیروان آنها بود که در درخت به أنا الله دریچه توحید را به روی او گشود و او را در وادی معرفت کشانید، و او را با سبطیان از شر فرعون و قبطیان نجات داد و آب را بر آنها مَعْبر نمود و فرعون و پیروانش را دستخوش غرقه ساخت . و نور خمسه طیبه بود که بینات و آیات به عیسی بن مریم عنایت کرد، و او مرده زنده میکرد و کور مادرزاد شفا میداد و مبتلا به مرض پیسی را خوب میکرد؛ و بطور کلی تمام حالات معنوی در خلوت های روحانی همه پیامبران و اولیاء خدا بواسطه شفاعت و وساطت آنها بود. و از نقطه نظر برهان فلسفی ، محال است کسی بتواند بطور طفره مسافتی را بپیماید. عبور از مراحلِ نفس تا طلوع نور توحید، در سفر معنوی و ملکوتی سالکان راه حقیقت ، بدون عبور و استمداد از این آیات الهیه با این اصل مسلم که میدانیم : حجاب أقرب و اسم أعظم و آیت کبری و مقام بین البینی و جمع الجمعی هستند، محال است .

تيري كه به خيمه امام حسين رهاشد

اولين تيري که به طرف خيام امام حسين (ع) رها شد

در روز عاشورا مقداري از رذالت‌هاي عمرسعد، معلول اين بود که فکر مي‌کرد ممکن است گزارش‌هاي گذشته به ابن‌زياد رسيده باشد که عمرسعد، تعلل مي‌ورزد و يک مقدار هواخواه حسين بوده است.
لذا براي اين که خودش را از روسياهي نزد ابن‌زياد بيرون بياورد، يک سلسله رذالت‌ها کرد؛ براي اينکه آنها را براي اين‌زياد نقل کنند، وقتي که دو طرف در مقابل يکديگر ايستادند، به تيراندازهاي خود گفت: آماده باشيد. همه آماده شدند. اولين کسي که تير را به کمان کرد و به طرف خيام حسيني انداخت، خود او بود. بعد فرياد زد:
« ايها‌ الناس، همه نزد عبيدالله زياد شهادت بدهيد که اول کسي که به طرف حسين تير انداخت، من بودم !

حسين‌بن‌علي (ع) و عيسي‌بن‌مريم

ميان حضرت عيسي و سيدالشهدا (ع) شباهت‌هاي بسياري است.

الف: حضرت مريم (س) صديقه امت مسيحيت است. (  آيه 57 سوره‌ي مائده )
حضرت زهرا (س) نيز صديقه طاهره امت اسلام است. درباره هر دو بتول عذرا گفته شده است.

ب: شباهت ديگر در مدت حمل است. در کتاب نفس‌المهموم و بحار جلد 10 آمده است که طول مدت حمل امام سوم شيعيان 6 ماه بود. هيچ کس 6 ماهه متولد نشد که در عين حال بماند؛ مگر حسين و عيسي.
عيسي گفت: اني عبدالله و امام (ع) فرمود: اني من المسلمين.

ج: شباهت ديگر آنها در عقيده‌اي است که مردم در مسأله تفديه پيدا کردند و خيال کردند که آنها کشته شدند که گناه ديگران را به گردن بگيرند و ديگران آزاد باشند و تکليف ساقط شد.
درباره‌ي عيسي اصل کشته شدن دروغ است و درباره سيدالشهداء (ع) فلسفه کشته شدن اين نبود.
به قول مولوي: زان‌که از قرآن بسي گمره شدند ... يعني هر دو وجود برکت‌خيز فوق‌العاده شدند.

د: شباهت ديگر آن است که مسيحيان و مسلمانان، ولادت و عروج اين دو عزيز را بزرگ مي‌شمارند.
شايد شباهت بين عيسي و سيدالشهداء در يک امر ديگر هم باشد و آن عدم سابقه اسمي است و شايد اين جهت مربوط به يحيي باشد نه عيسي،

و:
در اين صورت شباهت بين حسين (ع) و يحيي است چرا که هر دو شهيد امر به معروف و نهي از منکرند.

ه: شباهت ديگر بين آنها در انصار و حواريين است.

 فيلم (مسيحي و زرتشتي)

 

عزاداری دیگر کشورها

 

 فيلم عزاداري کشور پاکستان

 

حجم فيلم: 2.39 مگابايت                                                                      توجه : براي ديدن اين فيلم   " فلش پلير 7 "   را نصب نماييد


عاشورا در آلمان

عاشورا در بلژيك

عاشورا در روماني

عاشورا در دانمارك

عاشورا در پرتغال

عاشورا در ايران

عاشورا در پاكستان

عاشورا در هند

عاشورا در عربستان

عاشورا در بحرين

عاشورا در تركيه

عاشورا در مصر

عاشورا در تونس

عاشورا در سنگال

عاشورا در مراكش

عاشورا در كنيا

عاشورا در سيرالئون

مراسم عاشورا از هند تا كارايئب

عاشورا در كانادا

عاشورا در لبنان

عاشورادراندونزي

آناطولي

عاشورادرآذربايجان

عاشورا درآلباني

عاشورا در ميانمار

عاشورا در تاجيكستان

عاشورا درقزاقستان

عاشورا در ترينيداد و توباكو

عاشورا در آرژانتين

عاشورا در امريكا(نيويورك)

عاشورا در ايتاليا

عاشورا در ژاپن

عاشورا در چين

عاشورا در سوريه

عاشورا در تركمنستان

عاشورا در اتريش

عاشورا در كويت

عاشورا در واشنگتن

عاشورا در انگلستان

کرامات


 

آتش‌ گلستان شد

ساكت شدن درد چشم

شفاعت از آيت‌الله حائري يزدي

حسين (ع) چاره بلا

برات آزادي از عذاب جهنم

شفاعت امام حسين (ع) به خاطر مادر

مسلمان شدن يك قريه بودايي

شفا از حضرت زينب (س)

شفاي چشم درد

شفاي مريض

شفاي مادر شهيد

بوي سيب سرخ

اعجاز در اسارت




حاج حسين انصاريان

با سلام

 مطالب جدید درج شده در پایگاه اطلاع رسانی استاد حسین انصاریان طی 24 ساعت گذشته به شرح ذیل می باشد:

 

 »   آثار مثبت عمل - جلسه سیزدهم (1) - (متن کامل + عناوین)         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   هدف خلقت‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   مفهوم شش روز در خلقت زمين و آسمان‏ها         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   نزول تدريجى قرآن‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   وعده حتمى خدا بر عذاب مجرمان‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   منطق زينب كبرى عليها السلام‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   مهلت خدا به مجرمان‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   بردبارى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   آثار مثبت عمل - جلسه دوازدهم - (متن کامل + عناوین)         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   نعمت پدر و مادر         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   تكليف سنگين زبان‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   علم پروردگار به همه امور         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   شرط قبولىِ توبه گمراه‏كنندگان‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   رزق و روزى خداوند         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   ويژگى زمان ظهور امام زمان عليه السلام‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   حضور در محكمه الهى‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   پرسش پروردگار         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   امام على عليه السلام باب نجات‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   كفر منكران ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   حکایت گردنبند حضرت زهرا(س)         - حکایات عبرت آموز
  »   داستانى جالب‏         - حکایات عبرت آموز
  »   سلام در اسلام‏         - عرفان اسلامی
  »   معناى سلام در نماز         - عرفان اسلامی
  »   نماز در روايات‏         - در محضر استاد
  »   نماز زكات بدن و عمر است‏         - در محضر استاد
  »   ویژه نامه شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)         - اخبار و گزارش ها
  »   وصایای حضرت فاطمه سلام الله علیها         - اخبار و گزارش ها
  »   گفتار نام آوران و دانشمندان درباره حضرت زهرا (علیها السلام)         - اخبار و گزارش ها
  »   مجاهدت و غيرت دینی حضرت فاطمه (س)         - اخبار و گزارش ها
  »   نخستين قاری مصری مسجدالاقصی دعوت حق را لبيك گفت         - اخبار و گزارش ها
  »   اهدای دو واحد منزل مسکونی جهت ساخت درب حرم حضرت اباالفضل(ع)         - اخبار و گزارش ها
  »   اخبار عزاداری فاطمیه 1391 (دهه اول); برنامه سوگواری ايام فاطميه در هامبورگ آلمان         - اخبار و گزارش ها
  »   شهادت فاطمه (س) افسانه نیست         - مقالات دینی و اخلاقی
  »   حماسه وجود اخلاقى حضرت زهرا عليها السلام در تاريخ ‏         - مقالات دینی و اخلاقی
  »   گوشه‏اى از سخنان حكيمانه حضرت زهرا عليها السلام‏         - مقالات دینی و اخلاقی
  »   احسان حضرت زهرا به مستمند         - مقالات دینی و اخلاقی
  »   فاطمه زهرا علیهاالسلام بانوی اول اسلام 1         - مقالات دینی و اخلاقی
  »   شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)         - مقالات دینی و اخلاقی
  »   زهد و ایثار فاطمه(س)         - مقالات دینی و اخلاقی
  »   چرا باید حجاب داشته باشیم؟         - پرسش و پاسخ
  »   آیا بحث حجاب در قرآن آمده است ؟         - پرسش و پاسخ
  »   چرا باید حجاب اجرایی باشد؟         - پرسش و پاسخ
  »   حجاب و رابطه با نامحرمان در مورد زنان بزرگ چگونه بوده است ؟         - پرسش و پاسخ
  »   فرازی از دعاى مکارم الاخلاق امام زین العابدین عليه السّلام - ترجمه حضرت استاد حسین انصاریان         - مناجات و دعا
  »  

فرازی از دعاى مکارم الاخلاق امام زین العابدین عليه السّلام - ترجمه حضرت استاد حسین انصاریان         - مناجات و دعا

ویژه نامه شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)

&am

گوشه ای از فضائل و زندگی پر برکت حضرت فاطمه زهرا (س)

فاطمه(س) الگوی جاودانه زنان عالم

کوثر خانه وحی

حضرت زهرا(س)، تجسم رضایت و سخط الهی

سیره حضرت زهرا (س)؛ پاسخ‌گوی نیازهای جامعه‌ امام عصر(عج)

اسرار نامهای حضرت فاطمه (س)

حضرت فاطمه (س) سرور زنان عالم

گفتار نام آوران و دانشمندان درباره حضرت زهرا (علیها السلام)

آثار و اسرار تسبیح حضرت زهرا (س)

p;cat=">فرهنگ القاب حضرت فاطمه(سلام الله علیها)

شهادت حضرت زهرا (س)

ایام شهادت حامی ولایت، همسر امامت

برگی از مظلومیت حضرت زهرا ( علیها السلام)

وصایای حضرت فاطمه سلام الله علیها

شهادت فاطمه (س) افسانه نیست

زن و حجاب

منافع حجاب

حجاب و رابطه با نامحرمان در مورد زنان بزرگ چگونه بوده است ؟

چرا باید حجاب اجرایی باشد؟

آیا بحث حجاب در قرآن آمده است ؟

چرا باید حجاب داشته باشیم؟

آیا حجاب مقدمه عفاف است ؟

حجاب و رابطه با نامحرمان در مورد زنان بزرگ چگونه بوده است ؟

 

 

آثار مثبت عمل - جلسه دوازدهم - (متن کامل + عناوین)         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   نعمت پدر و مادر         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   تكليف سنگين زبان‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   علم پروردگار به همه امور         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   شرط قبولىِ توبه گمراه‏كنندگان‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   رزق و روزى خداوند         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   ويژگى زمان ظهور امام زمان عليه السلام‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   حضور در محكمه الهى‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   پرسش پروردگار         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   امام على عليه السلام باب نجات‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   كفر منكران ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   داستانى جالب‏         - حکایات عبرت آموز
  »   معناى سلام در نماز         - عرفان اسلامی
  »   نماز زكات بدن و عمر است‏         - در محضر استاد
  »   نخستين قاری مصری مسجدالاقصی دعوت حق را لبيك گفت         - اخبار و گزارش ها
  »   اهدای دو واحد منزل مسکونی جهت ساخت درب حرم حضرت اباالفضل(ع)         - اخبار و گزارش ها
  »   اخبار عزاداری فاطمیه 1391 (دهه اول); برنامه سوگواری ايام فاطميه در هامبورگ آلمان         - اخبار و گزارش ها
  »   فاطمه زهرا علیهاالسلام بانوی اول اسلام 1         - مقالات دینی و اخلاقی
  »   شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)         - مقالات دینی و اخلاقی
  »   زهد و ایثار فاطمه(س)         - مقالات دینی و اخلاقی
  »  

فرازی از دعاى مکارم الاخلاق امام زین العابدین عليه السّلام - ترجمه حضرت استاد حسین انصاریان         - مناجات و دعا

 

  »   آثار مثبت عمل - جلسه چهارم (1) - (متن کامل + عناوین)         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   ماه توبه و انابه‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   هم‏صفاتى روزه با خدا         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   خوشحالى روزه‏دار         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   روزه سپر و امانِ روزه‏دار         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   محو سيئات با اقامه نماز         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   برترى روزه بر نماز         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   روزه، قائم مقام پروردگار         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   ماه رمضان، ماه توبه‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   آثار مثبت عمل - جلسه سوم (2) - (متن کامل + عناوین)         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   «عبد اللّه»، از دامن پاك مريم‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   عوامل نزول بركات بر انسان‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   بركات زمانى در قرآن كريم‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   ماه مبارك رمضان، ماه بركت‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   بركت تقوا در سايه روزه ماه رمضان‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   ارزش ايمان‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   توصيه پيامبر صلى الله عليه و آله به مؤمنان‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   تقوا، مهمتر از تمام فضائل‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   حکایت حضرت یوسف علیه السلام         - حکایات عبرت آموز
  »   حكايات دیگری ذوالقرنين‏         - حکایات عبرت آموز
  »   خلوص در شهادتين‏         - عرفان اسلامی
  »   نماز         - در محضر استاد
  »   طرح دعوت به اسلام در آمريكا آغاز شد         - اخبار و گزارش ها
  »   تأسيس نمازخانه اسلامي در بيمارستان شهر«مونستر» آلمان         - اخبار و گزارش ها
  »   برگزاری کنفرانس بررسي جنبش هاي بيداري اسلامي در اسپانیا         - اخبار و گزارش ها
  »   مهدی موعود در نگاه اهل سنت         - مقالات دینی و اخلاقی
  »   یاوران حضرت مهدی (عج)         - مقالات دینی و اخلاقی
  »   انگاره های آخرالزمانی در دین یهود         - مقالات دینی و اخلاقی
  »   اسلام، علم و دانش (3)         - مقالات دینی و اخلاقی
  »   حقيقت مرگ‏         - مقالات دینی و اخلاقی
  »   رشد و كمال در روايات‏         - مقالات دینی و اخلاقی
  »   چرا دين اسلام از همان اول بر انسان عرضه نشد؟         - پرسش و پاسخ
  »   جامعیت دین خاتم را از چه راههایی می توان اثبات کرد؟         - پرسش و پاسخ
  »   فرازی از دعاى عرفه حضرت سيد الشهداء عليه السّلام - ترجمه حضرت استاد حسین انصاریان         - مناجات و دعا

 

  »   آثار مثبت عمل - جلسه هفتم (2) - (متن کامل + عناوین)         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   2- تصميم بر ترك گناه‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   3- اداى حق‏الناس‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   تفاوت مشرك و متظاهر به دين‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   4- قضا كردن واجبات‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   5- آب كردن گوشت روييده از گناه‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   6- تحمل رنج عبادت‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   داستانى عجيب از انسانى عجيب‏         - حکایات عبرت آموز
  »   اسماعيل و نماز         - در محضر استاد
  »   در آستانه فرارسيدن سال نو صورت گرفت؛ ارسال بسته‌های متبرك حرم رضوی برای 6 هزار مشترك آستان قدس در سراسر دنيا         - اخبار و گزارش ها
  »   ممنوعيت فروش البسه اسلامی در ازبكستان         - اخبار و گزارش ها
  »   خوش آن دمی كه ظهور مهدی زهرا(س) بهارمان باشد         - اخبار و گزارش ها
  »   عکس خبری/ ساخت صندوق مضجع شریف امام هادی(ع) و مادر امام زمان(س) در شیراز         - اخبار و گزارش ها
  »   شهادت زائران ایرانی در اولین روز سال نو + اسامی شهداء و مجروحان         - اخبار و گزارش ها
  »   حرم امام رضا(ع) در لحظه تحویل سال (عکس هوایی)         - اخبار و گزارش ها
  »   اولین راه نفوذ شیطان در انسان         - مقالات دینی و اخلاقی
  »   محل اقامت امام عصر(ع)         - مقالات دینی و اخلاقی

 

  »   آثار مثبت عمل - جلسه پنجم - (متن کامل + عناوین)         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   1- معرفت و نفوذ آن در باطن‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   2- حال قلبى در توبه‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   3- فعل و عمل در توبه‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   توبه شايسته پذيرش خدا         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   وجوب فورى توبه‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   توبه، راه فلاح و رستگارى‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   برداشت وجوب توبه از قرآن‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   دعاى پيامبر صلى الله عليه و آله و مؤمنين در روز قيامت‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   طلب عفو به واسطه پيامبر صلى الله عليه و آله و مؤمنان‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   ارزش تائبان در آيات و روايات‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   آثار مثبت عمل - جلسه چهارم (2) - (متن کامل + عناوین)         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   انابه‏كنندگان، از منظر قرآن‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   اهميت اقامه نماز         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   صبر ابوذر در ربذه‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   پاداش اخلاص ابراهيم عليه السلام‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   برخورد حضرت شعيب عليه السلام با قوم خويش‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   تقاضاى ربيعه از رسول خدا صلى الله عليه و آله‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   داستان از مرحوم محدّث‏         - حکایات عبرت آموز
  »   داستان جريح و مادر او         - حکایات عبرت آموز
  »   صلوات نزد علماى اهل تسنّن‏         - عرفان اسلامی
  »   وجوب صلوات در تشهّد         - عرفان اسلامی
  »   نوح و نماز         - در محضر استاد
  »   ادريس و نماز         - در محضر استاد
  »   ابتکار جالب مسلمانان کانادا در یک دانشگاه         - اخبار و گزارش ها
  »   اهداي زمين 2 هزار متري مادر شهيد براي ساخت مدرسه         - اخبار و گزارش ها
  »   بزرگترین قرآن جهان در نجف اشرف نگارش می شود         - اخبار و گزارش ها
  »   کوچکترین قرآن دنیا در مانه و سملقان رونمایی شد         - اخبار و گزارش ها
  »   نواي اذان زن گرجستاني را مسلمان کرد         - اخبار و گزارش ها
  »   از انسان چه مى خواهند         - مقالات دینی و اخلاقی
  »   اعمال نجات بخش در قيامت‏         - مقالات دینی و اخلاقی
  »   سيره اولياى الهى عليهم السلام‏         - مقالات دینی و اخلاقی
  »   دليل عشق و محبّت‏         - مقالات دینی و اخلاقی
  »   اسلام و كار و كوشش‏         - مقالات دینی و اخلاقی
  »   منازل قبر و برزخ‏         - مقالات دینی و اخلاقی
  »   فرازی از دعاى مکارم الاخلاق امام زین العابدین عليه السّلام - ترجمه حضرت استاد حسین انصاریان         - مناجات و دعا
  »   فرازی از دعاى مکارم الاخلاق امام زین العابدین عليه السّلام - ترجمه حضرت استاد حسین انصاریان         - مناجات و دعا

اعلام فراخوان همکاری موسسه دارالمعارف الشیعی با موسسات نرم افزاری         - اخبار روابط عمومی
  »   تواضع و آثار آن - جلسه بیست و دوم - (متن کامل + عناوین)         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   تكبر، پرتگاه سقوط         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   پيروى از هواى نفس‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   آثار تواضع و تكبر         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   نگاه انسان متواضع به مردم‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   شخصيت علمى ميرداماد         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   مشورت امرى مهم در جامعه‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   سفارش پروردگار به تواضع‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   تواضع در برابر پدر و مادر         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   تكبر در برابر مردم‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   حکایتی از عاقبت به خيرى فضيل‏         - حکایات عبرت آموز
  »   سجود در روايات‏         - عرفان اسلامی
  »   نهى از كفر به قرآن‏         - در محضر استاد
  »   هماهنگى دين و علم‏         - مقالات دینی و اخلاقی
  »   هدايت تكوينى موجودات‏         - مقالات دینی و اخلاقی
  »   خدا و گنه‏كاران پشيمان‏         - مقالات دینی و اخلاقی
  »   فرازی از دعاى مکارم الاخلاق امام زین العابدین عليه السّلام - ترجمه حضرت استاد حسین انصاریان         - مناجات و دعا

آثار مثبت عمل - جلسه چهارم (1) - (متن کامل + عناوین)         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   ماه توبه و انابه‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   هم‏صفاتى روزه با خدا         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   خوشحالى روزه‏دار         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   روزه سپر و امانِ روزه‏دار         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   محو سيئات با اقامه نماز         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   برترى روزه بر نماز         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   روزه، قائم مقام پروردگار         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   ماه رمضان، ماه توبه‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   آثار مثبت عمل - جلسه سوم (2) - (متن کامل + عناوین)         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   «عبد اللّه»، از دامن پاك مريم‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   عوامل نزول بركات بر انسان‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   بركات زمانى در قرآن كريم‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   ماه مبارك رمضان، ماه بركت‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   بركت تقوا در سايه روزه ماه رمضان‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   ارزش ايمان‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   توصيه پيامبر صلى الله عليه و آله به مؤمنان‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   تقوا، مهمتر از تمام فضائل‏         - سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
  »   حکایت حضرت یوسف علیه السلام         - حکایات عبرت آموز
  »   حكايات دیگری ذوالقرنين‏         - حکایات عبرت آموز
  »   خلوص در شهادتين‏         - عرفان اسلامی
  »   نماز         - در محضر استاد
  »   طرح دعوت به اسلام در آمريكا آغاز شد         - اخبار و گزارش ها
  »   تأسيس نمازخانه اسلامي در بيمارستان شهر«مونستر» آلمان         - اخبار و گزارش ها
  »   برگزاری کنفرانس بررسي جنبش هاي بيداري اسلامي در اسپانیا         - اخبار و گزارش ها
  »   مهدی موعود در نگاه اهل سنت         - مقالات دینی و اخلاقی
  »   یاوران حضرت مهدی (عج)         - مقالات دینی و اخلاقی
  »   انگاره های آخرالزمانی در دین یهود         - مقالات دینی و اخلاقی
  »   اسلام، علم و دانش (3)         - مقالات دینی و اخلاقی
  »   حقيقت مرگ‏         - مقالات دینی و اخلاقی
  »   رشد و كمال در روايات‏         - مقالات دینی و اخلاقی
  »   چرا دين اسلام از همان اول بر انسان عرضه نشد؟         - پرسش و پاسخ
  »   جامعیت دین خاتم را از چه راههایی می توان اثبات کرد؟         - پرسش و پاسخ
  »   فرازی از دعاى عرفه حضرت سيد الشهداء عليه السّلام - ترجمه حضرت استاد حسین انصاریان         - مناجات و دعا

 

سوال درباره عاشورا )آيت الله صافي گلپايگاني)استفاءت

فقه عاشورايي ( احكام عزاداري )
  كيفيت عزاداري س)حكم چاك زدن گريبان و بر سر و صورت زدن در مصيبت امام حسين عليه‌السلام چيست؟

ج) بر سر و صورت زدن و گريبان چاك زدن در مصيبت آن بزرگوار مانعي ندارد.

   س)برخي در جلسات سينه زني و عزاداري معصومين عليه‌السلام در حال عزاداري صورت خود را خراش انداخته و به صورتشان خون جاري مي‌شود؛ عزاداري به اين شكل چه حكمي دارد؟

 ج) معلوم نيست كه اين كارها به عنوان ابراز شدت تألم بر مصائب اهل‌بيت علهيم السلام و عزاداري براي آن بزرگواران وهن باشد؛ بلي اگر موجب ضرر معتني به شود جائز نيست.

 بسمه تعالي
مرجع بزرگوار شيعه حضرت آيت الله العظمي صافي دامت تأييداتهبا سلام و عرض تسليت بمناسبت ايام سوگواري حضرت سيدالشهدا عليه السلام؛ آيا سينه‌زني با زيرپوش و يا بدون آن در عزاداري آن بزرگوار جايز است؟ 

 بسم الله الرحمن الرحيمعليكم السلام ورحمة اللهامر مذكور اگر مستلزم نگاه نامحرم نباشد، اشكال ندارد.والله العالم لطف الله صافياول محرم‌الحرام1433   

  س)بعض عزاداران به خود گِل مي‌مالند و يا اينكه با پاي برهنه راه مي‌روند. اين نحوه عزاداراي چه حكمي دارد؟

 ج) اين گونه امور كه در محلّي طبق مرسوم آن محل بوسيله آن اظهار حزن و عزا نسبت به سالار شهيدان عليه‌السلام بنمايند چنانچه ضرر معتد به براي جسم و جان نداشته باشد مانعي ندارد.  

 س)سينه‌زني به صورتي‌كه دور مي‌چرخند و جست و خيز دارند، چه حكمي دارد؟

ج) اشكال ندارد ولي مواظب باشيد وقار عزاداري مخدوش نشود.  

 س)آيا سينه زني به صورتي كه از كمر به بالا برهنه شوند، در عزاداري سيّدالشهدا عليه‌السلام جائز است؟

 ج) اگر مستلزم نگاه نامحرم نباشد اشكال ندارد.  

س)سينه‌زني، زنجيرزني و يا به سر و صورت كوبيدن در خلال عزاداري، به طوري‌كه موجب صدمه، مثلاً مجروح‌ شدن و يا سرخ ‌شدن مي‌شود، چه حكمي دارد؟

ج) اگر صدمه معتد به نباشد اشكال ندارد.  

 س)در مراسم سينه زدن، در آوردن لباس در صورتي كه معرض تحريك باشد چه حكمي دارد؟

ج) اگر معرض تحريك باشد اشكال دارد و بهتر است با لباس عزاداري شود.

   س)در مراسم عزاداري ائمه معصومين عليهم السلام سينه زدن يا چنگ زدن به صورت به طريقي كه خون بيايد چه حكمي دارد؟

ج) عزاداري بر آن بزرگواران به هر نحوي كه موجب ضرر معتدّ به به بدن نباشد و مشتمل بر خلاف شرع از هر جهت نباشد مطلوب است.  

 س)«هروله» در جلسات عزاداري چه صورتي دارد و حال آن كه مظنه هتك عزاداري و لوث شدن آن و پايين آمدن حزن و تأثر عزاداران بسياري است؛ لطفاً علاوه بر جواب قاعده و نصيحتي راجع به عزاداري عنايت بفرماييد؟

 ج) گاه مي‌شود كه اشخاص مصيبت زده از شدّت تأثر از جا بر مي‌خيزند و مي‌روند و مي‌آيند و خود را مي‌زنند و فرياد مي‌كنند؛ اگر كسي در مصيبت حضرت سيد الشهدا سلام الله عليه كه اعظم مصائب است واقعاً چنين حالي پيدا كند يا مثل تباكي چنين حالي را دارد نمي‌توان اين حالات را اهانت دانست. در اين موارد سليقه‌ها مختلف است؛ بحسب ازمنه و امكنه فرق پيدا مي‌كند و عرف عام را بايد ملاك دانست. آنچه لازم است اين است كه همه بر حفظ و شكوه و عظمت و حقيقت و وقار قدس و ملكوتي اين برنامه و نشان دادن كمال حزن و اندوه خود اهتمام نمايند. خداوند تأييد فرمايد.  

 س)نظرتان راجع به اينكه به هنگام عزاداري و سينه زدن بعضي به نيت اينكه در موسم حج هستند و يا اينكه با ياد حضرت زينب سلام الله عليها كه در حال هروله بود، هروله مي‌كنند و سينه مي‌زنند را بيان فرماييد؟

ج) نيّت اينكه در موسم حج هستم و هروله مي‌كنم صحيح نيست ولي به عنوان شدّت تأثر و ناراحتي از آن مصائب عظمي اشكال ندارد.  

س)در برخي از جلسات مذهبي و عزاداري براي اظهار نهايت تذلّل در برابر اهل بيت عليهم السلام عدّه‌اي صداي حيوانات مانند سگ از خود در مي‌آورند. حكم شرعي آن را بيان فرماييد؟

 ج) چون در انظار بعضي موهن است سزاوار است اظهار ارادت و ولايت خود را در صورت‌هاي جالب و تحسين‌آميز انجام دهيد. 

  س)تشكيل هيأت در كوي و خياباني كه اهالي آن به شعائر ديني مقيد نبوده، بلكه سينه زني و نظائر آن نزد ايشان، كاري عجيب و غريب مي‌نمايد و احياناً باعث تمسخر مجالس عزاداري و يا هتك حرمت مي‌شود، چه حكمي دارد؟

ج) بايد در مسجد و حسينيه واقع در محل‌هاي مذكور هيئت و مجالس مذهبي به صورت شايسته تشكيل شود و از وعاظ و علماي با فضل جهت اداره مجلس دعوت بشود كه آنها دين مبين اسلام را آن چنان كه هست براي مستمعين بيان كنند؛ در اين صورت گمان نمي‌رود باعث تمسخر بشود؛ مضافاً بر اينكه در تبليغ دين، به تمسخر يك عده جاهل و نادان نبايد اعتنا كرد.                          آيين‌ها و نمادهاي عزاداري

س)در مراسم عاشورا مراسمي چون علم‌گرداني، چهل چراغ كشي و نخل گرداني چه حكمي دارند؟

 ج) مانع ندارد.  

 س)استفاده از عَلَم چه صورتي دارد؟

 ج) در مراسم عزاداري سالار شهيدان حضرت ابي عبد الله الحسين عليه‌السلام استفاده از عَلَم كه تعظيم شعائر محسوب مي‌شود به شرط اينكه مشتمل بر مجسّمه ذيروح كه حرام است نباشد، اشكال ندارد؛ بلكه مطلوب است.  

 س)در ايام عاشورا ضريح مانندي به نام نخل را به اسم و رسم عزاداري ملبّس به البسه و اقمشه فاخره مي‌كنند ، با عنايت به فتواي مرحوم حضرت آيت الله العظمي بروجردي كه فرموده‌اند: « عزاداري در ايام عاشورا برحسب متعارف بلاد مختلف است وآنچه درهر بلدي مصداق عزاداري است مانعي ندارد.» نظر حضرتعالي در اين‌باره چيست؟

ج) آنچه استاد عظيم الشان ما اعلي الله مقامه در پاسخ سؤال مذكور فرموده‌اند مورد تأييد اينجانب است.  

 س)آيا شمع روشن كردن در شام غريبان سيدالشهداء عليه‌السلام را بلا اشكال مي‌دانيد؟ آيا از مصاديق بدعت نمي‌باشد؟

 ج) اشكال ندارد.  

 س)در بعضي از مراسم‌ها، شبيه‌سازي انجام مي‌شود، مثل درست‌كردن قبر مطهر حضرت زهرا سلام الله عليها و تابوت حضرت رقيه سلام الله عليها، حكم آن چيست؟

 ج) اشكال ندارد.  

 س)نظرتان راجع به تعزيه خواني چيست؟

‌ ج) تعزيه و شبيه خواني اگر مشتمل بر آلات لهو از قبيل طبل و شيپور و صنج نباشد و اشعار دروغ و غنا نخوانند و مرد، لباس زنان را نپوشد اشكال ندارد. 

  س)بعضي افراد در تعزيه نقش امام معصوم عليه‌السلام يا نقش شخصيت‌هايي مثل حضرت عباس عليه‌السلام را اجرا مي‌كنند و حال آنكه صاحب سابقه درخشاني نيستند و فقط به جهت اينكه خوب برنامه اجرا مي‌كنند آن نقش را به عهده مي‌گيرند نظر مبارك را بيان نماييد

. ج) درخشان بودن سابقه تعزيه خوان شرط نيست ولي اگر سوء سابقه خصوصا سوء حال فعلي عرفاً توهين باشد نبايد آن اشخاص، مجري باشند. اصولاً مناسب است عزاداري حضرات ائمه طاهرين عليهم‌السلام به صورت مجلس روضه‌خواني برگزار شود تا سخنرانان عالِم و وعاظ و روضه‌خوان‌هاي متعهد ضمن ذكر مصائب آن بزرگواران با ذكر فضائل و مناقب و تاريخ زندگي ايشان و بيان احاديث و احكام و تبليغ معارف اسلام و دفع بدع و شبهات، مردم را آگاه و به مكتب اهل بيت عليهم السلام هدايت و ارشاد نمايند.

   س)‌اخيراً مطرح مي‌شود كه مجالس عزاداري خصوصاً عزاي سيد الشهدا عليه‌السلام از صورت سنّتي و روضه خواني و استماع آن خارج بشود و به صورت نمايشي و تئاتري تبديل‌گردد، بلكه به‌اين مطلب اصرارمي‌ورزند. نظرمباركتان را بيان‌فرماييد.

ج) اقامه عزاي آن بزرگوار بايد با ذكر مصائب از كتب صحيحه معتبره توسط ذاكرين و علماي محترم با حفظ شئون اهل بيت عليهم السلام باشد و به صورت تئاتر در آوردن معمولاً خالي از لوازم فاسده و غير شرعي نيست. 

  س)حكم خريد، فروش، چاپ، توليد و يا استفاده از عكس ها و پوسترهايي كه از چهره ائمه معصومين عليهم السلام تهيه شده است، چگونه است؟

ج) عكس‌ها و پوسترهاي مذكور، مستند صحيحي ندارند؛ خوب است از اين عمل خودداري شود. 

                         آداب و اخلاق عزاداري

س)اگر شخصي در حين عزاداري براي خودنمايي بلند بلند گريه كند و يا خيلي سنگين زنجير و يا سينه بزند، آيا ريا كرده و عزاداري او باطل است؟ اگر به قصد گريانيدن ديگران باشد، چگونه است؟

 ج) ريا در هيچ عملي صحيح نيست ولي تباكي به نحو عزاداري و به قصد تعظيم امر شعائر، ريا نيست.  

س)گاهي در مجالس عزاداري سالار شهيدان عليه‌السلام، كه پر جمعيت نيز مي‌باشند، ديده شده كه خادمين و نوكران ابي عبدالله عليه‌السلام رفتار ناشايستي با عزاداران دارند، (مثل فرياد زدن، هُل دادن و غيره) اين كارها از حيث شرعي چه حكمي دارد؟

ج) بايد با عزاداران و مستمعين با ادب رفتار و با احترام پذيرايي شود.

   س)آيا رضايت پدر و مادر در رفتن به مجالس عزايِ سيد الشهداء عليه‌السلام واجب است؟ و بدون رضايت ايشان مي‌توان در اين مجالس شركت كرد؟

 ج) موارد، مختلف است.

   س)حكم شوخي و خنده در ماه محرم خصوصاً روز عاشورا چيست؟

ج) صحيح نيست. 

  س)راه اندازي دسته‌هاي عزاداري در كوچه و خيابان كه باعث ترافيك مي‌شود، چه حكمي دارد؟

ج) در حد متعارف ايام عزاداري اشكال ندارد.

   س)بعضي عزاداري‌ها و هيئات به صورت چادر و خيمه در كوي و خيابان بر پا مي‌شود و برخي از همسايگان به اين كار، رضايت ندارند، و اقامه مجلس به اين شكل و شركت در آن چه حكمي دارد؟

ج) اين مراسم را به نحوي برگزار كنند كه موجب زحمت عابرين و همسايگان نشود.  

 س)ايجاد سر و صدا، كم يا زياد، در هنگام عزاداري، در صورتي كه از رضايت همسايگان بي اطلاع هستيم، چه حكمي دارد؟ (آيا رضايت تك تك همسايه‌ها كافي است يا اغلب ايشان)؟

ج) عزت و شأن اين برنامه خود مقتضي است كه مزاحمت فراهم نشود.

   س)عزاداري در نيمه شب كه موجب بر هم زدن آسايش و خواب مردم مي‌شود از نظر شرعي چه حكمي دارد؟

 ج) به طور كلي مزاحمت و آزار اشخاص چه در خواب باشند چه در بيداري جائز نيست؛ اين مراسم بايد در حدّ معمول و متعارف انجام شود. و در بعض موارد مثل شب عاشورا، صدق اذيت نمي‌كند.  

س)آيا اين‌كه مؤسس يك مجلس عزاي امام حسين عليه‌السلام بخواهد اين مراسم، جمعيت بيشتري داشته باشد، صحيح است؟

 ج) مجالس مذكور هرچه باشكوه‌تر و پر جمعيت‌تر باشد اثرش در قلوب بيشتر و آثار مثبتش زيادتر است و اگر به اين مسئله اهميت داده نمي‌شد دشمنان دين و مسلمانان فريب خورده و ظاهربين و غرب‌زده اصل حادثه كربلا را انكار مي‌كردند. البته همگان متوجه باشند كه اجر و ثواب بسيار زيادي را كه بر اقامه عزاي حضرت و شركت در مراسم آن بزرگوار است با وارد نمودن محرّمات از بين نبرند، و از هر چيزي كه موجب وهن مذهب و وهن مراسم سوگواري مي‌گردد بايد اجتناب شود. 

  س)گاهي ايام سوگواري حضرت ابا عبدالله الحسين عليه‌السلام با بعضي از مناسبت‌ها مثل نوروز تقارن پيدا مي‌كند، نظر مباركتان را در مورد برگزاري مراسم اين گونه مناسبت‌ها در زمان عزاي حسيني بيان فرماييد.

ج) واضح است كه مؤمنين و محبين اهل بيت عليهم السلام در ايام محرم و صفر از برگزاري مراسم و تظاهر به اعمالي كه مناسب شأن محبّ اهل‌بيت سلام الله عليهم نباشد خودداري مي‌نمايند و مراسم و سيره سوگواري را حفظ مي‌نمايند.   نماز و عزاداري

س)وظيفه كسي كه مردّد است امور عزاداري را تا دير وقت انجام دهد يا مراقبت بر قضا نشدن نماز صبح كند چيست؟

 ج) مراقبت بر قضا نشدن نماز، واجب است.  

 س)اگر كسي نماز نخواند و روزه نگيرد و براي امام حسين ‌عليه‌السلام احسان كند و سينه و زنجير بزند و گريه كند و نيز كسي كه خمس و زكات مالش را ندهد، آيا مي‌تواند از اين مال در راه امام حسين عليه‌السلام احسان كند؟ آيا اجر و ثوابي بر اين شخص است؟

ج) نمازوروزه واجب است ولي‌عزاداري و گريه بر امام حسين عليه‌السلام مستحب است. انسان بايد نماز بخواند و روزه هم بگيرد و عزاداري هم بكند و پولي كه متعلّق خمس شده واجب است اول، خمس آن ادا شود آن‌گاه در راه امام حسين عليه‌السلام و كار خير ديگر مصرف شود و مصرف نمودن پولي كه خمس به آن تعلّق‌گرفته قبل از اداي خمس درهركاري اگرچه خير باشد حرام است. 

  س)در ظهر عاشورا عزاداران براي شور و اظهار حزن، آماده مي‌شوند و از طرفي وقت نماز ظهر مي‌شود؛ وظيفه مؤمنين چيست؟

ج) در اين موارد بايد جمع بين اغراض و كسب فضائل نمود؛ هم برنامه‌اي را كه به صورت عزاداري براي حضرت سيد الشهداء عليه‌السلام انجام مي‌شود، انجام دهيد و هم نماز ظهر را در اول وقت بجا آوريد.  

                                   عزاداري بانوان

س)آيا گريه كردن زن‌ها با صداي بلند در مجالس عزاي ائمه اطهار عليهم السلام بخصوص حضرت سيد الشهداء عليه‌السلام با توجه به حضور مردان نامحرم در مجلس مذكور جايز است.

ج) اشكال ندارد. 

  س)ايستادن و نگاهِ خانم‌ها به مرداني كه در خيابان مشغول عزاداري هستند، چه حكمي دارد؟ و مسئوليت دست اندركارانِ هيئت در اين مورد چه مقدار است؟

ج) نگاه كردن خانم‌ها به بدن مردان نامحرم جايز نيست. 

  س)راه رفتن خانم‌ها در عقب دسته هاي عزاداري چه حكمي دارد؟

 ج) اگر مستلزم ارتكاب معصيت نباشد اشكال ندارد. 

  سخنرانان و مداحان مجلس عزاداري س)نظر حضرتعالي در مورد مدّاحي چيست؟ و يك مدّاح اهل بيت عليهم السلام چه خصوصياتي بايد داشته باشد؟

ج) مدّاحي اهل بيت عصمت و طهارت سلام الله عليهم اجمعين چنانچه براي خدا باشد عبادت است و اجر عظيم دارد و به همين جهت مداح بايد اهل تقوا و مقيّد باشد اشعاري كه مي‌خواند خلاف واقع و دروغ نباشد و اين عبادات را تا مي‌تواند به قصد قربت انجام دهد تا از مثوبات آن برخوردار شود هر چند گرفتن مزد در برابر آن اشكال ندارد.  

 س)بعضي از مداحان به گونه‌اي ذكر حسين حسين مي‌گويند كه موجب شور و هيجان مي‌گردد و همراه با سينه زدن و گريه كردن، جست و خيزي در جمعيت، ايجاد مي‌شود. آيا اين كار صحيح است؟

‌ ج) اگر نوحه خواني و مداحي به صورت غنا باشد حرام است.  

 س)آيا مداحي كه با ريتم موسيقي و به صورت غنا‌ خوانده شود حرام است؟

ج) بلي؛ حرام است.  

س)آيا دريافت وجه توسط مدّاح و سخنران در عوض مداحي و سخنراني در مجالس عزاداري سيدالشهداء عليه‌السلام جائز است؟

 ج) جائز است.  

 س)مداحان در اثناي دعاي كميل و ندبه و زيارت عاشورا، اشعار يا روضه مي‌خوانند، اين كار چه حكمي دارد؟

 ج) بهتر است دعاهاي وارده را بدون اين كه در اثناي آنها شعر و يا چيز ديگري خوانده شود بخوانند ولي خواندن روضه صحيح در بعضي مواضعي كه مناسب دعاست اشكال شرعي ندارد؛ بلي اگر طوري در اين كار، افراط شود كه از صورت دعا خواندن خارج شود معلوم نيست ثواب آن دعا را داشته باشد.  

                                     منابع روايي عزاداري

 س)آيا كتاب روضه الشهداء مرحوم ملا حسين كاشفي و اسرار الشهادة ملا آقاي دربندي داراي گزارش‌هاي تحريف شده از واقعه كربلاست؟

 ج) ما حق نداريم نويسندگان دو كتاب مذكور را متهم به تحريف حادثه كربلا كنيم؛ نسبت به مطالبي كه در آنها درج شده آنچه كه محتمل الوقوع است و دليلي بر عدم آن نباشد نمي‌توان انكار كرد و نويسنده را رمي به دروغ نويسي كرد و آنچه كه بر حسب دليل، مقطوع العدم باشد نبايد نقل شود.  

س)مقاتل معتبر اعم از فارسي و عربي از نظر حضرتعالي كدام‌اند؟

 ج) از كتبي كه در اين زمينه مرحوم محدّث آقاي حاج شيخ عباس قمي تأليف نموده‌اند استفاده نماييد.  

 س)خواندن‌روضه‌ بي‌اساس، يا مشكوك‌توسط مدّاح ويا سخنران، چه‌حكمي دارد؟

 ج) خواندن روضه بي اساس جائز نيست و خواندن چيزي كه احتمال صحت آن را مي‌دهد اگر به صورت احتمال باشد اشكال ندارد. 

  س)اگر روضه بي اساس خوانده شد ما چه وظيفه‌اي داريم؟

ج) اگر دروغي از ذاكرين بشنويد بر حسب وظيفه شرعي بايد به عنوان نهي از منكر به خود گوينده تذكر دهيد و همه مكلّفين اين وظيفه را دارند.   اموال مربوط به اقامه عزا

س)اگر براي برپايي هيأت، بنا به فرض از مالي استفاده شود كه صاحب آن راضي نيست، اقامه و شركت در آن مجلس چگونه است؟ و درصورت عدم اطلاع از رضايت صاحب مال، حكم مسئله چيست؟

ج) اگر عين مالي كه صاحبش راضي نيست مورد استفاده قرار گيرد تصرف در آن حرام است و ضمان دارد.

   س)آيا وجوهي را كه براي منظوري خاص در عزاداري هديه شده است مي‌توان در موارد ديگري غير از آن، در عزاداري مصرف نمود؟ (مثل پولي كه براي غذا و اطعام داده شده ولي به مصرف خريد لوازم برسد)

ج) صرف وجوهي كه مصرفشان مورد خاص است در غير آن مورد جائز نيست و موجب ضمان است.  

 س)حكم استفاده شخصي از وسايل و لوازمي كه بدون خواندن صيغه وقف، فقط به منظور استفاده در عزاداري سيدالشهداء عليه‌السلام تهيه شده است چگونه است؟ و در صورتي كه كسي چندين بار جاهلاً اين كار را مي‌كرده وظيفه اش چيست؟

 ج) استفاده شخصي از وسائل مذكور جايز نيست و كسي كه استفاده شخصي نموده بايد توبه كند و در برخي موارد، موجب ضمان است. 

  س)آيا اطعام و نذري را كه براي ظهر عاشورا در نظر گرفته شده مي‌توان در روزهاي ديگر محرّم، انجام داد؟

ج) درفرض سؤال نمي‌توان اطعام و نذر مذكور را درغير روز عاشورا انجام دهد.  

 س)گاهي پيشنهاد مي‌شود هدايا و نذورات مربوط به عزاداري كه براي روضه‌خواني حضرت سيد الشهدا عليه‌السلام تعيين مي‌شود در قالب عزاداري‌هاي نمايشي و تئاتري مصرف شود، آيا اين امر جايز است؟

ج) هدايا و نذور بايد در مواردي كه مورد نظر هديه دهنده و نذر كننده است مصرف شود و به همان روش معمول سابق نه به صورت نمايش و تئاتر.   آلات موسيقي در عزاداري

 س)استفاده از آلات موسيقي مثل طبل، صنج، ني، ارگ و مانند آنها در خلال عزاداري چه حكمي دارد؟

ج) جائز نيست.  

 س)در زمان عزاداري سالار شهيدان حسين بن علي عليهما السلام استفاده از طبل و صنج جهت هماهنگي عزاداران چه حكمي دارد؟

 ج) اشكال دارد.   برگرفته از كتاب « گفتمان عاشورايي» اثر آيت الله

العظمي صافي بسمه تعاليمحضر مرجع گرانقدر حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني‌مدظله‌العاليسلام عليكم؛بفرماييد استفاده از عَلَم در مراسم عزاداري حضرت سيدالشهدا عليه السلام چه حكمي دارد؟ 

  بسم الله الرحمن الرحيمعليكم السلام و رحمة اللهدر مراسم عزاداري سالار شهيدان حضرت ابي‌عبدالله‌الحسين‌عليه‌السلام، استفاده از عَلَم كه تعظيم شعائر محسوب مي‌شود به شرط اين‌كه مشتمل بر مجسّمه ذيروح - كه حرام است- نباشد، اشكال ندارد.والله العالملطف الله صافياول محرم الحرام 1433

توصيه‌هاي حضرت آيت الله العظمي صافي به صدا و سيما و مخاطبان آن   بسمه تعالي مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني‌دامت‌تأييداته سلام عليكم؛ همان‌گونه كه مستحضريد يكي از مهم‌ترين عناصر تبليغي در جامعه، رسانه مخصوصاً تلويزيون مي‌باشد. تأثيري كه اين رسانه‌ي بسيار مهم در فرهنگ‌سازي و شكل‌دادن جامعه و اخلاق آن دارد، انكارناپذير است. به همين خاطر، تمامي رسانه‌هاي ضد اسلامي؛ اعم از صوتي و تصويري بخصوص شبكه‌هاي ماهواره‌‌اي كمر همت بسته‌اند تا از طريق امواج، فرهنگ و غيرت اسلامي را مورد هجمه قرار دهند. صدا و سيماي محترم جمهوري اسلامي ايران هم كه بايد در مقابل اين همه هجمه فرهنگي تمام قواي خود را بسيج نمايد و به مقابله، و بلكه بالاتر هجوم فرهنگي بر آنان اقدام نمايد - با همه تلاشي كه در اين راستا داشته است-، در اين جهاد فرهنگي دچار آسيب‌هايي شده است، ‌از جمله پخش سريال‌هاي خارجي با هنرپيشه‌هايي بي‌حجاب و داستان‌هايي عشقي، استفاده از زن‌هاي با آرايش جهت اجراي برنامه‌هاي زنده، پخش تصاوير ورزشي بانوان، پخش تصاوير كشتي مردان، پخش موسيقي‌هاي زننده و استفاده از آلات طرب و ده‌ها برنامه خلاف شرع ديگر ... ما جمعي از دوستداران مكتب عزيز اسلام، از شما مرجع عاليقدر كه هميشه توصيه‌هايتان راهگشاي امور مؤمنين بوده است تقاضا داريم وظيفه صدا و سيما و نيز وظيفه ما - مخاطبان اين رسانه- را نسبت به بي‌اعتنايي باحكام شرعي در آن بيان فرماييد. خداوند سايه شما را مستدام بدارد. با احترام بسم الله الرحمن الرحيم عليكم السلام و رحمة الله از توجّه و احساس وظيفه شما نسبت به مسائل شرعي و احكام الهي تقدير و تشكر مي‌شود. اينجانب كراراً هر جا كه احساس وظيفه نموده‌ام تذكّر داده‌ام و بعداً هم انشاءالله به وظيفه خود عمل مي‌نمايم. به مسئولين محترم صدا وسيما توصيه مي‌كنم آنچه در چهارچوب تعاليم اسلامي موجب تقويت معرفت ديني و آگاهى افراد به ‌جريان‌هاى سياسى و دام‌هاى ابليسى و انحرافى دشمنان اسلام باشد و سبب شناخت بيشتر انسان نسبت به دين و زندگى سالم مي‌گردد و حس استقلال اسلامى و فروتن‌نبودن در برابر كفار و مستكبرين را تقويت مي‌نمايد، حاكم نمايند و از بخش‌هائى كه متضمن غنا و ساز و آواز و استعمال آلات طرب و مناظر مهيج باشد اجتناب كنند. مسئولين محترم چنين رسانه‌اي، وظيفه خطيري بر عهده دارند و لازم است با حضرات علمايي كه از شرع مقدس و حلال و حرام الهي آگاهند، پيوسته در ارتباط باشند و از نظرات خيرخواهانه و دلسوزانه آنها تبعيت و استفاده نمايند. و اما مؤمنين و كساني كه مخاطب اين رسانه‌ها هستند در اينگونه موارد و در جاهاي ديگركه احكام الهي مورد تعدّي قرار مي‌گيرد، نسبت به سهم خود وظيفه دارند كه به هر وسيله‌ي‌ ‌ممكن امر به معروف و نهي از منكر نمايند تا به حول و قوه الهي گناهان و منكرات در جامعه اسلامي از بين برود. خداوند همگان را در انجام وظايف ديني بخصوص امربمعروف و نهي از منكر موفق و سربلند بدارد. 29 رجب المرجب 1432 لطف الله صافي  

 دو پرسش پيرامون عزاداري   بسم الله الرّ حمن الرّحيم محضر مبارك مرجع عاليقدر جهان تشيع حضرت آية الله العظمي آقاي صافي گلپايگاني‌دامت‌بركاته با عرض سلام و تحيّات و آرزوي طول عمر با بركت حضرت‌عالي خواهشمنديم دو سؤال ذيل را كه امروزه درباره عزاداري حضرت خامس آل عبا عليه السلام در جامعه مطرح مي‌باشد پاسخ فرماييد.

س1) استفاده از علم در مراسم عزاداري امام حسين عليه السلام چه حكمي دارد؟

 س2) آيا سينه زني در هيئت‌هاي مذهبي در حالي كه عزاداران پيراهن برتن ندارند و در بالا تنه پوششي نداشته باشند، اشكال دارد يا نه؟ ادام الله تأييداتكم جمعي از عزاداران حضرت سيدالشهداء عليه السلام   بسم الله الرحمن الرحيم سلام عليكم و رحمة‌الله و بركاته

 ج1) در مراسم عزاداري سالار شهيدان حضرت أبي عبدالله الحسين عليه السلام استفاده از علم اشكال ندارد بلكه تعظيم شعائر محسوب مي‌شود.

ج2) اگر ناظر نامحرمي نباشد اشكال ندارد بلكه اجر و ثواب هم دارد. 22 ذي الحجه 1431

 آيا ماء الشعيري كه در بازار مسلمين فروخته مي‌شود، حلال است؟

 ج. اگر جو را به طريقي كه در سابق اطباء دستور مي‌دادند و به آن ماء‌ الشعير مي‌گفتند بجوشانند اشكالي ندارد و اما آنچه از جو گرفته مي‌شود و به آن آب جو مي‌گويند حرام است. والله العالم

 گوش‌دادن به موسيقي چه حكمي دارد؟ آيا فرقي بين انواع موسيقي است؟

ج. بنظر اينجانب تمام آهنگ‌هايي كه از آلات طرب مي‌باشد حرام است و هيچ نوعي جايز نيست.والله العالم 

  س. حكم بازي پاسور بدون شرط‌بندي و نيز شطرنج چيست؟ بازي كامپيوتري آنها چطور؟ ج. بازي با پاسور و شطرنج و لو بدون برد و باخت جايز نيست و فرقي بين كامپيوتري و غيرآن نيست.والله العالم

   س. در مورد كپي‌رايت از نرم‌افزارها يا شكستن قفل آنها حكم شرع چيست؟

 ج. بطور كلي اگر در ضمن عقد فروش سي‌دي يا ضمن عقد لازم ديگري، شرط عدم رايت و يا عدم شكستن قفل سي‌دي شده باشد، رايت و شكستن قفل آن جايز نيست ولي در صورت رايت يا شكستن قفل، براي افراد بعدي خريد و فروش و استفاده از آن مانع ندارد.والله العالم حكم

تراشيدن ريش را به طور كامل بيان فرماييد؟

ج. تراشيدن ريش مطلقاً با هر وسيله‌اي انجام شود جايز نيست گرچه قسمتي از آن هم باشد، لكن تراشيدن با ماشين به مقداري كه بر آن صدق وجود ريش كند مانعي ندارد.والله العالم

  آيا خريد و استفاده از ماهواره جايز است؟

 ج. استفاده مشروع و مفيد از آن اشكال ندارد ولي اگر معرض استفاده نامشروع و فساد اخلاق باشد جايز نيست. در اين زمان كه شرايط خاص رسانه‌ها و وسائل ارتباطي، صيانت اخلاقي و هويت اسلامي جامعه مخصوصاً نسل جوان را تهديد مي‌كند همگان مخصوصاً بزرگان خانواده و عائله بايد مراقبت نمايند كه بستگان آنها به اين خطر كه از خطر اعتياد زيان‌بارتر است مبتلا نشوند و حيات اخلاقي آنها محفوظ بماند.  

س. آيا سودي كه بانك‌ها و مؤسسات مالي اعتباري به سپرده‌هاي مردم؛ بلندمدت يا كوتاه مدت  مي‌دهند حلال است؟

 ج. در فرض سؤال اگر شخص پول خود را به عنوان وام ندهد بلكه بانك را وكيل كند كه با پول او معامله مشروع با رعايت شرايط آن انجام دهد و بانك آن مبلغ را به عنوان منافع معاملات بدهد، اشكال ندارد.والله العالم

با عرض سلام و خسته نباشيد مي‌خواستم نظر شرع را در مورد حلال يا حرام بودن باشگاه بيليارد بدانم. با تقديم احترام و التماس دعا.

ج) اگر عرفاً بيليارد از آلات قمار باشد خريد و فروش و بازي آن و تأسيس باشگاه و شركت در آن حرام است و الله العالم. 

 حكم بازي كردن شطرنج در جامعه امروزي بدون شرط بندي چيست؟

ج) بازي شطرنج و هر چيزي كه آن قمار محسوب شود حتي بدون برد و باخت حرام است و الله العالم.

امام مهدي درملل ديگر

       مهدی (علیه السلام) در ادیان و ملل دیگر

 همانطور که در مباحث دیگر ذکر شد، اعتقاد به منجی از سرشت الهی انسانها نشأت می‌گیرد و همین اعتقاد است که امید را در قلبها زنده می‌کند. ولی بصورت عام این اعتقاد در کتب اقوام باستان انعکاس پیدا کرده است، با اینکه روایت منجی، روایتی است اختلاف برانگیز، ولی جلوه آن در تمامی ملل خودنمایی می‌کند، که البته زاییده این اعتقاد بسیاری از مذاهب است. ولی پیشگویی‌هایی که در میان ملل مرسوم بود، صد البته ارتباطی انکارناپذیر با منبعی فرا‌مادی (وحی) دارد زیرا که در تمامی ملل، از شرق تا غرب عالم، خداوند پیامبری را فرستاده است که این نوید را تبیین نموده یا ثبت در کتابهایشان بوده است و این اختلافاتی که بعضاً در ابعاد وجود منجی به چشم می‌خورد، سرچشمه از تجربیات و گرد و غبار تاریخ دارد و قبل از بیان این عقاید در اقوام و ادیان گذشته، یادآوری می‌شود که شیعه مطمئناً با همه این عقاید موافق نیست ولی اشاره به آنها تذکری است برای اثبات وجود منجی.

 پس در این بخش به بشارات کتب آسمانی گذشته و عقاید موجود در ملل گذشته نسبت به منجی می‌پردازیم:

  

مهدی (علیه السلام) در عهد عتیق:

در 35 بخش از مزامیر 150 گانه نیز ظهور منجی موجود است (زبور وداوود):

 "زیرا که شریران منقطع خواهند شد، و اما منتظران خداوند، وارث زمین خواهند شد. هان بعد از اندک زمانی شریر نخواهد بود و ..." (کتاب فرامیر، فرمور، بعد 37، 90، 12)

 در کتاب اشعیا نبی: "و نهالی از تنه لیی بیرون آمده، شاخه‌ای از ریشه‌هایش خواهند شگفت و روح خدا بر او قرار خواهند گرفت و ... مسکینان را به عدالت داوری خواهد کرد و به جهت مظلومان زمین به راستی حکم خواهد کرد." (فصل 11، بندهای 1- 10).

 و در این کتاب شرح مختصری است بر احوالات ظهور:"گرگ با بره سکونت خواهد کرد و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر پرواری با هم و طفل کوچک آنها را خواهد راند... و در تمام کوه مقدس من، ضرر و فسادی نخواهند کرد، زیرا که جهان از معرفت خداوند پر خواهد شد و بر این انتظار الهی تاکید می‌کند: اثر چه تاخیر نماید برایش منتظر باش، زیرا که البته خواهند آمد و درنگ نخواهد کرد." (کتاب مقوی نبی، فصل 2، بندهای 1- 10).

  

مهدی (علیه السلام) در عهد جدید (اناجیل و ملحقات):

 در اناجیل مختلف سخن درباره او آمده است: "همچنانکه برق از شرق ساطع شده تا مغرب ظاهر می‌شود، ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد شد ... و آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پدید گردد. و در آن وقت جمیع طوائف زمین سینه‌زنی کنند و پسر انسان را ببینید که بر ابرهای آسمان با قوت و جلال می‌آید ..." (انجیل متی، فصل 24، بندهای 27 و 30).

 و همین انجیل درباره انتظار سخن می‌راند: "لهذا شما نیز حاضر باشید، زیرا در ساعتی که گمان نبرید، پسر انسان می‌آید." (فصل 24، بند 37 و 45).

و انجیل مرقس درباره وظایف منتظران می‌گوید: "ولی آن روز و ساعت را غیر از پدر، هیچکس اطلاع ندارد، نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم، پس برخود و بیدار شده، دعا کنید، زیرا نمی‌‌دانید که آن وقت کی‌ می‌شود." (انجیل مرقس، فصل 14، بندهای 26، 27، 31 و 33).

 نکته جالب درباره اناجیل: "کلمه پسر انسان مطابق نوشته‌ ماکس آمریکایی در کتاب قاموس کتاب مقدس، 80 بار در انجیل و ملحقات آن (عهد جدید) تکرار شده که فقط 30 مورد آن با عیسی (علیه السلام) مسیح قابل تطبیق است و 50 مورد دیگر توضیحاتی درباره منجی است که در آخر الزمان ظهور خواهد کرد و عیسی (علیه السلام) با او خواهد آمد و او را جلال خواهد داد و از ساعات و روز ظهور او جز حضرت پروردگار کسی اطلاعی ندارد."

 

مهدی (علیه السلام) در کتب مقدسه هندیان:

تذکر نکته‌ای ضروری به نظر می‌رسد: از منظر تشیع این کتب، کتابهای آسمانی به حساب نمی‌آیند بلکه اقتباساتی از کتب آسمانی گذشته هستند و برپاخواسته از سرشت انسانهای پاک می‌باشند و این پیشگوییها باید منحصراً از منابع وحی باشند.

 در کتاب باسک از کتب مقدسه هندیان چنین آمده: "دو دنیا تمام شود به پادشاهی عادلی در آخر زمان که پیشوای ملائک و پریان و آدمیان باشد و حق و راستی با او باشد و آنچه در دریاها و زمین‌ها و از آسمانها پنهان باشد همه را بدست آورد و ..."

 در کتاب شاکمونی از کتب معتبر و مقدس چینیان آمده است: "پادشاهی و دولت دنیا به فرزند سید خلایق و در دو جهان کشن (در لغت هندی اسم پیامبر اسلام است) تمام شود و کسی باشد که بر کوههای مشرق و مغرب عالم حکم براند و فرمان کند و بر ابرها سوار شود و ..."

 در کتاب وشن حوک درباره عاقبت جهان می‌خوانیم: "سرانجام دنیا به کسی برگردد که خدا را دوست دارد و از بندگان خاص او باشد و نام او فرخنده و خجسته باشد."

 در کتب دیگر هندیان از جمله دارتک دیده با تکیل شابو سرگان جلوه‌هایی از این موعود جهانی را می‌بینیم.

  

مهدی (علیه السلام) در منابع زردشتیان:

 در کتاب زند از کتب مقدسه زردشتیان درباره عاقبت جهان به این صورت بحث شده است: "آنگاه از طرف اهورا افراد به ایزدان یاری‌ می‌رسد، پیروزی بزرگ از آن ایزدان می‌شود و اهریمنان را منقرض می‌سازند. بعد از پیروزی ایزدان و برانداختن تبار اهریمنان، عالم کیهان، به سعادت اصلی خود رسیده، بنی آدم بر تخت نیکبختی خواهند نشست ..."

 در کتاب جاماسب‌نامه از تحریرات جاماست (از بزرگان دین زردشت) این چنین خصوصیات را شرح می‌دهد: مردی بیرون آید از زمین تا زمان، از فرزندان هاشم، مردی بزرگ سر و بزرگ تن و بزرگ ساق و بر دین جد خویش باشد، با سپاه بسیار روی به ایران مهد آبادانی و زمین را پر از عدل و داد کند.

 و جای دیگر گوید: "از فرزندان پیامبر (آخرین) شخصی در مکه پدیدار خواهد شد که جانشین آن پیامبر است و پیرو دین جد خود می‌باشد از عدل او گرگ با میش آب می‌خورد و همه جهان به آیین مهرآزمای (محمد) خواهند گروید."

 قسمتهای دیگری از پیشگوییهای زردشت از بهمن پشت به تفصیل آمده است.

 در کتاب زند و هوهومن لیسن از ظهور سوشیانس (نجات دهنده بزرگ جهان) خبر داده است: "نشانه‌های شگفت‌انگیزی در آسمان پدید آید که به ظهور منجی دلالت می‌کند و فرشتگان از شرق و غرب به فرمان او فرستاده می‌شوند و به همه دنیا پیام می‌فرستد."

 اعتقاد به ظهور سوشیانس در میان ملت ایران باستان آن قدر ریشه‌دار است که در جنگ قادسیه پس از شکست‌های پی‌درپی ایرانیان یزدگرد سوم، رو به کاخ پرشکوه مدائن می‌کند و می‌گوید: "درود بر تو باد. من اکنون از تو روی بر می‌تابم تا آنگاه که با یکی از فرزندان خود که هنوز زمان ظهور آن فرا نرسیده است بسوی تو باز گردم." (جاماسب نامه صفحه 121 و 122)

 که البته در عقیده تشیع مهدی (علیه السلام) موعود، فرزند دختری یزدگرد سوم هم به حساب می‌آید. زیرا که دختر یزدگرد سوم همسر امام سوم شیعیان (امام حسین(علیه السلام)) و حسین (علیه السلام) نیز جد نهم مهدی (علیه السلام) موعود است.

  

مهدی (علیه السلام) در ملل مختلف:

در این بخش سعی بر آن رفته است که با مختصر‌ترین عبارات گوشه‌ای از این اعتقادات در ملت‌های مختلف را بیان کنیم.

 ایرانیان باستان معتقد بودند که گرزا سپه قهرمان تاریخی آنان زنده است و صدهزار فرشته او را پاسبانی می‌کنند تا روزی قیام کند و جهان را اصلاح کند.

1-      نژاد اسلام بر این عقیده است که از مشرق زمین یک نفر برخیزد و تمام قبایل اسلام را متحد سازد و آنها را بر دنیا مسلط سازد.

2-      نژاد ژرمن معتقد بود که یک نفر فاتح از طرف آنان قیام نماید و ژرمن را بر دنیا حاکم کند.

3-      اهالی صربستان انتظار ظهور مارکوکرالیویچ را داشتند.

4-      یهودیان معتقدند که در آخر الزمان ماشیع (مهدی بزرگ) ظهور می‌کند و ابد الابد در جهان حکومت می‌کند ولی او را از اولاد اسحاق می‌دانند در صورتیکه به وضوح بیان می‌دارد که او از اولاد اسماعیل است.

5-      مردم اسکاندیناوی معتقدند که برای مردم بلاهایی می‌رسد. جنگهای جهانی اقوام را نابود می‌سازند. آنگاه اودین یا نیروی الهی ظهور کرده و بر همه چیره می‌شود.

6-      یونانیان گویند کایوبرگ، نجات دهنده بزرگ، ظهور کرده و جهان را نجات خواهد داد.

7-      اقوام آمریکای مرکزی معتقدند که کوتزلکومل، نجات بخش جهان، پس از بروز حوادثی در جهان پیروز خواهد شد.

8-      چینی‌ها نجات جهان را بدست فردی به نام کرشنا می‌دانند.

9-      اقوام اروپای مرکزی در انتظار ظهور بوخس می‌باشند.

 
 

امام مهدي دراهل سنت

            مهدی (علیه السلام) در اهل سنت

 مهدی (علیه السلام) بارها و به اشکال مختلف در احادیث نبوی آمده است، منظور از احادیث نبوی، احادیثی است که از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل گردیده است.

ولیکن چون در این بخش سعی بر بیان احوالات مهدی (علیه السلام) موعود از مدخل اعتقادات اهل سنت است، پس به احادیثی اشاره می‌شود که از کتب معتبر و روایی اهل سنت استخراج شده است:

1-   "ابوداوود" در صحیح خود از "ابیطفیل" و او از علی (علیه السلام) نقل می‌کند: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): "لو لم یبق من الدهر الا یوم لبعث الله رجلاً من اهل بیتی، یملاءها کما ملئت جورا."

ولو یک روز هم از عمر دنیا باقی باشد، خداوند مردی را از اهل بیت من برمی‌انگیزد که زمین را پر از عدل و داد می‌کند، بعد از آنکه از ظلم و ستم پر شده باشد. (جلد 2، صفحه 208)

2-   ابوداوود ترمذی در صحیح خود از عبدالله از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می‌کند که فرمودند: "لو لم یبق من الدنیا الا یوم لطول الله ذلک الیوم حتی یبعث رجلاً منی او من اهل بیتی یواطی اسمه اسمی... یملأ الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلما و جورا."

هرگاه به پایان دنیا فقط یک روز بماند، خداوند این روز را به‌قدری طولانی می‌کند، تا اینکه در این روز فردی که از فرزندان من بوده و نامش مانند من است را برمی‌انگیزد و زمین را از عدل و داد پر می‌کند بعد از آنکه از ظلم و ستم پر شده باشد. (کتاب تاج، جلد 5، صفحه343)

3-   احمد در مسند خود از "ابوسعید خدری" نقل می‌کند: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): "یملأ الارض ظلماً وجورا ثم یخرج رجل من عترتی یملک سبعاً اوتسعاً فی ملاء الارض قسطاً و عدلاً."

هنگامی فرا می‌رسد که زمین از ظلم و جور پر شود و در آن موقع مردی از خاندان من قیام می‌کند، هفت یا نه سال در روی زمین حکومت می‌کند و زمین را از عدل و داد پر می‌کند. (جلد 3، صفحه 28)

4-    مسلم، ابو داوود، ابن ماجه، طبرانی که از بزرگان اهل سنت هستند از ام سلمه نقل کرده‌اند که گوید: «رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: "المهدی من عترتی من ولد فاطمه."»

مهدی از خاندان من است و او از فرزندان دخترم فاطمه خواهد بود. (صواعق، صفحه 163؛ ابن ماجه، جلد 2، صفحه 1368)

5-   ابوداوود در صحیح خود از ابوسعید خدری نقل می‌کند: «قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): "المهدی منی اجلی الجبهه، اقنی الانف،یملأ الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت جورا و ظلما یملک سبع سنین."»

مهدی از ماست، او پیشانی بلند و وسط بینی‌اش کمی برآمدگی دارد، زمین را از عدل و داد پر کند ، بعد از آنکه از ظلم و ستم پر شده باشد. (جلد 2، صفحه 208)

6-   و نیز احمد در کتاب "مسند" از پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می‌کند که فرمودند: "ابشکرکم بالمهدی یبعث فی امتی علی اختلاف من الناس و الزلزال فی ملاء الارض قسطاً و عدلا کما ملئت جورا و ظلما یرضی عنه ساکن السماء و ساکن الارض یقسم المال صحاحاً، فقال الرجل ماصحاحاً؟ قال بالسویه بین الناس، قال و یملا الله قلوب امة محمد غنی و یسعهم عدله."

بشارت می‌دهم شما را به مهدی؛ برانگیخته می‌شود در امت من در هنگام اختلاف مردم و زلزله‌ها. پس زمین را پر می‌کند از قسط و عدل، همانطور که از ظلم و جور پر شده باشد. از او خشنود خواهند بود، ساکنان آسمان و ساکنان زمین و اموال را صحیح تقسیم می‌کند. شخصی از آن حضرت پرسید: "معنای تقسیم صحیح چیست؟" ایشان فرمودند: "به تساوی در میان مردم و فرمودند: "خداوند پر می‌کند قلبهای امت محمد را از بی‌نیازی، و عدل او (مهدی) همگان را فرا می‌گیرد. (جلد 3، صفحه 37)

7-   حموینی در کتاب "فرائد المسمطین" به نقل از ابن عباس و او به نقل از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بیان می‌کند: همانا علی بن ابی طالب پیشوای امت من و جانشین پس از من بر ایشان است و از فرزندان او قائم منتظر می‌باشد که خداوند به او، زمین را از داد آکنده می‌کند همانگونه که از ستم پر شده باشد و سوگند به آن کسی که مرا به حق، به پیامبری برانگیخت ثابت‌پیمانان بر امامتش در دوران غیبت او نایاب‌تر از گوگرد سرخ می‌باشد. (انتهای جلد 2)

8-   عبدالرحمن سیوطی عالم بزرگ اهل سنت در کتاب "عرف الوردی فی اخبار المهدی" از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می‌کند که فرمودند: "من انکر خروج المهدی فقد کفر."

هر که خروج مهدی را انکار کند، کافر شده است.

9-   ابن هجرهیثمی شافعی در کتاب صواعق المحرقه گوید: "ابوالقاسم، محمد، الحجه، عمر او پس از درگذشت پدرش پنج سال بود، خداوند در همین عمر به او حکمت ربانی اعطا کرد، او را قائم منتظر گویند، اخبار متواتره رسیده است که مهدی از این امت است و عیسی از آسمان فرو خواهد آمد و پشت سر مهدی نماز خواهد خواند. (چاپ قاهره، صفحه 164)

 

سخن اهل سنت در این باب بسیار زیاد است و دانشمندان اهل سنت در بسیاری از کتابهایشان از این مورد مهم مطالبی را آورده‌اند. تعدادی از این کتابهایی که از علمای اهل سنت است و فقط درباره این موضوع نگارش یافته‌اند را به عنوان شاهد، ذکر می‌کنیم که البته تعداد این کتابها بیشتر از 30 عنوان است که ما فقط به کتابهای زیر اکتفا می‌کنیم:

 

منابع:

1-      البرهان فی اخبار صاحب الزمان (علامه گنجی شافعی، متوفی 658)

2-      البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان (عالم شهیر ملا متقی، متوفی 975)

3-      القول المختصر فی العلامات المهدی المنتظر (ابن حجر، متوفی 974)

4-      مهدی آل الرسول (علی بن سلطان محمد الهروی الحنفی)

5-      عقد الدر فی الاخبار الامام المنتظر (شیخ جمال الدین یوسفی الدمشقی، متوفی قرن 7)

6-      مناقب المهدی (علیه السلام) (حافظ ابی نعیم اصفهانی، متوفی قرن 5)

7-      العرف الوردی فی اخبار المهدی (سیوطی، متوفی 911)

8-      کتاب المهدی (ابی داوود)

 
 

اين شهر با اين گناهان زياد جاي زندگي نيست هر كس مي خواهد از آتش جهنم و گناه معصيت و........نجات يابد كافي است امام حسيني باشد و واجباتش را ترك نكند و مستحبات  فراوان انجام دهد

لطفا از آرشيو مطالب ديدن فرماييد  

شيطان پرستي

شیطان پرستی (به انگلیسی: Satanism) یک حرکت مکتبی، شبه مکتبی و یا فلسفی است که هواداران آن شیطان را یک طرح و الگوی اصلی و قبل از عالم هستی می‌پندارند. آنها شیطان را موجودی زنده و با چند وجه از طبیعت انسان مشترک می‌دانند. شیطان پرستی را در گروه «راه چپ» مخالف با «راه راست» طبقه بندی می‌کنند.[۱] دست چپی‌ها به غنی سازی روحی خود در جریان کارهای خودشان معتقدند. و بر این باورند که در نهایت باید تنها به خود جواب پس دهند.

تصویر شاهین نجفی خواننده شیطان پرست

در حالی که دست راستی‌ها غنی سازی روحی خود را از طریق وقف کردن و بندگی خود در مقابل قدرتی بزرگ‌تر بدست می‌آورند. لاوییان‌ها در واقع خدایی از جنس شیطان و یا خدایی دیگر را برای خود قائل نیستند. آنها حتی از قوانین شیطان نیز پیروی نمی‌کنند. این جنبه اعتقادی آنها به طور مکرر به اشتباه نادیده گرفته می‌شود و عموماً آنها را افرادی می‌شناسند که شیطان را به عنوان خدا پرستش می‌کنند.[۲]

شیطان پرستی به جای اطاعت از قوانین خدایی یا قوانین طبیعی و اخلاقی، عموماً بر پیشرفت فیزیکی خود با راهنمایی‌های موجودی مافوق یا قوانینی فرستاده شده تمرکز دارد. به همین دلیل بسیاری از شیطان پرستان معاصر از باورها و گرایش‌های ادیان گذشته اجتناب می‌کنند و بیشتر گرایش‌های خودپرستانه دارند.[نیازمند منبع] به گونه‌ای که خود را در مرکز هستی و قوانین طبیعی می‌بینند و بیشتر شبیه به مکاتبی چون ماده‌گرایی و یا خودمحوری و جادومحوری هستند. به هر حال بعضی شیطان پرستان به طور داوطلبانه بعضی از قوانین اخلاقی را انتخاب می‌کنند. این یک جریان وارونه سازی را نشان می‌دهد. بر این مبنا شیطان پرستان به دو گروه اصلی شیطان پرستان فلسفی و شیطان پرستان دینی تقسیم بندی می‌شوند. [۳] [۴]

تاریخچه [ویرایش]

مفهوم شیطان در طول قرنها مورد مکاشفه قرار گرفته‌است. شاید بتوان تاریخچه شیطان پرستی را به قرون اولیه پیدایش آدمی نسبت داد.[۲]

شیطان به کسی گفته می‌شود که باعث شیطنت شود و شیطنت یعنی تحریک کردن برای انجام عملی نادرست و طبق آیات قرآن در آیه 36 سوره بقره شیطان (که در چند آیه قبل ابلیس را شیطان معرفی کرد) موجب لغزش آدم و حوا شد؛ پس شیطان از ابتدای آفرینش انسان وجود داشته و تنها به ابلیس منتهی نمی شود و هر کسی را که با عث لغزش شود را شیطان میگویند.

موضوعی که امروزه درباره شیطان پرستی قدیمی وجود دارد و در برخی کتابها دیده می‌شود به این مطلب برمی‌گردد که اصولا شیطان را کلیسا به وجود آورد تا تمام بدیها و پلیدیها را به آن نسبت دهد تا به نوعی هم خدمتی به بشریت کرده باشد و گناهان را از خود دور کند و جادوگران را نیز که در قرون وسطا از قدرت زیادی برخوردار بودند با عنوان جادوگران سیاه به عنوان پیروان شیطان معرفی کند تا هم گناهان را دفع کند و هم قدرت جادوگران را کم کند.[۲]

انواع و رویکردهای شیطان پرستی [ویرایش]

شیطان پرستی فلسفی [ویرایش]

این نوع گرایش عبارت است از اینکه محور و مرکز عالم انسان است‌. این شاخه از شیطان‌پرستی به پایه‌گذاری این فرقه به آنتوان لاوی نسبت داده می‌شود.او کسی بود که کلیسای شیطان را تأسیس کرد (اولین سازمانی که از لغت شیطان پرستی فلسفی استفاده نمود) در نظر شیطان پرستان فلسفی، محور و مرکزیت عالم هستی، خود انسان است، و بزرگترین آرزو و شرط رستگاری این نوع از شیطان پرستان برتری و ترفیع ایشان نسبت به دیگران است. شیطان پرستان فلسفی عموماً خدایی برای پرستش قائل نمی‌دانند و به زندگی غیر مادی بعد از مرگ نیز عقیده‌ای ندارند. به هرحال زندگی این گروه از شیطان پرستان عاری از روحیه مذهبی و معنویت نیز نیست.
در نظر شیطان پرستان فلسفی، هر شخص خدای خودش است. آنها با تکیه بر عقاید انسانی وابسته به دنیا، مطالب مربوط به فلسفه عقلانی را عبث می‌شمارند و به آنها به دید ترس از مسائل ماوراء الطبیعی می‌نگرند و تنها به وسیله آن، یک زندگی عقیم و تنها بر مبنای “جهان واقعی” را تشکیل می‌دهند. به طور شفافی، آموزه‌های شیطان پرستان فلسفی قدمتی بیشتر از کلیسای لاوی دارد. اگر چه این تصوری از شیطان است، ولی با موقعیت واقعی او تقابل دارد چرا که این تعالیم از آموزه‌های یهودی-مسیحی نشئات گرفته‌است و شیطان را بدلیل خصوصیاتش پلید نگاشته‌است [۳]

شیطان‌پرستی لاویی [ویرایش]

این نوع از شیطان پرستی بر مبنای فلسفهٔ آنتوان لاوی که در کتاب انجیل شیطان تشکیل شده‌است. لاوی موسس کلیسای شیطان بود و تحت تأثیر نوشته‌های نیچه، آلیستر کرالی، این رند، مارکی دو ساد، ویندهام لویس، چارلز داروین، آمبروس بیرس، مارک تواین و بسیاری دیگر بوده‌است. شیطان در نظر لاوی موجودی مثبت بوده در حالی که تعالیم خداجویانه کلیساها را مورد تمسخر قرار داده و به مسائل جهان مادی نیز اعتنایی ندارد.یک شیطان پرست لاویی، خود را خدای خود می‌داند، آیین مذهبی این گروه از شیطان پرستان بیشتر شبیه به فلسفه میجیک کراولی با دیدی جلو برنده به سمت شیطان پرستی است. یک شیطان پرست لاویی مدعی آن است که کسانی که خودشان را با شیطان پرستی هم ردیف می‌دانند باید به طرز فکر گروهی خواص وفادار نباشند و آنها را از لحاظ اخلاقی قبول نداشته باشند. و در ازای آن گرایش‌های انفرادی داشته باشند و من تبع باید به طور دائمی یک سر و گردن بالاتر از کسانی باشند که خود را از لحاظ اخلاقی، قوی می‌دانند و در بشر دوستی خود، بدون تامل عمل کنند[۲]

شیطان پرستی دینی [ویرایش]

این نوع شیطان پرستی شبیه شیطان پرستی آنتون لاوی است اما با این تفاوت که در این نوع شیطان گونه‌ای جنبه خدایی و متافیزیکی دارد و این جنبه برداشته شده از ادیان ابراهیمی، افسانه‌ها، آیین‌های متفاوت و یا صرفا ساخته شده ذهن پیروان آن می‌باشد.[۴]

شرپرستان [ویرایش]

این فرقه از شیطان پرستان، به دوران تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا مربوط می‌شوند. این نوع شیطان پرستان معمولاً متهم به اعمالی از قبیل «خوردن نوزادان»، «کشتن گوسفندان»، «قربانی کردن دختران باکره» و «نفرت از مسیحیان» هستند. این طرز فکر در کتاب «مالوس مالیفیکاروم» دسته بندی شده‌است.]کتابی که در دوران تفتیش عقاید توسط کلیسا (۱۴۹۰) تالیف شد و در واقع هرگز به طور رسمی مورد استفاده قرار نگرفت، کتاب حاوی مطالبی از جن گیری و جادوگری و مطالبی از این دست است. ترجمه لغوی نام کتاب پتک جادوگران است.

فلسفه شیطانی [ویرایش]

شیطان در ۹ جمله شیطانی منسب به لاوی خلاصه می‌شود:

  1. شیطان می‌گوید دست و دلبازی کردن بجای خساست.
  2. شیطان می‌گوید زندگی حیاتی بجای نقشه خیالی و موهومی روحانی.
  3. شیطان می‌گوید دانش معصوم بجای فریب دادن ریاکارانه خود.
  4. شیطان می‌گوید محبت کردن به کسانی که لیاقت آن را دارند بجای عشق ورزیدن به نمک نشناسان.
  5. شیطان می‌گوید انتقام و خونخواهی کردن بجای برگرداندن صورت. (اشاره به تعالیم مسیحیت که می‌گوید هرگاه برادری به تو سیلی زد، آن طرف صورتت را جلو بیاور تا ضربه‌ای به طرف دیگر بزند.)
  6. شیطان می‌گوید مسئولیت پذیری در مقابل مسئولیت پذیران بجای نگران بودن خون آشام‌های غیر مادی
  7. شیطان می‌گوید انسان مانند دیگر حیوانات است، گاهی بهتر ولی اغلب بدتر از آنهایی است که روی چهار پا راه می‌روند، بدلیل آنکه انسان دارای خدای روحانی و پیشرفت‌های روشنفکرانه، او را پست‌ترین حیوانات ساخته‌است.
  8. شیطان تمام آن چیزهایی که گناه شناخته می‌شوند را ارائه می‌دهد، چون که تمام آنها به یک لذت و خوشنودی فیزیکی، روانی یا احساسی منجر می‌شوند.
  9. شیطان بهترین دوست کلیساست چرا که در میان تمام این سالها وجود شیطان دلیل ماندگاری کلیساها است.[۵] [۲]

و در مقایسه با این جملات، لاوی ۹ گناه شیطانی را نیز نام برده‌است :
حماقت، ادعا و تظاهر، نفس گرایی (انتظار بازپس گرفتن از دیگران، آنچه به آنها داده‌اید)، خود را فریب دادن، پیروی از رسوم و عقاید دیگران، روشن بینی ناکافی، فراموش کردن ارتدکسی گذشته (به طور مثال، قبول کردن چیزی قدیمی در بسته بندی جدید، به عنوان نو)، غرور و افتخار بی حاصل (مانند غروری که هدف شخصی را از درون می‌پوساند) و کمبود محسنات. [۲] [۶]

لاوی ۱۱ قانون شیطانی را نیز وضع کرد، که در حالی که نظام نامه‌ای اخلاقی نیست، ولی راهنمایی‌های کلی برای زندگی شیطان پرستی را ارائه کرده‌است :

  1. هرگز نظراتت را قبل از آنکه از تو بپرسند بازگو نکن.
  2. هرگز مشکلاتت را قبل از آنکه مطمئن شوی دیگران میخواهند آن را بشنوند بازگو نکن.
  3. وقتی مهمان کسی هستی، به او احترام بگذار و در غیر این صورت هرگز آنجا نرو.
  4. اگر مهمانت مزاحم تو است، با او بدون شفقت و با بیرحمی رفتار کن.
  5. هرگز قبل از آنکه علامتی از طرف مقابلت ندیده‌ای به او پیشنهاد نزدیکی جنسی نده.
  6. هرگز چیزی را که متعلق به تو نیست برندار، مگر آنکه داشتن آن برای کس دیگری سخت است و از تو میخواهد آن را بگیری.
  7. اگر از جادو به طور موفقیت آمیزی برای کسب خواسته هاید استفاده کرده‌ای قدرت آن را اعتراف کن. اگر پس از بدست آوردن خواسته‌هایت قدرت جادو را نفی کنی، تمام آنچه بدست آوردی را از دست خواهی داد.
  8. هرگز از چیزی که نیازی نداری در معرض آن باشی، شکایت نکن.
  9. کودکان را آزار نده.
  10. حیوانات -غیر انسان- را آزار نده مگر آنکه مورد حمله قرار گرفته‌ای یا برای شکارشان.
  11. وقتی در سرزمینی آزاد قدم بر میداری، کسی را آزار نده، اگر کسی تو را مورد آزار قرار داد، از او بخواه که ادامه ندهد. اگر ادامه داد، نابودش کن.[۲

 

اين آيين من درآوردي بسيار كثيف و نجس است 

کتاب انجیل شیطانی (به انگلیسی: The Satanic Bible) توسط آنتوان لاوی در ۱۹۶۹ نوشته شد.

این کتاب شامل ۴ کتاب (فصل) است که به نام‌های ۴ شیطان (چهار ارباب دوزخ) نامیده شده:

روشنگری، مبانی مذهبی و تصوری شیطان‌پرستی.

  1. خواسته: خدا، مرده یا زنده.
  2. برخی شواهد عصر شیطانی جدید
  3. دوزخ، اهریمن، و چگونه روح خود را واگذار کنید
  4. عشق و نفرت
  5. روابط جنسی شیطانی
  6. همهٔ خونخوارن، خون نمی‌مکند
  7. لطف، نه اجبار
  8. انتخابی از قربانی بشر
  9. زندگی پس از مرگ در طول تکمیل ضمیر نفس
  10. تعطیلات مذهبی
  11. مراسم عشاء تاریک

کتاب بلیال (Belial) [ویرایش]

شامل اصول نظری و تمرینات آئین پرستش شیطانی، جادوگری و روانشناسانه.

  1. نظریه و تمرین سحر شیطانی (تعریف و هدف)
  2. انواع سه گانه آئین پرستش شیطان
  3. آئین پرستش شیطان، یا <<اتاقک شریح ع...>>
  4. اجزای کربردی در سحر شیطانی
  5. آئین پرستش شیطانی

کتاب لویتن (Leviathan) [ویرایش]

شامل متن‌هایی برای استفاده در آئین پرستش شیطان.

آنتوان شزاندر لاوِیْ (به انگلیسی: Anton Szandor LaVey)، مؤسس و کاهن اعظم کلیسای شیطان. نویسنده کتاب انجیل شیطانی و بنیان گذار شیطان‌پرستی لاوییآنتوان شزاندر لاوِیْ (به انگلیسی: Anton Szandor LaVey)، مؤسس و کاهن اعظم کلیسای شیطان. نویسنده کتاب انجیل شیطانی و بنیان گذار شیطان‌پرستی لاویی

زندگی نامه [ویرایش]

در ۱۱ آوریل سال ۱۹۳۰ در شهر شیکاگو ایالت ایلی نویز متولد شد. سپس خانواده اش به سانفرانسیسکو نقل مکان کردند و بیشتر دوران رشد وی همانجا سپری شد.

پس از رها کردن دبیرستان و فرار از خانه در ۱۷ سالگی ابتدا به سیرک پیوست و بعد به نوازندگی روی آورد.

در ۱۹۵۰ به عنوان عکاس در دایره جنائی پلیس استخدام شد.

شیطان پرستی [ویرایش]

لاوی ارائه سخنرانی‌های سرّی خود در شبهای جمعه را که «دایره اسرار آمیز» نامیده بود آغاز کرد. یکی از اعضای همین حلقه بود که به وی پیشنهاد تأسیس آیین جدید را داد.

در ۳۰ آوریل ۱۹۶۶ در حالی که سر خود (به عنوان رسم آئین جدید) را تراشیده بود، بنیان گذاری کلیسای شیطان را اعلام کرد.

همچنین سال ۱۹۶۶ را به عنوان آنو ساتانس (سال اول Anno Satanas) سال اول عهد شیطان اعلام کرد.[۱]

وی خود را کاهن اعظم کلیسای شیطان نامید.

چندی بعد با انتشار کتاب انجیل شیطانی در سال ۱۹۶۹ به اظهار تعالیم کلیسای شیطان پرداخت و اظهار داشت که شیطان فرمانروای زمین است.

در ادامه انتشار انجیل شیطانی لاوی کتاب آئین پرستش شیطانی را در ۱۹۷۲ انتشار داد. در این کتاب جزئیات بیشتری از آئین پرستش، رسوم و تشریفات دینی پرستش شیطان (از جمله مراسم عشاء تاریک Black Mass) را ذکر کرد.

هگرتی و لاوی در اوسط ۱۹۸۰ از هم جدا شدند و آخرین همراه لاوی بلانچ بارتون (Blanche Barton) بود. نتیجه این همراهی تنها پسر لاوی سیتن سرکیس کرنکی لاوی (Satan Xerxes Carnacki LaVey) شد. آنتوان شاندور لوي در آوريل 1930به دنياآمد .پدر ومادرش اورا "هووارداستانتون لوي " نام گذاشتند . اومتولد ايالت ايلي نويز بود اما در سانفرانسيسكو بزرگ شد . پدرش بنگاه معاملات املاك داشت . آنها خانه اي بزرگ ومجلل درجاي خوبي از شهر داشتند . لوي اين خانه را سال هاي سال داشت واين خانه محلي براي استراحت او بود . شجره نامه خانوادگي كه از او وجود دارد مي گويد مادربزرگ او - سسيل لوبا پريمو كولتن - يك كولي اهل ترانسيلوانيا بوده ،كسي كه درون كودكي لوي را پركرده بود از داستان هايي درباره ديوها وجن ها وافسانه هاي پريان .يك داستان محتمل ديگر هم وجود دارد كه مي گويد : "كمي بعد از جنگ جهاني دوم عموي آنتوان او را كه پسري 15 ساله بوده با خود به آلمان مي برد ؛ به جايي كه فيلم هايي درباره مراسم مذهبي شيطان پرستي به نمايش در مي آيد و لوي ادعا مي كند كتاب مراسم رباني شيطان را كه درسال 1972 نوشته تحت تاثير اين فضا وفيلم نوشته اما گفته هاي دخترش "زينا "اين حرف لوي را - با ارائه مداركي ازعدم حضور پدرش در آن زمان در آلمان - نقض مي كند ! [1]

مرگ [ویرایش]

آنتوان لاوی در ۲۹ اکتبر ۱۹۹۷ در بیمارستان سنت ماری شهر سانفرانسیسکو بر اثر تورم ریه مرد. در تدفین شیطانی لاوی که به صورت مخفی انجام شد، جسدش سوزانده و خاکستر شد.[نیازمند منبع]

خاکسترش دفن نشد ولی بین وارثانش تقسیم شد و با این فرض که دارای قدرت اسرارآمیز است در آیین پرستش اسرارآمیز شیطانی استفاده می‌شود.[نیازمند منبع]

آثار [ویرایش]

کتاب [ویرایش]

  • انجیل شیطانی (۱۹۶۹)
  • ساحرهٔ تمام‌عیار - یا- وقتی پاکدمنی شکست خورد چه کنیم (۱۹۷۱)
  • آئین پرستش شیطانی (۱۹۷۲)
  • شیطانکی زیر شیروانی (۱۹۷۲)
  • دفتر یادداشت شیطان (۱۹۹۲)
  • گفتگوهای شیطان (۱۹۸۸)
  • دست در دماغ شیطان (۱۹۸۸)
  • شبی با شیطان (۱۹۸۸)

فیلم [ویرایش]

  • نیایش برادر اهریمنی من (۱۹۶۹)
  • سیتنیس (Satanis): عشاء ربانی شیطان (۱۹۷۰)
  • باران شیطان (۱۹۷۵)
  • اتومبیل (۱۹۷۷)
  • دکتر دراکولا، اکا سونگالی (۱۹۸۱)
  • سوپرستار کارلز منسون (۱۹۸۹)
  • مرگ صحنه (۱۹۸۹)
  • گفتگوی شیطان (۱۹۹۵)

موسیقی [ویرایش]

  • مراسم عشاء شیطانی
  • موسیقی بیگانه
  • شیطان به تعطیلات می‌رود

ازگرایش مردم به سوی ادیان الهی 2500 فرقه جدید ساخته شده است كه با یك حساب سرانگشتی یعنی تقریبا هفته ای 2 فرقه !
یكی از این فرقه ها كه خود دارای اشكال مختلفی است شیطان پرستی میباشد كه نزدیكی بسیار زیادی با جادوگری –witchcraft – دارد كه جوانان بسیاری را به دنبال خود كشانده است و بیشتر از همه خود را در غالب گروههای موسیقی به جوامع معرفی كرده است . گذشته از اعتقادات شیطان پرستی، این گروه دارای سمبل ها و نشانه هایی است حتما همه ما با آنها برخورد داشته ایم بد نیست تا معنی برخی از این علائم را بدانیم:

Inverted Pentagram (پنج ضلعي وارونه): نشانه ستاره صبح ، نامي که به شيطان تعلق دارد. اين علامت در مراسم هاي مخفيانه ( کابالا ) و جادوگري برای احضار ارواح شيطاني استفاده ميشود. اين علامت را شيطان پرستان با دو ضلع در بالا و ملحدان با يک ضلع در بالا استفاده ميکنند. در هر حال اين علامت نشانه شيطان است و مهم نيست که يک نوک ضلع آن بالا باشد يا هر دوي آنها و يا دور آن دايره اي کشيده شده باشد يا خير در هر حال اين علامت شيطان است.

Baphomet ديو بافومت: علامت شيطان پرستي. خداي شيطاني و سمبل شيطان. ممکن است اين علامت به شکل جواهرات ديده شود.

666 : علامت انسان ، نشانه جانور (هيولا) – مکاشفات 13:18 « ... پس هركس حكمت دارد عدد وحش را بشمارد ، زیرا كه عدد انسان است و عددش 666 است»

Ankh : سمبل باروري و شهوات در انسانها. روح شهوت قدرت اين جمع زنان / مردان مي باشد.

Swastika or Sun Wheel (صليب شکسته يا چرخ خورشيد): يک علامت مذهبي باستاني است که سالها قبل از قدرت گرفتن هيتلر به کار ميرفت. اين علامت در کتيبه هاي بودايي و مقبره هاي سلتي و يوناني استفاده ميشده. در آيين پرستش خورشيد ، اين علامت به نظر مي رسد نشانه مسير حرکت خورشيد در آسمان باشد.

All Seeing Eye(چشمي که به همه جا مي نگرد): آنها معتقدند که اين چشم لوسيفر (شيطان) است و کسي که قدرت کنترل آن را دارد بر تمام دارايي ها حکومت ميکند. اين علامت در پيشگويي ها به کار ميرود. جادوها ، نفرين ها ، کنترل هاي روحي و تمامي انحرافات تحت اين علامت کار ميکنند. اين علامت روشنفکران است . به پول رايج ايالات متحده نگاهي بيندازيد .اين علامت اساس نظم نوين جهاني است.

Upside Down Cross صليب وارونه: نشانه استهزاء و رد کردن مسيح ميباشد. گردنبندهاي آن توسط شیطان پرستان زيادي به کار ميرود. اين علامت را ميتوان همراه خواننده هاي راک و روي آلبوم هاي آنها ديد.

Goat Head (سر بز): بز شاخدار ، بز مندس mendes (همان ba'al بعل خداي باروي مصر باستان) ، بافومت ، خداي جادو ، scapegoat (بز طليعه يا قرباني). اين يکي از راههاي شيطان پرستان براي مسخره کردن مسيح است زيرا گفته ميشود که مسيح مانند بره اي برای گناهان بشر کشته شد.

Anarchy (هرج و مرج): اين علامت به معناي از بين بردن تمام قوانين ميباشد. به عبارت ديگر " هرچه تخريب کننده است تو انجام بده " يعني همان قانون شيطان پرستي . اين علامت توسط پانک ها هوي متالها و راک ها به کار ميرود.

Anti Justice (ضدعدالت): تبر رو به بالا علامت عدالت روم قديم بوده است که علامت واژگون شده آن نشانه ضدعدالت يا شورش و طغيان ميباشد. فمنيست ها از دو تبر رو به بالا به معني مادر سالاري باستاني استفاده مينمايند.  
 
در اين قسمت از اديام مختلف مي باشد جز ء اسلام و فقط براي اطلاع دادن اديان در جامعه به مردم است   
یکی از مطرح ترین چهره های شیطان پرست معاصر مرلین منسون است.نام اصلی این موجود بیمار برایان هاگ وارنر است.او متولد 1969 میلادی در امریکاست.

 از ابتدای جوانی به موسیقی روی آورد و کم کم با چهره های مهم شیطان پرست مانند آنتوان لاوی آشنا شد.مدتی به موسیقی راک روی آورد .

وی نام خود را از دو چهره فاسد و بیمار غرب وام گرفت.مرلین را از نام مرلین مانرو بازیگر فاسد سینمای غرب و منسون را نیز از نام یک کشیش قاتل و ناراضی فرقه گرا اخذ کرد.

 

او گروه منسون را راه اندازی کرد و به دلیل سبک خاص ،موسیقی این گروه در دنیای افسار گسیخته غرب با اقبال مواجه شد.

سبک خاص لباس پوشیدن،آرایشهای عجیب،چند بار تغییر جنسیت،خوردن نجاسات و اهانت به مقدسات باعث شهرت وی شد.

 

شاید بیشترین چیزی که منسون را شهره کرد بلعیدن مدفوع در یکی از اجراهای موسیقیش بود.پاره کردن انجیل نیز اورا مورد نفرت اهل کلیسا قرار داد.

 

اجرای موسیقی های عجیب و غریب وی به محل درآمد عظیمی برای منسون تبدیل شده است.درآمدی که منسون را به یکی از ثروتمند بی خدا تبدیل نموده است.

آنچه درباره او جالب به نظر می رسد حمایت اهالی به اصطلاح سیاست و فرهنگ آمریکا از این موجود شیطان زده است.اگر چه برخی کشورهای اروپایی (به دلیل ترس از عواقب کنسرت های منسون که معمولا با پایان آن موجی از تخریب در خیابانها به راه می افتد)او را به کشورشان ممنوع الورود نموده اند.

از نظر نوع اعتقاد منسون را جزو گروه های شرپرست تقسیم بندی می توان نمود.شرپرستان معتقد به بازگشت به تاریکی هستند و معمولا هر عملی که ضد اعتقادات و هنجارهای اجتماعی باشد از آنان سر خواهد زد.

اين مرد بيماررواني در آمريكاويكي از خوانندگان شيطان پرست است  با عرض معذزت دوجنس است

منسون بدون آرایش

 

یکی از خطراتی که بشریت کنونی را در معرض نابودی و پوچ گرایی کامل قرار داده است تبلیغات گستردۀ گروههای شیطان پرست در نقاط مختلف دنیا است.

جریان شیطان پرستی از آن جهت حائز اهمیت است که نوک حملۀ آن به سمت تعالیم همۀانبیاء است و خطر آن تنها جهان اسلام را در معرض خطر قرار نداده است لذا لازم است گوشه ای از تاریخ و عقاید آنان را هر چند به مقدار مختصر بدانیم .ابتداء باید بدانیم که طبق یک تعریف شیطان پرستی یک حرکت و جریان دینی و فلسفی معنویت گرا است که خاستگاه آن آمریکا و تکمیل آن در انگلستان بوده است .

این جریان را از آن جزو جریانات معنویت گرا قرار گرفته که گروهی از آنان معتقد به  ما فوق طبیعت‌اند «هرچند گروهای حاضر منکر هر امر غیر مادی هستند» لذا بخاطر این جهت جزو جریانات معنویت گرا به معنای اعم آن قرار گرفته‌اند.

 

ویژگی های کلی جریان شیطان پرستی

1- خود محور بودن:

این جریان به شدت خود محور،خود گرا، نفس پرست، و ماده‌گرا  است و آنچه در این جریان اهمیّت دارد نفع شخصی افراد است. لذا به جای اطاعت از خدا عموما بر پیشرفت فیزیکی و ارتقاع درونی خود توجه دارند.

 

2- لذت گرا بودن:

شیطان پرستان به شدت لذت گرا و لذت پرست‌اند و در این مکتب آنچه اهمیّت دارد لذت بردن افراد است و ارزش نیز در این مکتب به غیر از لذت گرایی تفسیر نشده است.

3- هنجار شکن بودن :

جریان شیطان پرستی جریانی هنجار شکن است و این امر از نشانه‌های اصلی آنان می‌باشد. ابلیس در منظر آنها نماد متفاوت بودن ومتغایر بودن است، ابلیس سمبل نه گفتن و مخالفت نمودن است. به همین خاطر آنان سر ستیز با همه چیز دارند.

 

4- نا امیدی و یأس :

شیطان پرستی دنیایی را ترسیم می‌کند که در آن هیچ گونه امیدی وجود ندارد. دنیا در منظر آنان سراسر تاریکی است وسفیدی معنایی ندارد آنان همه چیز را منفی می‌بینند. و این منفی‌گرایی نیز همراه ترس و خون است.

آنان حتی در مورد خورشید می‌گویند: پشت آن تاریکی است و خورشید اصالتی ندارد. شب در نظر آنان بلند است و شامل روز هم می‌شود و اگر داخل باغ سیب شوند همه را کال می‌بینند.

 

پیشینۀ تاریخی :

اساسا این جریان ریشه در عهدین دارد، خصوصا در عهد جدید و اناجیل اربعه «متی، لوقا، مرقس، یوحنا» و اصولا نگاه مسیحیت به شیطان خود ایجاد کنندۀ این جریان فکری بوده  است.

عهد جدید معتقد است شیطان قدرتی است که حتی می تواند مقابل قدرت خدا بایستد و حتی می تواند قدرت خدا را به زانو در آورد  همچنان که در عهد عتیق نیز یعقوب خدا را به زمین می زند و براو غلبه می کند.

در اوایل قرن نوزده میلادی بعضی از اشراف انگلستان که عضو انجمن فراماسونری بودند رهبرانی را برای جهان معرفی نمودند که یکی از آنها فرانسیس داشود است .

وی باشگاه آتش جهنم را در لندن ایجاد نمود .در این باشگاه استفاده از مواد مخدر انجام مراسم ابتذال جنسی دست جمعی و خود کشی رواج داشت .

داشود به پیروان خود چنین القاء می کرد که تنها راه تعالی و نیل به نجات این است که بعد از مراسم دسته جمعی جنسی باید همگی خود کشی آرام نماییم .که در این صورت روح از بدن جدا می شود و آزاد می گردد .

این روح بعد از آزادی سوار بر بشقاب پرنده ای به نام یوفو می شود .روح وقتی وارد این بشقاب پرنده شد به طبقۀ چهارم عالم می رود و در آنجابه نجات و رستگاری خواهد رسید.

در پرتوی همین تعالیم در حومۀ کالیفرنیا در یک مراسم ،917یا 913 نفر دختر پسر و دختر خود کشی نرم انجام دادند یعنی رگ دست و پایشان را زدند و خودکشی نمودند.

 

ویژگی شیطان پرستی قدیمی در اروپا

این شیطان پرستی به قرون وسطا باز می گردد .در این نوع شیطان پرستی اعتقاد براین است که شیطان وجود خارجی دارد«به خلاف شیطان پرستی جدید» و قدرت او عظیم ترین قدرت بر روی جهان است .

 

اصول شیطان پرستی قدیمی عبارت است از:

1- اصل شهوت و ارضای جنسی اصل لاینفک در مراسمات آنها بوده است و امور جنسی به فجیع ترین صورت انجام می گرفته.

2- آنها به مسیحیت و کلیسا اعتقادی نداشته، و آنها را عامل بد بختی مردم می دانستند.

3- آنها معتقد بودند: مسیح پیامبری بود که باید زمین را آباد می کرد و مردم را به راه راست می برد اما تنها کاری که انجیل انجام داد دروغگویی و رواج بدی در جامعه بود.

4- آنها قربانی انسان را امری ضروری برای آرامش و احترام شیطان می دانستند و در این میان بهترین قربانی دختر بچه ها بوده اند.

5- ریختن خون در این مراسم نشانۀ تقدیس این مراسم است .

6- آنها به جهنم هیچ اعتقادی نداشته و معتقد بودند جهنم همین دنیایی است  که در ان زندگی می کنیم لذا بدترین گناهان را در مراسم خود انجام می دادند.

7- آنها شیطان را دارای هویت خارجی می دانستند.

 

شیطان پرستی جدید : اعتقادات ، مجالس و محافل آنها

1-  شیطان پرستی جدید آیینی است دارای شباهتهایی به او مانیسم که انسان را برترین موجود می داند و او را تنها در برابر خود مسؤل می داند .

2- آنها به خدا اعتقادی ندارند.(atheism) خدایی در شیطان پرستی وجود ندارد.

آنتوان لاوی می گوید: خدای با عظمت وبا شکوهی وجود ندارد و جهنمی هم که در آن گناهکاران کباب می شوند نیز وجود ندارد .

3- آنها بر خلاف شیطان پرستان قدیمی اعتقادی به شیطان خارجی ندارند  بلکه آنها شیطان را در طبیعت و در وجود هر انسانی می دانند و معتقدند این باطن هر کسی است که شیطان در او وجود دارد.

4- مراسم شیطان پرستی جدید مراسمی است برای دعوت از شیطان باطنی و حس اهریمنی درونی ،که با انجام مراسم ابتذال دسته جمعی خود راارضاء می کنند.

5- انسان«حیوان» باید کاملترین لذات جسمانی و جنسی را در این دنیا ببرد.

6- آنها جسم پرست هستند و معتقدند هر آنچه که وجود خارجی دارد مدیون آلت تناسلی آدمی است.«البته احترام به آلت مخصوص آنها نیست ودر بسیاری از کشورهای آسیای جنوب شرقی پدیده آلت پرستی رواج دارد چون آنرا منشأ انرژی می دانند».

7- در مراسم شیطان پرستی جدید مخلوطی از اسپرم به همراه ادرار به عنوان آب مقدس به روی حاضرین پاشیده می شود «مانند آب مقدس در مراسم عشای ربانی مسیحیت» .

8- در مراسم آنها مخلوطی از شراب و خون به حاضرین داده می شود و حتی در کشور نروژ خون گاز دار نیز برای این مراسمات تولید شده است.

9- مراسم قربانی و خون خواری.

در مراسمی که در ایالات متحده هر ساله یک بار انجام می شود در یکی از برنامه‌های سری و زیر زمینی رهبران شیطان پرست جمع می شوند و مقابل نماد ابلیسک ،دختر هفت ساله‌ای را به صورت فجیعی سر می‌برند و تمام افراد حاضر در جلسه، ملزم هستند از خون آن دختر بنوشند تا از صدمات شیطان در امان باشند.

10- مراسم کودک آزاری :

در یکی از ایالت های آمریکا در دهۀ نود میلادی ،314 دختر در مدرسه ای به صورت فجیعی مورد تجاوز شیطان پرستان قرار گرفتند.

11- شب آخر اکتبر «مهر ماه»شب هالوین «شب ظهور ارواح شریر» شیطان پرستان نیمه های شب از خانه های خود خارج می شوند« با اشکال بسیار کریه و زشت و وهشتناک»و در های منازل را می زنند و مردم را می ترسانند.

12- جراحی های مدرن.

13- تنوع  نوع لباس «180»و تنوع موی سر«300مدل».

14- استفاده از موسیقی های خشن

موسیقی دو کاربرد مهم دارد:

1- القاء و تلقین ذهن پدید آورنده در مخاطب.

2- تغییر ذهن مخاطب.

 

موسیقی های مورد استفادۀ شیطان پرستان

با توجه به اینکه شیطان پرستی یک جریان هنجار شکن است موسیقی هایی که در میان آنها رواج دارد بسیار هنجار شکن و با محتوایی پر از خشونت و ابتذال می باشد.موسیقی هایی که در این جریان استفاده می شود عبارت است از:

1- انواع موسیقی متال «هوی متال ، بلک متال...»وراک ،راک اندرول و...

بلک متال با گرایش‌های :

الف: سیطنیسم ،ب:نیهیلیسم ،ج:پگانیسم

در این موسیقی هااز این مفاهیم زیاد استفاده می شود:

1- زنای با محارم.2- تجاوز3- قربانی کردن و قربانی شدن .4- خشونت 5- ارضای غریزۀ جنسی 6- مفهوم سرعت زیاد ، انزوا، قتل و...

در این نوع ترانه ها از کلمات رکیک اعضای تناسلی انسان نیز زیاد استفاده می‌شود. ودر حین اجرای این موسیقی‌ها کارهای بی ادبانه همچون ادرار نمودن. و فحاشی «نعوذ بالله » به خداوند متعال فراوان دیده می‌شود

اگر چه برخی جوانان کشور ما از مدلهای منسون استفاده می کنند اما با توجه به عمق نفرت مسلمین از شیطان لعین،قطعا اعتقادات اورا نمی پسندند.

فراماسنري

فراماسونری یا فراموشخانه جمع کانون‌های برادری گسترده‌ای در جهان است. این کانون‌ها ریشه‌های بسیار کهنی در اروپای غربی دارند. فراماسونری دارای یک سیستم مدیریت فراگیر جهانی نیست و ارتباط میان فراماسونری‌های گوناگون تنها توسط خود دو لژ انجام می‌شود. واژه فراماسونری احتمالا از freestone mason به معنی بنّای آزاد در انگلیسی و یا franc mason به معنای بنّای فرانسوی در فرانسوی گرفته شده. . کسی که عضو فراماسونری است فراماسون یا ماسون نامیده می‌شود، و ساختمانی که مرکز فعالیت ماسون‌هاست لژ نامیده می‌شود.

فراماسونری در ابتدا جنبشی لیبرال بوده‌است که مبتنی بر باز تولید اندیشه‌های گنوستیک در دوران پس از اصلاحات در اروپا بوده‌است.[۱] فراماسون‌ها با شعار «برابری، مساوات، برادری» نقش بزرگی در انقلاب‌های بزرگ معاصر مانند انقلاب امریکا بر علیه استعمار انگلیس، انقلاب کبیر فرانسه، انقلاب مشروطیت ایران [۲] و جنبش انقلابی بر ضد استعمار اسپانیا در امریکای جنوبی داشته‌است.

عقاید لیبرال جنبش فراماسونری باعث واکنش‌های مذهبیان و محافظه‌کاران، گروه‌های بنیادگرا، مذهبیون بنیادگرا و ملی‌گرایان شده‌است. همچنین مخالفت با نظام طبقاتی کشیشی مسیحیت، باعث دشمنی کلیسای کاتولیک روم با فراماسونری شده‌است. این گروه‌ها فراماسونری را جنبشی الحادی و شیطانی معرفی می‌کنند.[۲]

همچنین اعتقاد برخی‌ها به داستان معبد سلیمان باعث نفرت گروههای ضد یهود از فراماسونری شده‌است. حالت مخفی این جنبش و منشا بریتانیایی آن باعث شده‌است که چنین پنداشته شود که این جنبش ابزار توطئه انگلو-صهیونیست جهانی است. همچنین رژیم‌های دیکتاتوری مانند نازی‌ها و کشورهای کمونیستی نیز به سرکوب فراماسونری می‌پرداختند.[۲]

حجم عظیمی از نوشته‌های موجود در مورد فراماسونری موجود است که به چهار هزار کتاب و هزاران مقاله می‌رسد.با این همه بیشترین این نوشتارها به صورت افراطی نگارش شده‌اند: یا بی قید و شرط از فراماسونری دفاع می‌کنند و یا آنها را فرصت طلب و عامل انواع صدمات به جامعه می‌دانند. [۲]

تاریخچه

بنوشته Encyclopedia of Occultism and Parapsychology فراماسونری جنبشی سری در قرن هفدهم میلادی بوده‌است. در بریتانیا فراماسونری ترکیبی از نسخه بریتانیایی گنوستیک تا جنبش روسیکروسین (Rosicrucian)آلمان بوده‌است. هرچند این جنبش ریشه در آموزه‌های صنف معمار و ساختمان در قرون وسطی دارد، فرم مدرن فراماسونری ریشه در حالت بازیابی شده و راز آمیز گنوستیک در دوران موسوم به دوران پس از اصلاحات دارد. تاریخ افسانه‌ای ماسنری بدین سبب ساخته شده‌است تا از این جنبش در جو عدم تساهل مذهبی بریتانیا در آن دوران بریتانیای کبیر محافظت کند.[۱]

بگفته وبگاه فراماسونری منشا و نحوه بوجود آمدن فراماسونری نامشخص است و در مورد آن اختلاف نظر وجود دارد. قدیمی‌ترین اسناد موجود مرتبط به فراماسونری به سال ۱۳۹۰ میلادی برمی گردد.[۳] مدارکی موجود است که نشان می‌دهد که در اواخر قرن شانزده میلادی لژهای فراماسونری در اسکاتلند وجود داشته‌است.[۴]

سازمان

بطور سنتی فراماسونری مبنایی لیبرال و دموکراتیک داشته‌است. قانون اساسی اندرسون(۱۷۲۳)، اساسنامه لژ فراماسونری انگلیس که به نوعی قدیمی ترین لژ مدرن فراماسونری است، تساهل مذهبی، وفاداری به نظام حاکم محلی و مدارای سیاسی را از مبانی یک ماسون ایده آل بر می‌شمارد. ماسون‌ها به یک قدرت برتر معتقد بودند و کتابی مقدس بسته به مذهب اعضای خود را بکار می‌بردندو این گروه همچنین سیاست حفط اسرار در مورد مراسم خاص خود داشته‌اند.[۵] لژ اعظم و Grand Orients نهادهای مستقلی هستند که لژ ماسونی در کشور، استان یا منطقه جغرافیایی خاصی را اداره می‌کنند.[۶] فراماسونری دارای یک سیستم مدیریت فراگیر جهانی نیست و ارتباط بین فراماسونری‌های مختلف تنها توسط خود دو لژ انجام می‌شود.[۷]

فراما سونری جهانی به طور کلی به دو طریقه مخفی و علنی فعالیت می کند . بخش اعظم فعالیت های فراما سونری مخفی است و تشکیلات مخفی آن در دو سطح کلی ، یعنی فراما سونری سه درجه ای و فراما سونری سی وسه درجه ای سازماندهی و اداره می شود . در آئین اسکاتی کهن ، فراما سونری سه درجه ای تشکیلات پایه فراما سونری است که در اکثر کشور های جهان شعبه دارد و شامل درجات اول ، دوم و سوم است . بیشترماسون ها در همین سه پایه فعالیت می کنند . لژها تشکیلات عالی فراما سونری است . عضو ماسون پس از نیل به مرتبه استادی به درجات بالاتر ارتقا پیدا می کند . امور مربوط به درجات بالاتر ، در طریقت های مختلف فراما سونری عنوان و القاب مخصوصی دراد ولی این اختلاف عنوان هامانع از آن نبوده که فراما سونری در سراسر عالم تشکیلاتی منسجم با مرکز جهانی واحد به حساب آید .

لژهای فراما سونری پایه در هر حوزه ماسونی زیر نظر یک یا چند لژ بزرگ منطقه ای تشکیل می شود . هر یک از این لژها بزرگ منطقه ای به نوبه خود به لژهای بزرگ دیگری که شعبه ای از مراکز جهانی ماسونی تلقی می شود . وابستگی دارد و به روش پذیرفته یکی از طریقت های رایج فراما سونری فعالیت می کند . درجات سی و سه گانه فراما سونری به شرح زیر است :


1-کار آموزی 2-کرایی 3- استادی 4-استاد محرم 5-استاد کامل 6-منشی محرم 7-ناظم و قاضی 8-مباشرساختمان 9-برگزیده نه نفر 10-برگزیده پانزده نفر 11- بلند پایه برگزیده 12-بزرگ استاد معمار 13-طاق خسروی انوش 14-شهسوار اسکاتلندی کمال 15-شهسوار شمشیر یا شهسوار شرق 16-شاهزاده اورشلیم 17-شاهزاده شرق و غرب 18- شهسوار مرغ ماهیخوار و عقاب شاهزاده با اقتدار رزکروای تورات 19-بزرگ کاهن 20-بزرگ استاد ارجمند 21- ریش سفید عصر نوح 22- شاهزاده لبنان 23-رئیس پرستشگاه 24-شاهزاده پرستشگاه 25-شهسوار ابلیس بیباک 26-شاهزاده رحمت 27-فرمانده معبد 28-شهسوار خورشید 29- شهسوار اندروی مقدس با عقاب سفید 30-بزرگ شهسوار منتخب قدس و شهسوار عقاب سیاه و سفید 31- بزرگ بازرس فرمانده پی جوی 32- شاهزاده بلند پایه رازشاهانه 33-بزرگ بازرس کل

فعالیت‌ها

هر چند فراماسونری معمولا به عنوان یک سازمان مخفی شناخته می‌شود، فراماسون‌ها معمولاً این تعریف را به چالش می‌کشند و سازمان خود را بیشتر یک سازمان خصوصی می‌نامند که تنها بعضی جنبه‌های این سازمان مخفی می‌باشد.[۸] معمولاً چنین تعبیری بیان می‌شود که در قرن بیست و یکم این سازمان از حالت یک انجمن سری خارج شده‌است و بیشتر «انجمنی با یک سری رازها است.»[۹]

دو سمبل پرگار و گونیا همیشه در لژهای فراماسونری وجود دارد. توصیفهای نمادینی برای این دو نشان وجود دارد. مانند: بر فعالیت خود با نیروی تقوا بیافزا"[۱۰]. هر چند از آنجایی که مرام فراماسونری دگماتیک نبودن است. هیچ تفسیر رسمی و عمومی برای این نشان وجود ندارد.[۱۱]

آموزه‌های اخلاقی فراماسونری بصورت آئین‌های نمادین آموزش داده می‌شود. داوطلب در سیستم فراماسونری با گرفتن مدرک‌هایی پیشرفت می‌کند.[۸] این مدارک و پیشرفت با کسب دانش وخودشناسی و دانش و درک در مورد رابطه فرد با دیگران و همچنین با نیروی برتر(بسته به درک شخصی داوطب از نیروی برتر). در کنار این آموزه‌ها، آموزه‌های فلسفی از طریق تحقیق داوطلب و بحث با شیوه‌نامه‌های لژ فراهم می‌آید.[۱۲]




نقش ماسونری در انقلابهای مهم معاصر

با شعار «آزادی، برابری، برادری» فراماسون‌ها نقش بزرگی در انقلاب امریکا در سال‌های ۱۷۷۵-۱۷۸۳بر علیه استعمار انگلیس، در انقلاب کبیر فرانسه در سال ۱۷۸۹ برعلیه نظام اشرافی فرانسه داشتند. آنها حتی نقش پررنگ‌تری در جریان انقلاب مشروطه ایران در سالهای ۱۹۰۵ تا ۱۹۰۹ بر ضد نظام مطلقه سلطنتی و متحدان تزاری آنها داشتند.[۲] آموزه‌های فراماسونری نقش کلیدی در ایدئولوژی انقلاب امریکای جنوبی بر ضد استعمار اسپانیا به رهبری سیمون بولیوار داشت.

فعالیت‌های خیریه

این انجمن بطور گسترده‌ای در فعالیت‌های خیریه و در زمینه خدمات اجتماعی فعال می‌باشد. در حال حاضر پول تنها از اعضای انجمن جمع آوری می‌شود و صرف امور نیکوکارانه می‌شود. فراماسونری به بسیاری از سازمان‌های خیریه غیر ماسونری، نهادهای محلی، ملی و بین المللی خیریه کمک‌های مالی قابل توجهی می‌کند.[۱۳][۱۴]

فراماسونری در ایران

اولین فراماسونری در ایران به دوران ناصر الدین شاه قاجار برمی گردد. میرزا ملکم‌خان ناظم‌الدوله، نخستین انجمن نوین سیاسی اجتماعی ایران را در سال ۱۲۷۵ یا ۱۲۷۶ قمری بنیان نهاد و آن را فراموشخانه نامید. ریاست افتخاری انجمن که خود با اجازهٔ ناصرالدین‌شاه تأسیس شده بود، با شاه بود و اعضای آن از قشرهای متفاوتی بودند؛ مثلاً هم دانش‌آموختگان دارالفنون از طبقهٔ متوسط شهری بودند و هم کسانی چون شاهزاده جلال‌الدین میرزا. [۱۵] در دوره محمدرضا پهلوی برخلاف دوران رضاشاه با گسترش روابط سیاسی با غرب به خصوص انگلستان لژهای فراماسونری فراوانی در ایران تاسیس شد و نفوذ فراماسون‌ها در سیاست ایران به شدت گسترش یافت. هرچند هیچ یک از افراد سرشناس خانواده پهلوی دست کم به طور رسمی عضو هیچ لژ فراماسونری نبودند ولی بسیاری از رجال سیاسی، نخست وزیران، وزیران، نمایندگان مجلسین و فعالان سیاسی از فراماسون‌های سرشناس بودند. در ایران فراموشخانه توسط گروههای چپ گرا، مذهبی بنیاد گرا و ملی گرایان لیبرال به عنوان مامور مخفی انگلیس و صهیونیسم و در نتیجه عامل تمام بدبختی‌های ایران معرفی می‌شدند و این باعث تعطیل شدن و تحت تعقیب گرفتن اعضای این انجمن‌ها در بعد از انقلاب شد.[۲]

مخالفان فراماسونری و تئوری توطئه

عقاید لیبرال جنبش فراماسونری باعث واکنش‌های مذهبیان و محافظه کاران، گروهای بنیادگرا، مذهبی یان بنیاد گرا و ملی گرایان شده‌است. ضدیت با نظام کشیشی مسیحیت باعث دشمنی کلیسای کاتولیک روم با فراماسونری شده‌است. همچنین منشا افسانه‌ای این جنبش( داستان معمار معبد سلیمان) باعث نفرت گروههای ضد یهود از فراماسونری شده‌است. حالت مخفی این جنبش و منشا بریتانیایی آن باعث شده‌است که چنین پنداشته شود که این جنبش ابزار توطئه انگلو-صهیونیست جهانی است. همچنین رژیم‌های دیکتاتوری مانند نازی‌ها و کشورهای کمونیستی نیز به سرکوب فراماسونری می‌پرداختند.[۲]


فراماسونری مخالفان و منتقدان بسیاری داشته‌است. بسته به زمان و موقعیت جغرافیایی این گروه‌ها هر یک انگیزه و دلیل‌های متفاوتی داشته‌اند. منتقدان فراماسونری را به سه دسته عمده زیر می‌توان تقسیم بندی کرد:

  • منتفدان مذهبی
  • منتقدان سیاسی
  • انتقادها براساس تئوری‌های توطئه[۱۶]

مخالفان مذهبی

فراماسونری در طول حیات خویش متوجه انتقاداتی از جانب نهادهای دینی و ادیان قرار داشته‌است. آنان فراماسونری را بعنوان رقیبی برای دین می‌شناختند و یا فراماسونری را مصداق ارتداد می‌دانستند. فراماسونری از جانب این افراد و نهادها به انواع تئوری‌های توطئه متهم می‌شده‌است. این منتقدین فراماسونری را یک قدرت سری و شیطانی محسوب می‌کردند.[۱۷]

فراماسونری و مسلمانان

بسیاری از مخالفت‌های مسلمانان ریشه در صهیونیسم‌ستیزی و یهودستیزی دارد. هم‌چنین دسته دیگری از مسلمانان منتقد فراماسونری، «دجال» را به فراماسونری پیوند می‌زنند.[۱۸] بعضی مسلمانان اعتقاد دارند که فراماسونری «منافع یهودیان» را دنبال می‌کند.[۱۹] به عنوان نمونه، ماده ۲۸ میثاق‌نامه حماس عنوان می‌کند که «فراماسونری از صهیونیسم دستور می‌گیرد».[۲۰]

مخالفان سیاسی

مخالفان در ایران

کتابها و نوشتارهایی در ایران توسط نویسندگان مذهبی، ملی گرایان، رادیکال و بنیادگرایان منتشر شده‌است. این دسته کتابها روش بیان تلخ ضد ماسونری اسماعیل رائین را دنبال می‌کنند که ماسون‌ها را به تمام انواع توطئه‌ها علیه ملت ایران متهم می‌کرد. تم تکراری این کتاب‌ها ارتباط ماسونری به نظریه توطئه جهانی انگلیس-صهیونیسم است. هرچند این کتابها اطلاعات اندکی بر کارهای رایین می‌افزایند.[۲] مرام اشراف منشی و مخفیانه آنها باعث بروز افسانه‌هایی در مورد دست‌های پشت پرده فراماسونها و توهم توطئه در مورد آنها شده بود. در دوران پس از انقلاب کتابها و مقالات زیادی چاپ شد و در آنها فراماسونها مسئول همه گونه توطئه علیه ایران و جوامع اسلامی معرفی شدند.[۲]

فراماسونری در آلمان نازی

آثار به جا مانده از اداره امنیت رایش نشانگر تعقیب فراماسون‌ها در دوره حکومت حزب نازی بر آلمان است.[۲۱] مدارک کتبی که تحت نظر دکتر فرانتس سیکس تهیه می‌شدند در کنار سیاست‌های ضد یهودی، شامل کدهای ضد ماسونی نیز بودند. این مدارک سیاست‌های ایدیولوژیک حکومت نازی را تبیین می‌نمودند. اگر چه آمار دقیقی از قربانیان فراماسون حکومت آلمان نازی در دسترس نیست اما تخمین زده می‌شود که بین ۸۰٬۰۰۰ تا ۲۰۰٬۰۰۰ نفر به جرم عضویت در سازمان‌های فراماسونری جان خود را از دست داده‌اند. زندانیان فراماسون در اردوگاه‌های کار اجباری مخصوص زندانیان سیاسی نگهداری می‌شدند. علامت مشخصه این زندانیان مثلث قرمز رنگی بود که بر روی پیراهن آنها دوخته شده بود.[۲۲]

هندو

هندوگرایی، هندوئیسم یا آئین هندو دینی با سه هزار سال دیرینگی و ۹۰۰ میلیون پیرو است. هندوگرایی سومین دین بزرگ جهان است.[۱] این آیین تغییر یافتهٔ آیین ودایی هند است. دین اریایی‌های مهاجر به هند که متون آن اشتراکات بسیاری با اوستای زردشت دارد. باورهای اقوام بومی هند، مانند تمدن درهٔ موهنجودارو، در خدایانی مانند رودره تجلی یافت که در دوران بعد در قالب خدایان اصلی آیین هندو متجلی شد.

با وجود گوناگونی زیاد میان شاخه‌های هندوگرایی و پیروان آن، چند باور اولیه در همه آن‌ها مشترک است. این باورهای اولیه عبارتند از باززایی (دوباره زاده شدن)، امکان رهایی از باززایی توسط رستگاری؛ و باور به قوانین کارما (هر چه بکاری همان بدرَوی) و دارما (نظم ذاتی و درونی اشیاء و پدیده‌ها). روش زندگی هندوها پیرامون این مفاهیم شکل می‌گیرد.[۲]

به باور هندوها، یک روح واحد کیهانی به نام برهمن وجود دارد. هر موجود زنده یک روح ذاتی (آتمان) و خدایی دارد که با برهمن یکی است. از آن‌جا که موجودات زنده این را درک نمی‌کنند و فریب این تصاویر ناماندگار جهان ظاهری را می‌خورند روح‌های ذاتی افراد در تله بدن‌ها گیر افتاده و نمی‌تواند به برهمن بپیوندد. تنها زمانی که فرد این یگانگی ارواح را کاملاً درک کرد، آتمان می‌تواند از چرخه زایش دوباره و قانون کارما بگریزد و به برهمن جاویدان بپیوندد.[۳] در آئین هندو، برهمن به ۲ صورت تعریف میشود: نیرگونا برهمن(Nirguna) و سگونا برهمن(saguna). نیرگونا برهمن اصلی را بازگو می‌کند که برهمن را بالاتر از حس بشری و سخن و کلمه میداند و بیان میدارد که روح واحد جهانی غیر قابل توصیف است. اما سگونا برهمن سعی در شناساندن برهمن با صفات قابل لمس دارد. اصل سگونا برهمن، برهمن را به شکل خدایان مختلف قابل پرستش میداند. دین برهمایی دارای سه خدا مرد با نام‌های: برهما، ویشنو و شیوا است. خدایان زن آئین هندو شامل پارواتی، دوی، و لاکشمی می‌باشد.

در هندوئیسم، یوگا، پارسایی صوفی‌وار، مراقبه و پرستش ایزدان به عنوان راه‌های گریختن از باززایی دانسته می‌شوند.[۴]

آئین هندو در قدیم دین برهمایی خوانده می‌شد که به برهما، خدای هندوان اشاره می‌کرد و امروزه پیروان این آئین را هندو می‌نامند که نام درستی نمی‌باشد. شهر مذهبی برهماییان بنارس می‌باشد.[۵] مهمترین نوشتار در این دین وداها و اوپانيشاد ها میباشند.

هندوگرایی، هندوئیسم یا آئین هندو دینی با سه هزار سال دیرینگی و ۹۰۰ میلیون پیرو است. هندوگرایی سومین دین بزرگ جهان است.[۱] این آیین تغییر یافتهٔ آیین ودایی هند است. دین اریایی‌های مهاجر به هند که متون آن اشتراکات بسیاری با اوستای زردشت دارد. باورهای اقوام بومی هند، مانند تمدن درهٔ موهنجودارو، در خدایانی مانند رودره تجلی یافت که در دوران بعد در قالب خدایان اصلی آیین هندو متجلی شد.

با وجود گوناگونی زیاد میان شاخه‌های هندوگرایی و پیروان آن، چند باور اولیه در همه آن‌ها مشترک است. این باورهای اولیه عبارتند از باززایی (دوباره زاده شدن)، امکان رهایی از باززایی توسط رستگاری؛ و باور به قوانین کارما (هر چه بکاری همان بدرَوی) و دارما (نظم ذاتی و درونی اشیاء و پدیده‌ها). روش زندگی هندوها پیرامون این مفاهیم شکل می‌گیرد.[۲]

به باور هندوها، یک روح واحد کیهانی به نام برهمن وجود دارد. هر موجود زنده یک روح ذاتی (آتمان) و خدایی دارد که با برهمن یکی است. از آن‌جا که موجودات زنده این را درک نمی‌کنند و فریب این تصاویر ناماندگار جهان ظاهری را می‌خورند روح‌های ذاتی افراد در تله بدن‌ها گیر افتاده و نمی‌تواند به برهمن بپیوندد. تنها زمانی که فرد این یگانگی ارواح را کاملاً درک کرد، آتمان می‌تواند از چرخه زایش دوباره و قانون کارما بگریزد و به برهمن جاویدان بپیوندد.[۳] در آئین هندو، برهمن به ۲ صورت تعریف میشود: نیرگونا برهمن(Nirguna) و سگونا برهمن(saguna). نیرگونا برهمن اصلی را بازگو می‌کند که برهمن را بالاتر از حس بشری و سخن و کلمه میداند و بیان میدارد که روح واحد جهانی غیر قابل توصیف است. اما سگونا برهمن سعی در شناساندن برهمن با صفات قابل لمس دارد. اصل سگونا برهمن، برهمن را به شکل خدایان مختلف قابل پرستش میداند. دین برهمایی دارای سه خدا مرد با نام‌های: برهما، ویشنو و شیوا است. خدایان زن آئین هندو شامل پارواتی، دوی، و لاکشمی می‌باشد.

در هندوئیسم، یوگا، پارسایی صوفی‌وار، مراقبه و پرستش ایزدان به عنوان راه‌های گریختن از باززایی دانسته می‌شوند.[۴]

آئین هندو در قدیم دین برهمایی خوانده می‌شد که به برهما، خدای هندوان اشاره می‌کرد و امروزه پیروان این آئین را هندو می‌نامند که نام درستی نمی‌باشد. شهر مذهبی برهماییان بنارس می‌باشد.[۵] مهمترین نوشتار در این دین وداها و اوپانيشاد ها میباشند.

هندوگرایی، هندوئیسم یا آئین هندو دینی با سه هزار سال دیرینگی و ۹۰۰ میلیون پیرو است. هندوگرایی سومین دین بزرگ جهان است.[۱] این آیین تغییر یافتهٔ آیین ودایی هند است. دین اریایی‌های مهاجر به هند که متون آن اشتراکات بسیاری با اوستای زردشت دارد. باورهای اقوام بومی هند، مانند تمدن درهٔ موهنجودارو، در خدایانی مانند رودره تجلی یافت که در دوران بعد در قالب خدایان اصلی آیین هندو متجلی شد.

با وجود گوناگونی زیاد میان شاخه‌های هندوگرایی و پیروان آن، چند باور اولیه در همه آن‌ها مشترک است. این باورهای اولیه عبارتند از باززایی (دوباره زاده شدن)، امکان رهایی از باززایی توسط رستگاری؛ و باور به قوانین کارما (هر چه بکاری همان بدرَوی) و دارما (نظم ذاتی و درونی اشیاء و پدیده‌ها). روش زندگی هندوها پیرامون این مفاهیم شکل می‌گیرد.[۲]

به باور هندوها، یک روح واحد کیهانی به نام برهمن وجود دارد. هر موجود زنده یک روح ذاتی (آتمان) و خدایی دارد که با برهمن یکی است. از آن‌جا که موجودات زنده این را درک نمی‌کنند و فریب این تصاویر ناماندگار جهان ظاهری را می‌خورند روح‌های ذاتی افراد در تله بدن‌ها گیر افتاده و نمی‌تواند به برهمن بپیوندد. تنها زمانی که فرد این یگانگی ارواح را کاملاً درک کرد، آتمان می‌تواند از چرخه زایش دوباره و قانون کارما بگریزد و به برهمن جاویدان بپیوندد.[۳] در آئین هندو، برهمن به ۲ صورت تعریف میشود: نیرگونا برهمن(Nirguna) و سگونا برهمن(saguna). نیرگونا برهمن اصلی را بازگو می‌کند که برهمن را بالاتر از حس بشری و سخن و کلمه میداند و بیان میدارد که روح واحد جهانی غیر قابل توصیف است. اما سگونا برهمن سعی در شناساندن برهمن با صفات قابل لمس دارد. اصل سگونا برهمن، برهمن را به شکل خدایان مختلف قابل پرستش میداند. دین برهمایی دارای سه خدا مرد با نام‌های: برهما، ویشنو و شیوا است. خدایان زن آئین هندو شامل پارواتی، دوی، و لاکشمی می‌باشد.

در هندوئیسم، یوگا، پارسایی صوفی‌وار، مراقبه و پرستش ایزدان به عنوان راه‌های گریختن از باززایی دانسته می‌شوند.[۴]

آئین هندو در قدیم دین برهمایی خوانده می‌شد که به برهما، خدای هندوان اشاره می‌کرد و امروزه پیروان این آئین را هندو می‌نامند که نام درستی نمی‌باشد. شهر مذهبی برهماییان بنارس می‌باشد.[۵] مهمترین نوشتار در این دین وداها و اوپانيشاد ها میباشند.

بودايي

بودا لقبی است که در آیین بودایی به هر کسی که به «روشنی» (بودهی) رسیده باشد اطلاق می‌شود گرچه از آن بیشتر برای اشاره به سیذارتا گوتاما بودا، بنیانگذار مذهب بودایی استفاده می‌شود.

واژه بودا یعنی بیدار شده یا به عبارت دیگر، کسی که به روشنی رسیده‌است[۱].

در بسیاری از منابع وقتی صحبت از «بودا» می‌شود منظور همان «گوتاما بودا»، بنیانگذار مذهب بودایی است و همین به این باور غلط که منظور از لفظ «بودا» تنها همان «گوتاما بودا» است دامن زده‌است. اما به باور بوداییان، بسیاری دیگر نیز به «مقام بودایی» رسیده‌اند.

خلاصه زندگی بودا [ویرایش]

در سال ۵۶۳ قبل از میلاد مسیح در یک شب مهتابی در وایساکها در سرزمین پادشاهی کاپیلاواستو شاهزاده سادهودانا و همسرش ماهامایا در بیشه سلطنتی لومبینی در زیر درخت Sal صاحب پسری شدند. در روز پنجم تولد نوزاد سیدهارتها نامیده شد و در روز هفتم عمر مادرش به پایان رسید. خواهر کوچکتر ماهامایا به نام پراجابتی گاتامی این کودک را مانند مادری دلسوز پرورش داد.در سالهای آموزش شاهزاده سیدهارتها آموزش‌های اولیه لازم و جنگاوری را تعلیم دید، اما اطرافیان معمولاً او در افکار عمیق مشاهده می‌کردند – افکاری راجع به درد و رنج انسان‌ها. او مخالف بهره برداری انسان‌ها از یکدیگر، نابرابری، فقر، خشونت و طبقه بندی مردم جامعه بود. او در سن شانزده سالگی با شاهزاده خانمی بسیار زیبا به نام یاشودهارا، دختر پادشاه دوادها ازدواج کرد. سیدهارتها بیست و نه ساله بود که صاحب پسری زیبا به نام رادهولا شد واین واقعه را به عنوان دلبستگی جدیدی به این زندگی مادی تفسیر کرد. او قصر، پدر ومادرش، همسر زیبا و نوزادش را به جستجوی راهی برای نجات بشریت از چرخه رنج و عذاب را ترک کرد. با این تفکر که تحمل ریاضت‌های سخت و طاقت فرسا موجب مرگ او خواهد شد دوستانش را ترک کرد و در کناره شرقی رود نیرانجانا ساکن شد. در این مکان بود که ساجاتا دختر کدخدای دهکده سنانی به او شیربرنج تعارف کرد. بعد از پذیرش غذای ساجاتا سیدارتها به سمت دیگر رودخانه در جنگل اورولا رفت و دربعد از ظهر همان روز بر روی سبزه‌ در زیر درخت انجیر و رو به سمت شرق نشست. او که عزم خود را برای رسیدن به حقیقت جزم کرده بود جنگ خود علیه مارا شیطانی که عهد کرده بود مانع رسیدن او به حقیقت شود آغاز نمود. بعد از رسیدن به روشن بینی بودا هفت هفته دیگر را در هفت مکان مختلف پیرامون درخت ماهابودهی پرداخت به منظور استفاده از این دستاورد بزرگ برای زندگی انسانی و عدم تولد مجدد در این دنیا پرداخت.آنچه نیروانا را از سایر تجارب شخصیت‌های معنوی تاریخ متمایز می‌کند فقدان الوهیت و عدم استفاده از امور الهی و عدم تکیه بر الهیات و ماوراءالطبیعه در رسیدن به نیروانا از جانب بوداست.بودا ملحد نبود اما در راه رسیدن به حقیقت کار هستی کاملا به الهیات و ماوراءالصبیعه بی اعتنا بود و نیروانا حاصل کوشش یک انسان بدون هیچ کمک و مساعدت نیروهای الهی و ماورایی است .کشف بودا حاوی این حقیقت است که آرامش و رهایی و آگاهی ابتدا در کنترل ذهن او نهفته است نه هیچ شرط بیرونی دیگر و رهایی و آرامش کامل در "اینجا و اکنون" یافتنی است نه در یک قلمرو دور دست یا وضعیتی آسمانی و الهی فراتر از موجودیت فعلی او که ازسرزمین مرد خیز است

اولین خطابه بودا بعد از روشن بینی [ویرایش]

بودا تصمیم گرفت که دانش جدیدی که به آن دست یافته بود را با مردم به اشتراک بگذارد تا آنها نیز بتوانند چرخه زندگی و مرگ را تحت تسلط خود در آورند. او ابتدا می خواست دانش جدید را با استادانش در میان بگذارد ولی متوجه شد که دو استاد او دیگر در قید حیات نیستند. او برای انتقال این دانش دوستانش را در نظر گرفت و به محل اقامت آنها، ایزیپاتانا، رفت. وقتی که پنج دوست بودا او را دیدند تصمیم گرفتند که به او اعتنا نکنند چون می پنداشتند دلیل ترک اسکتیک گوتاما این بوده که از راه و روش زندگی مقدس خسته شده و تسلیم شده‌است. ولی آنها نتوانستند درخشندگی حضور او را نادیده بگیرند. آن شب شبی با ماه کامل در ماه جولای بود. در پارک آهو در ایزیپاتانا، بودا اولین خطابه خود را پس از روشن بینی ایراد کرد. این اولین خطابه دهاماچاکا نامیده شده‌است. دهاماچاکا به معنی بر پایی آگاهی است. اگرچه گاهی از آن به عنوان چرخ حقیقت یاد می‌کنند. یکی از دوستان بودا به نام کُندانا بعد از شنیدن اولین خطابه بودا به اولین مرحله از پیشرفت معنوی به نام سوتاپاتی رسید. ( این مرحله اولین مرحله از تقدس است و و اگر کسی به آن برسد او راابا عنوان« وارد شده به جریان» می نامند و قادر خواهد بود حداکثر تا هفت تولد دیگر از چرخه مرگ و زندگی خارج شود.) این خطابه به علت اولین خطابه بودن و در بر داشتن افکار بودا در خصوص حقایقی ناب و نشان دادن « راه میانی» از ارزش زیادی برخوردار است. «راه میانی» راهی بود که بودا پیمود تا به روشن بینی دست یابد. او ثروت و قدرت زیاد خود به عنوان یک شاهزاده و ریاضت کشیدن و شکنجه دادن خود با محروم کردن بدن از نیازهای اساسی را رها کرد و در عوض «راه میانی» را برگزید. او به نیازهای بدنش به جای خواسته‌های ذهنش توجه نمود. این «راه میانی» که او را در خروج از رنج و عذاب یاری نمود در اولین خطابه بودا در هشت نکته ارائه شده‌است: ۱. درک صحیح ۲. تفکر صحیح ۳. صحبت صحیح ۴. فعالیت صحیح ۵. امرار معاش صحیح ۶. تلاش صحیح ۷. اندیشه صحیح ۸. تمرکز صحیح

پیروی از این هشت نکته باعث فهمیدن چهار حقیقتی می‌شود که باعث خروج انسان از چرخه مرگ و زندگی و رسیدن به نیروانا می‌گردد. نظر ادیان ابراهیمی درباره ی بودا علمای یهودی ومسیحی باتوجه به اسناد تاریخی که نشان میدهد بودا ادعای پیامبری نکرده اورا به پیامبری قبول ندارند اکثر علمای اسلامی نیز همین نظر رادارند اما عده ای با استناد به داستان بوداسف وبولوهر که شیخ صدوق وعلامه مجلسی در جلد ۱۷ بحار الانوار نقل کرده بودا را پیامبر میدانند وعده ای از علمای اسلامی ساکن اسیای شرقی بودا را همان ذوالکفل میدانند که در قران از اویادشده است همچنین مسعودی یکی از مورخین بزرگ اسلامی اورا بنیانگذار دین صائبین ومعاصر جمشید شاه میداند .و قاضی صاعد اندلسی بودا را بنیانگذار مذهب حنفا میدانست

مسيحيت

آیین مسیحیت یک آیین یکتاپرستانه[۱] است که بر آموزه‌ها و سخنان عیسی ناصری (مسیح) استوار گشته‌است. آموزه‌هایی چون تثلیث، مرگ مسیح به عنوان کفارهٔ گناهان، تعمید آب و روح القدس از باورهای بنیادین این آیین هستند. مسیحیت با داشتن ۲٫۲ میلیارد پیرو[۲] بزرگترین دین جهان از دید شمار پیروان است.

شالوده مسیحی به قرن یکم میلادی و یهودیت بر می‌گردد[۳] که توسط عیسی ناصری (مسیح) پایه‌گذاری شد. مسیحیت اولیه به سه دوران عیسی و رسالت (Jesus and Apostolic period) پدران اولیهٔ کلیسا (Apostolic Fathers period) و دفاعیات (Apology) تقسیم می‌شود.[۴] این سه دوره بازهٔ زمانی ۴۰۰ ساله‌ای در بر می‌گیرند که از سال ۳۰ میلادی به عنوان شروع خدمت مسیح آغاز شده و در اواخر قرن ۴ میلادی به پایان می‌رسد.[۵]

عیسی و دوران رسولی [ویرایش]

نوشتار اصلی: عیسی

این دوره ۷۰ سال نخستین سده میلادی را در بر می‌گیرد که خدمت عیسی از سال ۳۰ میلادی در آن گنجانده شده‌است. پس از به صلیب کشیده‌شدن عیسی در سال ۳۳ میلادی بدست پنطیوس پیلاطس[۶] حواریون وی از جملهٔ پطرس، پولس و یوحنا به مژده و گسترش این دین پرداختند. از جمله آثاری که در این زمانه به‌نگارش در آمده‌اند انجیل‌های متی، مرقس، لوقا و یوحنا و رساله‌های حواریون هستند که در روزگار دفاعیات مسیحی (۱۵۰ - ۴۰۰ میلادی) به صورت یک گروه و با فرنام عهد جدید گردآوری شدند. این گِردایه با نام انجیل نیز شناخته می‌شود.

روزگار پدران نخستین کلیسا [ویرایش]

پدر کلیسای نخستین بیشتر کسانی به شمار می‌آیند که در روزگار پیامبری زیسته و پس از مرگ پیام آوران (حواریون) رسیدگی و رهبری کلیسا را بردوش گرفته‌اند. این پدران شامل قدیس کلمنت که به عنوان پلی میان روزگار رسولی و پدران نخستین کلیسا برشمرده می‌شود، شهید ایگناتویس (میانه‌های سده ۱ - آغاز سده ۲ م.) اسقف انتاکیه و شاگر یوحنای حواری، پلیکارپ شهید (۶۹-۱۵۵ م.) شاگرد یوحنای رسول به همراه کشیش هرماس هستند. پارینهترین نوشته از این روزگار رسالهٔ نخست کلمنت است. همچنین هفت رسالهٔ ایگناتیوس، رسالهٔ پلیکاپ به فیلیپیان، رساله دوم کلمنت و رسالهٔ کشیش هرماس از دیگر آثار این زمانه هستند.

تاریخ‌شمار ابتدای مسیحیت [ویرایش]

  • ۳۳ میلادی

در این سال عیسی مسیح از سوی مقامات رومی که آموزه‌های او را تهدیدی علیه خود می‌پنداشتند، مورد محاکمه قرار گرفت و به اعتقاد مسیحیان مصلوب و به اعتقاد مسلمانان به اسمان چهارم عروج کرد.

  • ۳۷ میلادی

پولس اهل تارسوس (از شهرهای یونان قدیم)، با دیدن صحنه‌ای در جادهٔ دمشق، به دین مسیحیت می‌گرود و مأموریت خود را برای تبلیغ و مسیحی کردن غیر یهودیان، آغاز می‌کند.

  • ۴۲ میلادی

شمعون ملقب به پطرس (از حواریون مسیح) که برای قرن‌های متمادی به عنوان اولین پاپ، مقام او را جشن می‌گیرند، نخستین جامعهٔ مسیحی را در رم بنیانگذاری می‌کند.

  • ۶۴ میلادی

مسیحیان به خاطر آتش سوزی شهر رم مورد اتهام قرار گرفتند. امپراتور نرون طی تلاشی برای بدست آوردن مجدد محبوبیت خود، آنان را مورد شکنجه و آزار قرار می‌دهد. پطرس قدیس (سنت پیتر) در این زمان کشته می‌شود.

  • ۷۰ میلادی

رومیان اورشلیم (بیت المقدس) را پس از شورش یهودیان بر علیه حکومت آنان، شدیداً تخریب می‌کنند. بسیاری از یهودیان از اورشلیم اخراج می‌شوند. مسیحیان در این شورش علیه رومیان شرکت نمی‌کنند. رم به مرکز حرکت‌های رو به رشد مسیحی تبدیل می‌شود.

  • ۳۰۱میلادی

تیرداد یکی از پادشاهان ارمنستان، در سال ۳۰۱ میلادی دین مسیحیت را در سرزمین ارمنستان رسمی و آزاد اعلام می‌کند و این در حدود ۱۲ سال زودتر از رسمی‌شدن دین مسیحیت در امپراتوری روم است.[۷]

  • ۳۰۴ میلادی

جوامع مسیحی در اطراف مدیترانه به صورت گروه‌هایی جمع شده و از آنجا تا بریتانیا و درهٔ نیل در مصر، رفتند.

  • ۳۱۳ میلادی

به سبب پشتیبانی امپراتور کنستانتین، مسیحیت خیلی سریع به قویترین مذهب در امپراتوری روم تبدیل شد.

  • ۳۲۵ میلادی

اولین گردهمایی رهبران کلیسای مسیحیت برای تبیین عقاید مسیحیت و سازماندهی جامعهٔ مسیحیت در نیقیه تشکیل شد. اعتقاد نامهٔ حواریون با اعتقاد نامهٔ نیقیه (مجموعه‌ای از باورهای پایه‌ای اعتقادی مسیحیان) نوشته می‌شود. بعد از تعریف و پذیرش این اعتقادنامه، فرقه‌ها و افرادی که الوهیت مسیح را نمی‌پذیرفتند (مانند آریوس) به عنوان بدعت شناخته شدند.

  • ۳۳۰ میلادی

روم جدید در بیزانس توسط کنستانتین، پایه‌گذاری و دوباره به کنستانتینوپول (استانبول کنونی)، نام‌گذاری شده وبه عنوان پایتخت امپراتوری مسیحیت، ساخته می‌شود.

  • ۳۸۱ ـ ۳۹۱ میلادی

در طول حکومت امپراتور تئودوسیوس، مسیحیت به صورت دین رسمی امپراتوری روم درمی‌آید. پیروان غیرمسیحی کافر و بدعت‌گذاری در مسیحیت (افکار مخالف دیدگاه‌های مسحیت) غیرقانونی اعلام می‌شود.

ناهمسویان [ویرایش]

نخستین گروه مسیحیان از دیدگاه پاگان‌ها (بت‌پرستان و کسانی که خدایان بیشمار را می‌پرستیدند) مورد دودلی بودند. فرنود این مسئله آن بود که آنان گمان می‌کردند مسیحیان برای برگزاری «جشن‌های دوستی» و آدمخواری، نشست‌های نهانی برپا می‌سازند. چرا که گوشت جانوران قربانی شده در پرستشگاه پاگان‌ها (کافران بت پرست) را خریداری نکرده و همچنین در شادمانی‌های همگانی ددمنشانه، انبازی نمی‌کردند. یهودیان و به ویژه آیین‌مداران یهودی، از ناهمسویان رده نخست مسیحیت و گسترش آن به شمار می‌رفتند. آیین‌مداران یهودی در بخش یهودیه و دیگر سرزمین‌های یهودی نشین آن زمان تنها نیروهای آیین‌مند و پذیرفته شده سیاسی به شمار می‌آمدند. تعالیم مسیح و کارهای عملی او، در آغاز این دارندگان نیرو را شگفت زده می‌نمود. این آموزه‌ها به طور کلی و ریشه‌ای مذهب مورد قبول و پذیرفته شده‌ای را که سالها در میان مردم آن منطقه رواج داشت و از پایه پایه نیروی سیاسی آیین‌مداران به شمار می‌آمد، مورد تردید قرار می‌داد. به علاوه این آموزه‌ها بسیاری از آیین‌ها و قوانینی را که روحانیون یهودی تنها برای نگهداری و استوار کردن نیرو و همچنین درست انگاری نیاز به وجود خود با آیین یهودممزوج ساخته بودند را از ارزش سرنگون می‌نمود. نگرانی‌هایی که این مسائل در میان قدرتمندان یهود ایجاد می‌نمود، دست آویز آن شد که به رویارویی با این جنبش برخیزند. دولت حاکمه بر سرزمین در آن زمان،(که بدست امپراتور قیصر روم برگماشته می‌گردید)به خاطر مسائلی از قبیل نفوذ بیشتر در میان مردم، نگهبانی از یک‌پارچگی منطقه و جلوگیری از ایجاد آشوب و مسایلی از این دست، با روحانیون یهود که در میان مردم دارنده قدرت سیاسی و معنوی بودند؛ گونه‌ای رابطه دو طرفه و همدلانه داشت. مأموران دولتی به خاطر حفظ مصالح امنیتی، با مشورت روحانیون هر چند وقت یکبار مسیحیان را مورد اذیت و آزار قرار می‌دادند. بسیاری از مسیحیان شکنجه شده و مردند. اما به هر حال، علی رغم شکنجه و آزار فراوان، مسیحیت به گسترش خود ادامه داد.

دوران آشوب [ویرایش]

در دوران آشوب بزرگ، که امپراتوری روم مورد تهدید حملهٔ بربرها و امپراتوری ایران قرار داشت، همه امپراتورها درجستجوی خدایی قدرتمند برای کمک به دفع بلا از روم، بودند امپراتور دیوکلتیانوس (۲۴۵ ـ ۳۱۳ میلادی)، میترا، الههٔ نور ایرانیان را به عنوان خدای خود اعلام کرد، که از امپراتوری حمایت و حفاظت کند. امپراتور کنستانتین (۲۸۰ ـ ۳۳۷) خدای مسیحیت را گزینش نمود.

کنستانتین [ویرایش]

در سال ۳۱۲، کنستانتین در حالی که به طرف روم می‌رفت تا آن را از رقیب پس بگیرد، اعلام کرد که نشان مسیحی را روی خورشید دیده‌است و جملهٔ «شما با این علامت پیروز خواهید شد»، را به لاتین روی آن خوانده‌است. روی پل میلویان بر روی رودخانهٔ تیبر، ارتش کنستانتین، به پیروزی رسید. در مدت کوتاهی، مسیحیت به عنوان مذهب رسمی امپراتوری روم، جایگاه خود را تثبیت کرد.[نیازمند منبع] کنستانتین در سال ۳۲۵ شورای را در شهر ننقیه دایر کرد که در آن نزدیک ۳۰۰ اسقف شرکت کردند. طی این شورا بررسی جامعی بر روی کتاب مقدس (عهد عتیق و عهد جدید{انجیل}) انجام گرفت. تلاشهای تحقیقاتی این شورا در نهایت منجر به استخراج مفاهیم پایه‌ای «ایمان مسیحی» گردید. این مفاهیم پایه تحت عنوان «اعتقاد نامه نیقیه» منتشر و در دسترس عموم قرار گرفت.

مسیحیت در اروپا و امپراتوری روم [ویرایش]

مریم مقدس و عیسی

بانی انتشار مسیحیت در اروپا پولس (سنت پل) بود. این شخص که در ابتدا از مخالفین سرسخت مسیحیان بود و از مأمورین لایق دربار روم در زمینه آزار مسیحیان به شمار می‌رفت، پس از برخورد فراطبیعی خود با مسیح (در مسیر جاده دمشق) کاملاً متحول گردید. او سپس پیرو مأموریتی که خود عیسی مسیح در همان برخورد ماورایی به او محول نمود به جمع شاگردان مسیح پیوست و سفیر مسیح برای غیر یهودیان گردید. پولس رساله‌های خود را (نامه‌هایی به اقوام مختلف در شرح چیستی مسیحیت و ارتباط با نخستین کلیساها) بعد از صعود مسیح به آسمان نگاشت. در این نامه‌ها او عقاید کلی مسیحیت رادر مورد فلسفه زندگی، مژده‌های آمدن مسیح پیش از ظهور او (در کتب عهد عتیق)، تفاوت «ایمان» و «شریعت» (شریعت به مجموعه دستوراتی گفته می‌شود که خداوند برای نخستین بار در زمان موسای پیامبر برای نوع بشر وضع نمود و در کتاب تورات مکتوب است)، آموزه‌های مسیح در مورد محبت و سایر آموزه‌های اخلاقی، خداوند بودن عیسای ناصری (برابری عیسای مسیح با ذات خداوند) و مسائلی از این دست را بیان داشته‌است. بزرگ‌ترین حادثه‌ای که در قرن چهارم میلادی اتفاق افتاد، موضوع طرفداری کنستانتین امپراتور روم از مسیحیان در سال ۳۱۳ میلادی بود.

کتاب مقدس [ویرایش]

کتاب مقدس شامل «عهد عتیق» و «عهد جدید» است.

عهد عتیق [ویرایش]

نام این بخش از کتاب مقدس یعنی «عهد عتیق» بر خلاف معنایی که از کلمه «عهد» در زبان فارسی برداشت شده (یعنی عهد به مفهوم یک دوره زمانی) به معنای «دوره کهن» نیست. این عبارت به معنی دقیق به عهد و پیمانی اشاره می‌کند که خداوند با ابراهیم بست. مفهوم کلی این پیمان این بود که خداوند او را انتخاب نمود تا نخستین انسان پس از آدم باشد که با او ارتباط نزدیک برقرار می‌نماید و او نیز به خداوند ایمان آورد. خداوند همچنین وعده ازدیاد نسل را به وی داد که مدتی بعد توسط اسحاق (همان پسر که یهودیان و مسیحیان عقیده دارند ابراهیم او را برای قربانی کردن به کوه برد) عملی گردید. خداوند همچنین نشانه‌ای برای این عهد و پیمان مقرر نمود که آن بریدن قسمتی از پوست اضافی آلت تناسلی مردانه(ختنه) است.این بخش از «کتاب مقدس» شامل: شرح چگونگی خلقت جهان و نوع بشر و سپس شرح زندگی و ارتباطات روحانی نخستین پیامبران از ابراهیم به بعد است. این بخش با کتاب پیدایش شروع می‌گردد و پس از چند بخش که حاوی توضیحات کلی در مورد زندگی پیامبران پس از ابراهیم است، کتاب تورات وسپس کتب پیامبران پس از موسی را شامل می‌شود. دو بخش متفاوت نیز در کتاب عهد عتیق وجود دارد که به اشعار دو پیامبر یعنی داوود و سلیمان نبی می‌پردازد. این دو کتاب به ترتیب «مزامیر داوود» و «امثال سلیمان» نام دارند. بخش قابل توجهی از اشارات به آمدن مسیح در آینده، در کتاب «مزامیر داوود» - که حاوی گفتگوی داوود نبی با خداوند و نیز سخنانی که داوود به هدایت روح و وحی خداوند می‌گوید (در قالب بیش از ۵۰۰ قطعه شعری) - آمده‌است. عهد عتیق کلا شامل ۳۹ کتاب است.

عهد جدید (انجیل) [ویرایش]

نام این بخش (عهد جدید) نیز همانند «عهد عتیق» به یک پیمان اشاره دارد که آغازگر دوره جدیدی از ارتباط خداوند و نوع بشر می‌باشد.مفهوم این پیمان برداشتن شریعتی که خداوند به وسیله موسی مقرر کرده بود از زندگی بشر و بخشش کلیه گناهان انسان به وسیله ایمان به خداوند بود. نشانه و در حقیقت اصل محوری این پیمان بخشش کلیه گناهان نوع بشر (از آغاز تا پایان جهان) به واسطه قربانی شدن عیسی مسیح (یعنی صورت بشری خداوند) است.

این بخش شامل کتابهای زیر است (۲۷ کتاب):

  • چهار انجیل که به‌وسیله چهار حواری(رسول) مسیح نگاشته شده یعنی اناجیل «متی»، «مرقس»، «لوقا» و «یوحنا»؛
  • کتاب «اعمال رسولان» شامل سرگذشت رسولان پس از عروج عیسی به آسمان
  • نامه‌های پنج تن از حواریون مسیح یعنی «پولس»، «پطرس»، «یعقوب»، «یوحنا» و «یهودا» به اقوام مختلف غیر یهودی و یهودی
  • کتاب «مکاشفهٔ یوحنا»

توضیح اضافی: در میان دوازده رسول (حواری) مسیح، دو «یهودا» وجود داشت که یکی از آنان مشهور به «یهودای اسخریوطی» به خاطر چند سکه نقره، مسیح را تسلیم کرد.

عهد جدید [ویرایش]

صومعه‌ی سنت آنتونی، قدیمی‌ترین صومعه مسیحی در جهان است و در کشور مصر واقع شده است.

اناجیل چهار گانه [ویرایش]

چهار انجیل در واقع چهار روایت از زندگی عیسی مسیح است. این چهار کتاب که توسط چهار تن از حواریون میسح نگاشته شده، دارای قسمت‌های مشترک بسیاری هستند اما تفاوتهایی نیز دارند. مسیحیان این چهار کتاب را «مانند چهار تصویر از مسیح ولی از زوایای مختلف» توصیف می‌کنند.

کتاب اعمال رسولان [ویرایش]

پس از قیام عیسی مسیح از مردگان (زنده شدن دوباره او) و سپس عروج او به آسمان، برای رسولان او (حواریون) و سپس شاگردان مسیح (که بعدها مسیحی نامیده شدند)، اتفاقات زیادی رخ داد. از آن جمله‌است:

  • پیوستن «متیاس» به جمع حواریون (که پس از خودکشی یهودای اسخریوطی یازده نفره شده بودند)
  • نازل شدن روح القدس در روز عید پنطیکاست (یکی از اعیاد یهودیان) بر ۱۲ حواری مسیح
  • شهادت «استیفان» یکی از شاگردان وفادار مسیح (سنت استفان)
  • ماجرای ایماندار شدن پولس قدیس وآغاز مأموریت بشارتی او برای غیر یهودیان
  • شرح این حوادث در کتاب اعمال رسولان وبه دست «لوقا» (یکی از حواریون مسیح و نویسنده یکی از اناجیل چهارگانه) نگاشته شده‌است.

رساله‌ها (نامه‌ها)ی حواریون مسیح [ویرایش]

نوایمانان مسیحی و کلیساهای جدیدالتأسیس در ابتدای گسترش مسیحیت، به خاطر نبودن راهنمایی‌های ایمانی لازم و وجود مخالفین بسیار، دچار مشکلات عمده‌ای می‌شدند. از آن جمله‌است: مسائل مربوط به مراسم نیایش و چگونگی برگزاری آن، پیدایش پیشوایان دروغین، آزار و اذیت و شکنجه و تهدید و حتی قتل ایمانداران توسط متعصبین یهود و یا بت‌پرستان وسایر فرقه‌های مذهبی و گاهی مأمورین رومی و از این دست... هدف از نگارش این نامه‌ها هدایت این نوایمانان، یادآوری و تبیین مفاهیم کتاب‌مقدس و مطلع شدن از رویدادهای مناطق مختلف بود.

این کتاب حاوی بخش‌های زیراست:

کتاب مکاشفه یوحنا [ویرایش]

این کتاب شرح سفری است که یوحنای قدیس در رویا و به هدایت روح القدس در آن به عرش خداوند دارد و در آن به توصیف عرش خداوند و جایگاه مسیح و پیش بینی وقایع آخر الزمان

دین و گرایش‌های مسیحی [ویرایش]

مسیحیت به‌طور کلی به سه گرایش بزرگ کاتولیک (Catholic) ارتودوکس (Orthodox) و پروتستان (Protestant) تقسیم شده‌است که گرایش‌های کوچک و زیادی نیز از آن‌ها شاخه می‌گیرند.

يهود

یهودیت (به عبری: יהדות، Yahedut) یکی از قدیمی‌ترین ادیان بشر است که به اعتقاد پیروانش توسط ابراهیم از طرف خداوند آورده شده‌است. پیروان آن عموماً فرزندان قوم بنی اسرائیل هستند.[۱] این دین نخستین دین ابراهیمی و نیز توسط بسیاری، نخستین دین یکتاپرست به شمار می‌رود.[۲][۳] همچنین یهودیت کانون بیشتر متون و سنت‌های ادیان ابراهیمی می‌باشد و تاریخ، اصول و اخلاق آن بر ادیان مسیحیت، اسلام، و بسیاری از مذاهب دیگر تاثیر به‌سزایی گذاشته‌است. بر طبق قوانین یهودیت، چه نو کیشان و چه افرادی که یهود متولد شده اند،یهودی خطاب می‌شوند.
دین یهودیت دارای تاریخ پیوسته‌ای بیش از ۳۳ قرن می‌باشد. یِهود (יְהוּדָה)، واژه‌ای عبری است، به معنای ستوده و صفتی اکتسابیست که به ساکن یهودیه، قسمتی از سرزمین اسراییل که سبط یهودا بر آن زندگی می‌کردند، داده می‌شود، ولی همچنین برخی معتقدند در گذشته همه بنی اسرائیل را نیز به این نام خوانده‌اند.[۴] در ایران از عنوان «جهود» و «کلیمی» یعنی پیرو موسی کلیم الله نیز برای نامیدن یهودیان استفاده می‌شود. پیروان یهودیت در بسیاری از کشورهای جهان ساکن هستند. جمعیت یهودیان جهان ۱۴ میلیون نفر، معادل۰٫۲۲٪ جمعیت جهان می‌باشد.[۵] ولی بعضی آمارها پیروان یهودیت را تا ۲۵ میلیون تخمین می‌زنند[۶]، حدود۵٫۴ میلیون نفر ساکن اسرائیل و۶٬۴۴۴٬۰۰۰ ساکن ایالات متحده آمریکا و مابقی در اروپا، اقیانوسیه، قاره آمریکا و آفریقا ساکنند. بسیاری از قوانین مدنی و اصول و اخلاق اندیشه‌های سکولار غرب از جنبه‌ها و دیدگاه‌های یهودیت که مبنای مسیحیت بوده‌است منشاییت می‌گیرند. یهودیان بیش از ۲۷۰۰ سال در ایران زیسته‌اند و اکنون حدود ۲۵٬۰۰۰ نفر از آنان، ساکن ایران هستند.[۷] اعتقادات [ویرایش] بخش از مجموعه                  یهودیت رده:یهودیت یهود · یهودیت · اسباط ارتودوکس · محافظه‌کار · اصلاح‌طلب هریدی · حسیدی · ارتودوکس مدرن فلسفه یهودی اصول دین · منیان · کابالا قوانین نوح · خدا · آخرت · مسیح در یهودیت قوم برگزیده · هولوکاست · هلاخا · کشتروت· ده فرمان صنیوت · صدکه · اخلاق · جنبش مسار متون دینی تورات · تنخ · تلمود · میدراش · توسفتا آثار حاخامی · هاگادا · میشنا· باریتا تور · شولحان عاروخ · حماش · سیدور · زوهار · شهرهای مقدس اورشلیم · صفد · حبرون · تیبریاس شخصیت‌های مهم ابراهیم · اسحق · یعقوب ساره · ربه‌کا · راحیل · لیه موسی · دبوره · روت · داوود · سلیمان الیاس · هیلل · شمای · یهودا هناسی سعادیا گائون · راشی · اسحاق الفاسی · ابن عزرا · توسفتانویسان یوسف آلبو · یوسف قارو · آشر بن یهیئل بعل شم طوو · موسی بن میمون · فیلون اسکندرانی اوادیا یوسف · موشه بن نحمان · موشه فینشتاین · العازر شاخ زندگی یهودی بریت · بنای مصفه · ازدواج نیدا· عزاداری نقش‌های مذهبی حاخام · ربی کاهن یهودی · بیت دین · روش یشیوا ساختمان‌های مذهبی کنیسه · میکفا · هیکل سلیمان / خیمه‌گاه مقالات مذهبی شبات · تفیلین · زنان · سفر تورات· بدکن· قربانی ختنه · ستاره داوود · منوره · شوفار اربعمینیم · کیتل · کرتل · ید نماز نماز · شما · آمیدا · قدیش ·هولده یهودیت و دیگر ادیان مسیحیت · اسلام · ادیان ابراهیمی · تکثرگرایی مورمونیسم · "یهودی مسیحی" · دیگران مطالب وابسته انتقاد از یهودیت · یهودستیزی یهوددوستی · یشیوا· صهیونیسم· یهودیان آمریکا·
فهرست دانشمندان و فیلسوفان یهودی ن • ب • و موسی بن میمون یک معلم معروف یهودی در قرن دوازدهم میلادی بود که فهرست اعتقادات سیزده گانهٔ یهودیان را چنین تنظیم کرد: خدا همه چیز را خلق نمود و هم چنان همه چیز را اداره می‌کند. تنها یک خدا وجود دارد که در همه چیز کامل است. خدا بدن ندارد و شبیه هیچ چیزی در این دنیا نیست. خدا همیشه بوده و همیشه خواهد بود. انسان‌ها باید تنها برای خدا عبادت کنند. کلام تمام انبیای بنی اسراییل درست است. پیش گویی‌های موسی درست است و او بالاترین پیامبری است که بوده و خواهد بود. خدا تورات را به موسی داد. تورات تغییر نخواهد کرد و تورات دیگری هم نخواهد آمد. خدا افکار و اعمال همه را می‌داند. خدا مطیعین دستوراتش را پاداش و مخالفینش را عذاب خواهد داد. ماشیح خواهد آمد. خدا مردگان را به زندگی بر خواهد گرداند. میتزووت [ویرایش] میتزووت یا دستورات، اعمال مطرح در مذهب یهودیت را میتزووت می‌گویند. میتزوا دستوری است که خدا به مردم می‌دهد. برخی میتزوا را به عمل صالح یا نیکوکاری ترجمه می‌کنند. ششصد و سیزده میتزووت برای یهودیان لازم است که انجام دهند. برخی در زندگی روزمره داخل هستند و برخی در مواقع خاص صورت می‌گیرند. بسیاری از این دستورات را الان نمی‌توان اجرا نمود چرا که معبد مقدس اورشلیم تخریب شده‌است. دستورات [ویرایش] لحن این مقاله برای دانشنامهٔ ویکی‌پدیا نامناسب است.لطفا کلمات ستایش‌گونه و غیر ادبی و عبارات غیردانشنامه‌ای موجود در این مقاله را بزدایید. برای راهنمایی بیشتر صفحهٔ راهنمایی برای نوشتن مقاله‌های بهتر را ببینید.شاید در بحث همین صفحه توضیحی دراین‌باره نوشته شده باشد. یهودیان معتقدند موسی ده فرمان و تورات را از کوه سینا با خود پایین آورد. و به جز پنج کتاب (سفر) موجود، تورا محتوای دیگری هم دارد که آن را میشنا یا تورای شفاهی هم می‌نامند که در آن توضیح می‌دهد، چگونه می‌توان قوانین پنج سفر را انجام داد. تفسیری که بر این میشنا نوشته شده‌است گمارا نام دارد و با هم این دو کتاب را تلمود می‌نامند. یهودیان سنتی معتقدند خداوند تورای مکتوب و شفاهی را به موسی داد و او آن‌ها را با رعایت امانت به یهودیان رسانید و آن چه که امروز در دست ماست هم دقیقا همان است و باید همه دستورات آن هر روز هم صورت بگیرد. یهودیان لیبرال می‌گویند تورا الهام خداوند است اما انسان‌ها آنرا نوشته‌اند و دستورات اخلاقی آن همیشه لازم الاجرا هستند، بر خلاف بسیاری دستورات آیینی که امروز لازم نیست صورت بگیرد. در یهودیت به بحث گذاشتن فرمانها وتحقیق درباره چگونگی اجرای انها حرکتی مثبت تلقی می‌شود. تلمود پر است از قصه‌های رای‌هایی که در این موارد با هم بحث می‌کردند. لطیفه‌ای در این باب است که می‌گوید «دو یهودی، سه نظر». برخی از این نظرات را همه پذیرفته‌اند اما برخی دیگر هنوز تحت بحث هستند. امروزه یهودیت رهبر واحدی ندارد که تصمیم بگیرد چگونه فرمان را اجرا کنیم یا به چه چیز اعتقاد بورزیم. گرچه یهودیان اعتقادات به نظرات مختلف دارند، اما هنوز پیروان آن معتقد به یک دین هستند. ده فرمان را همه یهودیان در پای کوه سینا شنیدند. این خاصیت ده فرمان است اما یهودیان اتفاق نظر دارند که تمام ششصد و سیزده دستور تورا به یک اندازه اهمیت دارند. ده فرمان [ویرایش] ده فرمان این‌ها هستند: به خدا اعتقاد داشته باشید جز او کسی یا چیزی را نپرستید تصویری یا مجسمه‌ای را به عنوان خدا نسازید به آن ارادت نورزید و آن را تعظیم نکنید نام خدا را بیهوده نبرید شبات نگه دارد یعنی در روز هفتم استراحت کنید به والدین خود احترام بگذارید قتل نکنید زنا نکنید دزدی نکنید شهادت دروغ ندهید به مال دیگری حسد نورزید قوانین هفتگانه نوح [ویرایش] هفت فرمان اخلاقی است که بر اساس تلمود و توسفتا، از سوی خدا به نوح داده شد و تمام آدمیان باید از این دستورها اطاعت کنند؛ اگر هم غیریهودیان به این هفت فرمان پایبند باشند و آنها را رعایت کنند، به رستگاری می‌رسند. ممنوعیت بت پرستی: بت نپرستید ممنوعیت قتل: خون کسی را به ناحق بر زمین مریزید، خودکشی نکنید و فرزندان خود را نکشید و قربانی نکنید. ممنوعیت زنا: زنا مکنید. ممنوعیت قسم ناروا: سوگند ناروا نخورید و تهمت نزنید. گوشت حیوان زنده و خون را نخورید. عدل و داوری را برپا سازید. تشکیل دادگاه شرعی. برای نظارت بر انجام شش فرمان مورد اشاره. کتاب‌های مذهبی [ویرایش] ۱.تنخ شامل ۳۹ کتاب است که در دوره‌ای بیش از هزار سال به رشته تحریر در آمده‌اند. یهودیان و حتی مسیحیان برای کتاب مقدس، تقدس والائی قائلند و آن را الهام خداوند بر نویسندگان کتاب مقدس می‌دانند و بر این باورند که کتاب مقدس دو مؤلف دارد یکی خدا و دیگری بشر و بین ایندو عنصر خدایی و بشری جدایی وجود ندارد. تنخ خود به ۳ بخش تقسیم می‌شود: طومار تورا مقدس که به منظور تشریفات مذهبی در یک کنیسه گشوده شده‌است. تورا نوییم کتوویم ۲.تلمود تفاسیر تورا سری تلمود بابلی ۱. تلمود بابلی ۲.تلمود اورشلیم میشنا گمارا توسفتا ۳.میدراش ۴.آثارهالاخایی ۱.تور ۲.میشنه تورا ۳.شولحان عاروخ ۴.رسالات سوال و جواب ۵.توسفتا ۶.پیوت کتاب شعرهای مذهبی ۷.زوهار ۸.سیدور کتاب نماز و ادعیه فلسفه یهود [ویرایش] نوشتار اصلی: فلسفه یهودی فلسفه یهودی از تبیین بنی‌اسرائیل از سرچشمه جهان هستی و صفات ذاتی و فاعلی خدا به گونه‌ای فلسفی نشأت می‌گیرد. از این‌رو، کتاب مقدس عبری که تنخ نامیده می‌شود؛ منبع بنیادینی‌است که فلسفه یهودی بر اساس آن استوار می‌گردد. خاخام‌ها در دوره تنائیم، که در فاصله قرن اول قبل از میلاد تا قرن دوم بعد از میلاد است، و خاخام‌های دوره امورائیم که، بین قرون دوم و ششم میلادی‌است، چنین بینشی را نسبت به خدا و ارتباط آن با کیهان به روشی مشابه ادامه دادند. این اندیشه‌ها موضوعاتی چون وحدت، علم مطلق، قدرت مطلق، خیرخواهی خدا، اسرائیل و رسالتی که در قبال امت‌ها دارد، مفهوم ماشیح و نجات، هدف و قلمرو شریعت و هلاخا را دربر می‌گیرد. علاوه بر تلمود، در میشنا و میدراش نیز توجه دانشمندان به بحث‌های الهیاتی و فلسفی در چهارچوب تفکر یهودی معطوف شد. علاوه بر این، کابالا و متون عرفانی یهودیت نیز مشتمل بر پژوهش‌های نظری پیچیده‌ای درباره سیر آفرینش و ذات خداوندی‌است. کابالا [ویرایش] کابالا نامی است که بر تصوف یهودی اطلاق می‌شود و تلفظ اروپایی قبّالاه عبری است به معنی قدیمی و کهن. این واژه به شکل قباله برای فارسی زبانان و عرب‌ها است. بیشتر یهودیان ارتودوکس به آئین کابالا (کابالیسم) اعتقاد دارند. بر اعتقاد هواداران و معتقدین به آئین کابالا، فهمیدن و درک رموز مخفی درآئین کابالا، باعث می‌شود تا انسان بصورت روحانی‌واری به خدا نزدیکتر شود و بدین ترتیب بشریت، قدرت والایی از رموز مخفی خدا که برای دیگر انسانها پوشیده‌است، را پی می‌برد.مهمترین منابع و کتب کابالیستی که به عنوان ستون فقرات و پایه اصلی «آئین کابالا» درآمدند، شامل مجموعه کتب عبری زوهار (به معنای «کتاب روشنایی») و هیچالوت (به معنای «کاخ‌ها») می‌شوند که به قرن اول میلادی بازمیگردند. نهایتا در قرن سیزدهم میلادی کتاب زوهار نوشته شد که تفکر و شکل کنونی «آئین کابالا» را تشکیل داد. ماشیح [ویرایش] ماشیح یا مسیح کسی است که به اعتقاد یهودیان ظهور خواهد کرد و نجات دهنده آنها خواهد بود. آخرت و زندگی بعد از مرگ [ویرایش] در نخستین نوشته‌های تنخ یهودی، سخنی از زندگی پس از مرگ، کیفر و پاداش، بهشت و جهنم نمی‌رود. اعتقاد بر این بود که مردگان به سرزمین مردگان که شئول نامیده می‌شد، می‌روند. مرگ زودرس، کیفر خدایی دانسته می‌شد که بدکاران و کافران به آن دچار می‌شوند [۸] و زندگی طولانی بالاترین خوش‌بختی دانسته می‌شد.[۹]؛ زندگی پس از مرگ نامشخص تلقی می‌گردید.[۱۰] ظاهراً به این دلیل که مردم همسایه اسرائیل، به زندگی پس از مرگ به شیوه زندگی در قبر باور داشتند؛ اسرائیلیان از آن‌ها دوری می‌جستند. بنی‌اسرائیل، از دفن کردن اشیاء در گورها پرهیز می‌کردند؛ زیرا انسان را از خاک می‌دانستند که به خاک بازمی‌گردد.[۱۱] در دوره‌های بعدی، باور به آخرت در بین یهودیان به وجود آمد. در کتاب حکمت آمده‌است: آری، خداوند به راستی انسان را نابودناشدنی آفریده‌است؛ چنان‌چه خود نابودناشدنی‌است.[۱۲] در تلمود آمده‌است: اگر کسی برانگیخته شدن مردگان را نفی کند، در روز رستاخیز بهره‌ای نخواهد برد.[۱۳] هلاخا [ویرایش] هلاخا (به عبری: הלכה)، به مجموعه قوانین شریعت یهود گفته می‌شود، قوانینی که از تنخ، تلمود و حاخام‌ها و همچین آداب و رسوم یهودیان ناشی می‌گردد. صدکه [ویرایش] کیسه نیکوکاری این بخش از این نوشتار خُرد است. با گسترش آن به ویکی‌پدیا کمک کنید. صنیوت [ویرایش] نوشتار اصلی: صنیوت در تلمود بابلی، ربّی العازر بن صدوق شرحی بر آیهٔ صنیوت از کتاب میکاه نوشت و آن را با مفهوم عفت همراه کرد.(رساله سُکّه ۴۹:۳) شرایع یهودیت در واقع مردان و زنان یهودی را به پوشانیدن بدنشان امر کرده است؛ بر اساس هلاخا بر زنان واجب است که موی سر را بپوشانند[۱۴]؛ بر مردان نیز جایز نبود که سرناپوشیده چهار ذراع راه بروند یا تورات را تلاوت کنند.[۱۵] هر چند پوشش سر مردان بیشتر نمادی از تقوای الهی تلّقی می‌شد و از قوانین صنیوت دانسته نمی‌شد. بر اساس تورات، شنیدن صدای آواز زنان عروه یا برهنگی دانسته می‌شود.[۱۶] اگر زنی صدایش به قدری بلند بود که وقتی در خانه‌اش سخن می‌گفت، همسایگان قادر به شنیدن صدایش بودند، مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد.[۱۷] بر اساس قانون نگیا، تماس و دست دادن زن و مردی که وابستگی خانوادگی نزدیک ندارند، جایز نیست. بر اساس قانون ایحود، زن و مرد بیگانه از خلوت کردن با هم منع شده‌اند. در کنیسه‌های یهودی، زنان و مردان به وسیلهٔ پرده‌ای به نام مهیتزا از هم جدا می‌شوند. فتاوای یهودی همچنین اختلاط زنان و مردان در رقصیدن را جایز نمی‌دانند. بر اساس شولحان عاروخ، پوشیدن لباس جنس مخالف و نیز پوشیدن لباس کفّار ممنوع می‌باشد.[۱۸] قوم یهود [ویرایش] یک اشکنازی در کنار یک یهود ایرانی این بخش از این نوشتار خُرد است. با گسترش آن به ویکی‌پدیا کمک کنید. ملاک یهودی‌بودن [ویرایش] یهودیت ارتودکس معتقد است، شخصی که از مادر یهودی به دنیا آمده، ولو به دین دیگر بگراید، باز هم یهودی است.[۱۹] به صورت تاریخی، یهودی که مدعی الحاد است، ممکن است عنوان حِرِم(به عبری: חרם) به خود بگیرد، اما اعلام الحاد او موجب از دست دادن عنوان یهودیت از وی نمی‌شود.[۲۰] برای نمونه مورد باروخ اسپینوزا را ببینید. بر اساس باورهای یهودیان همچنین آنوسیان (یعنی کسانی که به‌رغم میل خود به دین دیگری گرویده‌اند) و فرزندان دختری آنان، یهودی حساب می‌شوند. در یهودیت، عنوان خاصی برای کسانی که یهودی هستند، ولی شریعت یهود را رعایت نمی‌کنند وجود دارد که آنها را مِشومدیم (به عبری: משומדים) می‌نامند، در بین علمای یهود در مورد نحوه رفتار با آنان، بر اساس قانون شریعت، بحث زیادی وجود دارد، اما در مورد یهودیت آنان اختلاف نظری وجود ندارد.[۲۰] کسی که ایمان خود به یهودیت را از دست می‌دهد، همواره می‌تواند به این آیین باز گردد. و در این حالت هیچ احتیاج به مراسمی رسمی یا خاص نیست. همچنین تعاریف دیگری بر اساس تست دی‌ان‌ای و تشخیص کروموزوم وای هارون(Y-chromosomal Aaron)، وجود دارد.[نیازمند منبع] گرویدن به یهودیت [ویرایش] این بخش از این نوشتار خُرد است. با گسترش آن به ویکی‌پدیا کمک کنید. گرویدن به این دین با انجام مناسک مذهبی امکان پذیر است. در اکثر کشورهای اسلامی این گرایش جرم محسوب می شود.[نیازمند منبع] آنوسیم [ویرایش] نوشتار اصلی: آنوسی آنوسیم (به عبری: אנוסים)، در عبری جمع «آنوس» و به معنی «مجبور شدگان» است. در آیین یهودی، کلمه‌ای حقوقی است که به یهودیانی که مجبور به ترک غیر اختیاری آئین یهودیت شده‌اند ولی همهٔ تلاش خود را می‌کنند تا در شرایط اجبار به آیین یهودی خود پایبند باشند، اطلاق می‌شود.[۲۱] تقسیمات نژادی [ویرایش] نژاد یهود خود به چند دسته تقسیم می‌شود که از نظر ظاهری، رنگ، فرهنگ و موقعیت مکانی تفاوت دارند.تفاوت در سنت‌ها و آداب و رسوم هر یک متفاوت است.[نیازمند منبع] اشکنازی:یهودیان اروپایی که جمعیت بیشتری دارند وسنت مورد خاص خود را دارند.[نیازمند منبع] میزراهییهودیان که ساکن خاورمیانه هستند سفارادییهودیان ساکن حوضه دریای مدیترانه در اروپا و مراکش هستند بتا اسراییل یا یهودیان اتیوپی که سیاه پوستند. بنه روما: این گروه هم سنت و روش خاص خود را دارند.و در ایتالیا سرچشمه می‌گیرند. زبان‌ها [ویرایش] عبری ییدیش یهودی-عربی یهودی آرامی گویش بخارائی یهودی-تاتی لادینو یهودی-پارسی الفبای عبری [ویرایش] نوشتار اصلی: الفبای عبری حروف الفبای عِبری در نوشتن خط عبری و نیز برخی نشانه‌های علمی و ریاضی بکار می‌رود. تشریفات مذهبی [ویرایش] لباس‌های مذهبی [ویرایش] لباس مردان:در کنیساها و جوامع مذهبی کلاهی بنامکیپا، که از جنس مخمل یا ساتن یا کاموایی است، بسر گذاشته می‌شود و لباسی سفید و شلواری سیاه میپوشند و برای خواندن نماز شالی بنام تالیت و تفیلین(دو نوار سیاه رنگ که دارای جعبه‌ای از آیات تورا می‌باشد که یکی بدست و دیگری به روی پیشانی بسته می‌شود)میبندند.بعضا رسم است که شال باریکی بنام آتاراه روی تالیت می‌اندازند. همچنین بندی بنام ضیضیت از روی شلوار آویزان می‌گردد. این بخش از این نوشتار خُرد است. با گسترش آن به ویکی‌پدیا کمک کنید. نمازها [ویرایش] یهودیان معمولاً در هر روز سه نماز (یهودیت) می‌خوانند و در روز شبات و سایر روزهای مقدس فرقه‌های ارتدکس و محافظه کار یک نماز اضافی هم به نام موساف خوانده می‌شود. نماز پنجمی هم به نام نئیلا وجود دارد که اکنون تنها در یوم کیپور دهمین روز از ماه تیشری که اوایل پاییز است خوانده می‌شود.می توان نماز را فرادی یا به جماعت یا به همراه منیان خواند. مثل نماز اسلامی در یهودیت هم نماز جماعت ارجح است و بخش‌هایی هم دارد که جز در جماعت اجرا نمی‌شود. اکثر مراسم آیینی در یهودیت با ملودی سنتی به نام نیگون به حالت آوازی قرائت می‌شود. در هر کنیسه، سکویی کم ارتفاع وجود دارد که حزان بر فراز آن این مناجات را رهبری می‌کند. اعیاد مذهبی [ویرایش] برگزار کردن اعیاد در یهودیت ریشه مرکزی ارتباط بشر با خدا و جهان می‌باشد.اعیاد مذهبی که بیشتر نشانهٔ رویدادهای مذهبی نظیر خروج از مصر و نزول تورا و یا ارتباط با طبیعت دارند، این اعیاد شامل: پسح یا فصح هم نماد آزادی است و هم شکل‌گیری قوم یهود. عید شاووت یا عید هفته‌ها روش هشانا: عیدی است که نمود شروع سال یهودی است. یوم کیپور: روز آمرزش نیز شناخته می‌شود. عید سوکوت: دو هفته پس از روش هشانا و پنج روز پس از یوم کیپور آغاز می‌شود و هفت روز ادامه دارد. باورمندان یهودی در این مدت، به برپایی سوکا می‌پردازند. حنوکا پوریم سیمحات تورا تو بیشوات آسارا بتوت تیشا ب آو علاوه بر اعیاد قید شده، اعیاد زیر نیز توسط بسیاری از یهودیان، بخصوص در اسرائیل برگزار می شوند. روز هولوکاست سالروز استقلال اسرائیل ‍یوم یروشالاییم یا روز اورشلیم: روز یک‌پارچه‌شدن شهر اورشلیم در پی پیروزی اسرائیل در جنگ شش روزه. شبات [ویرایش] (در عبری שבת به معنی شنبه) در دین یهودیت به روز تعطیل هفتگی (شنبه) می‌گویند. که در بصورت نمادین به معنای هفتمین روز خلقت است یکی از ده فرمان حفظ شبات است که با غروب جمعه آغاز می‌شود و با غروب شنبه به پایان می‌رسد.شبات روز استراحت برای تشکر از خداوند برای خلق زمین است. کشروت [ویرایش] نحوه کشتار حیوانات در یهودیت. گردن حیوان با یک ضربه چاقو بریده می‌شود و صبر می‌کنند تا تمام خون حیوان از بدن او خارج شود. قوانین یهودیان برای غذاها یهودیانی که قانون کشروت را رعایت می‌کنند غذاهای خاصی میل می‌کنند که با ترتیب خاصی تهیه شده باشد. غذایی که یک یهودی می‌تواند بخورد کوشر نامیده می‌شود. یهودیان سنتی در این مورد بسیار با توجه هستند. نمی‌توان در رستوران‌های غیر کوشر و یا در منزل کسی که کشروت را رعایت نمی‌کند غذا خورد. گاهی رعایت این اصل دیدار دوستان یا انجام کار را دشوار می‌کند. اما باید بدانیم این هم بخشی از مذهب یهودیت است. یهودیان می‌توانند همه نوع میوه یا سبزی را اگر خوب شسته شود و مطمئن شوند حشره‌ای در میان آن نیست میل کنند. یهودیان می‌توانند هر ماهی باله و فلس داری را بخورند. از جمله قزل آلا و ماهی تون اما خرچنگ صدف و میگو برایشان حرام است. یهودیان می‌توانند گوشت هر حیوان نشخوارکنندهٔ سم شکافته‌ای را میل کنند از جمله گاو گوسفند بز و آهو گوشت پرندگانی که در تورا برای خوراک مردم ناپاک خوانده شده غیرقابل مصرف است اما مرغ اردک و بوقلمون حلال است. غذایی که کسی می‌پزد یا در بسته بندی عرضه می‌شود باید به نظر و تایید متخصص کشروت یا ماشگیاخ برسد. گوشت حیوان غیرنشخوار کننده یا غیر سم شکافته حرام است. مثلا خوک سم شکافته‌است اما نشخوار نمی‌کند. فیل نه سم شکافته‌است نه نشخوار می‌کند. هر دو تریف هستند. خزندگان، دوزیستان و جوندگان تریف هستند هیچ حیوان دریایی که فلس و باله نداشته باشد کوشر نیست مثل کوسه، مارماهی، خرچنگ و میگو پرندگان گوشت خوار نام برده در تورا برای خوردن مناسب نیستند. حیوان را باید با حرکت سریع یک چاقوی بسیار تیز ذبح کرد تا سریع بمیرد تمام خون آن باید خارج شود سپس میل شود غذای کوشر باید در آشپزخانه‌ای تهیه شود که برای غذای کوشر آماده شده‌است. اگر غذای غیر کوشر در آن پخته شده باشد باید اول به طریق خاصی تمیز شود. نقاط مهم حیات یک یهودی [ویرایش] نقاط مهم حیات یک یهودی تولد بریت میلا: که در هشت روزگی نوزاد پسر ختنه صورت گرفته و کودک نام گذاری می‌شود. پیدیون هابن رسمی است که یک پدر انجام می‌دهد تا برای نخست زادهٔ مذکر زنش از معبد نجات بطلبد. بط لاویان و کاهنان این رسم را اجرا نمی‌کنند. بت میتزوا: در دوازده سالگی یک دختر برگزار می‌شود و پس از آن او یک زن تلقی می‌شود برمیتزوا: همان مراسم در سیزده سالگی یک پسر است که توراخوانی و دعاهای خاصی هم دارد ازدواج تواد اطفال مرگ اشیاء مذهبی [ویرایش] منوره: شوفار: کنیسا و ساختمان‌های مذهبی [ویرایش] هیکل سلیمان [ویرایش] نوشتار اصلی: هیکل سلیمان هیکل سلیمان یا هیکل مقدس (به عبری: בית המקדש הראשון تلفظ: بیت همیقداش) اولین معبد باستانی یهود در اورشلیم است که اکنون ویران شده‌است. در کتاب مقدس عنوان هیکل برای این بنا به کار رفته‌است. بر باور یهودیان، معبد به دستور خدا و توسط سلیمان ساخته شد. سنهدرین [ویرایش] نوشتار اصلی: سنهدرین سنهدرین(عبری:סנהדרין به معنی «با هم نشستن» یا «انجمن») دادگاه و شورای عالی یهودیان در زمان گذشته بود که از بیست و سه داور از شهرهای اسرائیل، تشکیل می‌شد. اعضای سنهدرین، ۷۱ تن بودند. سنهدرین بزرگ، در اورشلیم، واقع بود. دادگاه در همه روزها، جز در روزهای عید و روز سبت، برقرار بود. رئیس سنهدرین ناسی و رئیس عدالت آن او بیت دین نامیده می‌شد. سنهدرین، در زمان تئودوسیوس دوم منحل شد و عنوان ناسی نیز ممنوع گشت. در زمان عمر بن خطاب، تلاشهایی برای احیای سنهدرین در اورشلیم صورت گرفت؛ اما موفقیت آمیز نبود. کنیسا [ویرایش]کنیسا. یا کنشت به نیایشگاه و محل اجتماعات دینی یهودیان گفته می‌شود. سوکاه [ویرایش] سوکا (به عبری: סוכה) سایبانی است که با آغاز عید سوکوت، یهودیان در کنار خانه یا بالکن آپارتمان خود برپا می‌کنند و سقف آن را با شاخه‌های بزرگ نخل یا درختان دیگر می‌پوشانند. بر طبق فرامین مذهبی، دیوارهای سایبان می‌بایست از پارچه، برزنت و یا چوب ساخته شود. یهودیان باورمند، در هفت روز عید سوکوت غذای روزانه خود را در سوکا صرف می‌کنند و مردان شب را به تنهایی در داخل آن به روز می‌رسانند. در ایام عید سوکوت، یهودیان به دید و بازدید از یکدیگر می‌روند و در سوکا از یکدیگر پذیرائی می‌کنند.[۲۲] زیارتگاه‌ها [ویرایش] دیوار نُدبه (در عبری: הכותל המערבי، تلفظ: کوتِل همعرابی (به معنای دیوار غربی)[۲۳]، تلفظ عامیانه عبری: کُتِل) مقدس‌ترین مکان مذهبی یهودیان است که بر روی تپه «موریا» در شهر اورشلیم، در کشور فلسطین قرار دارد. بر باور یهودیان دیوار ندبه از آخرین باقی‌مانده‌های هیکل سلیمان و دومین پرستش‌گاه اورشلیم و مرکز دعا و منبع الهام برای یهودیان در فلسطین و سراسر جهان می‌باشد. نمای دیوار ندبه در شهر اورشلیم غار پدران:در [[اورشلیم مکانی که آدم، حوا، ابراهیم، اسحق، لیاه، یعقوب، ساره و ربکا در آن بخاک سپارده شده‌اند. آرامگاه مادران:در طبریه آرامگاه میریام, صفورا, یوکابدو الیشوا می‌باشد. آرامگاه استر و مردخای در همدان آرامگاه راحل در نزدیکی بیت لحم آرامگاه داود در اورشلیم آرامگاه دانیال در شوش آرامگاه حبقوق در تویسرکان شهرهای مقدس [ویرایش] اورشلیم حبرون صفاد طبریه نقش‌های مذهبی [ویرایش] روحانیون [ویرایش] کوهنیم:رهبران مذهبی از نسل هارون که رهبری قوم را در گذشته بر عهده داشتند. ربای یا خاخام یا راو:که مسئول امور مذهبی می‌باشد. هزان:قاری ادعیه دایان گبای:متصدی امور روزمره، خادم تقسیمات مذهبی [ویرایش] از ازل یهودیان با هم هم عقیده بودند تا دویست سال قبل گروهی یهودی در آلمان تصمیم گرفتند مدرن تر و شبیه به سایر آلمانی‌ها شوند و برخی باورها را کنار بگذارند به این یهودیان رفورمیست یا اصلاح طلب می‌گویند.به جز سه گروه محافظه کار اصلاح طلب و ارتدوکس گروه‌هایی با تعداد کمتری هم وجود دارند مثل قرائون. هر گروهی بر اساس فهم خودش از یهودیت اعمال خودش را دارد. برخی از یهودیان بسیاری قواینن را کنار گذاشته‌اند. مثلا اصلاح طلبان یا لیبرال‌ها کشروت یا شبات را رعایت نمی‌کنند و به جای ان جنبه‌های اخلاقی یهودیت را مد نظر قرار می‌دهند. یهودیان که دیدند با این اوضاع سنن یهودی از دست می‌رود برای حفظ سنن پس از لیبرال‌ها بر علیه آنان محافظه کاران را به وجود آوردند. ارتدوکس‌ها این هر دو ار مردود می‌شمرند و تغییراتی ار که آن‌ها به وجود آورده‌اند از حیز اعتبار ساقط می‌دانند. یکی از بزرگترین راوهای ارتدکس ۱.ارتدوکس یا سنتی حاردی یا افراطی ناتوری کارتا(یهودیان ضد صهیونیست) حسدی جنبش خسدیسم خود دارای ریزگروه‌های مختلفی می‌باشد. خبد لوباویچ ساتمار بلز مدرن ارتدکس 2.اصلاح طلب(یهود) ۳.محافظه کار(یهود) ۴.قراییم یهودیان اسرائیل خود را اصلاح طلب یا ارتدوکس یا محافظه کار نمی‌دانند، بلکه خود را حاردی -بسیار مذهبی- داتی -دینی- ماسوراتی -سنتی- یا خیلونی -سکولار- می‌دانند. فرقه‌های غیر ربانی [ویرایش] یهودیت اومانیستHumanistic Judaism جنبش نوسامان گراییReconstructionist Judaism غیر سنتیAlternative Judaism تجدیدگراJewish Renewal علوم یهودJewish Science تقسیمات تاریخی [ویرایش] صدوقیان فریسیان اسنیان ابیونیان فرقه‌های خارجی [ویرایش] یهود-بودایی سامریان یهودیت مسیحایی نئو پاگان یهودی تاریخ یهودیت [ویرایش] پیدایش یهودیت [ویرایش] منوره هفت شاخهٔ پرستش‌گاه اورشلیم را تیتوس، امپراتور روم پس از ویران کردن دومین معبد یهود به شهر روم برد. این دین با ادعای پیامبری موسی از طرف یهوه آغاز شده و به نام‌های چون: دین عبری، دین بنی‌اسرائیل، دین کلیمی و دین یهودی آشنا است. رابرت هیوم در کتاب ادیان زنده جهان می‌گوید «این واژه نخستین بار در حدود یکصد سال پیش از میلاد مسیح در ادبیات یونانی- یهودی به کار رفته‌است و واژه دیگری که تمام تاریخ این دین را در بر بگیرد، وجود ندارد.» به اعتقاد یهودیان، موسی از طرف یهوه مامور دو هدف بود، نخست دعوت بنی‌اسرائیل به عبادت خدای یکتا یا یهوه و دوم آزادی قوم بنی‌اسرائیل از اسارت فرعون مصر بود. بعد از موسی، یوشع رهبری بنی‌اسرائیل را برعهده گرفت و بعد از یوشع، پیامبران زیادی با آوردن کتاب مقدس، هدایت قوم بنی‌اسرائیل را عهده‌دار شدند. یهودیان، عهد قدیم را محصول تعالیم انبیا، خود می‌دانند، تعالیمی که از موسی (حدود ۱۲۵۰سال قبلا از میلاد) شروع و به ملاکی (حدود ۱۶۰ قبل از میلاد) ختم می‌شود. از عهد قدیم دو نسخه مهم قدیمی موجود و در دسترس است: یکی به زبان اصلی، یعنی عبری و دیگری به زبان یونانی که به ترجمه سبعینیه (با هفتادتنان) معروف است. قدیمی‌ترین نام عبری کتاب مقدس هاسفریم به معنای الکتب می‌باشد. یهودیان ایران [ویرایش] نوشتار اصلی: یهودیان ایران پیشینه حضور یهودیان در ایران به ۲۷۰۰ سال پیش بازمی‌گردد. آنها پس از ویرانی معبدشان توسط بخت النصر فرمانروای قوم آشور، به مناطقی در جنوب عراق فعلی و ایران که زیر سلطه آشوریان درآمده بود کوچانده شدند.از اماکن مذهبی مقدس نزد یهودیان در ایران می توان به آرامگاه استر و مُردخای و مزار حجی پیامبر در همدان و پیغمبریه در قزوین و ارامگاه دانیال نبی در شوش وقبرستانی به نام گیلیارد در دماوندو بسیاری دیگر اشاره کرد.ایران پس از اسرائیل دارای بیشترین جمعیت یهودی در خاورمیانه است.

آخرالزمان قيامت

آیا در میان این همه مسلمان و شیعه 313 نفر یار و یاور برای حضرت وجود ندارد تا ظهور کند؟

در پاسخ این سؤال می گوییم:
اولاً: در روایات مختلف برای یاران و اصحاب خاص حضرت مهدی علیه السلام صفات و خصوصیات وی‍ژه ای ذکر شده که باید در 313 نفر موجود باشد، و ما به برخی از آن صفات قبلاً اشاره کردیم.
ثانیاً: همان گونه که در جای خود اشاره کرده ایم، از مجموعه ی احادیث استفاده می شود که حضرت دو دسته یار و یاور بعد از ظهور دارند: یکی یاوران خاص که 313 نفرند و دسته ی دیگر یاوران عام که ده هزار نفرند و باید این تعداد جمعیت نیز آماده شود.
ثالثاً: فراهم شدن 313 نفر از یاران خاص حضرت علت تامّه برای ظهور حضرت نیست، بلکه یکی از شرایط تحقق ظهور است، حضرت با کمک این تعداد افراد حکومت عدل گستر جهانی را پیاده خواهد کرد، اما اینکه آیا فراهم شدن این تعداد نفر علت تامه ی ظهور است؟ خیر، بلکه علل و عوامل و شرایط دیگری از جمله فراهم شدن زمینه ی لازم و مساعد برای حکومت حضرت نیز لازم است.

 
آخر الزمان چیست؟  

آخِرُالزَّمان، اصطلاحی که در فرهنگ ادیان بزرگ دنیا دیده می شود و در ادیان ابراهیمی اهمیت و برجستگی ویژه ای دارد. باورهای مربوط به آخرالزمان، بخشی از مجموعه عقیده هایی است که به پایان این جهان و پیدایش جهان دیگر مربوط می شود و ادیان بزرگ درباره آن پیشگویی هایی کرده اند.

و امّا آخرالزمان در آیین اسلام؛
در قرآن مجید گفتار صریحی درباره آخرالزمان نیست و این اصطلاحی است که در احادیث و مؤلفه های مسلمانان به چشم می خورد.
این اصطلاح، در کتاب های حدیث و تفسیر در دو معنی به کار رفته است: نخست، همه آن قسمت از زمان که بنا بر عقیده مسلمانان، دوران نبوت پیامبراسلام است و از آغاز نبوت پیامبر تا وقوع قیامت را شامل می شود. دوم، فقط آخرین بخش از دوران یاد شده که در آن مهدی موعود ظهور می کند و تحولات عظیمی در عالم واقع می شود. انصاف حضرت محمد (ص) به پیامبر آخرالزمان در میان مسلمانان، با این دو مطلب ارتباط دارد: نخست اینکه پیامبر اسلام، خاتم پیامبران است و شریعت وی به دلیل کامل بودن، تا پایان این عالم اعتبار دارد و او پیامبر آخرین قسمت از زمان است که به قیامت می پیوندد؛ دیگر اینکه در نخستین سده های اسلام، حداقل تصور عده ای از مسلمان چنین بود که قیام قیامت نزدیک است و ظهور پیامبر اسلام در عصری واقع شده که به قیامت متصل است.
در فرهنگ عامه مسلمانان خاصه شیعه، اصطلاح آخرالزمان حکایت از عصری می کند که مهدی موعود در آن ظهور می کند و تحولات ویژ ه ای در جهان رخ می دهد. در روایت های مسلمانان، برای این عصر مشخصه های ویژه ای (به نام نشانه های آخرالزمان) نقل شده است.
از مجموع روایت هایی که در کتاب های حدیث، تفسیر و تاریخ درباره عصر ظهور مهدی موعود نقل شده است، دو مطلب درباره ویژگی های آخرالزمان ـ به معنی عصر مهدی موعود ـ به صورت تواتر معنوی به دست می آید. اول اینکه در این عصر، پیش از ظهور مهدی موعود، فساد اخلاقی و بیداد و ستم همه جوامع بشری را فرامی گیرد و به صورت عام ترین پدیده در روابط انسان ها درمی آید. دیگر اینکه پس از ظهور مهدی، تحول عظیمی در جوامع رخ می دهد، فساد و ستم از میان می رود و توحید و عدل و رشد کامل عقلی و عملی در سراسر زندگی انسان ها جریان می یابد. معروف ترین حدیث که با عبارت های گوناگون نقل شده است، نشانه اصلی دوران حکومت مهدی در آخرالزمان را، بال گستردن داد بر سراسر جهان یاد می کند: خداوند جهان را که از بیداد و تباهی آکنده شده است، به وسیله او از قسط و عدل پر می سازد (ابن ماجه، ج 2 ، ص 1336؛ مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 266). برخی، مجموعه مشخصه ها و نشانه های آخرالزمان را که مربوط به عصر مهدی موعود می شود و در حدیث ها پیشگویی شده است، چنین تفسیر کرده اند: پیروزی نهایی صلاح و عدالت و آزادی، حکومت جهانی واحد، آبادانی تمام زمین، بلوغ بشریت به خردمندی کامل و آزادی از جبرهای طبیعی و اجتماعی، برقراری مساوات کامل میان انسان ها در امر ثروت، از میان رفتن کامل مفاسد اخلاقی، منتفی شدن جنگ و در نهایت ، سازگاری انسان و طبیعت (مطهری، 60).
در نظر عده ای از مفسران متأخر مسلمان، افزون بر روایات هایی که از آن سخن گفته شد، در قرآن آیه هایی هست که به آینده جوامع انسانی نظر دارد و دربارة حکومت توحید و عدل در آینده زندگی انسان مطالبی بیان می کند. اینان معتقدند که آیه های مربوط به جانشینی انسان در زمین، فرمانروا شدن نیکوکاران زمین (وراثت صالحان) و پیروزی حق بر باطل با وجود جولان همیشگی باطل، آیه هایی هستند که سرنوشت آینده بشریت را پیش گویی می کنند و مستقیماً به مسئله آخرالزمان مربوط می شوند. محمدرشید رضا (9/80)، محمدحسین طباطبایی (14/330) و سید قطب (5/3001،3002) به ترتیب در ذیل آیات 128 از سوره 7 (اعراف)، 105 از سورة 21 (انبیاء) و 171 و 172 از سوره 37 (صافات) قرآن، این عقیده را توضیح داده اند.
اینان، آیه ها و روایت های مربوط به تحولات آخرالزمان را بیان کننده نوعی فلسفه تاریخ می دانند. این مفسران که از روحیه خاص عصر ما، یعنی جست وجوی نوعی فلسفه برای تاریخ انسان متأثرند، در صدد کشف فلسفه تاریخ از دیدگاه اسلام برآمده اند و آن را در این آیه ها و امثال آن یافته اند. در نظر اینان، تحولات آخرالزمان که در روایت بیان شده است، چیزی جز آینده طبیعی جامعه انسانی نیست. عصر آخرالزمان عبارت است از دوران شکوفایی تکامل اجتماعی و طبیعی نوع انسان. چنین آینده ای امری است محتوم و مسلمانان باید انتظار آن را بکشند.


 
بازرسان قبر  

 

« پرسش قبر » از مهم‏ترین موضوعات این مبحث است که در بسیارى از روایات این باب، از آن سخن رفته است و در اهمیت این موضوع همین نکته بس که انکار کننده آن، شیعه اهل بیت (علیهم السّلام) نیست.
امام صادق (علیه السّلام) فرمود: «هر که سه چیز را انکار کند، شیعه ما نیست:
? – معراج ، ? - پرسش قبر ، ? – شفاعت ». (?)
از روایات استفاده مى‏شود که پرسشهاى قبر را دو فرشته به نامهاى نکیر و منکر انجام مى‏دهند:
پیامبر خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «خداوند تعالى، دو فرشته به نامهاى نکیر و منکر، جهت پرسش به قبر مى‏فرستد». (?)
از پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) پرسیدند: سیماى فرشتگان بازرس قبر چگونه است؟
رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «بسیار تندخو و زشتند؛ صدایشان همچو رعد غرّان و چشمانشان چون برق تابان است.
موهایشان (به گونه‏اى بلند است که از پشتشان آویزان و) به روى زمین کشیده مى‏شود؛ دندانهایشان (به گونه‏اى تیز است که وقتى آنها) را در زمین فرو کنند، گودالى پدیدار شود». (?)
امام کاظم(علیه السّلام) فرمود: «هنگام ورود مؤمن به قبر، بازرسان قبر(با احترام) او را نشانند و سؤالاتشان را پرسند (و چون پاسخ به نیکى شنوند) قبرش را تا چشم کار مى‏کند، بگشایند و از طعامهاى بهشتى برایش (ارمغان) آورند». (?)
حال این سؤال به ذهن مى‏رسد که آیا سیماى فرشتگان بازرس قبر، نسبت به نیکان و بدان یکسان است یا تفاوت دارد؟
براى پاسخ به این سؤال، به نکاتى چند اشاره مى‏شود:
الف - بازرسان قبر با این سیماى وحشتناک و هراسنده، فقط به سراغ بدکاران مى‏آیند و این دیدار نامیمون سزاى کمى از گناهان بزرگ آنهاست.
ب - سیماى بازرسان قبر نسبت به نیکوکاران بسیار زیبا و برخورد آنها همراه با مهربانى و محبت است.
ج - در برخى اخبار و ادعیه نیز بین بازرسان قبر، تفاوت گذاشته شده است؛ نسبت به بدکاران «نکیر و منکر» و نسبت به نیکوکاران «بشیر و مبشر» نامیده شده‏اند. (?)
«نکیر و منکر» را بدین سبب نام نهاده‏اند که از منکران خدا، پیامبر، امام و... همچنین از انجام دهندگان منکرات و زشتى‏ها سؤال مى‏کنند.
«بشیر و مبشر» را از این رو که بشارت دهنده و مژده آور براى اهل ایمان و نیکوکاران هستند، بدین اسم نام نهاده‏اند.
شایان ذکر است که گاهى از فرشتگان بشارت نیز، تعبیر به «نکیر و منکر» مى‏شود.

آزمونى سخت
در برزخ از مسائل کلى(اعمال و عقاید) پرسیده مى‏شود و رسیدگى به مسائل دیگر، به قیامت واگذار مى‏گردد:
پیامبر خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «از خدا، پیامبر، دین و امام پرسیده مى‏شود». (?)
امام سجاد(علیه السّلام) فرمود: «دریغا! اى فرزند آدم! غافلى؛ اما خدایت از تو غافل نیست. مرگ، شتابان سراغت مى‏آید؛ تو را در مى‏یابد؛ آنگاه تک و تنها به خانه قبر خواهى رفت و فرشتگان پرسش براى آزمونى سخت، نزدت مى‏آیند و درباره پروردگار، پیامبر، دین، کتاب و امام از تو مى‏پرسند. سپس از شمار عمر و چگونگى گذراندن آن و بعد، از به‏دست آوردن مال و چگونگى صرف آن خواهند پرسید». (?)
امام صادق(علیه السّلام) فرمود: «در قبر از پنج چیز(دیگر، نیز) پرسیده مى‏شود:
?-نماز، ?-زکات، ?-حج، ?-روزه، ?-دوستى اهل بیت(ع)». (?)
بنابراین، مهم‏ترین سؤالات قبر -تا آنجا که ما یافتیم- به شرح زیر است:
? - معبودت که او را پرستش مى‏کردى، چه کسى بود؟
? - پیامبرت که بود؟
? - کتابش چه نام داشت؟
? - امامى که فرمانش را مى‏بردى، چه کسى بود؟
? - شمار عمرت چند است و آن را چگونه صرف کردى؟
? - مالت را از کجا آورده و در چه راهى صرف نمودى؟
? - آیا نمازت را بدرستى انجام دادى؟
? - زکات و خمس مالت را پرداختى؟
? - از عهده حج واجبت به نیکى برآمدى؟
?? - روزه‏هاى واجبت را به جا آوردى؟
?? - آیا نسبت به اهل‏بیت(ع) محبت داشتى؟
غیر از موارد یاد شده، در روایتى آمده است: از دوستان شخص نیز سؤال مى‏کنند و چنین پرسند: با که دوست بودى؟ (?)
پاسخ به سؤالات بازرسان قبر، ارتباط مستقیم با اعمال و عقاید افراد دارد. آنان که در این جهان به نیکى از عهده این آزمون برآیند، با موفقیت این راه را پشت سر مى‏گذارند؛ اما کسانى که در دنیا با کوله‏بارى از گناه، راهى آن سرا شوند، در برابر آزمونى بسیار سخت قرار دارند. وقتى در آن خانه تنگ و تاریک قرار گیرند و با دو موجود وحشت آفرین وهولناک روبه‏رو شوند؛ چنان ترس و هراس بر آنان چیره گردد که تصورش را نتوان کرد.
به برخى از اشخاص در هنگام پاسخ، لکنت زبان دست مى‏دهد.
برخى گویند: در دنیا مى‏گفتند: خدایى هست، پیامبرى هست؛ ولى ما انکار مى‏کردیم.
گروهى ممکن است از شدت ترس و لرز به آن دو اشاره کنند و گویند: خدا و پیامبر، شمایید.
پس از آن، فرشتگان با گرز آتشین و عمود آهنین بر سرشان کوبند؛ طورى که از قبرهایشان آتش زبانه کشد!
شایان ذکر است که میزان پاسخگویى و مجازات، به میزان کردار شخص بستگى دارد. بنابراین -چنانکه در گفتار بعدى نیز خواهیم گفت- مجازات همگان یکسان نیست.
علم خدا و پرسش فرشتگان‏ (??)
چرا در قبر پرسش مى‏شود؟ مگر خدا از کردار همه انسانها آگاه نیست؟
شکى نیست که پروردگار بى‏همتا بر تمام کردارهاى آشکار و پنهانى همگان آگاه‏ (??) و از رگ گردن به انسانها نزدیک‏تر است‏ (??) و از اندیشه‏هاى نفسانى نیز کاملاً آگاهى دارد. (??)
چون فهم این مطلب قدرى دقیق است، با بیان مثالى آن را توضیح مى‏دهیم: آموزگارى، پس از یک سال تدریس، همه شاگردان کلاس خود را مى‏شناسد؛ یا مى‏تواند بدون امتحان، عده‏اى را قبول و برخى دیگر را مردود کند؟
تفاوت بین امتحان گرفتن و نگرفتن را در زیر نشان مى‏دهیم:
? - نفس امتحان گرفتن، سبب تلاش بیشتر مى‏شود واگر امتحان نباشد، حتى دانش آموزان زرنگ نیز تلاش و کوشش لازم را نمى‏کنند.
? - درست پاسخ دادن به سؤالات لذت‏آور است و بدون امتحان این لذت حاصل نمى‏شود.
? - بد پاسخ دادن به سؤالات رنج‏آور است و بدون امتحان این رنج حاصل نمى‏شود.
? - با آزمون، نمره و امتیاز دقیق هر کس مشخص مى‏گردد و بدون امتحان، مشخص نمى‏شود.
? - با امتحان گرفتن، هیچکس مدعى از بین رفتن حق خود نیست؛ اما بدون امتحان، قبول شدگان، طالب حق بیشترى هستند و مردودشدگان نیز اعتراض خواهند کرد.
بنابراین، نفس امتحان و پرسش قبر نیز انسانها را در دنیا به تلاش و کوشش بیشتر وادار مى‏کند؛ در حین امتحان، نیکوکاران از پاسخ دادن لذت و بدکاران رنج مى‏برند. درجه و امتیاز هر کس براى خودش مشخص مى‏شود و همه شاهد عدالت الهى خواهند بود و هیچکس مدعى مرتبه برتر نخواهد شد.

متوسّطان ؛ مُستضعفان
از برخى روایات استفاده مى‏شود که تنها نیکان و بدان محض، مورد سؤال و پرسش قرار مى‏گیرند:
امام باقر(علیه السّلام) فرمود: «در قبر پرسش نمى‏شود، مگر از کسانى که داراى ایمان یا کفر محض هستند». (??)
امام صادق(علیه السّلام) فرمود: «فقط از کسانى که داراى ایمان و کفر محض هستند، سؤال مى‏شود و دیگران به حال خود رها مى‏گردند». (??)
بنابراین، از غیر نیکان و بدان محض -که از آنان به متوسطان و مستضعفان تعبیر مى‏گردد- پرسش نمى‏شود.
علامه مجلسى؛ در این‏باره مى‏گوید: «از مستضعفان و متوسطان که بین ایمان و کفر قرار دارند، سؤال نمى‏شود.» (??)
«متوسطان» کسانى هستند که توانایى اداى تکالیف خود را ندارند(مانند: ابلهان، دیوانگان و کودکان).
«مستضعفان» کسانى هستند که زیر سلطه فرهنگى قرار گرفته، لذا از تشخیص حق عاجزند و قادر به هجرت از دیار خود نیستند(مانند: کسانى که در محیط کفر زندگى مى‏کنند و دسترسى به جایى ندارند و نداى حیاتبخش آیین اسلام نیز بدیشان نرسیده است).
بنابراین، آن دسته از مستضعفان که دسترسى به آیین حق یا امکان هجرت از سرزمین خود را دارند، از عذاب جهان برزخى استثنا نشده‏اند. آیه زیر نیز بر این مدعا دلالت دارد:
(اِنَّ الَّذینَ تَوفّاهُم الْمَلائکهُ ظالمِی اَنْفُسِهِم قالوا فیمَ کنتمْ قالوا کُنّا مُستضْعَفین فِی الاَرضِ قالوا اَلَمْ تَکُنْ اَرضُ اللَّهِ واسِعهً فَتُهاجِروا فیها فَاولئکَ مَأَویهم جَهَنَّمُ وَسائتْ مَصیراً) (??)
پس از مرگ، فرشتگان به انسانهاى بدکردار گویند: چرا در دنیا چنین مى‏کردید؟
گویند: ما، در زمین، مستضعف و ناتوان بودیم.
فرشتگان پاسخ دهند: آیا زمین خدا گسترده نبود؛ تا از آن وادى هجرت کنید؟
پس، جایگاه اینان، جهنم است که بسیار بد جایگاهى است.
دنباله آیه فوق، درباره مستضعفینى که مهاجرت و رسیدن به حق برایشان ممکن نیست، چنین مى‏گوید:
(اِلّا الْمُستَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَالنِّساءِ وَالْوِلدان لایَسْتَطیعُون حِیلَهً و لایَهْتَدُونَ سَبیلاً فأولئکَ عَسَى اللَّهُ اَنْ یَعْفُوَ عَنْهُم وَکانَ اللَّهُ عَفُوّاً غَفوراً) (??)
آن گروه از مردان، زنان و کودکان مستضعفى که گریز و چاره‏اى برایشان میسر نبود و راهى به نجات خود نمى‏یافتند، امیدوار به عفو و بخشش خدا باشند که خدا آمرزنده است و گناهانشان را مى‏بخشد.

معصومان؛ مُقرَّبان
گروهى از نیکان نیز که داراى ایمان و تقواى والایى هستند، مورد سؤال و جواب قبر واقع نمى‏شوند. این عده از انسانهاى برتر -که از آنها به معصومان و مقربان تعبیر مى‏شود- عبارتند از:
الف - پیامبران و امامان(ع).
ب - دانشمندان پارسا و پیکارگران راه خدا(مجاهدان و شهیدان).
بنا به دلایل زیر از پیامبران و امامان معصوم(ع) پرسش و پاسخ پس از مرگ برداشته شده است:
? - آنان از برترین درجه ایمان و بالاترین مرتبه تقوا برخوردارند -تا جایى که از گناه و اشتباه به دور هستند- از این رو، خلافى انجام نمى‏دهند تا سزاوار پرسش و عذاب باشند.
? - آنان میزان عمل دیگران هستند و مقام و منزلتشان از بازرسان قبر برتر است؛ لذا پرسش از آنان -علاوه بر اینکه بیهوده به نظر مى‏رسد- گستاخى به مقام شامخ آن ستارگان پرفروغ انسانیت است.
? - آنان از پیش، امتحان خود را به نیکوترین وجه ممکن در دنیا پس داده‏اند -که شایستگى به دست آوردن این منصب بزرگ را یافتند- از این رو، امتحان دوباره درباره آنان بى‏مورد است.
? - از طرفى دور از عقل است که از پیامبران و امامان پرسیده شود که پیامبرت کیست؟ امامت کیست؟ یا از آنان که خود سرمشق و اسوه دیندارى براى انسانها هستند، بپرسند: دینت چیست؟ یا از آنان که خود از طرف خدا بدین افتخار دست یافته‏اند، بپرسند: خدایت کیست؟
غیر از معصومان عده‏اى دیگر نیز از پرسش قبر مستثنا هستند که به دلیل روایت زیر از آنها به «مقربان» تعبیر مى‏شود:
قال رسول اللَّه (صلّی الله علیه و آله و سلّم) : «اَقْرَبُ النَّاسِ مِنْ دَرَجَهِ النَّبُوّهِ اَهْلُ الْعِلْمِ وَالْجِهادِ» (??)
مقرب‏ترین انسانها به درجه پیامبرى، عبارتند از: دانشمندان پارسا و پیکارگران راه خدا.
بیشترِ دلایلى که در برداشتن پرسش و پاسخ از معصومان بیان شد، نسبت به دانشمندان پارساى امت اسلامى نیز صادق است. اینان بهترین رهروان راه انبیا مى‏باشند و چون در دوران ختم نبوت(پایان پیامبرى) قرار دارند، تمام وظایف سنگین پیامبران بر دوش آنهاست، به گونه‏اى که مقام برخى از دانشمندان پارساى این امت از مقام پیامبران بنى‏اسرائیل نیز برتر است.
به چند حدیث نبوى درباره مقام بزرگ علماى صالح بنگرید:
«دانشمندان، چراغهاى زمین، جانشینان انبیا و وارث پیامبران هستند». (??)
«مرکّب قلم دانشمندان، در روز قیامت بر خون شهیدان برترى دارد». (??)
«مقام عالِم، از پیامبر یک درجه کمتر و از شهید یک درجه برتر است». (??)
پس از دانشمندان پارسا، شهیدان و مجاهدان، برترین مقام را در نزد خدا دارند و از پرسش و عذاب قبر در امانند.
به چند حدیث نبوى در این‏باره توجه فرمایید:
«مجاهدى که به پیشواز دشمن رود (و در این مسیر، چنان) استقامت ورزد تا کشته شود یا پیروز، پرسش قبر از او برداشته مى‏شود». (??)
پرسیده شد: چرا شهدا از پرسش قبر درامانند؟
فرمود: «شهید در زیر برق شمشیرى که بالاى سرش بود، آزمایش خود را پس داده (و پیشاپیش پاسخ پرسشها را داده است) و همین او را بس است!». (??)
پیامبر خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «شهید، هفت خصلت دارد:
? - با چکیدن نخستین قطره خونش، گناهان او بخشیده و آمرزیده مى‏شود.
? - چون بر زمین غلطید، دو ماهروى بهشتى سرش را بر دامن گرفته و گرد و غبار از چهره‏اش زدوده و بدوآفرین و خوشامد گویند.
? - جامه‏اش از تن برآورند و لباسهاى زیباى بهشتى بر او پوشند.
? - فرشتگان بهشتى نزدش آیند و گلبارانش کنند.
? - جایگاه او را در بهشت، نشانش دهند.
? - او را به بهشت برند و گویند: هر کجا(و نزد هر کس) مى‏خواهى، برو!
? - (مهم‏ترین خصلت او این است که) شهید نظر مى‏کند به وجه‏اللَّه. (??)
امام خمینى(رحمت الله علیه) در سخنرانى ????/??/?? راجع به این حدیث چنین فرمود:
«... درباره شهید و فضل شهادت آن قدر از اولیاى اسلام، روایات وارد شده که انسان متحیر مى‏شود!
در روایتى از رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) نقل شده است که: شهید هفت خصلت دارد: اولین قطره خونش که به زمین ریزد، تمام گناهانش آمرزیده مى‏شود؛ و مهم‏تر، آخرین خصلت اوست: شهید نظر مى‏کند به وجه‏اللَّه. شاید، نکته این باشد که حجابهاى بین ما و حق تعالى، منتهى به حجاب خود انسان مى‏شود. انسان خودش حجاب بزرگى است. اگر کسى این حجابها را در راه خدا داد، همه حجابها(خود و خودبینى) را شکسته و تقدیم کرده است.
او، براى خدا، جهاد و دفاع کرده و براى کشور خدا و آیین الهى هر چه داشته، در طبق اِخلاص گذاشته و تقدیم کرده است.
وقتى این حجاب برداشته شد، در عوض، خداى(تبارک و تعالى) بر آنها تجلى مى‏کند -چنانکه بر انبیا تجلى کرد- آنان همانند پیامبران، همه چیز را در راه خدا مى‏خواهند و خودى نمى‏بینند و در مقابل حق‏تعالى، براى خودشان، شخصیتى قائل نیستند... .
این روایت، انبیا را مقارن شهدا قرار داده و همان جلوه‏اى را که حق‏تعالى بر انبیا مى‏کند، بر شهدا هم مى‏نماید. شهید هم یَنْظُر اِلى وَجْه‏اللَّه؛ زیرا همانطور که انبیا حجابها را شکسته بودند، آنها نیز حجابها را شکسته و آخر منزلى که براى انبیا هست، شهدا نیز بر حسب حدود وجودى خودشان به این آخر منزل مى‏رسند». (??)
البته بعید نیست که دیگر پیروان راستین خط ولایت و امامت نیز در قبر مورد بازخواست قرار نگیرند و لطف و رحمت الهى نصیب آنان نیز شود.
امام صادق(علیه السّلام) فرمود: « هر کس از شما در مسیر ما باشد و بمیرد؛ شهید است ».
سؤال شد: اگر چه در بستر باشد؟
فرمود: « آرى. اگر در بستر هم بمیرد، نزد خدا زنده است و روزى داده ‏مى‏شوند ». (??)

پی نوشت :

? . « بحار الانوار »، ج‏?، ص‏???:
« من أنکر ثلاثه اشیاء، فلیس من شیعتنا: المعراج، و المسأله فی القبر، و الشفاعه ».
? . «مدرک پیشین»، ص‏???:
« إن للَّه تعالى ملکین؛ یقال لهما: منکر و نکیر؛ ینزلان على المیت، فیسألانه...».
? . «مدرک پیشین»، ص ??? - ???:
«ملکان فظّان غلیظان؛ اصواتهما کالرعد القاصف، و ابصارهما کالبرق الخاطف! یطئان فی أشعارهما، و یحفران بأنیابهما! فیسألانک».
? . «مدرک پیشین»، ص‏???:
« فإذا اُدخل (المؤمن) قبره، أتاه منکر و نکیر؛ فیقعدانه و یقولان له: ... فیفسحان له فی قبره مدّ بصره؛ ویأتیانه بالطعام من الجنه...».
? . « اقبال »، ص‏???. « بحار »، ج‏??، ص‏???:
(به نقلِ « مصباح المنیر »، آیهاللَّه على مشکینى، ص‏???، انتشارات یاسر):
«و أمتنى مسرورا و مغفورا، و تولّ أنت نجاتی من البرزخ، و أدرعنى منکراً و نکیرا و أرِعینى مبشرا و بشیرا؛ واجعل لی إلى رضوانک و جنانک مصیرا، و عیشا قریرا، و ملکا کبیرا؛ وصل على محمد و آله کثیرا». بارالها! مرا شاد و آمرزیده بمیران؛ رهایى مرا از گفت و گوى برزخ عهده‏دار شو؛ منکر و نکیر را از من بازگردان؛ بشیر و مبشر را به من بنمایان؛ مرا به سوى خشنودى و بهشت خود راهى بگشاى؛ حیاتى باکمال مطلوب که مایه روشنى چشم باشد، عطا کن؛ و بر محمد و خاندانش درود بى‏اندازه نثار فرماى. (خواندن این دعا، در هر روز از ماه رجب، بسیار سفارش شده‏است).
? . «بحار الانوار»، ج‏?، ص‏???:
«... یسألانه: عن ربه و نبیه و دینه و امامه».
? . « امالى الصدوق »، ص‏???. «بحار»، ج‏?، ص‏??? - ???. « لئالى الاخبار »، ج‏?، ص‏???:
«ابن آدم! إن أجلک أسرع شی‏ء إلیک،... أول ما یسألانک عن ربک الذى کنت تعبده، و عن نبیک الذی أرسل إلیک، و عن دینک الذی کنت تدین به، و عن کتابک الذى کنت تتلوه، و عن إمامک الذى کنت تتولاه؛ ثم عن عمرک فیما أفنیته؟ ومالک من أین اکتسبته و فیما اتلفته؟».
? . « الکافى »، ج‏?، ص‏???. « بحار »، ج‏?، ص‏??? - ???:
« یسأل المیت فی قبره عن خمس: عن صلاته و زکاته و حجه و صیامه و ولایته و إیانا أهل البیت ».
? . « بحار الانوار »، ج‏?، ص‏???.
?? . موضوع این بحث برگرفته از کتاب معاد شهید دستغیب است؛ ولى نظم، در عبارات و شیوه نگارش از نگارنده است.
?? . شورى (??) آیه ??: (انه بکل شی‏ء علیم).
?? . ق (??) آیه ??: (نحن اقرب الیه من حبل الورید).
?? . ق (??) آیه ??: (و نعلم ماتوسوس به نفسه).
?? . «الکافى»، ج‏?، ص‏???. (نقل از: «بحار»، ج‏?، ص‏???):
«إنما یسأل فی قبره من محض الایمان محضاً؛ اومحض الکفر محضاً...».
?? . «مدرک پیشین». « المحجه البیضاء »، ج‏?، ص‏???:
« لایسأل فی القبر إلا من محض الایمان محضاً؛ أومحض الکفر محضاً و الآخرون یلهون عنهم ».
?? . «بحار الانوار»، ج‏?، ص‏???:
« إنه لایسأل عن المستضعفین و المتوسطین بین الإیمان و الکفر ».
?? . نساء (?) آیه ??.
?? . نساء (?) آیه ?? - ??.
?? . «المحجه البیضاء»، ج‏?، ص‏??. «میزان الحکمه»، ج‏?، ص‏???.
?? . «کنزالعمال»، ج‏??، ص‏???، الهندى، مؤسسه الرساله. «میزان الحکمه»، ج‏?، ص‏???:
«العلماء مصابیح الارض، و خلفاء الانبیاء و ورثه الانبیاء».
?? . «مدرک پیشین»، ص‏???:
«یوزن یوم القیامه مداد العلماء و دم الشهداء؛ فیرجّح علیهم مداد العلماء على دم الشهداء».
?? . «مجمع البیان»، ج‏?، ص‏???. «میزان الحکمه»، ج‏?، ص‏???:
«فضل العالم على الشهید درجه... و فضل النبی على العالم درجه».
?? - «کنز العمال»، ج‏?، ص‏???. (به نقلِ «میزان الحکمه»، ج‏?، ص‏???):
«من لقی العدو، فصبر حتى یقتل او یغلب؛ لم یفتن فی قبره».
?? . «مدرک پیشین»، ص‏???:
ما بالُ المؤمنین یفتنون فی قبورهم إلا الشهید!؟
فقال رسول اللَّه: «کفى ببارقه السیوف على رأسه فتنه».
?? . «وسایل الشیعه»، الشیخ الحر العاملى، ج‏??، ص‏??، داراحیاهء التراث العربی:
قال رسول اللَّه: «للشهید سبع خصال من اللَّه: الأوّلُ: قطره من دمه، مغفور له کل ذنب. و الثانیه: یقع رأسه فی حجر زوجتیه من الحورالعین؛ و تمسحان الغبار عن وجهه؛ و تقولان: مرحبابک؛ و یقول هو مثل ذلک لهما.
و الثالثه: یکسى من کسوه الجنَّه. و الرابعه: تبتدره خزنه الجنه بکل ریح طیّبه أیّهم یأخذه معه. و الخامسه: ان یرى منزله. و السادسه: یقال لروحه اسرح فی الجنه حیث شئت. و السابعه: ان ینظر فی وجه اللَّه و إنها لراحه لکل نبی و شهید».
?? . «صحیفه نور»، ج‏??، ص‏??? - ???، وزارت ارشاد اسلامى.
?? . «المحاسن»، خالدالبرقى، ص‏???، دارالکتب الاسلامیه. «بحار»، ج‏?، ص‏???. «لئالى الاخبار»، ج‏?، ص‏???: «یا ابامحمد! إن المیت منکم على هذا الامر شهید!» قلت: و إن مات على فراشه؟ قال: «و إن مات على فراشه، حی عند ربه یرزقون».


 
 

تشبیه حیات برزخىترسیمى از حیات برزخى
مطالبى که در این سطور - از زبان اولیاى دین- مى‏نگاریم، بیانگر شمه‏اى از حقایق شگفت انگیز جهان برزخى است.
در آغاز این گفتار، توجه شما خوانندگان عزیز را به تشبیه برزخ با دنیا جلب مى‏کنیم؛ تا بتوانیم ترسیمگر چهره‏اى - هر چند ناقص - از حیات برزخى باشیم.
عالم و دانشمند ربانى، مرحوم « فیض کاشانى » (متوفى‏????ه. ق) در کتاب نفیس و ارزشمند « الْمُحجَّهُ الْبَیْضاء فی تَهْذیبِ الْإحیاء » در این باره چنین مى‏نویسد:
«دنیا، همچون زندان تاریکى است که انسان در آن حبس باشد و برزخ همانند بستان وسیع و گسترده‏اى است که انواع درختان سر به فلک‏کشیده، گلهاى زیباى عطرآگین، پرندگان خوش الحان و... در آن باشند». (?)
پیامبر گرامى(صلّی الله علیه و آله و سلّم) با تعبیرى بسیار زیبا و دقیق -به مضمون زیر- دنیا و برزخ را چنین تشبیه نموده است:
«مِثال مؤمن در دنیا، مثل جنین است در شکم مادر (چنان به آن خوگرفته است که گویى عالمى برتر و با صفاتر از آن نیست).از این رو پس از پایان عمر آن جهان، با اکراه و سختى، همراه با ترس و گریه ، دل از آن مکان مى‏کند.
پس از اندکى که با این جهان انس گرفت، دیگر میل بازگشت به وطن نُه ماهه خویش را ندارد.
مؤمن نیز چنان به دنیا خوگرفته است که دل کندن از آن، برایش سخت و مرگ بر او ناپسند است؛ اما پس از مرگ، وقتى چشمش به جمال نعمتهاى فرحبخش و دل انگیز برزخى روشن شد، به هیچ وجه حاضر نیست به وطن چند ده ساله خویش بازگردد». (?)
ثواب و عذاب «عالم برزخ» را نیز مى‏توان به پاداش و کیفر «عالم رؤیا» تشبیه کرد. انسان ، در خواب، امورى از قبیل: خوردن، آشامیدن، اندیشیدن و... را انجام مى‏دهد و این کارها به وسیله قالبى غیر از قالب مادى صورت مى‏پذیرد؛ زیرا در هنگام خواب دیدن، بدن و قالب مادى در بستر خفته است. (?)
در حدیث آمده است:
«هنگام خواب ، قالب مادى باقى مى‏ماند و آنچه از انسان خارج مى‏شود ، قالب برزخى اوست». (?)
طبق نظر فلاسفه الهى (از جمله ملاصدرا) انسان، داراى دو قالب و کالبد است:
? - قالب مادى (چهره ظاهرى و بیرونى).
? - قالب مثالى (چهره باطنى و درونى).

قالب مثالى چیست؟
چنانکه بیان شد، روح انسان همواره باقى است و فنا در آن راه ندارد. پس از مرگ، آنچه که از انسان جدا مى‏شود، قالب مادى اوست و روح در عالم برزخى به واسطه قالب مثالى -که با آن جهان، سنخیت دارد- سیر خود را ادامه مى‏دهد.
مرحوم «فیض کاشانى» در این‏باره چنین مى‏نویسد:
روح به واسطه مرگ، تغییر نمى‏کند؛ بلکه قالب مادى و اعضاى ظاهرى بدن دگرگون مى‏شود. روح پس از مرگ باقى است؛ رنجها و لذّتها را همانند دنیا (لیکن با قالب درونى و مثالى) درک مى‏کند.
قالب درونى و مثالى از جنس ماده نیست؛ بلکه مجرد(خالى) از طول و عرض (و دیگر خواص ماده) است». (?)
با آوردن دو مثال، کیفیت قالب مثالى را نسبت به قالب مادى بیان مى‏کنیم؛ تا فهمِ عبارات دقیق و حکیمانه فوق، آسان‏تر گردد:
مثال اول: سوار کارى را در نظر بگیرید که پس از مرگ استرش، مرکب دیگرى را بر مى‏گزیند.
مثال دوم: شخصى جامه‏اى به تن دارد، پس از مدتى که کهنه و فرسوده شد، جامه‏اى دیگر مى‏پوشد.
روح انسان نیز پس از مرگ، بدن و قالب مادى را همانند استر مرده و لباس فرسوده کنار مى‏گذارد و سوار بر اسبى تازه‏نفس مى‏شود و جامه‏اى نو به تن مى‏کند که از آن به قالب مثالى(بدن مثالى، قالب درونى و بدن برزخى) تعبیر مى‏شود.
علامه مجلسى(رحمت الله علیه) در «بحار الانوار»، بدن مثالى را به اجسام جن و ملائکه تشبیه نموده است؛ (?) یعنى، همانگونه که جن و ملائکه از قالبى لطیف(حتى لطیف‏تر از هوا) برخوردارند، قالب مثالى انسان در برزخ نیز به همین صورت است.
براى تبیین سیمایى روشن‏تر از قالب مثالى، روایاتى را در این‏باره یادآور مى‏شویم:
از امام صادق (علیه السّلام) چنین سؤال شد: آیا درست است که مى‏گویند: «روح مؤمن، در سنگدان مرغهاى سبز رنگ قرار دارد؟»
امام صادق (علیه السّلام) فرمود: «خیر مؤمن ، در نزد خدا عزیزتر از آن است که روحش را در قیافه یک مرغ جلوه دهد؛ بلکه در بدنهایى همانند دنیاشان قرار مى‏گیرند». (?)
امام صادق (علیه السّلام) فرمود: «هنگامى که خداوند، مؤمنى را قبض روح کند او را در قالبى همانند دنیا قرار مى‏دهد که با آن مى‏خورد، مى‏آشامد و اگر تازه وارد آشنایى بیاید، او را به همان شکل که در دنیا بوده است، مى‏شناسد». (?)
امام صادق (علیه السّلام) فرمود: «همانا ارواح مؤمنان در برزخ، مانند اجساد دنیاشان از نعمتهاى بهشتى برخوردارند و کسانى که در دنیا با هم آشنا بودند، اینک همدیگر را مى‏شناسند و هنگامى که تازه‏واردى از دنیا به دیار آنان قدم نهد، ابتدا گویند: رهایش کنید؛ زیرا او اکنون راه سخت و دشوارى را پیموده است.
(پس از اینکه قدرى استراحت کرد) از او پرسند: فلان کس چطور است؟ فلان کس چه شد؟
اگر پاسخ دهد که او را زنده ترک گفتم، امید پیوستن به ایشان را دهند؛ و اگر پاسخ دهد که او مرده است، گویند: هاى! هاى! هلاک شد». (?)

پاداش و کیفر حقیقى
عالم مِثال (برزخ)، برزخى است میان موجودات مادى دنیا و موجودات مُجرّد آخرت؛ یعنى، مانند این عالم مادى نیست؛ لیکن به صراحت تجرد آخرت هم نمى‏باشد و برخى از لوازم ماده (همچون شکل و عرض فعلى) را داراست.
از اینکه گفته مى‏شود «برزخ ماده ندارد»، برخى مى‏پندارند که پاداش و کیفر جهان برزخى، وَهم و خیالى بیش نیست و هیچگونه وجود خارجى ندارد! این پندار هم فى‏نفسه باطل است و هم انحرافى است در درک مقصود. (??)
على اىّ حال، وضع برزخ همان است که در گفتارهاى پیشین بیان داشتیم و اینک، به چند حدیث که حقیقى و واقعى بودن پاداش و کیفر برزخ را با صراحت بیشترى بیان مى‏دارد، اشاره مى‏کنیم:
امام صادق (علیه السّلام) فرمود: «ارواح مؤمنین در خانه‏هاى بهشتى زندگى مى‏کنند، از طعامهاى بهشتى مى‏خورند و از شربتهاى آن مى‏آشامند». (??)
امام صادق (علیه السّلام) فرمود: «درى از آتش جهنم به روى مجرمین و کفار گشایند و آنها را در آب گرم جوشان اندازند». (??)
ابوبصیر گوید که از امام صادق (علیه السّلام) پرسیدم: ارواح مشرکین در برزخ چگونه است؟
امام صادق (علیه السّلام) فرمود: «در آتش، عذاب مى‏شوند». (??)

ارتباط با ارواح
از جمله مسائلى که در بحث «حیات برزخى» مورد اتفاق تمام مذاهب اسلامى است، گفت و گو و ارتباط با ارواح است.
روایات وارد شده در این باب بسیار است که از باب نمونه یک روایت را یادآور مى‏شویم:
«در جنگ بدر (نخستین نبرد مسلمانان با مشرکان که موجب پیروزى و سرافرازى سپاه اسلام گردید) کشتگان قریش را به دستور پیامبر اکرم در چاهى انداختند. پیامبر بر سر آن چاه آمد و خطاب به سران کفار (ابوجهل، عتبه، شیبه، امیه و...) فرمود:
اى کفار! شما همسایگان خوبى براى پیامبر خدا نبودید. او را از دیار خود بیرون راندید و به ستیز و جنگ با او برخاستید؛ من اینک وعده پروردگارم را حق یافتم. (شما چطور؟).
عمربن خطاب که سخنان پیامبر را مى‏شنید به آن حضرت اعتراض کرد: (اینها بدنهایى مرده و بى‏جانند) چگونه با آنان سخن مى‏گویید؟
پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: بس کن! سوگند به خدا که تو از آنان شنواتر نیستى؛ آنان مى‏شنوند؛ ولى توانایى پاسخ گفتن را ندارند. اینک که از آنان روى برگردانم، فرشتگان عذاب با گرزهاى آهنین بر سرشان مى‏کوبند». (??)

جهان بیدارى
از روایات استفاده مى‏شود که برزخیان به اندازه مقام و منزلت خویش از دنیا دیدن مى‏کنند:
امام کاظم (علیه السّلام) فرمود: «انسانهاى برزخى، در شکل پرنده‏اى لطیف به دیوار خانه‏هایشان فرود مى‏آیند. اگر کردار نیکى از خانواده‏هایشان ببینند، خوشحال مى‏شوند و اگر کردار بدى از خانواده‏هایشان سرزند؛ اندوهگین مى‏گردند». (??)
امام صادق (علیه السّلام) فرمود: «وقتى مؤمن به دیدار خانواده‏اش مى‏آید، آنچه که او را خوش آید، مى‏بیند و کارهاى ناپسند از او پوشیده مى‏گردد؛ امّا وقتى کافر به دیدار خانواده‏اش مى‏رود، آنچه که او را غمین نماید، بر او نمایان مى‏شود و کارهاى پسندیده از او پوشیده مى‏گردد». (??)
از امام کاظم (علیه السّلام) سؤال شد: مؤمن چه مدت یکبار به دیدار خانواده‏اش مى‏رود؟
امام کاظم (علیه السّلام) فرمود: «به قدر مرتبه و درجه خود به دیدار خانواده‏هایشان مى‏روند».
سؤال شد: چه هنگام؟
حضرت فرمود: «هنگام ظهر که آفتاب از بلندى زدوده مى‏شود».
سؤال شد: در چه شکل؟
فرمود: «به شکل گنجشک یا کوچک‏تر از آن!». (??)
یادآورى مى‏شود که برزخیان، چون از بدن لطیف مثالى (شبیه اجسام جن و ملائکه) برخوردارند؛ در هنگام دیدار خود از دنیا ، دیده نمى‏شوند. (??)

حکایتى پندآمیز
در پایان این گفتار، با ذکر حکایتى به ترسیم سیماى روشن‏ترى از این جهان مى‏پردازیم. ماجراى زیر را از کتاب «خزائن» مرحوم علامه نراقى(رحمت الله علیه) بیان مى‏کنیم. ایشان این حکایت را از زبان یارى صدیق و دوستى مورد اعتماد
چنین بازگو مى‏نماید:
«در ایام جوانى با پدرم و جمعى از دوستان، هنگام عید نوروز، دید و بازدید مى‏کردیم. براى دیدار یکى از آشنایان به طرف خانه‏اش - که نزدیک قبرستان بود- رفتیم. گفتند: خانه نیست.
یکى از همراهان، پیشنهاد کرد که براى رفع خستگى و زیارت اهل قبور، سرى به قبرستان بزنیم. وقتى به آنجا رسیدیم، یکى از رفقا به شوخى رو به قبرى کرد و گفت: اى صاحب قبر! در این روز عید به دیدار تو آمدیم؛ از ما پذیرایى نمى‏کنى؟
ندایى برخاست که هفته دیگر همه میهمان من هستید!
همگى شگفت ‏زده شدیم و گمان بردیم که تا هفته آینده بیشتر زنده نیستیم. به سروسامان دادن کارهاى خود پرداختیم؛ امّا در روز موعود از مرگ خبرى نشد. با هم به سر همان قبر رفتیم؛ گفتیم: شاید منظور چیزى غیر از مردن بوده است.
یکى از ما گفت: اى صاحب قبر! به وعده خود وفا کن. صدایى آمد: بفرمایید! ناگهان، باغى در نهایت طروات و صفا، درختان سر به فلک کشیده، انواع میوه‏ها ، نهرهاى جارى و مرغان خوش الحان، نمایان گشت!
در وسط باغ به عمارت با شکوهى رسیدیم که شخصى در نهایت زیبایى آنجا نشسته و جمعى ماهرو، کمر خدمت او به میان بسته؛ چون ما را دید، از جا برخاست و خوش آمد گفت و از اینکه هفته گذشته مجاز به پذیرایى نبود، پوزش خواست.
پس از ساعتى که با طعامها و شربتهاى گواراى آن سامان از ما پذیرایى شد، تا بیرون باغ بدرقه‏ مان کرد.
پدرم در هنگام خداحافظى از او پرسید: شما کیستى که از چنین دستگاه گسترده‏اى بهره‏مندى؟
فرمود: من کاسب فلان محله هستم و به دو سبب بدین مقام دست یافتم: هرگز در کسبم کم‏ فروشى نکردم و دیگر هیچگاه نماز اول وقت را ترک نگفتم». (??)

پی نوشت :

? . «المحجه البیضاء»، ج‏?، ص‏???:
«...یکون الدنیا بالاضافه الیه کالسجن و المضیق و یکون مثاله کالمحبوس فی بیت مظلم، فتح له باب الى بستان واسع الاکناف، لایبلغ طرفه اقصاه، فیه انواع الاشجار و الازهار و الثمار فلایشتهی العود الى السجن المظلم».
? . «المحجه البیضاء»، ج‏?، ص‏???:
قال رسول اللَّه(ص): «ان مثل المؤمن فی الدنیا کمثل الْبجنین من بطن امه؛ اذا خرج من بطنها، بکى على مخرجه؛ حتى اذا رأى الضوء یحب ان یرجع الى بطن امه؛ فکذلک المؤمن یجزع من الموت؛ فاذا أفضى الى ربه، لم یحب ان یرجع الى الدنیا، کما لایحب الجنین ان یرجع الى مکانه».
? . براى توضیح بیشتر، به گفتار دوم، مبحث«اصالت روح» مراجعه شود.
? . «بحار»، ج‏??، ص‏??. «میزان الحکمه»، ج‏? ،ص‏??:
روی عن ابی الحسن(ع) یقول: «ان المرء اذا نام، فان روح الحیوان باقیه فی البدن؛ والذی یخرج منه روح العقل...».
? . «المحجه البیضاء»، ج‏?، ص‏???:
«و هذا نص صریح فی ان العقل لایتغیر بالموت؛ انما یتغیر البدن و الاعضاء فیکون المیت عاقلاً مدرکاً عالماً بالالام واللذات کما کان فی حیاته لایتغیر من عقله شی‏ء، و لیس العقل المدرک هذه الاعضاء بل هوشی‏ء باطن لیس له طول و لاعرض...».
? . «بحار»، ج‏?، ص‏???:
«ثم تتعلق الروح بالاجساد المثالیه اللطیفه الشبیهه بأجسام الجن و الملائکه».
? . «الکافى»، ج‏?، ص‏???. «بحار»، ج‏?، ص‏???. «المحجه البیضاء»، ج‏?، ص‏???:
«عن ابی ولّادالحنّاط، عن ابی عبداللَّه(ع)، قلت له: جعلت فداک یروون انَّ ارواح المؤمنین فی حواصل طیور خضر حول العرش!
فقال(ع): «لا. المؤمن اکرم على اللَّه من أن یجعل روحه فی حوصله طیر؛ لکن فی أبدان کأبدانهم».
? . «لئالى الاخبار»، الشیخ محمد نبى التویسرکانى، ج‏?، ص‏???، مکتبه المحمدیه:
«فاذا قبضه‏اللَّه (عزوجل)، صیر تلک الروح فی قالب کقالبه فی الدنیا، فیأکلون و یشربون؛ فاذا قدم علیهم القادم؛ عرفوه بتلک الصوره التی کانت فی الدنیا».
? . «الکافى»، ج‏?، ص‏???. «بحار»، ج‏?، ص‏???:
«ان ارواح المؤمنین فی صفه الاجساد فی شجره فی الجنه؛ تعارف و تسائل. فاذا قدمت الروح على الارواح، تقول: دعوها، فانها قد افلتت من هول عظیم. ثم یسألونها: ما فعل فلان؟ و ما فعل فلان؟
فإن قالت لهم: ترکته حیاً؛ ارتجوه، و إن قالت لهم: قدهلک؛ قالوا: قد هوى، هوى!».
?? . برگرفته از: «حیات پس از مرگ» ص ?? -??، علامه طباطبایى (دفتر انتشارات اسلامى).
?? . «کافى»، ج‏?، ص‏???. «بحار»، ج‏?، ص‏???:
« (ان ارواح المؤمنین) لفی حجرات فی الجنه. یأکلون من طعامها و یشربون من شرابها».
?? . «امالى الصدوق»، ص‏???. «بحار»، ج‏?، ص‏???:
«... یفتحان له باباً إلى النار و وینزلان الیه الحمیم من جهنم».
?? . «الکافى»، ج‏? ص‏??? - «بحار»، ج‏? ص‏???:
«عن ابی بصیر، عن ابی عبداللَّه(ع)، قال: سألته عن ارواح المشرکین. فقال(ع): «فی النار یعذبون،...».
?? . «بحار الانوار»، ج‏?، ص‏??? - ???.
«سخن گفتن پیامبر گرامى با سران کفار قریش، از مسلمات تاریخ و حدیث است؛ از میان محدثان گروهى آن را نقل کرده‏اند که به برخى اشاره مى‏کنیم:
الف - «صحیح بخارى»، ج‏?، ص‏??، ?? و ??? (در سرگذشت جنگ بدر).
ب - «صحیح مسلم»، ج‏?، ص‏?? (کتاب جنت).
ج - «سنن نسایى»، ج‏?، ص‏?? و ??.
د - «مسند امام احمد»، ج‏?، ص‏???.
ه - «سیره ابن هشام»، ج‏?، ص‏???.
و - «مغزى واحدى»، ج‏?، (غزوه بدر).
ز - «بحار الانوار»، ج‏??، ص‏???.
و... (نقل از: «اصالت روح از نظر قرآن»، ص‏???)
?? . «الکافى»، ج‏?، ص‏???. «بحار»، ج‏?، ص‏???:
«(یأتی المیت) فی صوره طائر لطیف؛ یسقط على جدرهم، و یشرف علیهم؛ فإن رآهم بخیر؛ فرح، و إن رآهم بشر و حاجه حزن واغتم».
?? . «الکافى»، ج‏?، ص‏???. «بحار»، ج‏?، ص‏???. «لئالى الاخبار»، ج‏?، ص‏???:
«ان المؤمن لیزورأهله؛ فیرى مایحب و یستر عنه مایکره. و إن الکافر لیزور أهله؛ فیرى مایکره و یستر عنه مایحب...».
?? . «الکافى»، ج‏?، ص‏???. «بحار»، ج‏?، ص‏???:
- یزور المؤمن اهله؟ قال(ع): «نعم».
- فی کم؟ قال: «على قدر فضائلهم منهم من یزور فی یوم و...».
- فی ای ساعه؟ قال: «عند زوال الشمس».
- فی ای صوره؟ قال: فی صوره العصفور، أو أصغر من ذلک!».
?? . البته گاهى که مصلحتى یا پند و عبرتى براى اهل دنیا در کار باشد (مانند اجسام جن و ملائکه که بعضى مواقع به اذن خدا ظاهر مى‏شوند) چهره برزخیان نیز آشکار مى‏گردد.
?? . «خزائن»، ملا احمد نراقى، (به نقلِ «معاد»، ص‏?? - ??).

 
 

چراغی برای روشنی قبر
چراغی برای روشنی قبر

مرگ بریده شدن علاقه روح از بدن است . مرگ یعنى آغاز سفر از این دنیا به سراى آخرت،
بعد از مرگ، انسان را به جایى منتقل مى کنند که نامش ‍ قبر است، و قبر منزل موقتى مردگان مى باشد. در هنگام مرگ و قبض روح، ممکن است سختیها و شداید فراوانى - در اثر اعمال و افکارى که در دنیا کسب نموده است - به انسان هجوم آورد. و بعد از این ناراحتیها و رنجهاى عالم قبر و برزخ شروع مى شود، تاریکى و ظلمت قبر، سوال نکیر و منکر، فشار قبر، حمله حیوانات گوناگون به بدن و...
آدمى، باید خود را براى چنین سفرى آماده سازد و از حالا به فکر سختى‌هاى راه طولانى خود باشد. و اینجاست که نماز - این باشکوهترین عمل عبادى الهى - به یارى انسان مى شتابد و از او در بحرانى ترین و طوفانى ترین لحظات، دستگیرى مى‌نماید، چنانکه پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: ملک الموت به من گفت که: هر کس مواظب اوقات نمازهاى پنجگانه‌اش باشد، من از مادر به او مهربانتر مى باشم . (?)
امام صادق علیه السلام فرمود: ان ملک الموت، یدفع الشیطان عن المحافظ على الصلاه و یلقنه شهاده ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله، فى تلک الحاله العظیمه (?)
در تاریکى شب، دو رکعت نماز بخوان، برای (رهایی از) وحشت قبرها.
ملک الموت به هنگام قبض روح، شیطان را از آن انسانى که بر نمازش ‍ محافظت داشته دفع مى‌کند، و در آن حالت هولناک و پر وحشت، شهادت به توحید و رسالت را به او تلقین مى‌کند.
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: الصلاه شفیع بینه و بین ملک الموت و انس فى قبره و فراش تحت جنبه و جواب لمنکر و نکیر (?)
نماز شفیع نمازگزار در نزد ملک الموت و مونس در قبر و بسترى نیکو در قبر و پاسخ، به سوال نکیر و منکر مى‌باشد.
سعید بن جناح مى‌گوید: در مدینه، در منزل امام محمد باقر علیه السلام بودم .حضرت ابتدا، بدون اینکه سوالى شده باشد، فرمود: "من اتم رکوعه، لم تدخله وحشه فى قبره" (?) هر کس رکوع خود را در درست و کامل به جاى آورد، وحشت قبر به او راه نیابد.
پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: "ما من عبد، اهتم بمواقیت الصلاه و مواضع الشمس، الا ضمنت الروح عند الموت و انقطاع الهموم و الاحزان و النجاه من النار" (?)
بنده‌اى نیست که به وقتهاى نماز و مواضع خورشید، اهتمام دارد، مگر اینکه راحتى و آسایش در موقع مرگ و از بین رفتن ناراحتیها و غمها و رهایى از آتش را برایش ضمانت مى‌نمایم .
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: صلاه اللیل، سراج لصاحبها فى القبر (?) نماز شب، چراغى است براى صاحبش در قبر.
خداوند به یکى از پیامبرانش خطاب نموده، فرمود: "قم فى ظلمه اللیل، اجعل قبرک روضه من ریاض الجنه" تیرگى شب، به عبادت برخیز تا قبر تو را باغى از باغهاى بهشت قرار دهم .
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: ان القبر ینادى کل یوم بخمس ‍ کلمات، انا بیت الفقر، فاحملوا الىّ کنزا، انا بیت الظلمه فاحملوا الىّ سراجا،... قبر در هر روز به این کلمات پنجگانه ندا در مى دهد، من خانه فقر و تهیدستیم ، پس ذخیره‌اى براى خودتان به اینجا بفرستید. من خانه تاریکى‌ام، چراغى در این خانه بیاورید،... گفته شد: آنها کدامند؟ حضرت فرمود: "و اما السراج فصلاه اللیل و اما الکنز فکلمه شهاده لا اله الا الله" ... چراغ این خانه ظلمانى، نماز شب است و گنج آن، کلمه شهادت لا اله الا الله و... مى باشد. (?)
حضرت رضا فرمود: بر شما باد به نماز شب ! بنده‌اى نیست که آخر شب برخیزد و هشت رکعت نماز شب و دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر را بجاى آورد، و در قنوت وتر، هفتاد مرتبه استغفار کند، مگر آنکه پاسخ داده شود به ایمنی از عذاب قبر و از عذاب جهنم و نیز عمرش طولانى شود (?)
وقتى که جناب ابوذر غفارى (رحمت الله علیه) به مکه معظمه مشرف گردیده بود نزد کعبه ایستاد، و خطاب به مردمى که براى حج از اطراف عالم در مسجد الحرام جمع گشته بودند، فرمود:
چراغ این خانه ظلمانى، نماز شب است و گنج آن، کلمه شهادت لا اله الا الله و...
ایها الناس ! منم جندب بن سکن غفارى، منم خیر خواه شما و مهربان بر شما، به سوى من بیایید.
مردم از اطراف دور او جمع شدند، فرمود:
اى مردم ! هر گاه یکى از شما خواست به سفرى برود، هر آینه زاد و توشه‌اى
براى خود بر مى‌دارد - به آن اندازه که در سفر دارد - و چاره اى از آن ندارد، پس هر گاه چنین است، سفر آخرت سزاوارتر است به زاد و توشه راه، در این هنگام مردى برخاست و گفت: پس ما را راهنمایى کن اى ابوذر!
فرمود: ... "صل رکعتین فى سواد اللیل لوحشه القبور" (?) در تاریکى شب، دو رکعت نماز بخوان، برای (رهایی از) وحشت قبرها.

پی نوشت :

?- ثواب الاعمال ، ص ??، بحار، ج ?، ص ???.
?- وسائل الشیعه ، ج ?، ص ??، من الا یحضره الفقیه ، ج ?، ص ??.
?- بحار، ج ??، ص ??? خصال صدوق ، ج ?، ص ???.
?- ثواب الاعمال ، ص ??، بحار، ج ?، ص ???.
?- سفینه البحار، شیخ عباس قمى ، ج ?، ص ??.
?- الرساله العلیه ، ص ???.
?- نشان از بى نشانها، ص ???.
?- سفینه البحار، ج ?، ص ???.
?- بحار، ج ??، ص ???، منازل الاخره ، ص ?.


 

علم اندوزی
«لقمان حکیم به فرزندش فرمود: با دانشمندان هم نشینی کن! همانا خداوند دل های مرده را به حکمت زنده می کند. ، چنان که زمین را به آب باران».(1)

کورحقیقی
« فقیری به در خانه بخیلی آمد، گفت: شنیده ام که تو قدرتی از مال خود را نذر نیازمندان کرده ای و من در نهایت فقرم ، به من چیزی بده بخیل گفت: من نذر کوران کرده ام. فقیر گفت : من هم کور واقعی هستم ، زیرا اگر بینا می بودم ، از در خانه خداوند به در خانه کسی مثل تو نمی آمدم.»(2)

آزادگی
«همسر مرد آزاده ای به او گفت: نمی بینی که یارانت به هنگام گشایش، در کنار تو بودند و اینک که به سختی افتاده ای ، تو را ترک کرده اند؟ او گفت : از بزرگواری آنهاست که به هنگام توانایی، از احسان ما بهره می بردند و حال که ناتوان شده ایم ، ما را ترک کرده اند.»(3)

غیبت
«به بزرگی گفتند : هیچ ندیدم که از کسی غیبت کنی گفت: از خود خشنود نیستم، تا به نکوهش دیگران بپردازم». (4)

سخن چینی
«مردی به اندیشمندی گفت: فلان شخص، دیروز از تو بدگویی می کرد. اندیشمند گفت : از چیزی سخن گفتی که او از روبه رو گفتن آن با من شرم داشت»(5)

تجسس
«حکیمی گفته است: آن که عیب های پنهانی مردم را جست و جو کند، دوستی های قلبی را بر خود حرام می کند.»(6)

غفلت
«به عارفی گفتند: ای شیخ! دل های ما خفته است که سخن تو در آن اثر نمی کند چه کنیم ؟ گفت: کاش خفته بودی که هرگاه خفته را بجنبانی ، بیدار می شود؛ حال آنکه دل های شما مرده است که هر چند بجنبانی ، بیدار نمی شود.»(7)

بخل
بخیلی سفارش ساخت کوزه و کاسه ای را به کوزه گر داد. کوزه گر پرسید: بر کوزه ات چه نویسم ؟ بخیل گفت بنویس «فمن شرب منه فلیس منی؛ هر کس از آن آب بنوشد از من نیست » (بقره 249) باز کوزه گر پرسید: بر کاسه ات چه نویسم؟ بخیل گفت بنویس « و من لم یطعمه فانه منی؛ هر کس از آن بخورد از من نیست .» (بقره 249)(8)

تکبر
«آورده اند که روزی عابدی نمازش را به درازا کشید و چون نگریست مردی را دید که به نشانه خشنودی در وی می نگرد ، عابد او را گفت : آنچه از من دیدی ، تو را به شگفتی نیاورد که ابلیس نیز روزگاری دراز، با دیگر فرشتگان به پرستش خدا مشغول بود و سپس چنان شد که شد .»(9)

افسوس پادشاه به هنگام مردن
گویند پادشاهی به بیماری سختی مبتلا شد. طبیب از او خواست که وصیتش را بیان کند. در این هنگام ، پادشاه برای خود کفنی انتخاب کرد. سپس دستور داد تا برایش قبری آماده کنند. آن گاه نگاهی به قبر انداخت و گفت « ما أغنی عنی مالیه هلک عنی سلطانیه؛ مال و ثروتم هرگز مرا بی نیاز نکرد، قدرت من نیز از دست رفت.» (حاقه 28 و 29) و در همان روز جان داد .(10)

عقل، بزرگترین نعمت الهی
«روزی پادشاهی به بهلول گفت : بزرگترین نعمت های الهی چیست؟ بهلول جواب داد : بزرگترین نعمت های الهی عقل است. خواجه عبدالله انصاری نیز در مناجات خود گوید: خداوندا آن که را عقل دادی ، چه ندادی و آن که را عقل ندادی ، چه دادی؟»(11)

محافظت از خویشتن
« پادشاهی به عارفی رسید، از او پندی خواست. عارف گفت: هر آنچه را در آن امید رستگاری است، بگیر و آنچه را در آن خطر هلاکت است ، رها کن»(12)

عبرت
« گویند: روزی خلیفه از محلی می گذشت ، دید که بهلول ، زمین را با چوبی اندازه می گیرد. پرسید: چه می کنی؟ گفت: می خواهم دنیا را تقسیم کنم تا ببینم به ما چه قدر می رسد و به شما چه قدر؟ هر چه سعی می کنم ، می بینم که به من بیشتر از دو ذارع (حدود یک متر) نمی رسد و به تو هم بیشتر از این مقدار نمی رسد.»(13)

خطر سلامتی و آسایش
«آورده اند روزی حاکم شهر بغداد از بهلول پرسید: آیا دوست داری که همیشه سلامت و تن درست باشی؟ بهلول گفت : خیر زیرا اگر همیشه در آسایش به سر برم ، آرزو و خواهش های نفسانی در من قوت می گیرد و در نتیجه ، از یاد خدا غافل می مانم. خیر من در این است که در همین حال باشم و از پروردگار می خواهم تا گناهانم را بیامرزد و لطف و مرحتمش را از من دریغ نکند و آنچه را به آن سزاوارم به من عطا کند.»(14)

پی نوشت :

1- شیخ بهائی ، حکایت و حکمت ص 143.
2- نک ، حبیب الله شریف کاشانی ، ریاض الحکایات ص 128.
3- کشکول ص 415.
4- همان ، ص 172.
5- نک : همان ص 391.
6- همان ، ص 347
7- عارفان، ص 48. به نقل از: حکایت و حکمت ، ص 19.
8- حسین خرمی ، لطایف و حکایت های قرآنی ، صص 31 و 32.
9- کشکول ، ص 335.
10 - حکایت و حکمت ، ص 126.
11- محمود همت ، ماجرای بهلول عاقل ص 34.
12- نک : کشکول صص 295 و 296 .
13- حسین دیلمی؛ حکایت و حکمت ، ص 87
14- عبدالله نیازمند، لطیفه و حکایت بهلول ، ص 76 .
 
طلبه ای نزد پدر روحانی ماکاریو رفت و از او خواست بهترین راه جلب رضایت خدا را به او بگوید .

ماکاریو گفت : به گورستان برو و به مرده ها توهین کن .

طلبه دستور پدر روحانی را انجام داد و روز بعد نزد او برگشت .

پدر روحانی گفت : جواب دادند ؟

- نه .

- پس برو آنها را ستایش کن .

طلبه اطاعت کرد و همان روز عصر ، نزد پدر روحانی برگشت .  پدر از او پرسید : که آیا مرده ها جواب داده اند ؟

طلبه گفت نه .

پدر روحانی گفت : برای جلب رضایت خدا همین طور رفتار کن . نه به ستایش های مردم توجه کن و نه به تحقیرها و تمسخرهایشان .

این طور می توانی راه خودت را در پیش بگیری . 
 
 
لوکاس راهب به همراه شاگردش از دهی میگذشت . پیرمردی از او پرسید : ای قدیس ، چگونه به خدا برسم ؟ لوکاس پاسخ داد : خوش بگذران و با شادی ات خدا را نیایش کن .و به راه خود ادامه دادند . کمی بعد به مرد جوانی برخوردند . مرد جوان پرسید : چه کنم تا به خدا برسم ؟ لوکاس گفت : زیاد خوش گذرانی نکن . وقتی جوان رفت ، شاگرد از استاد پرسید : بالخره معلوم نشد که باید خوش بگذرانیم یا نه :لوکاس پاسخ داد : (سیر و سلوک روحانی مثل گذشتن از یک پل بدون نرده است که روی یک دره کشیده شده باشد . اگر کسی بیش از حد به سمت راست کشیده شده باشد می گویم به طرف چپ برود و اگر بیش از حد به طرف چپ گرایش داشته باشد ، می گویم به سمت راست برود . این باعث می شود از راه منحرف نشویم و در دره سقوط نکنیم .)

 

 
مردی رو به دوستش کرد :

-طوری درباره خدا صحبت می کنی که انگار شخصا او را می شناسی و حتی رنگ چشمهایش را هم می دانی . چه لزومی دارد چیزی را خلق کنی که به آن اعتقاد داشته باشی ؟ بدون این نمی شود زندگی کرد ؟ و او پاسخ داد :

- تو تصور می کنی که دنیا چه طور خلق شده ؟ می توانی معجزه ی زندگی را توجیه کنی ؟

مرد گفت : پیرامون ما همه چیز حاصل تصادف است . همه چیز اتفاقی است . دوستش گفت :

- درست است . پس تصادف نام دیگر " خدا " است

 

طوبای کربلا

عطر مجلس امام حسین : سی عباس حسینی نقل می کند روزی حاج هادی ابهری می خواستند درجلسه روضه ای که مرحوم ملاآقاجان زنجانی منبر می رفتند شرکت کنند ولی از رفقا آدرس نمی گیرد و می گوید من خودم می آیم وققتی جلسه شروع می شود مرحوم حاج هادی وارد می شود  وقتی از ایشان سوال می کنند  که چگونه آدرس راپیدا کردی به هرچهار راهی که رسیدمبو کردم هرطرف که بوی مجلس را میداد به آن طرف آمدم

امام زمان زائر حسینی : جناب حجه الاسلام علی آبادی نقل می کند جناب )یکی ازشاگردان آیت الله شیخ محمد جواد انصاری همدانی (درمورد شیخ محمد کوفی فرمودند : روزی که شیخ را درحرم سید شهدا دیدم که درحال زیارت  بود از اودرباره تشرف امام زمان در حرم سوال کردم  وایشان محل زیارت آقارابه من نشان داد

انا من حسین : مرحوم کربلایی احمد طهرانی می فرمایند یک بار درعالم معنا حضرت سیدالشهدا به بازوی مبارکشان اشاره کردند وبه من فرمودند (احمد تواز من هستی)

پیامبر اکرم فرمودند : همانا درشهدت امام حسین در قلوب مومنین حرارتی است که هیچگاه سرد نخواهد شد

ازکتاب طوبای کربلا :ازفرمایشات حاج اسماعیل دولابی