اشعاري كه توسط يك مداح معروف خوانده ميشود

بازی کردن با مسئله مداحی سزاوار نیست . مداحی را به صورت یک کار صرفا سطحی شکلی ظاهری در آوردن . آنرا عبارتهای تقلید از یک کار مبتذل غربی قرار دادن این هیچ جایز نیست.اولين كساني كه ازاين مداحي انتقاد شديدي كردند مقام معظم رهبري وحاج عبدالرضا هلالي بودند
عقیق: ایام محرم زمانی است که در کنار عزاداری های سنتی و مخلصانه هیات های مذهبی در تهران، جمع مداحان نوگرا هم حسابی جمع است و هر یک تلاش کرده اند برای مطرح شدن نام خود کاری جدید ارایه کرده و تعدادی از جوانان را با اشعار و آهنگ های عامه خود جذب کرده و به اصطلاح سری تو سرها درآورند. غافل از آن که ضربه ای غیرقابل جبران به محضراهل بیت علیه السلام وارد می کنند.

مراجع عظام تقلید به ویژه رهبر فرزانه انقلاب بارها تاکید بر برگزاری سنتی این عزاداری ها داشته اند به گونه ای که به بساط خاندان عصمت و طهارت ضربه وارد نیاید و یا شائبه هتک حرمت در ذهن متجلی نشود.

 
به عنوان نمونه مداحی کوتاهی از یک شخص تازه به دوران رسیده که این روزها گوشی به گوشی توسط مردم بلوتوث شده و مایه مضحکه مجالس عزاداری شده است را در زیر می خوانید . این قطعه با شعری کاملا بی محتوا و سبکی بسیار شاداب! برای سینه زنی در هیات اجرا شده است!
 
نوار مغز سرم در محضر دکترا خط خطی و قاطی بود/
 
طبیب توی مطب متحیر صدا زد این چه نوار مغزی بود/
 
میدونی چی دادم جواب دکتر، علت عیبش اینه آقای دکتر/
 
من روانی ام روانی حسین، خط خطی شده از عشق حسین/
 
لازم به یاد آوری است رهبر معظم انقلاب در دیدار با ذاکران و شاعران اهل بیت (ع) پیرامون انتخاب شعر توسط مداحان فرمودند: "شعرى که شما با صداى خوش و با آهنگِ زيبا ميخوانيد، تأثير آن در بسيارى از موارد از يک گفتار علمىِ منطقىِ فلسفى يا غير فلسفى بيشتر است؛ اگر آنچه که خوانده ميشود، بدرستى انتخاب شده باشد و جهات صورى و معنوى در آن لحاظ شده باشد. جهات صورى، زيبائى شعر است؛ شعر را بايستى درست و خوب انتخاب کرد."
 
معظم له نیز در همین راستا خطاب به ذاکران اهل بیت (ع) فرمودند : محتواها را محتوایی قرار دهید که مخاطب شما استفاده کند . یا یک منقبت قابل فهمی یا یک فضیلت بر انگیزاننده ای برای اهل بیت (ع) که اعتقاد و ایمان انسان را محکم کند . لذا شما ببینید مداحان اهل بیت (ع) در دوران حیات معصومین (ع) بر روی چه چیزهایی تکیه می کردند . شعر دعبل ، شعر کمیت شعر فرزدق این شعرهایی که ائمه علیهما السلام آنها را تشویق کرده اند . شما نگاه کنید ببینید محتوای این اشعار . یا عبارتست از اثبات حقانیت اهل بیت با دلیل با استدلال منتها استدلالی که در کسوت زیبا و لطیف شعر خودش را نشان می دهد . شعر دعبل را نگاه کنید . یا این است . اثبات حقانیت . یا بیان فضیلت فضائل اهل بیت (ع) یا اینکه بیان درس هایی که از زندگی آن بزرگواران می شود گرفت ."
 

رهبر انقلاب همچنین فرمودند: بازی کردن با مسئله مداحی سزاوار نیست . مداحی را به صورت یک کار صرفا سطحی شکلی ظاهری در آوردن . آنرا عبارتهای تقلید از یک کار مبتذل غربی قرار دادن این هیچ جایز نیست.

سخنراني عبدالرضا هلالي:درسمت راست وبلاگ آخرين ويدئوسخنراني حاج رضا راگوش كنيدبالاي رتبه سنج

ازگذاشتن اين مداحي براي دانلود به شدت عذر ميخواهم

السـلام علیـک یا مظلـوم یا اباعبـداللـه الحسیـن(ع)

download

نظر مراجع اسلام درباره قمه زني


حضرت امام خمینی(ره) بسمه‌تعالی در وضع موجود قمه نزنند، و شبیه‎خوانی اگر مشتمل بر محرمات و موجب وهن مذهب نباشد، مانع ندارد؛ اگر چه روضه‌خوانی بهتر است و عزا‌داری برای سید مظلومان از افضل قربات است.                                                "استفتاءات امام، ج 3، سوالات متفرقه، س 37"  

حضرت آیت‌الله العظمی خویی(ره) اگر قمه‌زنی و زنجیرزنی با قلاب‌های فلزی که در ماه محرم انجام می‌گیرد، منجر به ضرر و زیان قابل توجهی شده و یا هتک، تمسخر و توهین به دین و مذهب را به دنبال آورد، جایز نیست. "المسائل الشرعیه، استفتاء‌ات الامام الخویی، العبادات"

حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای قمه‌زنی علاوه بر این که از نظر عرفی از مظاهر حزن و اندوه محسوب نمی‌شود و سابقه‌ای در عصر ائمه علیهم السلام و زمان‌های بعد از آن ندارد و تاییدی هم به شکل خاص یا عام از معصوم (علیه السلام) در مورد آن نرسیده است، در زمان حاضر موجب وهن و بدنام شدن مذهب می‌شود؛ بنابراین در هیچ حالتی جایز نیست. و چنانچه در این مورد نذری وجود داشته باشد، نذر واجد شرایط صحت و انعقاد نیست.                                                                                                                                         "اجوبه الاستفتاءات"

حضرت آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی بر عزاداران عزیز لازم است از کارهایی که موجب وهن مذهب می‌گردد و یا آسیبی به بدن آنها وارد می‌کند، خودداری کنند.                                                                                                                  حضرت آیت‌الله العظمی جواد تبریزی(ره) عزاداری خامس‌‌ آل ‌عبا از مهم‌ترین شعائر دینی و رمز بقای تشیع می‌باشد؛ ولی بر عزاداران عزیز لازم است از کارهایی که موجب وهن مذهب و سوء ‌استفاده دشمنان اسلام و اهل‎بیت ‌علیهم‌السلام می‌شود، اجتناب کنند.                                                                                                      حضرت آیت الله العظمی سیستانی باید از کارهایی که عزاداری را خدشه‌دار می‌کند اجتناب شود.      "مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، سید محسن محمودی" [روشن است که قمه‎زنی در حال حاضر تبعات منفی فراوانی از جمله وهن دین را در پی دارد. این فتوا وجه دیگری نیز دارد: اگر قمه زدن ضرر معتدٌ به و یا تبعات منفی داشته باشد جایز نیست.]  

حضرت‌ آیت‌الله العظمی نوری همدانی مکتب سالار شهیدان حضرت ابی عبدالله علیه‌السلام، مکتب امر به معروف و نهی از منکر و چشمه جوشان ارزش‌های اسلامی است و تاریخ خونبار عاشورا همیشه با آفریدن حماسه‌ها و موج‌ها و با به حرکت در آوردن احساسات و عواطف، الهام‎بخش کلیه نهضت‌ها و قیام‌هایی که علیه ظالمان و جباران روزگار صورت گرفته، بوده است... این خاطره، به جوش‌آورنده خون‌هایی است که در دل علاقه‌مندان این مکتب موج می‌زند. مخصوصا در جهان کنونی که دشمنان اسلام از اسلام سیلی خورده و منافع نامشروع خود را از دست رفته می‌بینند، در فکر انتقام گرفتن از اسلام ناب محمدی هستند، لذا لازم است (شیعیان) با مراسم عزاداری کار زینبی بکنند یعنی با منطق اسلام توام و از هر گونه حرکتی که این دین مقدس را بی‌منطق قلمداد نماید، منزه باشد و عزاداران محترم و متعهد به جای این که قمه را بر فرق خود بکوبند در فکر آن باشند، - که - قمه را بر سر دشمنان اسلام که اراضی آنان را اشغال و در فکر تضعیف آنان می‌باشند و منابع آنان را غارت و بالاخره هر روزی با ترفند جدیدی حیات اسلامی آنان را به مخاطره می‌اندازند، بکوبند.                                                                                                                                          "استفتاء‌ات، ج 2، س 597"

حضرت آیت‌الله العظمی فاضل‌لنکرانی(ره) با توجه به گرایشی که نسبت به اسلام و تشیع بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در اکثر نقاط جهان پیدا شده، و ایران اسلامی به عنوان ام ‌القرای جهان اسلام شناخته می‌شود، و اعمال و رفتار ملت ایران به عنوان الگو و بیانگر اسلام مطرح است، لازم است در رابطه با مسائل سوگواری و عزاداری سالار شهیدان حضرت ابی عبدالله الحسین علیه‌السلام به گونه‌ای عمل شود که موجب گرایش بیشتر و علاقمندی شدیدتر به آن حضرت و هدف مقدس وی گردد. پیداست در این شرایط، مساله قمه‎زدن نه تنها چنین نقشی ندارد، بلکه به علت عدم قابلیت پذیرش و نداشتن هیچ‌گونه توجیه قابل فهم مخالفین، نتیجه سوء بر آن مترتب خواهد شد. لذا لازم است شیعیان علاقمند به مکتب امام حسین علیه‌السلام از آن خودداری کنند. و چنانچه در این مورد نذری وجود داشته باشد، نذر، واجد شرایط صحت و انعقاد نیست.                                                                                                                                     "جامع‌المسائل، ج1، س 2173"             

حضرت آیت‌الله العظمی جوادی آملی چیزی که مایه وهن اسلام و پایه هتک حرمت عزاداری است، جایز نیست، انتظار می‌رود از قمه‌زنی و مانند آن پرهیز شود.   حضرت آیت الله موسوی اردبیلی چنانچه ضرر معتدٌ به داشته باشد یا موجب وهن مذهب یا مؤمنین شود جایز نیست.                                                                                                                                            حضرت آیت الله صافی گلپایگانی در موردی که موجب وهن مذهب شود از آن خودداری گردد.    "مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، سید محسن محمودی"  

حضرت آیت‌الله علی مشکینی(ره) بعد التسلیم و التحیه امور مذکور فوق بنفسه در شرع اسلام مورد اشکال و بلکه بعضی از آنها ذاتا مُحرم است. مسلمین باید از وارد کردن آنها در مراسم تعزی حضرت حسین(ع) که یکی از عبادات است جدا خودداری نمایند..   حضرت آیت‌الله احمدی میانجی (ره) عملی که موجب وهن مذهب شود، جایز نیست... 

حضرت آیت‌الله ابراهیم امینی با توجه به این که مشروعیت امور فوق به اثبات نرسیده و در شرایط کنونی موجب وهن مذهب شیعه می‌شود، اجتناب از آن بر عزاداران امام حسین علیه ‌السلام لازم است. «با این که عزاداری برای سرور شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام یک عبادت و موجب تقرب به خدای سبحان است و ائمه معصومین (ع) در این باره تاکید، لکن بر علاقه‌مندان به اهل‎بیت واجب است از انجام امور فوق اجتناب نمایند؛ زیرا اولا امور مذکور در بین عرف مردم به عنوان عزاداری مرسوم نیست و حکم به استحباب و مشروعیت آنها بدون وجه است. ثانیا در اوضاع و شرایط کنونی جهان، امور مذکور از خرافات به شمار می‌رود و موجب وهن شیعه می‌باشد..

حضرت آیت‌الله ملکوتی عزاداری حضرت سیدالشهداء سبط رسول اکرم (ص) باید لایق و شایسته به آن امام بزرگوار باشد و موجب وهن و تضعیف اسلام و مذهب تشیع نباشد بلکه مثل قیام آن حضرت باعث بقاء و عزت اسلام و مسلمانان بوده و عاری و منزه از هر گونه بدعت و خرافات باشد.

حضرت آیت‌الله مقتدایی با استقرار جمهوری ‌اسلامی ایران و تشکیل حکومت اسلامی بر اساس قرآن و وحی توجه همه ملت‌ها و دولت‌ها به اسلام جلب و احکام نورانی و مترقی اسلام مورد مداقه صاحب نظران قرار گرفته و می‌رود تا همانند خورشیدی تابان در سطح جهان بسط پیدا کند؛ لذا دشمنان اسلام که حقیقت و موجودی خود را در خطر می‌بینند، در مقام هستند به هر وسیله و بهانه، اسلام را ملکوک(بدنام) و خدشه‌دار نمایند. از این جهت اموری که امروز موجب وهن به اسلام و تضعیف عقاید مسلمین می‌گردد، شرعا حرام و مسلمین باید از آنها خودداری نمایند..

حضرت آیت‌الله محمدی گیلانی هر آنچه که مایه وهن شریعت اسلام است، طبعاً حرام و خصوصاً اگر مورد نهی ولی‌ امر مسلمین است، بر عموم، اطاعت از آن واجب است.  

حضرت آیت‌الله موسوی تبریزی عزاداری روزهای محرم و صفر و زنده نگه داشتن قیام مقدس حسین بن علی علیه‌السلام از بهترین عبادات و قربات است و هر عملی که موجب وهن اسلام و قیام مقدس حضرت اباعبدالله (ع) باشد، حرام است و اطاعت از حکم ولی‌ امر مسلمین واجب و لازم است.

آیت‌الله سید محمود هاشمی شاهرودی در کیفیت برگزاری مراسم و شیوه‌های آن بایستی سه شرط را مد نظر قرار داد: 1- آن که موجب وهن دین و مکتب تشیع و یا جامعه اسلامی و یا نظام مقدس جمهوری اسلامی نباشد؛ زیرا که وهن هر یک از آنها از اعظم محرمات و کبائر است... 2- آن که متناسب با روح اسلام و ارزش‌های متعالی مکتب اهل‎بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السلام) باشد و با احکام و تعالی حقه آنان منافات نداشته باشد.                               "قم/ 4 محرم الحرام 1415 سید محمود هاشمی شاهرودی"

حضرت آیت‌الله راستی کاشانی ... اقامه عزای حضرت ابی عبدالله الحسین؛ سیدالشهداء علیه‌السلام از افضل قربات الی ‌الله تعالی و موجب تجدید حیات اسلام و ایمان است و بر مومنین است هر چه با شکوه‌تر آن را برگزار نمایند و از هر اموری که موجب وهن اسلام و دست‌آویز دشمنان اسلام است، اجتناب کنند.   حضرت

آیت‌الله محمدابراهیم جناتی از انجام این کارهای ناشایست، وهن‌آور، نسنجیده و خرافی که در مبانی فقهی و پایه‌های شناخت احکام شرعی ریشه ندارد و موجب لکه‎دار شدن چهره برجسته و درخشان دین و تشیع است، پرهیز شود.پاسخ

آیت الله یوسف صانعی باعرض سلام؛ ج1- جايز است، و جهتي براي عدم جواز در مفروض سؤال نيست. ج2- هر نحو عزاداري سيدالشهدا حضرت اباعبدالله كه افراط و هتك مقام شهادت و امامت در آن نباشد، و در مسير پيدايش راه پيروي از آن وجود مقدس باشد، جايز است; و حسب فرموده امام امت(قدس سره) عزاداري سنّتي، مانعي ندارد و نبايد راه هاي جديدي كه منشأ حرف و حديث است، انتخاب نمود كما اينكه اگر اعمال ذكر شده، به خاطر تحت تأثير موعظه و ذكر مصيبت باشد، نه از اول امر، قطعاً مانعي ندارد.  

پاسخ حضرت آيت الله صافي گلپايگاني پيرامون حضرت رقيه(س)


سمه تعالي

محضر مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني مدظله الشريف

با سلام و تحيّت؛

بفرماييد آيا طبق تاريخ و روايات معتبر، امام حسين عليه‌السلام دختري به نام رقيّه داشته‌اند يا خير؟ آيا ترديد در وجود چنين فرزندي و نيز انتساب بارگاه مطهّر دمشق به ايشان جايز است؟

بسم الله الرحمن الرحيم

عليكم السلام و رحمة ‌الله

طبق بعض كتب مقاتل و تاريخ، حضرت اباعبدالله الحسين عليه‌السلام چنين فرزندي داشته‌اند كه در شام رحلت كرده‌اند. علاوه بر شهرت اين موضوع، به طور كلّي مشاهد و مقامات مشرّفه از جهت انتساب به اهل بيت عليهم‌السلام مزار، و مورد تجليل و احترام است چنان‌كه شهرت اشخاص به سيادت جايز الانكار نيست.

شهرت مثل اين بارگاه مقدسه نيز مخصوصاً با توجه به قرائن معتبر مورد انكار نيست. اين مشاهد و روضه‌هاي مقدّسه‌ي سادات عظام و مفاخر اسلام نيز از اين جهت كه از مراكز ذكر فضايل آن بزرگواران و تبليغات اسلامي و ذكر دعا است بايد محترم باشد و اين ترديدها بي‌جا است و سزاوار نيست. موفق باشيد

اول صفر المظفر 1434هـ.ق

فتوا مفتيان وهابي

بر اساس فتواي يک مفتي مصري اگر فردي که به حج رفته بعد از ايام حج نسبت به قبل اين ايام اضافه وزن پيدا کند مرتکب فعل حرام شده است.

به گزارش خبرگزاري اهل‏بيت (ع) ـ ابنا ـ اين فتوا در حالي مطرح شده که به صورت معمول زائران در سفر به مدينه منوره و مکه مکرمه فارغ از فعاليتهاي کاري روزمراه خود به عبادت، زيارت و استراحت مي پردازند و طبيعي است که در مقايسه با کار روزمره از تحرک کمتري برخوردارند و امکان اضافه وزن در ميان آنها وجود دارد.

پزشکان عقيده دارند زائران در ايام حضور در عربستان بايد از تغذيه مناسب، استراحت و خواب مرتب برخوردار باشند چرا که ضعيف شدن بدن آنها امکان بيماري و تشديد آن وجود دارد.


نماز خواندن در اين مسجد تنها به اين علت که ميت در آن دفن شده، حرام است و اين مسجد بر غير تقوي بنا شده و واجب است که نبش قبر شود و اين ميت را از آن خارج کنند.

 شيخ «خالد بن علي المشيقح» از مفتيان وهابيت در جديدترين فتواي خود که از عجيب ترين فتواهاي وهابيت به شمار مي رود، اقامه نماز در مسجدي که در آن مرده اي دفن شده است را حرام دانست!

گفتني است وي در پاسخ به پرسشي مبني بر اينکه اگر در مسجدي يک مرده اي دفن شده باشد، آيا نماز در آنجا جايز است يا خير، گفت: نماز خواندن در اين مسجد تنها به اين علت که ميت در آن دفن شده، حرام است و اين مسجد بر غير تقوي بنا شده و واجب است که نبش قبر شود و اين ميت را از آن خارج کنند.

در اينجا اين پرسش مهم مطرح مي شود که آيا اين مفتي وهابي نماز خواندن در مسجد النبي (ص)، مسجد الحرام و مسجد الأقصي را نيز حرام مي داند؟!

يك مفتي وهابي سعودي در پاسخ سوالي درباره افراد تارك‌الصلاة و وظيفه افراد در مقابل آنان مدعي شد كه اين افراد را بايد دور كرد و اگر توبه نكردند كشتن آنان نيز واجب است


 در جديدترين فتواهاي منتشر شده از مفتي‌هاي وهابي عربستان سعودي، قتل فردي كه نماز نخواند و از اين كار خود توبه نكند، واجب اعلام شد.

پايگاه خبري العربيه نوشت: اخيرا فتواي شيخ صالح الفوزان را كه در آن قتل همكار تارك‌الصلاة واجب شمرده شده ، در پايگاه هاي اينترنتي و اجتماعي منتشرشده است.

العربيه افزود : تاريخ انتشار فتواي اوليه فوزان در پايگاه اينترنتي يوتيوب دسامبر سال 2009 است كه در پاسخ به سوالي درباره شيوه رفتار با كارمند و همكاري كه نماز نمي‌خواند، صادر شده است ؛ اما اطرافيان شيخ بارديگر فتواي او را در سطح گسترده اي دراينترنت منتشر کرده اند.

اين مفتي كه عضو هيئت عالي علماي عربستان سعودي است، در پاسخ به اين فتوا گفت: كسي كه نماز نمي‌خواند طبق اين حديث كه ميان بندگي و كفر، ترك نماز است، مسلمان نيست. ادله از كتاب و سنت بر كافر بودن تارك الصلاة بسيار است.

اين مفتي در پاسخ به اين استفتاء كه «رفتار ما بايد با فرد تارك الصلاة چگونه باشد؟»، گفت: بايد او را دور كرد بلكه اگر توبه نكرد و بر نماز مراقبت نكرد، كشتن وي واجب است... او توبه مي‌كند و اگر توبه نكرد و نماز را ترك كرد، كشته مي‌شود... استخدام كردن اين فرد از اساس غلط است زيرا كفار بر امور مسلمانان ولايت ندارند و الگويي مي‌شوند براي ديگران.

شيخ صالح بن فوزان بن عبدالله الفوزان، متولد 28 سپتامبر سال 1935 و عضو هيئت عالي علماي عربستان سعودي ، مجمع فقهي مكه مكرمه ، كميته ناظر بر مبلغان حج و كميته دائم پژوهش‌هاي علمي و استفتاءات و امام و خطيب و مدرس مسجد جامع شاهزاده متعب بن عبدالعزيز آل سعود در الملز است.

چندي پيش شيخ "عبدالرحمن البراك " از مفتي‌هاي اعظم عربستان، با حرام اعلام كردن رانندگي براي زنان سعودي، براي زناني كه اقدام به رانندگي كنند، آرزوي مرگ كرده بود.

چه كسي سوسمار مي‌خورد؟

يكى از روش‌هاى ناشايست و رايج براى اهانت به اقوام ، منتسب كردن تمامى افراد يك قوم ، به خصوصيت برخى از آنها است ؛ اصطلاحاتى كه در زندگى خود بارها آنها را شنيده‌ايم ؛ يكى از اين اصطلاحات «عرب سوسمارخور» است كه متاسفانه براى كوبيدن تمامى اعراب به كار مى‌رود ؛ براى اينكه مشخص شود اين كار سيره تمامى اعراب نبوده است ، نيم نگاهى به روايات در مورد اين كار مى‌اندازيم :

1. نظر رسول خدا (ص) و اهل بيت عليهم السلام در مورد خوردن سوسمار :

على بن جعفر ، برادر حضرت موسى بن جعفر عليه السلام از ايشان روايت مى‌كند كه :

[ 228 ] وسألته عن الضب واليربوع أيحل أكله ؟ قال : " لا "

از امام موسى بن جعفر عليه السلام در مورد حكم سوسمار و موش صحرايى سوال كردم ، كه آيا خوردن آن جايز است ؟ آن حضرت فرمود : خير .

مسائل علي بن جعفر - ابن الإمام جعفر الصادق (ع) - ص 157

همچنين مرحوم كلينى در كتاب كافى چنين روايت مى‌كند :

5 - علي بن إبراهيم ، عن أبيه ، عن ابن أبي عمير ، عن حماد ، عن الحلبي ، عن أبي عبد الله عليه السلام قال : سألته عن أكل الضب فقال : إن الضب والفارة القردة والخنازير مسوخ .

از امام صادق عليه السلام در مورد خوردن سوسمار سوال كردم ، آن حضرت فرمودند : سوسمار و موش و ميمون و خوك ، حيواناتى مسخ شده هستند (و خوردن آنها جايز نيست)

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى328 هـ)، الأصول من الكافي، ج 6 ص 245 ، ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،1362 هـ.ش.

هيثمى نيز در مجمع الزوائد مجموعه‌اى از اين روايات را نقل مى‌كند :

( باب ما جاء في الضب ) عن عبد الرحمن بن حسنة قال كنا مع النبي صلى الله عليه وسلم في سفر قال فنزلنا أرضا كثيرة الضباب قال فأصبنا منها وذبحنا قال فبينا القدور تغلي بها إذ خرج علينا رسول الله صلى الله عليه وسلم فقال إن أمة من بني إسرائيل فقدت وإني أخاف أن تكون هي فاكفؤها فكفأناها وإنا لجياع .

رواه أحمد والطبراني في الكبير وأبو يعلى والبزار ورجال الجميع رجال الصحيح . وعن عبد الرحمن بن عتم قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم إن سبطا من بني إسرائيل هلك لا يدرى أين مهلكه وأنا أخشى أن تكون هذه الضباب .

رواه أحمد وقد ذكر لعبد الرحمن بن عتم ترجمة فهو مرسل حسن الاسناد أو متصل على رأى الإمام أحمد .

وعن سمرة بن جندب قال أتى نبي الله صلى الله عليه وسلم رجل أعرابي من بنى فزارة وهو يخطب فقطع عليه خطبته فقال يا رسول الله كيف تقول في الضب فقال أمه من بني إسرائيل مسخت فلا أدرى أي الدواب مسخت .

رواه أحمد من رواية حصنين بن قبيصة عن رجل عن سمرة . ورواه من طرق عن حصين عن سمرة وكذلك رواه البزار والطبراني في الكبير ورجاله ثقات .

وعن عائشة أن رسول الله صلى الله عليه وسلم أهدى إليه ضب فلم يأكله فقالت عائشة فقلت يا رسول الله ألا تطعمه المساكين فقال لا تطعموهم مما لا تأكلون .

رواه أحمد وأبو يعلى ورجالهما رجال الصحيح .

وعن حذيفة قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم إن الضب أمة مسخت دواب في الأرض .

رواه البزار وأحمد بنحوه محال على حديث ثابت بن وديعة ورجاله رجال الصحيح .

وعن سمرة أن النبي صلى الله عليه وسلم سأله رجل كيف يرى في الضب قال أمة مسخت والله أعلم.

عبد الرحمن بن حسنة مى‌گويد : همراه رسول خدا (ص) در سفرى بوديم ، و به منطقه‌اى رسيديم ، كه پر از سوسمار بود ، ما تعدادى از آنها را شكار كرده و ذبح كرديم و در حالى كه ديگ‌ها از آنها مى‌جوشيد ، رسول خدا (ص) بيرون آمده و فرمودند : گروهى از بنى اسرائيل مفقود شدند و من مى‌ترسم كه همين سوسمار‌ها باشند ، آنها را خالى كنيد ، ما نيز ديگ‌ها را خالى كرديم ، با اينكه گرسنه بوديم . (سند روايت صحيح است)

عبد الرحمن بن عتم نيز از رسول خدا (ص) روايت كرده است كه يك گروه از بنى‌اسرائيل هلاك شدند و مشخص نشد چطور هلاك شدند ، و من مى‌ترسم كه همانها تبديل به سوسمار شده باشند . (سند روايت حسن است)

از سمرة‌ نيز روايت شده است كه يك اعرابى از بنى فزاره به نزد رسول خدا (ص) آمد و آن حضرت در حال سخنرانى بودند ؛ او خطبه حضرت را قطع كرده و گفت : اى رسول خدا ! در مورد سوسمار چه حكمى مى‌دهيد ؟ حضرت فرمودند : امتى از بنى اسرائيل مسخ شدند و مشخص نيست به صورت كدام جاندار مسخ شده‌اند .( راويان روايت ثقه‌اند)

از عائشه نيز روايت شده است كه يك سوسمار به رسول خدا (ص) هديه داده شد ، اما آن حضرت نخورند ، عائشه گفت : اى رسول خدا ! آيا اين سوسمار را به نيازمندان نمى دهيد تا بخورند ؟ آن حضرت فرمودند : تنها چيزى را به مساكين بدهيد كه خود مى‌خوريد . (سند صحيح است) از حذيفه نيز روايت شده است كه رسول خدا (ص) فرمود : سوسمار امتى مسخ شده است كه در زمين جاى‌گرفته‌اند . (سند صحيح است) از سمره نيز روايت شده است كه شخصى از آن حضرت در مورد سوسمار سوال كرد ، آن حضرت فرمودند كه امتى مسخ شده هستند .

الهيثمي، ابوالحسن نور الدين علي بن أبي بكر (متوفاى 807 هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج 4   ص 37  ، ناشر: دار الريان للتراث/‏ دار الكتاب العربي - القاهرة، بيروت – 1407هـ.

بنا بر اين طبق روايات اهل سنت نيز ، خوردن سوسمار جايز نيست.

2. چه کسي سوسمار مي خورد؟

اما در كتب اهل سنت ، رواياتى آمده است كه بعضى از صحابه ، علاقه خاصى به خوردن سوسمار داشتند ! و سيره همان‌هاست كه باعث شده است چنين صفتى در مورد عرب به كار برده شود ، از مشهورترين آنها عمر بن خطاب خليفه دوم اهل سنت است !

عمر شخصى خوش‌هيكل را ديد و از او پرسيد (كه چه مى‌كند) پاسخ داد : به خاطر خوردن گوشت سوسمار است ! عمر گفت : اى كاش در هر لانه سوسمار ، به جاى يك سوسمار ، دو سوسمار بود (تا مى‌شد بيشتر سوسمار خورد)

... عمر شخصى از محارب را كه چاق بود در سال خشكسالى ديد ؛ از او پرسيد : غذاى تو چيست ؟  گفت : سوسمار ! عمر گفت : دوست‌ داشتم كه براى من در هر سوراخ سوسمارى ، دو سوسمار بود !

عمر گفت : سوسمار براى من دوست‌داشتنى تر از مرغ است !

مصنف ابن أبي شيبة  ج 5   ص 125 ش 24352 ، 24355 و 24356

به فتواي مراجع عاليقدر جهان تشيع هرگونه از اين خوردني هاي خبيث

وپليد مطلقا واكيدا حرام مي باشد

 

كنگره آيت الله حاج شيخ لطف الله صافي گلپايگاني

خيانت بزرگ آل سعود و وهابيت به اسلام، تخريب آثار اسلامي مي‌باشد كه پشتوانه بزرگ تاريخ را از بين بردند.

مرجع عاليقدر شيعه حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني‌مدظله الوارف، صبح جمعه 15/02/1391 اعضاي كنگره مرحوم عبدالجليل قزويني رازي را به حضور پذيرفتند.
در ابتداي اين ديدار، حجة الاسلام مهريزي دبير اين كنگره، گزارشي از برنامه‌ها و فعاليت‌هاي كنگره ارائه داد.

قسمتي از بيانات معظم له به شرح ذيل است:
أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرّحمن الرّحيم. الحمدلله رب العالمين و الصلاة و السلام علي سيد الاولين و الآخرين سيدنا ابي القاسم محمد و علي آله الطيبين الطاهرين المعصومين لاسيما مولانا بقية الله في الارضين و اللعن علي اعدائهم اجمعين الي يوم الدين.
قال الله تعالي:
«فَجَعَلْنَاهُمْ سَلَفًا وَمَثَلًا لِلْآخِرِين»(1)

بنده از اظهار لطف شما تشكر مي‌كنم و اميدوارم زحماتي كه در اين رشته‌هاي ولايي، و به جهت بسط و توسعه فرهنگ و مكتب اهل بيت عليهم السلام و معارف آن بزرگواران مي‌كشيد مورد قبول خداوند قرار گيرد.
كار شما، بسيار با اهميت است. ما احتياج زيادي داريم كه كتاب‌هاي بزرگ روايي تحقيق بيشتري شود، و مؤلفان بزرگوار آن را به مردم معرفي كنيم چرا كه هويت و سابقه ديني و ولايئ ما همين‌هاست.
الحمدلله به واسطه همين بزرگان و آثار آنهاست كه مي‌توانيم خودمان را در دنيا به علم و فضل و كمال و ادب در رشته‌هاي مختلف علمي معرفي نماييم.

بايد بزرگان از دانشمندان اسلامي را به دنياي امروز و مردم خودمان معرفي كنيم چرا كه اينها خودشناسي است. در واقع هر كدام از اينها اگر مغفول عنه شوند، مي‌شود گفت كه بخش مهمي از هويت شيعه مخفي شده و مجهول مانده است.
يكي از اين بزرگان كه مدافع راستين مكتب اهل بيت عليهم السلام بود، مرحوم عبدالجليل قزويني رازي مي‌باشد كه كتاب نقض(2) از آثار خوب و مهمي است كه در آن شرايط حمله‌ها و تهاجم به مكتب اهل بيت و ولايت ائمه طاهرين صلوات الله عليهم اجمعين توسط ايشان نوشته شده است، كه وظيفه امروز ما ترويج و اشاعه مكتب فكري وي و امثال ايشان است.
البته در طول تاريخ تشيع، نواصب به شيعيان تهمت‌هاي زيادي زده و مي‌زنند كه همه تكرار گذشته‌هاست.
تهمت‌هايي كه نواصب به شيعه مي‌زنند تكرار حرف‌هاي خودشان است. الان هزار سال است كه شيعه مي‌گويد قرآن ما همين است كه همه مسلمانان از روي آن تلاوت مي‌كنند، مي‌گويند نه، شيعه قرآني ديگر دارد.
تهمت‌هايي كه اينها به شيعه مي‌زنند، همه واهي و بي‌اساس است. ملا رحمة الله هندي صاحب كتاب اظهار الحق با اينكه عالم سني است ولي در اين كتاب از شيعه و بزرگان آن دفاع مي‌كند كه شيعه قائل به عدم تحريف قرآن هستند.
معظم له در بخشي ديگر از سخنان خود راجع به خيانت‌هاي آل سعود و وهابيت به اسلام فرمودند:
اصلاً دعوايي كه ما الان با سعودي‌ها داريم در حقيقت دعواي مذهب نيست بلكه دعواي تاريخ است. به آنها اعتراض داريم، و مي‌گوييم چرا شما تاريخ اسلام را از بين برديد، نه از جهت اين‌كه ما شيعه اهل بيت هستيم – كه البته اين مقام والايي است- بلكه مي‌گوييم چرا شما پشتوانه تاريخ اسلام را از بين برديد؟ چرا آثار بزرگ اسلامي را تخريب كرديد؟ قطعاً اين جنايت بزرگ لكه ننگي بر دامان آن‌ها مي‌باشد.
ايشان در بخش ديگري از بيانات خويش فرمودند:
به هر صورت برنامه هايي كه شما دنبال مي‌كنيد واقعاً مورد تقدير و تجليل است. بايد كاري كنيم كه كل حوزه مثلّ اين كتاب نقض را با تعليقاتش بخوانند. اگر هر طلبه‌اي از اول تا آخر اين كتاب را بخواند اطلاعات بسيار خوبي پيدا مي‌كند و طلبه فاضلي مي‌شود.
بايد آثار سلف را به حوزه و مردم معرفي كنيم تا معلوم شود كه چه سوابقي داشته‌ايم. بايد در همه رشته‌ها تلاش كرد تا آثار اين بزرگان مجهول نماند.
تحليل شما از بزرگان ري، كار بسيار مهمي است. به خصوص كه مرقد منور حضرت عبد العظيم الحسني عليه السلام در آن شهر قرار دارد و در كنار اين مضجع نوراني بايد چنين برنامه‌هاي علمي و حديثي و نوراني برگزار شود.
اوضاع شهر ري خيلي تعجب‌آور بود؛ شهري كه در زمان‌هاي بسيار قديم هم شيعه در آن بوده‌اند و هم سني، و سني‌ها شيعه را تضعيف مي‌كردند. پيداست كه تعمد داشتند تا شيعه را متهم كنند كه مردم نزديك اينها نشوند. به همين خاطر آن عالم سنّي كتاب مي‌نويسد به نام فضائح الروافض و قصدش اين است كه مردم را بترساند تا نزديك شيعه نشود چرا كه مي دانستند شيعه حق را مي‌گويد و بطلان آنها را آشكار مي‌سازد.
خوب الحمدلله كه الان امكانات و فرصت براي شما فراهم شده است. بايد آثار بزرگاني مثل مرحوم عبد الجليل را منتشر كنيد و به مردم معرفي نماييد تا انشاء الله مورد استفاده بيشتر علماء و دانشمندان و محققان قرار بگيرد.
در ادامه اين ديدار، دبير كنگره اظهار داشت كه چون فهم عبارات كتاب "نقض" براي مردم عادي دشوار است، قرار شده كه آقاي موسوي گرمارودي آن را به عبارات امروزي بازنويسي كند و جداگانه چاپ شود، و اگر بازنويسي خوبي بود به انگليسي هم ترجمه شود.
معظم له نيز بيان داشتند: بايد در اين كار، اصل كتاب هم محفوظ باشد، يعني به همان الفاظ، و طوري نشود كه بگويند مال زمان ماست، و نيز بايد به همان زبان مخصوص اهل ري باشد. مثلاً نمي‌شود زبان شعر شعراي ري را عوض كرد.
بعضي از شعراي شهر ري، مانند غضائري رازي - كه در زمان سلطان محمود بود و داستان محاجه‌اش معروف است- اشعاري دارد در مدح پنج تن آل عبا عليهم السلام، و يا يكي ديگر از شعراي ري كه اين دو بيتي براي اوست:
تا تـاج ولايـت عـلي بر سرمي
هر روز ز روز رفــته نيكوترمي
شكرانه اين كه مير دين حيدرمي
از فــضل خداي و پاكي مادرمي
معظم له در پايان فرمودند: بنده از شما تشكر مي‌كنم، و اميدوارم كه بتوانيد به مكتب اهل بيت عليهم السلام خدمت بيشتري نماييد.

احكام بانك ها

پاسخ آيت الله العظمي شيخ لطف الله صافي گلپايگاني پيرامون بانك 


برخي احكام بانك‌ها
س) جايزه‌هايي‌كه بانك به صاحبان حساب قرض‌الحسنه مي‎دهد، چه صورتي دارد؟
ج) اگر در موقع افتتاح حساب، شرط شركت در قرعه كشي نكرده باشند، اشكال ندارد؛ هر چند انگيزه شخص از افتتاح حساب، شركت در قرعه كشي باشد.
 
س) آيا قرضي راكه بانك براي استفاده خاصي به اشخاص مي‎دهد، جايز است شخص در امر ديگري مصرف كند؟
ج) خير، جايز نيست.
 
س) پولي مربوط به ديگري درحساب بانكي من بود، جايزه بانكي به من تعلق گرفت. آيا جايزه را بايد تقسيم كنيم؟
ج) جايزه‎اي كه بانك مي‎دهد مربوط به صاحب حساب است، هر چند موجودي دفترچه مربوط به ديگري باشد.
 
س) براي سپرده ثابت بانك‎ها سود روز شمار مي‎دهند، آيا اين ربا نيست؟
ج) اگر سپرده گذار، بانك را وكيل كند كه با پول او معامله مشروع انجام دهد و درصدي از سود آن را به سپرده گذار بدهد و بقيه را به عنوان حق وكالت بردارد ـ همان گونه كه در قانون بانكداري بدون ربا آمده است ـ اشكال ندارد؛ اما اگر به شرط گرفتن زياده، قرض به بانك بدهد، ربا و حرام است.
 
س) چرا با وجود حرام بودن ربا، بانك‎هاي كشور ما وام ربوي مي‎دهند و اسمش راقرض الحسنه مي‎گذارند؟
ج) اگر بانك‎ها مطابق قانون بانكداري بدون ربا عمل كنند، وام آن‎ها ربوي نمي‎شود؛ لكن متأسفانه برخي از مسؤولان بانك‎ها بدون توجه به قانون، عمل مي‎كنند و مشتريان نيز آگاهي به مسائل شرعي وام ندارند، در نتيجه وام آن‎ها ربوي و حرام مي‎گردد.
 
س) گذاشتن پول در مؤسسات پولي و اعتباري كه سود مي‎دهند، چگونه است؟
ج) اگر پول را بر مبناي يكي از عقود شرعي مثل مضاربه و مشاركت و... در اختيار مؤسسه مي‎گذارند، با رعايت شرايط شرعي معامله، گرفتن سود اشكال ندارد. همچنين است اگر مؤسسه را وكيل كنند كه با سپرده ايشان معاملات مشروع انجام دهد و قسمتي از سود را به عنوان حق الوكاله بردارد و بقيه را به سپرده گذار بدهد، امّا اگر به شرط گرفتن سود به مؤسسه، قرض مي‎دهد، ربا و حرام است.
 
س) بعضي از صندوق‎هاي قرض الحسنه مي‎گويند: در صورتي وام مي‎دهيم كه مثلا 6 ماه يا يك سال در نزد ما سپرده داشته باشيد، آيا اين شرط صحيح است؟

ج) اگر پول گذاشتن در صندوق، مشروط به قرض دادن پس از شش ماه باشد، حكم ربا دارد


انا لله وانا اليه راجعون


گفت : یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه

گفتم :چشم، اگه جوابشو بدونم، خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم


گفت: دارم میمیرم


گفتم: یعنی چی؟
گفت: یعنی دارم میمیرم دیگه

گفتم: دکتر دیگه ای، خارج از کشور؟


گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد
 !

گفتم: خدا کریمه، انشالله که بهت سلامتی میده


با تعجب نگاه کرد و گفت: یعنی اگه من بمیرم، خدا کریم نیست؟


فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه سرش رو شیره مالید


گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟

گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم

از خونه بیرون نمیومدم، کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن، تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم
.خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون و مثل همه شروع به کار کردم، اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت، خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد
با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن، آخه من رفتنی ام و اونا انگار نه
 ...
سرتونو درد نیارم من کار میکردم اما حرص نداشتم

بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم
ماشین عروس که میدیدم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم
گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم
مثل پیر مردا برا همه جوونا آرزوی خوشبختی میکردم
الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد و ناز و خوردنی شدم

حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آیا خدا این خوب شدنو قبول میکنه؟


گفتم: بله، اونجور که یادگرفتم و به نظرم میرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزیزه


آرام آرام خداحافظی کرد و تشکر

داشت میرفت


گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟


گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!!!

یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم
.
با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟


گفت: بیمار نیستم!

هم کفرم داشت در میومد و هم از تعجب داشتم شاخ دار میشدم گفتم: پس چی؟


گفت: فهمیدم مردنیم،
رفتم دکتر گفتم: میتونید کاری کنید که نمیرم؟
گفتن: نه گفتم: خارج چی؟ و باز گفتند : نه
!خلاصه ما رفتنی هستیم کی ش فرقی داره مگه؟
باز خندید و رفت و دل منو با خودش برد
 ...

             (هر نفسي مرگ را خواهد چشيد و پس از مرگ همه به ما رجوع خواهند كرد، 35انبيا)
راستی اگه لحظه دقیق شکستن شیشه عمر برامون مشخص بود؛
در این زمان باقیمانده چه کارها که نمی کردیم و چه کارها که می کردیم ؟
 




منبع : پله پله تا خدا









آسمونی باشید
یاالله

مناجات

گفتم: خسته‌ام

گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله     .:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::.
 
گفتم: هیشکی نمی‌دونه تو دلم چی می‌گذره

گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه     .:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.
 
گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم

گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید     .:: ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16) ::.
 
گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!

گفتی: فاذکرونی اذکرکم     .:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.
 
گفتم: تا کی باید صبر کرد؟

گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا     .:: تو چه می‌دونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63) ::.
 
گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟

گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله     .:: کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس/109) ::.
 
گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچیک... یه اشاره‌ کنی تمومه!

گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم     .:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.
 
گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل...  اصلا چطور دلت میاد؟

گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم
.:: خدا نسبت به همه‌ی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::.
 
گفتم: دلم گرفته

گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا     .:: (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن (یونس/58) ::.
 
گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله

گفتی: ان الله یحب المتوکلین     .:: خدا اونایی رو که توکل می‌کنن دوست داره (آل عمران/159) ::.
 
گفتم: خیلی چاکریم!

ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که:
و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره 
.:: بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت می‌کنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا می‌کنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنن (حج/11) ::.
 
گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم

گفتی: فانی قریب 
     .:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.
 
گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد بهت نزدیک شم

گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال     .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.
 
گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!

گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم     ..:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.
 
گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی

گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه 
     .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.
 
گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار می‌تونم بکنم؟

گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده 
     .:: مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.
 
گفتم: دیگه روی توبه ندارم

گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب     .:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::.
 
گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟

گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.
 
گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟

گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.
 
گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم!  ...  توبه می‌کنم

گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین     .:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.
 
ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک

گفتی: الیس الله بکاف عبده     .:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.
 
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟  

گفتی:
یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما

.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) 

مناظره مفتي سني با يك شيعه

نقل شده كه دو نفر از شيعيان در گذرگاهي از بغداد به مجلس بزرگي رسيدند.

پرسيدند اين مجلس متعلّق به  كيست؟
گفتند مجلس درس امام اعظم ابو....... (ازبزرگان اهل سنت)است .
راوي حكايت مي گويد رفيق من كه اسمش فضل بن حسن بود و مردي متعصّب در مذهب شيعه و در عين حال آدمي بحّاث و با اطلاع از مباني مذهب بود ، گفت
من مي روم و با اين مرد مباحثه مي كنم و تا او را ملزم و مجاب نكنم از اين مكان نمي روم.
گفتم اين عالم بزرگي است و از عهدۀ بحث با او بر نمي آيي .
گفت من معتقد به مذهب حقم و حق مغلوب نمي شود .
وارد مجلس شديم و نشستيم و در يك فرصت مناسب، فضل از جا برخاست و گفت
ايها العالم من برادري دارم كه رافضي است ( يعني شيعه است) و من هر چه مي خواهم به او بفهمانم كه ابوبكر بعد از پيامبر اكرم ، افضل امّت و خليفۀ به حق بوده قبول نمي كند و مي گويد علي بن ابيطالب ، افضل و خليفۀ به حق است . شما يك دليل قاطعي به من ياد بدهيد كه به او بفهمانم و او را به راه راست بياورم .
ابو...... گفت به برادرت بگو بهترين و روشن ترين دليل اين است كه پيامبر اكرم همواره در ميدان هاي جنگ ، آن دو بزرگوار ! ( ابوبكر و عمر) را كنار خود مي نشاند و علي را مقابل نيزه و شمشير دشمن مي فرستاد و اين نشان مي دهد كه آن دو نفر ، محبوب پيامبر بوده اند و چون آن حضرت مي خواسته كه آن ها بعد از خودش جانشين باشند آنها را حفظ مي كرد و چون علي را دوست نمي داشت طردش مي كرد و به ميدان مي فرستاد تا كشته شود و اين بهترين دليل بر افضليت ابوبكر و عمر است !
فضل گفت بله من اين را به برادرم مي گويم ولي او از قرآن به من جواب مي دهد كه خداوند فرموده است: « خداوند ، مجاهدين را بر قاعدين و نشستگان برتري داده و اجري بزرگ براي آنان آماده است» و به حكم اين آيه ، علي چون مجاهد بوده افضل از ابوبكر وعمراست كه قاعد بوده اند .
ابو...... گفت به او بگو از اين بهتر مي خواهي كه ابوبكر و عمر قبرشان كنار قبر پيامبر و چسبيده به قبر آن حضرت است در حالي كه قبر علي از قبر پيامبر دور افتاده و در عراق است .
فضل گفت بله اين را هم به برادرم مي گويم امّا او مي گويد آن ها غاصبانه در كنار پيامبر اكرم دفن شده اند براي اين كه خداوند فرموده است « اي مؤمنان بدون اذن و اجازۀ پيامبر ، داخل خانه اش نشويد...»  و مي دانيم كه رسول اكرم در خانۀ خودش دفن شده و آن دو نفر بدون اذن در خانۀ آن حضرت دفن شده اند و محل دفن ايشان غصبي است .
ابو..... كه از اين گفتگو سخت ناراحت شده بود تأمّلي كرد و سپس با لحني تند گفت به اين برادر خبيثت بگو آنها غاصبانه در خانة پيامبر دفن نشده اند بلكه عايشه و حفصه كه دختران آن دو بزرگوار و همسران پيامبر بودند و ازپيامبر مهريه طلبكار بودند، پدرانشان را در مهرية خودشان دفن كردند .
فضل گفت بله من اين مطلب را هم به برادرم گفته ام ولي او باز آيه اي براي من مي خواند و مي گويد پيامبر صلي الله عليه و آله به همسرانش بدهكار نبوده براي اينكه خداوند فرموده است « اي پيامبر ما همسران تو را كه مهرشان را پرداخته اي براي تو حلال كرديم» طبق اين آيه ، پيامبر اكرم مهريۀ زن هايش را داده بود و وقتي كه از دنيا رفت به زن هايش بدهكار نبوده است .
ابوحنيفه اندكي تأمّل كرد و گفت به اين برادرت بگو درست است كه همسران پيامبر، مهريّه طلبكار نبوده اند اما سهم الارث كه از ماتَرَك پيامبر داشته اند و ماتَرَك  (يعني آنچه پيامبر اكرم بعد از مرگش از خود باقي گذاشته ) نيز همين خانه اش بوده و شرعاً سهمي هم از آن خانه به همسرانش مي رسد و چون عايشه و حفصه وارث پيامبر بوده اند پدرانشان را در سهم الارث خودشان دفن كرده اند و بنابراين غصبي در كار نبوده است .
فضل گفت بله من اين را هم به برادرم گفته ام ولي او مي گويد شما آقايان سنّي ها مگرنمي گوييد كه پيامبر ارث نمي گذارد و خودتان حديث نقل مي كنيد
كه پيامبر اكرم فرموده است « ما پيامبران اصلاً ارث نمي گذاريم و هر چه از ما باقي مانده صدقه است» پس طبق گفتة خودتان عايشه و حفصه سهم الارث نداشته‌اند . به همان دليلي كه شما حضرت فاطمه را از فدك محروم كرديد و گفتيد پيامبر ارث نمي گذارد آن دو همسر نيز نبايد ارث ببرند . آيا دختر از پدر ارث نمي برد اما همسر از شوهر ارث مي برد ؟!
حالا بر فرض بپذيريم كه آنها سهم الارث داشته اند ، مگر نه اين است كه ميّت اگر فرزند داشته باشد ، سهم الارث زوجه اش يك هشتم ماتَرَك مي شود ،
در اين جا تمام ماتَرَك پيامبر اكرم يك حجره (اتاق) بوده كه وقتي آن
تقسيم بر هشت شود يك قسمت از آن هشت قسمت تقسيم مي شود ميان همسران پيامبر اكرم كه نُه نفر بوده اند و در نتيجه سهم هر يك از عايشه و حفصه به قدر يك وجب هم نمي شود، پس چگونه آن دو هيكل بزرگ در يك وجب زمين جا شده اند ؟!
سخن كه به اينجا رسيد ابو...... حسابي از كوره در رفت و با لحني خشم آلود فرياد كشيد اين مرد را بيرون كنيد اين خودش رافضي است و اصلاً برادر هم ندارد !


پاسخ آيت الله العمظمي حاج شيخ لطف الله صافي

گلپايگاني به چند شبه در مورد عزاداري :
محضر مبارك آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مدّظله
 
با سلام و تحیّت؛
 
چند وقتی است كه نكاتی پیرامون فایده عزاداری برای امام حسین، ذهنم را مشغول كرده است كه خواهش می‌كنم به آنها پاسخ دهید تا ابهامات بنده برطرف شود:
 
الف) عزاداری‌ و روزهایی از سال را سیاه‌پوشیدن و غمگین‌بودن آن هم به خاطر این‌كه یک انسان خبیث در ۱۴۰۰ سال پیش، انسان خوبی را کشته و دیگر موضوع تمام شده است چه فایده‌ای دارد؟ امثال این واقعه بارها در تاریخ اتفاق افتاده است. آیا این همه اوقات خود را صرف عزاداری‌كردن‌ بی‌خردانه نیست؟ آیا حرف اهل سنّت كه می‌گویند: «شیعیان مرده‌پرست هستند» درست نیست؟ آیا با سر و سینه‌زدن و راه‌اندازی دسته و هیئت، امام حسین زنده می‌شود؟
 
 
ب) هم‌چنین در جایی خواندم وقتی یك شخص غربی، در عزاداری شیعیان برای امام حسین، شركت كرد از یكی از شیعیان پرسیده بود: «چه كسی این امام را كشته است؛ مسیحیان یا یهودیان؟» كه وقتی با جواب منفی روبرو و متوجه شده بود كه توسّط مسلمانان در 1400 سال قبل كشته شده است، متعجّبانه گفته بود: «خودتان طرف را کشته‌اید، بعد خودتان دارید برایش عزاداری می‌کنید؟ این کارهای شما و صدمه‌زدن به خودتان و کار و زندگی را رهاکردن بعد از 1400 سال چه فایده‌ای برای او دارد؟ و به چه درد شما می‌خورد؟» بفرمایید واقعاً فایده‌ی این همه عزاداری و كار را رهاكردن، برای ما و برای امام حسین چیست؟
 
 
پاسخ حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی:
 
 
 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
علیكم السلام و رحمة الله
 
ج الف: ما اگر به این حادثه از چشم مقاصد و معانی بلند آن و مراتب عالی و مقامات ملکوتی انبیاء و اولیاء و درجات قُرب آنها به خداوند متعال نگاه كنیم و سخن بگوییم، باید مخاطبان آن مطالب کسانی باشند که یا ملائکه ملأ اعلی باشند و یا اگر ابناء بشرند هم‌ردیف و هم‌طراز آنها باشند، حضرت امام حسین علیه‌السلام را در عالی‌ترین مرتبه‌ی امامت که مثل حضرت ابراهیم خلیل علیه‌السلام پس از طیّ آن مقامات و درجات عالیه به آن نائل گردید بشناسیم و امام را در همان جایگاهی معرّفی كنیم که پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله او را به آن معرّفی نمود و خود با همین پایگاه بی‌مانند عاشورایی، اوج عظمت وجود خود را به جهانیان نشان داد و موقفی را اتّخاذ فرمود که صعود و پرواز به آن جز با بال‌های روح‌الأمینی و برتر میسر نیست.
 
 
شما می‌گویی: یک انسان خبیثی یک انسان خوبی را کشته، و سنّی مذهب‌ها را به نداشتن معرفت به عظمت خاندان پیغمبر صلی‌الله علیه و آله تا این حد متّهم می‌کنی! این‌كه انسان خبیث، انسان خوب را می‌کُشد امری عادی است و بوده است.
 
در این حادثه، جایگاه شمر و ابن زیاد، سنان بن انس و یزید كه حسین بن علی سبط پیغمبر و سیّد جوانان اهل بهشت را می‌کشند عنوان خبیث بر آنها به قدری کم معنی است که اگر خباثت همه خبیث‌ها را به یك نفر بدهند باز هم برای او کم است و عنوان انسان خوب بر حسین علیه‌السلام - کسی که جامع همه خوبی‌ها و کمالات انسانی و انسان اشرف و اجلّ و اکرم و اعز و اولی به خدا و پیغمبر است- عنوانی عادی و بسیار كم‌بها است.
 
شیعه، مرده‌پرست نیست. شیعه، زنده و زنده‌پرور است، چنان‌که تجلیل قرآن از انبیا، از ابراهیم و موسی و عیسی و صفا و مروه و حجر و مقام و بیت مرده‌پرستی نیست.
 
شیعه در تجلیل از حسین علیه‌السلام، از قرآن کریم و وحی الهی الهام گرفته و به هدایت‌ آن عمل می‌كند که آنها (مردگان) را بستایید و به هدایت آنها هدایت یابید؛ أُولئِكَ الَّذینَ هَدَى اللهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ. (سوره انعام، آیه190)
 
این موضوع تمام نمی‌شود، چنان‌که اسم ابراهیم و ملّت ابراهیم و مقام ابراهیم و اسم موسی و عیسی و روزها و یاد مواقف و مقامات آنها تمام نمی‌شود.
 
 
این برنامه‌ها، این سینه‌زدن‌ها و عزاداری‌ها اعلام وجود و نفی شرک، نفی استکبار، نفی استحقار و استضعاف است. این برنامه‌ها مثل اذان است، مثل أشهد أن لا اله الا الله و اشهد ان محمداً رسول الله است. مرده‌پرستی نیست. شما می‌گویید چی زنده می‌شود؟ این‌ها اگر نبود، همه چیز مُرده بود. این‌ها رمز حیات است، حفظ سابقه است، حفظ هویّت است و میراث بزرگ فرهنگی است.
 
 
(ب): این منطق و گفتاری كه نقل كرده‌اید، از بی‌سوادی سازنده‌ی ساختگی این گفت و شنودها حکایت دارد و به قدری سطح این سخنان پایین و پایین است که انسان نمی‌داند چه بگوید! بسیار جاهلانه و عوامانه است.
 
 
امام نه در نبرد با مسیحیان و نه یهودیان و نه اهل مذاهب دیگر کشته شد. امام، آن وجود مجسّم حق‌خواهی و حق‌پرستی و ستم‌ستیزی و عدالت‌خواهی در نبرد بین حق و باطل و عدالت و ظلم و علم و جهل کشته شد.
 
او در میدان «إنّی لا أرى الموتَ إلّا سعادةً والحیاةَ مع الظالمین إلّا بَرَماً» و در راه نجات مستضعفان و احیاء دین کشته شد.
 
 
با تأسف فراوان تمام آن واقعه‌ی بزرگ و تاریخی و آن همه افتخارات و مواقف بزرگ که ایستادن و ایستادگی بر هر یك آنها کار نامدارترین رجال تاریخ است را در این خلاصه می‌کنید که مرد خبیثی، مرد خوبی را کشته است و به واقعه‌ای كه امثال و نظائر آن همیشه و همواره اتفاق می‌افتد تشبیه می‌کنید؛ نه سوابق این حادثه را می‌گویید و نه آن مرد خبیث را می‌شناسانید و نه آن مرد خوب را تعریف می‌کنید؛ نه از حَسَب و نَسَبَش، نه از اخلاق و رفتار و سیره‌اش و نه از مسئولیت‌های بزرگی که مثل او بر عهده دارد می‌گویید!
 
چنان وانمود می‌کنید که شخصی عادی، زیدی را کشته و دعوایی شخصی بوده و طرفین دعوا به جان هم افتادند و این هزار و چهارصد سال پیش که نه، اگر دیروز و همین امروز چنین شخصی عادی کشته شود، عزاداری و این همه برنامه‌های وسیع و مجالس سخنرانی و ... برایش بیجا است.
 
 
نقل‌كننده‌ی این سؤال و جواب، اگر مغرض نیست، علل حادثه، رجال حادثه، سوابق یزید و بنی‌امیّه و دشمنی آنها با اسلام و جنایات بزرگ آنها را برای آن فرد غربی می‌گفت تا تصدیق کند که این حادثه كه یک‌هزار و چهارصد سال پیش اتفاق افتاده، اگر چهارصد هزار قرن پیش هم اتفاق افتاده بود باید آن را بازگو کرد و به همه نسل‌ها رسانید.
 
 
این، مکتب است، مدرسه است، هویّت عالی و متعالی بشر است. تکریم انسان‌های والا و حق‌پرست است.
 
پهلوان این قیام و اقدام، فرد عادی نیست. آسمان، زمین، کهکشان‌ها و عرش و کرسی است. امام حسین علیه‌السلام است. او بود و خودش بود و تاریخ برای او همتا و هم‌طراز نشان نمی‌دهد.
 
یک آدم خوب همیشه هست و افرادش در کوچه و بازار بسیار و بی‌شمارند امّا کسی از آنها امام حسین علیه‌السلام نیست.
 
 
او فرد یگانه بشر است. باید فراموش نشود، باید درسش و مکتبش همیشه مطرح باشد. امام حسین علیه‌السلام به عزاداری ما نیازمند نیست بلكه ما به او نیازمندیم.
 
ما به معرفت راه او و رفتن در راه و احیاء مکتب او نیاز داریم. می‌خواهیم باشیم، می‌خواهیم با شرافت زندگی کنیم، می‌خواهیم ذلیل نباشم و در مقابل طواغیت و گردنکشان و متکبران سر خضوع و ذلّت فرود نیاوریم.
 
این عزاداری‌ها همه‌اش فائده است. همه‌اش انسان‌ساز است. عزاداری‌ها و مراسم عاشورا را هدف اعتراض قرار دادن، هدف قراردادن قرآن و عترت و همه انبیا و همه خوبی‌هاست.
 
مسأله، عظیم‌تر از این حرف‌هایی است که می‌گوییم. امام حسین علیه‌السلام شهید فضیلت و حقیقت در طول تاریخ است. او شهید دیروز نبود؛ او شهید همیشه جاودان است كه به همه بشریت راه خوب‌زندگی‌كردن را آموخت. او الگو و اسوه برای همه آزادی‌خواهان جهان است. بلی، ‌حسین علیه‌السلام امام و رهبر همه آزادمردان در طول تاریخ است.
 
این است كه حسین علیه‌السلام همیشه زنده است و مردمی كه با حسین علیه‌السلام باشند، همیشه زنده و سرافراز و سربلند هستند. سلام الله علیک یا مولای یا ابا عبدالله روحی و ارواح العالمین لک الفداء

احكام عزاداري آيت الله العظمي شيخ لطف الله صافي گلپايگاني

كيفيت عزاداري
س)حكم چاك زدن گريبان و بر سر و صورت زدن در مصيبت امام حسين عليه‌السلام چيست؟
ج) بر سر و صورت زدن و گريبان چاك زدن در مصيبت آن بزرگوار مانعي ندارد.
 
س)برخي در جلسات سينه زني و عزاداري معصومين عليه‌السلام در حال عزاداري صورت خود را خراش انداخته و به صورتشان خون جاري مي‌شود؛ عزاداري به اين شكل چه حكمي دارد؟
ج) معلوم نيست كه اين كارها به عنوان ابراز شدت تألم بر مصائب اهل‌بيت علهيم السلام و عزاداري براي آن بزرگواران وهن باشد؛ بلي اگر موجب ضرر معتني به شود جائز نيست.
 
س)بعض عزاداران به خود گِل مي‌مالند و يا اينكه با پاي برهنه راه مي‌روند. اين نحوه عزاداراي چه حكمي دارد؟
ج) اين گونه امور كه در محلّي طبق مرسوم آن محل بوسيله آن اظهار حزن و عزا نسبت به سالار شهيدان عليه‌السلام بنمايند چنانچه ضرر معتد به براي جسم و جان نداشته باشد مانعي ندارد.
 
س)سينه‌زني به صورتي‌كه دور مي‌چرخند و جست و خيز دارند، چه حكمي دارد؟
ج) اشكال ندارد ولي مواظب باشيد وقار عزاداري مخدوش نشود.
 
س)آيا سينه زني به صورتي كه از كمر به بالا برهنه شوند، در عزاداري سيّدالشهدا عليه‌السلام جائز است؟
ج) اگر مستلزم نگاه نامحرم نباشد اشكال ندارد.
 
س)سينه‌زني، زنجيرزني و يا به سر و صورت كوبيدن در خلال عزاداري، به طوري‌كه موجب صدمه، مثلاً مجروح‌ شدن و يا سرخ ‌شدن مي‌شود، چه حكمي دارد؟
ج) اگر صدمه معتد به نباشد اشكال ندارد.
 
س)در مراسم سينه زدن، در آوردن لباس در صورتي كه معرض تحريك باشد چه حكمي دارد؟
ج) اگر معرض تحريك باشد اشكال دارد و بهتر است با لباس عزاداري شود.
 
س)در مراسم عزاداري ائمه معصومين عليهم السلام سينه زدن يا چنگ زدن به صورت به طريقي كه خون بيايد چه حكمي دارد؟
ج) عزاداري بر آن بزرگواران به هر نحوي كه موجب ضرر معتدّ به به بدن نباشد و مشتمل بر خلاف شرع از هر جهت نباشد مطلوب است.
 
س)«هروله» در جلسات عزاداري چه صورتي دارد و حال آن كه مظنه هتك عزاداري و لوث شدن آن و پايين آمدن حزن و تأثر عزاداران بسياري است؛ لطفاً علاوه بر جواب قاعده و نصيحتي راجع به عزاداري عنايت بفرماييد؟
ج) گاه مي‌شود كه اشخاص مصيبت زده از شدّت تأثر از جا بر مي‌خيزند و مي‌روند و مي‌آيند و خود را مي‌زنند و فرياد مي‌كنند؛ اگر كسي در مصيبت حضرت سيد الشهدا سلام الله عليه كه اعظم مصائب است واقعاً چنين حالي پيدا كند يا مثل تباكي چنين حالي را دارد نمي‌توان اين حالات را اهانت دانست. در اين موارد سليقه‌ها مختلف است؛ بحسب ازمنه و امكنه فرق پيدا مي‌كند و عرف عام را بايد ملاك دانست. آنچه لازم است اين است كه همه بر حفظ و شكوه و عظمت و حقيقت و وقار قدس و ملكوتي اين برنامه و نشان دادن كمال حزن و اندوه خود اهتمام نمايند. خداوند تأييد فرمايد.
 
س)نظرتان راجع به اينكه به هنگام عزاداري و سينه زدن بعضي به نيت اينكه در موسم حج هستند و يا اينكه با ياد حضرت زينب سلام الله عليها كه در حال هروله بود، هروله مي‌كنند و سينه مي‌زنند را بيان فرماييد؟
ج) نيّت اينكه در موسم حج هستم و هروله مي‌كنم صحيح نيست ولي به عنوان شدّت تأثر و ناراحتي از آن مصائب عظمي اشكال ندارد.
 
س)در برخي از جلسات مذهبي و عزاداري براي اظهار نهايت تذلّل در برابر اهل بيت عليهم السلام عدّه‌اي صداي حيوانات مانند سگ از خود در مي‌آورند. حكم شرعي آن را بيان فرماييد؟
ج) چون در انظار بعضي موهن است سزاوار است اظهار ارادت و ولايت خود را در صورت‌هاي جالب و تحسين‌آميز انجام دهيد.
 
س)تشكيل هيأت در كوي و خياباني كه اهالي آن به شعائر ديني مقيد نبوده، بلكه سينه زني و نظائر آن نزد ايشان، كاري عجيب و غريب مي‌نمايد و احياناً باعث تمسخر مجالس عزاداري و يا هتك حرمت مي‌شود، چه حكمي دارد؟
ج) بايد در مسجد و حسينيه واقع در محل‌هاي مذكور هيئت و مجالس مذهبي به صورت شايسته تشكيل شود و از وعاظ و علماي با فضل جهت اداره مجلس دعوت بشود كه آنها دين مبين اسلام را آن چنان كه هست براي مستمعين بيان كنند؛ در اين صورت گمان نمي‌رود باعث تمسخر بشود؛ مضافاً بر اينكه در تبليغ دين، به تمسخر يك عده جاهل و نادان نبايد اعتنا كرد.
 
آيين‌ها و نمادهاي عزاداري
س)در مراسم عاشورا مراسمي چون علم‌گرداني، چهل چراغ كشي و نخل گرداني چه حكمي دارند؟
ج) مانع ندارد.
 
س)استفاده از عَلَم چه صورتي دارد؟
ج) در مراسم عزاداري سالار شهيدان حضرت ابي عبد الله الحسين عليه‌السلام استفاده از عَلَم كه تعظيم شعائر محسوب مي‌شود به شرط اينكه مشتمل بر مجسّمه ذيروح كه حرام است نباشد، اشكال ندارد؛ بلكه مطلوب است.
 
س)در ايام عاشورا ضريح مانندي به نام نخل را به اسم و رسم عزاداري ملبّس به البسه و اقمشه فاخره مي‌كنند ، با عنايت به فتواي مرحوم حضرت آيت الله العظمي بروجردي كه فرموده‌اند: « عزاداري در ايام عاشورا برحسب متعارف بلاد مختلف است وآنچه درهر بلدي مصداق عزاداري است مانعي ندارد.» نظر حضرتعالي در اين‌باره چيست؟
ج) آنچه استاد عظيم الشان ما اعلي الله مقامه در پاسخ سؤال مذكور فرموده‌اند مورد تأييد اينجانب است.
 
س)آيا شمع روشن كردن در شام غريبان سيدالشهداء عليه‌السلام را بلا اشكال مي‌دانيد؟ آيا از مصاديق بدعت نمي‌باشد؟
ج) اشكال ندارد.
 
س)در بعضي از مراسم‌ها، شبيه‌سازي انجام مي‌شود، مثل درست‌كردن قبر مطهر حضرت زهرا سلام الله عليها و تابوت حضرت رقيه سلام الله عليها، حكم آن چيست؟
ج) اشكال ندارد.
 
س)نظرتان راجع به تعزيه خواني چيست؟
‌ ج) تعزيه و شبيه خواني اگر مشتمل بر آلات لهو از قبيل طبل و شيپور و صنج نباشد و اشعار دروغ و غنا نخوانند و مرد، لباس زنان را نپوشد اشكال ندارد.
 
س)بعضي افراد در تعزيه نقش امام معصوم عليه‌السلام يا نقش شخصيت‌هايي مثل حضرت عباس عليه‌السلام را اجرا مي‌كنند و حال آنكه صاحب سابقه درخشاني نيستند و فقط به جهت اينكه خوب برنامه اجرا مي‌كنند آن نقش را به عهده مي‌گيرند نظر مبارك را بيان نماييد.
ج) درخشان بودن سابقه تعزيه خوان شرط نيست ولي اگر سوء سابقه خصوصا سوء حال فعلي عرفاً توهين باشد نبايد آن اشخاص، مجري باشند. اصولاً مناسب است عزاداري حضرات ائمه طاهرين عليهم‌السلام به صورت مجلس روضه‌خواني برگزار شود تا سخنرانان عالِم و وعاظ و روضه‌خوان‌هاي متعهد ضمن ذكر مصائب آن بزرگواران با ذكر فضائل و مناقب و تاريخ زندگي ايشان و بيان احاديث و احكام و تبليغ معارف اسلام و دفع بدع و شبهات، مردم را آگاه و به مكتب اهل بيت عليهم السلام هدايت و ارشاد نمايند.
 
س)‌اخيراً مطرح مي‌شود كه مجالس عزاداري خصوصاً عزاي سيد الشهدا عليه‌السلام از صورت سنّتي و روضه خواني و استماع آن خارج بشود و به صورت نمايشي و تئاتري تبديل‌گردد، بلكه به‌اين مطلب اصرارمي‌ورزند. نظرمباركتان را بيان‌فرماييد.
ج) اقامه عزاي آن بزرگوار بايد با ذكر مصائب از كتب صحيحه معتبره توسط ذاكرين و علماي محترم با حفظ شئون اهل بيت عليهم السلام باشد و به صورت تئاتر در آوردن معمولاً خالي از لوازم فاسده و غير شرعي نيست.
 
س)حكم خريد، فروش، چاپ، توليد و يا استفاده از عكس ها و پوسترهايي كه از چهره ائمه معصومين عليهم السلام تهيه شده است، چگونه است؟
ج) عكس‌ها و پوسترهاي مذكور، مستند صحيحي ندارند؛ خوب است از اين عمل خودداري شود.
 
آداب و اخلاق عزاداري
س)اگر شخصي در حين عزاداري براي خودنمايي بلند بلند گريه كند و يا خيلي سنگين زنجير و يا سينه بزند، آيا ريا كرده و عزاداري او باطل است؟ اگر به قصد گريانيدن ديگران باشد، چگونه است؟
ج) ريا در هيچ عملي صحيح نيست ولي تباكي به نحو عزاداري و به قصد تعظيم امر شعائر، ريا نيست.
 
س)گاهي در مجالس عزاداري سالار شهيدان عليه‌السلام، كه پر جمعيت نيز مي‌باشند، ديده شده كه خادمين و نوكران ابي عبدالله عليه‌السلام رفتار ناشايستي با عزاداران دارند، (مثل فرياد زدن، هُل دادن و غيره) اين كارها از حيث شرعي چه حكمي دارد؟
ج) بايد با عزاداران و مستمعين با ادب رفتار و با احترام پذيرايي شود.
 
س)آيا رضايت پدر و مادر در رفتن به مجالس عزايِ سيد الشهداء عليه‌السلام واجب است؟ و بدون رضايت ايشان مي‌توان در اين مجالس شركت كرد؟
ج) موارد، مختلف است.
 
س)حكم شوخي و خنده در ماه محرم خصوصاً روز عاشورا چيست؟
ج) صحيح نيست.
 
س)راه اندازي دسته‌هاي عزاداري در كوچه و خيابان كه باعث ترافيك مي‌شود، چه حكمي دارد؟
ج) در حد متعارف ايام عزاداري اشكال ندارد.
 
س)بعضي عزاداري‌ها و هيئات به صورت چادر و خيمه در كوي و خيابان بر پا مي‌شود و برخي از همسايگان به اين كار، رضايت ندارند، و اقامه مجلس به اين شكل و شركت در آن چه حكمي دارد؟
ج) اين مراسم را به نحوي برگزار كنند كه موجب زحمت عابرين و همسايگان نشود.
 
س)ايجاد سر و صدا، كم يا زياد، در هنگام عزاداري، در صورتي كه از رضايت همسايگان بي اطلاع هستيم، چه حكمي دارد؟ (آيا رضايت تك تك همسايه‌ها كافي است يا اغلب ايشان)؟
ج) عزت و شأن اين برنامه خود مقتضي است كه مزاحمت فراهم نشود.
 
س)عزاداري در نيمه شب كه موجب بر هم زدن آسايش و خواب مردم مي‌شود از نظر شرعي چه حكمي دارد؟
ج) به طور كلي مزاحمت و آزار اشخاص چه در خواب باشند چه در بيداري جائز نيست؛ اين مراسم بايد در حدّ معمول و متعارف انجام شود. و در بعض موارد مثل شب عاشورا، صدق اذيت نمي‌كند.
 
س)آيا اين‌كه مؤسس يك مجلس عزاي امام حسين عليه‌السلام بخواهد اين مراسم، جمعيت بيشتري داشته باشد، صحيح است؟
ج) مجالس مذكور هرچه باشكوه‌تر و پر جمعيت‌تر باشد اثرش در قلوب بيشتر و آثار مثبتش زيادتر است و اگر به اين مسئله اهميت داده نمي‌شد دشمنان دين و مسلمانان فريب خورده و ظاهربين و غرب‌زده اصل حادثه كربلا را انكار مي‌كردند.
البته همگان متوجه باشند كه اجر و ثواب بسيار زيادي را كه بر اقامه عزاي حضرت و شركت در مراسم آن بزرگوار است با وارد نمودن محرّمات از بين نبرند، و از هر چيزي كه موجب وهن مذهب و وهن مراسم سوگواري مي‌گردد بايد اجتناب شود.
 
س)گاهي ايام سوگواري حضرت ابا عبدالله الحسين عليه‌السلام با بعضي از مناسبت‌ها مثل نوروز تقارن پيدا مي‌كند، نظر مباركتان را در مورد برگزاري مراسم اين گونه مناسبت‌ها در زمان عزاي حسيني بيان فرماييد.
ج) واضح است كه مؤمنين و محبين اهل بيت عليهم السلام در ايام محرم و صفر از برگزاري مراسم و تظاهر به اعمالي كه مناسب شأن محبّ اهل‌بيت سلام الله عليهم نباشد خودداري مي‌نمايند و مراسم و سيره سوگواري را حفظ مي‌نمايند.
 
نماز و عزاداري
س)وظيفه كسي كه مردّد است امور عزاداري را تا دير وقت انجام دهد يا مراقبت بر قضا نشدن نماز صبح كند چيست؟
ج) مراقبت بر قضا نشدن نماز، واجب است.
 
س)اگر كسي نماز نخواند و روزه نگيرد و براي امام حسين ‌عليه‌السلام احسان كند و سينه و زنجير بزند و گريه كند و نيز كسي كه خمس و زكات مالش را ندهد، آيا مي‌تواند از اين مال در راه امام حسين عليه‌السلام احسان كند؟ آيا اجر و ثوابي بر اين شخص است؟
ج) نمازوروزه واجب است ولي‌عزاداري و گريه بر امام حسين عليه‌السلام مستحب است. انسان بايد نماز بخواند و روزه هم بگيرد و عزاداري هم بكند و پولي كه متعلّق خمس شده واجب است اول، خمس آن ادا شود آن‌گاه در راه امام حسين عليه‌السلام و كار خير ديگر مصرف شود و مصرف نمودن پولي كه خمس به آن تعلّق‌گرفته قبل از اداي خمس درهركاري اگرچه خير باشد حرام است.
 
س)در ظهر عاشورا عزاداران براي شور و اظهار حزن، آماده مي‌شوند و از طرفي وقت نماز ظهر مي‌شود؛ وظيفه مؤمنين چيست؟
ج) در اين موارد بايد جمع بين اغراض و كسب فضائل نمود؛ هم برنامه‌اي را كه به صورت عزاداري براي حضرت سيد الشهداء عليه‌السلام انجام مي‌شود، انجام دهيد و هم نماز ظهر را در اول وقت بجا آوريد.
 
عزاداري بانوان
س)آيا گريه كردن زن‌ها با صداي بلند در مجالس عزاي ائمه اطهار عليهم السلام بخصوص حضرت سيد الشهداء عليه‌السلام با توجه به حضور مردان نامحرم در مجلس مذكور جايز است.
ج) اشكال ندارد.
 
س)ايستادن و نگاهِ خانم‌ها به مرداني كه در خيابان مشغول عزاداري هستند، چه حكمي دارد؟ و مسئوليت دست اندركارانِ هيئت در اين مورد چه مقدار است؟
ج) نگاه كردن خانم‌ها به بدن مردان نامحرم جايز نيست.
 
س)راه رفتن خانم‌ها در عقب دسته هاي عزاداري چه حكمي دارد؟
ج) اگر مستلزم ارتكاب معصيت نباشد اشكال ندارد.
 
سخنرانان و مداحان مجلس عزاداري
س)نظر حضرتعالي در مورد مدّاحي چيست؟ و يك مدّاح اهل بيت عليهم السلام چه خصوصياتي بايد داشته باشد؟
ج) مدّاحي اهل بيت عصمت و طهارت سلام الله عليهم اجمعين چنانچه براي خدا باشد عبادت است و اجر عظيم دارد و به همين جهت مداح بايد اهل تقوا و مقيّد باشد اشعاري كه مي‌خواند خلاف واقع و دروغ نباشد و اين عبادات را تا مي‌تواند به قصد قربت انجام دهد تا از مثوبات آن برخوردار شود هر چند گرفتن مزد در برابر آن اشكال ندارد.
 
س)بعضي از مداحان به گونه‌اي ذكر حسين حسين مي‌گويند كه موجب شور و هيجان مي‌گردد و همراه با سينه زدن و گريه كردن، جست و خيزي در جمعيت، ايجاد مي‌شود. آيا اين كار صحيح است؟
‌ ج) اگر نوحه خواني و مداحي به صورت غنا باشد حرام است.
 
س)آيا مداحي كه با ريتم موسيقي و به صورت غنا‌ خوانده شود حرام است؟
ج) بلي؛ حرام است.
 
س)آيا دريافت وجه توسط مدّاح و سخنران در عوض مداحي و سخنراني در مجالس عزاداري سيدالشهداء عليه‌السلام جائز است؟
ج) جائز است.
 
س)مداحان در اثناي دعاي كميل و ندبه و زيارت عاشورا، اشعار يا روضه مي‌خوانند، اين كار چه حكمي دارد؟
ج) بهتر است دعاهاي وارده را بدون اين كه در اثناي آنها شعر و يا چيز ديگري خوانده شود بخوانند ولي خواندن روضه صحيح در بعضي مواضعي كه مناسب دعاست اشكال شرعي ندارد؛ بلي اگر طوري در اين كار، افراط شود كه از صورت دعا خواندن خارج شود معلوم نيست ثواب آن دعا را داشته باشد.
 
منابع روايي عزاداري
س)آيا كتاب روضه الشهداء مرحوم ملا حسين كاشفي و اسرار الشهادة ملا آقاي دربندي داراي گزارش‌هاي تحريف شده از واقعه كربلاست؟
ج) ما حق نداريم نويسندگان دو كتاب مذكور را متهم به تحريف حادثه كربلا كنيم؛ نسبت به مطالبي كه در آنها درج شده آنچه كه محتمل الوقوع است و دليلي بر عدم آن نباشد نمي‌توان انكار كرد و نويسنده را رمي به دروغ نويسي كرد و آنچه كه بر حسب دليل، مقطوع العدم باشد نبايد نقل شود.
 
س)مقاتل معتبر اعم از فارسي و عربي از نظر حضرتعالي كدام‌اند؟
ج) از كتبي كه در اين زمينه مرحوم محدّث آقاي حاج شيخ عباس قمي تأليف نموده‌اند استفاده نماييد.
 
س)خواندن‌روضه‌ بي‌اساس، يا مشكوك‌توسط مدّاح ويا سخنران، چه‌حكمي دارد؟
ج) خواندن روضه بي اساس جائز نيست و خواندن چيزي كه احتمال صحت آن را مي‌دهد اگر به صورت احتمال باشد اشكال ندارد.
 
س)اگر روضه بي اساس خوانده شد ما چه وظيفه‌اي داريم؟
ج) اگر دروغي از ذاكرين بشنويد بر حسب وظيفه شرعي بايد به عنوان نهي از منكر به خود گوينده تذكر دهيد و همه مكلّفين اين وظيفه را دارند.
 
اموال مربوط به اقامه عزا
س)اگر براي برپايي هيأت، بنا به فرض از مالي استفاده شود كه صاحب آن راضي نيست، اقامه و شركت در آن مجلس چگونه است؟ و درصورت عدم اطلاع از رضايت صاحب مال، حكم مسئله چيست؟
ج) اگر عين مالي كه صاحبش راضي نيست مورد استفاده قرار گيرد تصرف در آن حرام است و ضمان دارد.
 
س)آيا وجوهي را كه براي منظوري خاص در عزاداري هديه شده است مي‌توان در موارد ديگري غير از آن، در عزاداري مصرف نمود؟ (مثل پولي كه براي غذا و اطعام داده شده ولي به مصرف خريد لوازم برسد)
ج) صرف وجوهي كه مصرفشان مورد خاص است در غير آن مورد جائز نيست و موجب ضمان است.
 
س)حكم استفاده شخصي از وسايل و لوازمي كه بدون خواندن صيغه وقف، فقط به منظور استفاده در عزاداري سيدالشهداء عليه‌السلام تهيه شده است چگونه است؟ و در صورتي كه كسي چندين بار جاهلاً اين كار را مي‌كرده وظيفه اش چيست؟
ج) استفاده شخصي از وسائل مذكور جايز نيست و كسي كه استفاده شخصي نموده بايد توبه كند و در برخي موارد، موجب ضمان است.
 
س)آيا اطعام و نذري را كه براي ظهر عاشورا در نظر گرفته شده مي‌توان در روزهاي ديگر محرّم، انجام داد؟
ج) درفرض سؤال نمي‌توان اطعام و نذر مذكور را درغير روز عاشورا انجام دهد.
 
س)گاهي پيشنهاد مي‌شود هدايا و نذورات مربوط به عزاداري كه براي روضه‌خواني حضرت سيد الشهدا عليه‌السلام تعيين مي‌شود در قالب عزاداري‌هاي نمايشي و تئاتري مصرف شود، آيا اين امر جايز است؟
ج) هدايا و نذور بايد در مواردي كه مورد نظر هديه دهنده و نذر كننده است مصرف شود و به همان روش معمول سابق نه به صورت نمايش و تئاتر.
 
آلات موسيقي در عزاداري
س)استفاده از آلات موسيقي مثل طبل، صنج، ني، ارگ و مانند آنها در خلال عزاداري چه حكمي دارد؟
ج) جائز نيست.
 
س)در زمان عزاداري سالار شهيدان حسين بن علي عليهما السلام استفاده از طبل و صنج جهت هماهنگي عزاداران چه حكمي دارد؟
ج) اشكال دارد.
 
برگرفته از كتاب « گفتمان عاشورايي» اثر آيت الله العظمي صافي